درباره ما
مطالب مهم
آخرین مطالب
لینکستان
امکانات برای درخواست
 




6. تمرینات ریلکس را سه باردرروز؛ صبح به محض بیدارشدن، ظهرقبل ازناهار ( وحتماً قبل ازناهار) و شب به هنگام خواب انجام دهید. به کسانی که شخصیت های عصبی وپرتنش دارند ویا بیشتردچاراغتشاش فکری هستند توصیه می کنیم که درطول روزهم این تمرین را انجام دهند.
7. اگربرخی ازاوقات درنیمه ی راه ووسط کارخوابتان گرقت اصلاً مقاومت نکنید واجازه دهید که به خواب بروید. مطمئن باشید که این خواب یک ریلکس عمیق است، اگرچه مدت زمان آن کم است ولی یک استراحت فراوان را برای شما به ارمغان می آورد.
8. ازآنجا که به هنگام ریلکس خون بیشتری متوجه عضلات بیرونی وسطح پوستتان می شود، ممکن است احساس گرما کنید ویا احساس کنید که خون روی سطح پوستتان جاری می شود که این احساس بسیارخوشایند است.
9. درتلقیناتی که به خود می کنید، احساس " سنگین شدن" را بارها وبارها به خود تأکید کنید. به عنوان مثال : " پای راست من لحظه به لحظه سنگین وسنگین تر می شود." سعی کنید که یک نوع کرختی و سنگینی و بی حسی را احساس کنید.
10. به دلیل جریان یافتن خون درعضلات وسطح پوست، فشارخون درریلکس کاهش می یابد واین تمرین برای کسانی که بیماری فشارخون دارند بسیارمفید است. البته توجه داشته باشید که این تمرین برای کسانی که فشارخون پایین دارند مطلقاً و به هیچ عنوان مضرنیست. تحقیقات نشان داده است که ریلکسیشن فقط فشارخون بالا ومرضی را کاهش می دهد ودرفشارخون طبیعی وپایین کوچکترین تغییری ایجاد نمی کند. بنابراین درهروضعیت جسمی و روحی که باشید بدون استثناء تمرین ریلکس برای آرامش و تمرکزحواس شما بسیارمفید است. حتی خیلی ازبیماری ها با این تمرین درمان می شوند ( به ویژه بیماری- های روان تنی) .
11. تمرین ریلکس را با زور وفشارانجام ندهید بلکه تمرین باید با آسودگی و تاحدی هم " خود به خودی" انجام شود وگسترش یاید.
وضعیت قرارگرفتن
" صحیح قرارگرفتن" اصل اساسی تن آرامی است. سردرامتداد تنه باشد و ستون فقرات صاف قرارگیرد. این وضعیت برای سروستون مهره ها بسیارمهم است.
ریلکس را دردو وضعیت می توانید انجام دهید:
1. نشسته
2. خوابیده
دروضعیت نشسته حتی الامکان روی یک صندلی بنشینید، دست ها را روی ران های خود قراردهید یا آویزان کنید. به پشتی صندلی یا دیوارتکیه دهید. پاها را کمی ازهم باز کنید ودریک وضعیت ساده روی صندلی بنشینید و تمرین را شروع کنید.
دروضعیت خوابیده به صورت طاقبازو به پشت بخوابید. کف دست به سمت بالا باشد و پشت دست به روی زمین قراربگیرد. پاها را کمی ازهم بازکنید. دست ها با پاها درتماس نباشند. برای آن که سرتان خیلی به عقب خم نشود و درامتداد تنه باقی بماند، می توانید از یک بالش کوچک استفاده کنید. دقت کنید که بالش شما خیلی بلند نباشد وسربه جلوخم نشود.
می توانید درهرکدام ازاین وضعیت ها که می خواهید اعم ازنشسته یا خوابیده ریلکس را انجام دهید. وقتی نمی خواهید بعد ازریلکس خوابتان ببرد تمرین را نشسته انجام دهید. مثلاً صبح ها بعد ازبیدارشدن بهتراست دروضعیت نشسته ریلکس کنید چون نمی خواهید خوابتان ببرد و شب ها بهتراست دروضعیت خوابیده تمرین کنید و با ریلکس به خواب روید.
اشکال دیگرتن آرامی
درروش دوم یعنی آرام سازی پس ازایجاد تنش، شما ابتدا هرعضله ای را که قصد دارید آرام سازید، سخت منقبض وپرتنش می کنید و سپس آرام آرام رهایش می کنید به همان شیوه- ای که درصفحات قبل گفتیم. منتها تا حدی، موضوع به خودتان بازمی گردد مثلاً شاته ها را به طرف بالا بکشید و منقبض کنید ورها سازید. یا دست خود را مشت کنید، جلوی پیشانی خود قراردهید. پیشانی را به دست مشت کرده ی خود بچسبانید. به طرف جلوفشاردهید و سپس آن را رها کنید.
تأثیرات این نوع تن آرامی هم بسیارخوب است با این حال امروزه کمتراستفاده می شود.
درشکل سوم یعنی ریلکس پیشرونده یا تجسمی شما به هیچ عنوان فرمان " شل شدن" نمی دهید وتلاشی هم برای شل شدن نمی کنید بلکه فقط آرام آرام بدنتان را ازپایین به بالا احساس می کنید، انگشتان پای راست، روی پا، پاشنه وقوزک، ساق پا، زانو و . . . همین طور به طرف بالا می آیید. دوباره تأکید می کنیم که مطلقاً تلاشی برای شل شدن نمی کنید. فقط عضله را مجسم و احساس می کنید و پیش می روید.
مورد استفاده ترین نوع تن آرامی، ریلکس بدون تنش یعنی مورد اول می باشد که ما آن را به تفصیل توضیح دادیم.
فصل نهم
یوگا و افزایش تمرکز
یکی ازتمرینات بسیاربسیارمؤثردرپرورش قوه ی تمرکز، یوگا است. یوگا قدمت چند هزارساته دارد وازکشورهند به ارمغان امده است. یوگا بک ورزش فکری بسیارمفید محسوب می شود که درآنِ ِ واحد تأثیرات جسمی و روانی فوق العاده عالی دارد.

عموماً یوگا را با " ورزش" مقایسه می کنند که این مقایسه ابداً صحیح نیست. یوگا به تنها می تواند تأثیرات عالی ورزش را ازنظرجسمی و سلامت جسمی درشما به جای بگذارد بلکه درذهن شما نیز تأثیرات مستقیم خارق العاده ای دارد.
کسانی که یوگا را دربرنامه ی روزانه ی خود قرار می دهند، عملاً شاهد این تأثیرات شگرف هستند.
کسی که یوگا می کند، ازدرصد بیشتری ازتوانایی های ذهنی خود استفاده می کند و علاوه بر این به دلیل تأثیرعالی که یوگا درآرام سازی دارد، ازآرامشی سرشاربرخوردارمی- شود که هم جسمی است و هم ذهنی.
کسانی که یوگا می کنند به خاطربرخوردارشدن ازهمین آرامش دررویارویی با مشکلات و بحران های زندگی بهترتصمیم می گیرند، منطقی ترند، عاقلانه ترفکرمی کنند وازشتاب- زدگی و عجله به دورهستند.
یوگا با آرامشی که به ارمغان می آورد وارتباطی که با لایه های عمیق ترمغزبرقرارمی کند ، یک احساس رضایت خاطر درونی و شادمانی عمیق را به همراه دارد.
بیشتربیماری های مفاصل مانند آرتروز، با یوگا درمان می شود. یوگا تمدد اعصاب را موجب می شود. انرژی ذهنی و مانیتیسم شخصی را افزایش می دهد وشخصی را افزایش می دهد وشخص را ازجذابیت فوق العاده ای بهره مند می سازید.
یوگا تمرین مؤثری درتناسب اندام است و شما چه ازچاقی فراوان وچه ازلاغری مفرط رنج ببرید، یوگا به شما تناسب اندام می بخشد.
یوگا را " رازجوان زیستن" می دانند. بسیاری ازحرکات یوگا چین وچروک پوست را ازبین می برد وازبه وجود آمدن آن هم جلوگیری می کند. حتی یوگا ازریزش مو هم ممانعت می کند.
تعداد زیادی ازحرکات یوگا برای فعال شدن غدد کم کار، بسیارمؤثراست. پس می بینیم که یوگا تنها یک تمرین برای تمرکزفکرنیست و فایده های جسمی وروحی بسیاری دارد.
همین که یوگا " آرامش" را موجب می شود، خود منشأ همه چیزاست. رفع اضطراب و استرس، اعتماد به نفس، روحیه ی شاد، خلاقیت، تناسب اندام، زیبایی وجوانی تنها گوشه ای ازفواید فراوان یوگاست.
اما آنچه که مد نظرماست وشاید یکی ازمهم ترین تأثیرات یوگا باشد، همین تمرکزفکر است.
یوگا چیست؟
بسیاری ازشما فکرمی کنید که یوگا مجموعه ای است ازحرکات و وضعیت هایی که کم شباهت به ورزش نیستند. این تصور، اشتباه است. یوگا به هیچ عنوان به تنهایی چنین معنایی نمی دهد.
یوگا دراصل به معنای "اتصال وپیوستگی" است. به معنای " وحدت ماده وانرژی" است. به مفهوم " یکی شدن جسم وروح" است. یوگا یعنی " یکپارچه شدن با تمامی خود" .
یوگا تمام قوای جسمی وروحی شما را جمع وهماهنگ می کند.
با این تعریف، می بینیم که هرروشی که شما را به این هماهنگی جسم وروح برساند و این وحدت ماده وانرژی را ایجاد کند، یوگا محسوب می شود.
محدود کردن یوگا فقط به یک سری حرکات، ازدرک نادرست مفهوم یوگا ناشی می شود. یوگا به معنی عمیق کلمه، کلیه ی مراحل وروش هایی را دربرمی گیرد که شما را به این هماهنگی، آرامش وتمرکز می رساند.
مراحل یوگا
یوگا پنج مرحله دارد که هرکدام ازاین مراحل، مفهوم یوگا را به تنهایی دربرمی گیرد. یعنی هرمرحله به تنهایی، خود یوگا محسوب می شود. اما انجام شدن این مراحل با هم، شما را به اوج این مفهوم وبه دنبال آن به تمرکزی که درجستجویش هسنید می رساند.
این که می گوییم یوگا پنج مرحله دارد نباید تصورشود که بسیاردشوارو سخت است. بلکه درعین حال فوق العاده آسان و راحت است. اکنون ما هریک ازاین مراحل را شرح می- دهیم. مراحلی که عبارتند از:
1. تفکرمثبت
2. رهایی
3. تنفس صحیح و فواید آن
4. تغذیه ی صحیح
5. حرکات
1. تفکر مثبت
مهم ترین رکن یوگا تفکرمثبت است. امروزه درتمام مؤسسات آموزش یوگا دردنیا، ابتدا مفهوم " تفکرمثبت " را آموزش می دهند وبعد به سراغ مراحل دیگرمی روند. این تفکر مثبت اگرچه یک مفهوم روان شناسی به نظرمی آید، اما درهند کهن ریشه دارد. یوگی های هندی عقیده داشتند که شرط اول یوگی بودن این است که به یک صفا و خلوص درونی رسیده باشند. یک پاکی درون و پاکی اندیشه . این اندیشه ی پاک و ناب وخالص، همان تفکر مثبت امروزی است و اساس کارمحسوب می شود.
بیشتراوقات وقتی می گوییم: تفکرمثبت داشته باشید، این طورتلقی می شود که باید با یک خوش بینی وخوش خیالی محض به زندگی نگاه کنیم ویا واقعیت منفی آن را نبینیم و یا این که چشم برروی آن ببندیم و نادیده اش بگیریم.
و حال آن که تفکرمثبت مطلقاً چنین مفهومی ندارد.
ما دراین اندیشه ی پاک ابتدا دریک نگرش عمومی تمام واقعیت زندگی را می بینیم. خوبی ها، بدی ها، جنایت ها، محبت ها، دوستی ها، دشمنی ها و . . . دید اول، یک نگاه کاملاً واقع بینانه است. نه دید مثبت است به دید منفی. نگاهی است که تمام واقعیت های پیرامون خود را می بیند ومی پذیرد.
بعد ازاین نگرش عمومی، تفکرمثبت مفهوم می یابد. حال ما می آییم وتوجه و تمرکز خود را به جنبه های مثبت یک موضوع وکلاً به واقعیت های مثبت معطوف می کنیم. توجه به نکات مثبت، آنقدرشما را با روحیه وقوی می کند که توان چاره جویی وتدبیربرای مقابله با واقعیت های منفی و یا حتی سازگاری با آنها را درشما دوچندان می نماید. شما با این نوع تفکر، هم روحیه واعتماد به نفس عالی دارید و هم بهتربرای جنبه های منفی چاره جویی و تدبیرمی کنید.
اساساً فقط " ذهن مثبت" قادربه تدبیروچاره اندیشی است نه ذهن منفی. کسانی که پس از نگرش عمومی تمام توجه و تمرکزخود را به واقعیت های منفی معطوف می کنند، آنقدراز نظرجسمی وروحی ضعیف می شوند که حتی نکات مثبت را ازدست می دهند.
مثلاً فردی که سرپناهی آرام برای زندگی دارد و ازسلامت کافی برخورداراست اما شغل مناسبی ندارد ویا به اندازه ی کافی زیبا نیست، اگرهمه ی توجه خود را به شغل نامناسب یا ازآن بدتر، به زشت بودن خود معطوف کند، آنقدرروحیه ی خود را دچاربحران می کند که سلامتش را هم ازدست می دهد ودیریا زود به خاطرارتباط تنگاتنگ روح وتن، به هزاربیماری مبتلا می شود. بیماری های عصبی، افسردگی، سردردهای شدید، بیماری های گوارشی مثل زخم معده و . . .
درصورتی که همین فرد می توانست با توجه به جنبه های مثبت زندگی خود، روحیه و اعتماد به نفس عالی درخود ایجاد کند و با استفاده ازمنابع وامکانات موجود برای مشکلات زندگی خود تدبیروچاره جویی کند.
یک ذهن منفی قادراست خیلی سریع ازبین تمام واقعیت های موجود، جنبه های منفی را کشف واستخراج کند وبا توجه و تمرکزدرآن، به افسردگی وغم وناراحتی خود دامن بزند.
حال آنکه یک ذهن مثبت قادراست دربحرانی ترین وضعیت ها ومنفی ترین واقعیت ها، جنبه های مثبت را پیدا کند وحتی فقط یک جنبه ی مثبت بیابد و برآن توجه وتمرکز کند وبا تکیه برآن، به اصلاح وضعیت های منفی موجود بپردازد. بنابراین می بینید که منظورازتفکر مثبت، انکارواقعیت های منفی زندگی نیست بلکه هدف این است که دست کم وضعیت های مثبت را حفظ کنیم و برای منفی ها نیزچاره ای بیاندیشیم.
تفکرمثبت، یک مهارت ذهنی ویژه است که شاید به دست آوردن آن ازتمام آنچه که در این مجموعه به شما ارائه شده است، مهم ترو درعین حال آسان ترباشد.
باید تفکرمثبت را تمرین کنید. این تمرین بسیارساده وراحت است: ازاین پس به هر چیزی که برخورد می کنید، چه شخص، چه شیء وچه موقعیت ووضعیت، جنبه های مثبت آن را کشف واستخراج کنید وبرآن ها تمرکزو توجه نمایید.
تمرین را ازچیزهای ساده شروع کنید واول ازهمه ، ازخود شروع کنید.
همین الان ازخود بپرسید که چگونه شخصیتی هستید؟
ذهن منفی شما می گوید: تمرکزحواس ندارم، حافظه ام افتضاح است. بی اراده و بی اعتماد به نفس هستم. بینی بزرگی دارم. دچاربی خوابی ام. ازشغلم راضی نیستم. جورابم سوراخ است. عصبی وکینه ای هستم.
و وقتی ازاو می پرسیم: دیگرچه؟ می گوید: همین.
اما ذهن مثبت شما، برجنبه های مثبت تأکید دارد: معده ام ازسلامت کامل برخوردار است. شنوایی ام بسیارخوب است. قدرت فکردارم. لباسی برتن دارم. شمارش ازیک تا صد را بلدم. دو دوست خوب دارم. برای پرورش اراده ام تلاش می کنم.
وقتی به او می گوییم: دیگرچه؟ می گوید: به دنبال یک شغل مناسب هستم وچون تلاش می کنم، یقین دارم که موفق می شوم. هم اکنون با مطالعه ی این کتاب وعمل به تمرین های آن می خواهم قدرت تمرکزخود را چند برابرکنم.
ازاین پس درمواجهه با هرچیز، فوراً سؤالی را ازخودتان بپرسید: این سؤال طلایی بهترین تمرین برای پرورش ذهنیت مثبت است. به عبارت دیگر، کلید طلایی دستیابی به آن است. سؤال این است: " چه جنبه های مثبتی دراین وجود دارد؟ "
2. رهایی
رهایی به معنای " خواستن دراوج رها کردن ورها کردن دراوج خواستن" است. وابستگی با تمرکزمنافات دارد. هروابستگی میدان فکری شما را اشغال می کند و شما را از تمرکزبرموضوعی دیگربازمی دارد.
رها یی یعنی: کم کردن وابستگی های خود. چه این وابستگی ذهنی وروانی باشد چه جسمی و مادی.
باید مدام درحال بخشیدن و رها شدن و آزاد شدن باشید. ذهن یوگی یک ذهن آزاد است، یک ذهن رها ودراوج آرامش. این رهایی نه به معنای ترک دنیا ولذت های مادی است، بلکه به مفهوم لذت بردن ازمواهب الهی بدون وابسته شدن به آن ها است.
شادی خود را به وضعیت خاص وموقعیتی ویژه وابسته نکنید که اگرچنین باشد ازاین لحظه ی خود شادمان نیستید و همیشه درانتظاروافسوس به سرمی برید.
ممکن است بگویید: " انسان باید هدف داشته باشد و برای رسیدن به آن تلاش کند. آیا خود ِ هدف داشتن یک نوع وابستگی نیست؟"
درپاسخ ما تأکید می کنیم که باید هدفمند باشید و حتماً اهدافی داشته باشید، اما می گوییم که تمام آرامش وموفقیت و کامیابی و لذت و بهره مندی خود را به دستیابی به هدف و زمان رسیدن به آن وابسته نکنید. همان قدرمشتاق و خواهان باشید که آماده ی رها کردن هستید.
برخی ازما چنان به دنبال اهداف مادی خود می رویم که تمام زندگی این لحظه را بر خود حرام می کنیم وخودمان را ازهمه چیزمحروم می کنیم تا به آن یک چیزبرسیم ودراین تلاش، خود را چنان به درودیوارمی کوبیم وعصبی وپراضطرابیم که هیچ جای آرامش و لذت و بهره مندی برای خود باقی نمی گذاریم.
گهگاه باید آرام شوید، ازتلاش بازبایستید، میدان ذهنی را خالی کنید وآن را ازعشق و شادمانی سرشارکنید. رها وآزاد شوید.
ذهن عصبی و درگیرو مضطرب و وابسته نمی تواند درهیچ چیزتمرکز کند حتی تمرکز
چنین ذهنی برهدف و تلاش برای دستیابی به آن، مطلوب وایده آل نیست. تلاش کنید اما با آرامش. تقلا وخودکشی نکنید. این، همان مفهوم رهایی است. احظاتی درروز آرام شوید، با تمرکزفوق العاده وآرام و پیوسته هم حرکت کنید.
به هیچ عنوان آرامش خود را به کسی وچیزی وجایی وابسته نکنید. نگویید: فلان کس پیش من باشد، فلان چیزرا داشته باشم، فلان جا باشم، آرام هستم. یادتان باشد منشأ آرامش دردرون شماست. رها و آزاد باشید. نگویید: با اوباشم، یا فلان جا باشم لذت می برم. یاد بگیرید از وجود و حضورخودتان و ازدرون الهی خود لذت ببرید. رها باشید.
3. تنفس صحیح و فواید آن
تنفس صحیح آنقدردرآرامش و تمرکزمؤثراست که ما خواستیم حتی فصلی مجزا و بسیار مفصل درتنفس داشته باشیم. اگرچه این کاررا به دلیل آن که تنفس صحیح یکی ازمراحل یوگاست انجام ندادیم و آن را درهمین فصل یوگا بررسی می کنیم، اما شما آن را به اندازه ی یک بخش مجزا و بسیارمهم جدی بگیرید. تمام تمرینات ارائه شده دراین فصل به یک طرف و تمرین تنفس صحیح هم به یک طرف.
شما ممکن نیست کتابی درزمینه ی تمرکزحواس وآرامش ذهن پیدا کنید که درآن فصلی به تنفس صحیح اختصاص داده نشده باشد.
دریوگا تنفس آنقدرمهم است که خیلی ها تصورمی کنند یوگا به تمامی یعنی تنفس!
درمقدمه ی گلستان سعدی، اولین نعمت خداوندی که سپاس گفته شده، تنفس است: " . . . هرنفسی که فرو می رود ممدِ حیات است و چون برمی آید مفرح ذات" و این خود نشانه ی اهمیت تنفس است.
فواید تنفس عمیق – طول عمر و سلامتی
کسانی که تنفس عمیق دارند ازطول عمربیشتری برخوردار می شوند. تنفس عمیق باعث می شود که تعداد دم و بازدم دریک دقیقه کمترشود. معمولاً افراد دریک دقیقه 16 بارنفس می کشند وعمرمتوسطی دارند. اما هرکس بیش ازاین در دقیقه نفس بکشد، مسلماً تنفس هایی سطحی خواهد داشت که دم و بازدم عمیق را به همراه ندارد. طول عمرچنین افرادی ازحد متوسط ومعمول کمتراست.
اگرمی گویند هیجان های عصبی مانند ترس، اضطراب، خشم، کینه، انتقام وحسادت، بیماری می آورد وازطول عمرمی کاهد به این خاطراست که تمام هیجان های عصبی اولین تأثیرخود را برتنفس می گذارند. شما ازاین به بعد به کسانی که عصبی و خشمگین و یا مضطربند با دقت نگاه کنید و ببینید که چقدرتنفس آن ها دراین مواقع سطحی می شود. گاهی اوقات درهنگام خشم، تنفس به سی باردردقیقه وحتی بیشترمی رسد. حالا خودتان حساب کنید که کسانی که مدام درهیجان های عصبی به سرمی برند ودرخشم واضطراب غوطه ورند با تنفس سطحی خود چه بلایی برسرسلامتی وطول عمرخویش می آورند.
درعوض، کسانی که ازآرامش برخوردارند وخود را به هنگام خشم کنترل می کنند، چنان از تنفس عمیق و ژرفی برخوردارمی شوند که مسلماً سلامتی آن ها را مداوم ترو طول عمرشان را بیشترمی کند.
اخیراً دریکی ازمجله های علمی، ازتحقیقات مشترک دانشمندان ژاپنی و آمریکایی گزارشی ارائه شد. این دانشمندان به این نتیجه ی جالب رسیده اند که اگرانسان بتواند تعداد تنفس خود را دریک دقیقه از16 به 12 کاهش دهد، چیزی حدود 50 سال به عمر خود اضافه کرده است.
ورزش برای این سلامت قلب وجسم، و به دنبال آن طول عمررا به همراه دارد که بر سیستم تنفسی اثرمی گذارد. ورزشکاران با پیگیری مستمرورزش درزندگی، کم کم برحجم تنفسی خود می افزایند وازتعداد تنفس خود دردقیقه می کاهند وبه همین دلیل ازسلامتی و طول عمربرخوردارمی شوند.
درعوض سیگاری ها با سیگارکشیدن به سرعت ازحجم تنفسی خود می کاهند و برتعداد تنفس خود می افزایند، ضمن آن که تنفسشان را مسموم نیزمی کنند ودرنتیجه سلامتی خود را ازدست می دهند وطول عمرشان کاهش پیدا می کند.
به هرترتیب، باید دقت کنید که ضمن انجام تمرینات تنفس – که به زودی آن را کاملاً شرح می دهیم – ازهرعاملی که درشما تنفس سطحی ایجاد می کند وحجم تنفسی شما را کاهش می دهد اجتناب کنید وازهربرنامه ای که تنفس شما را عمیق ترمی کند وبرحجم تنفسی شما می افزاید استقبال کنید.
فواید تنفس عمیق – کنترل هیجان های عصبی
گفتیم که هیجان های عصبی منفی و به ویژه خشم واضطراب، تنفس شما را بد وسطحی می کنند و شما باید مراقب باشید که این هیجان ها را درخود کنترل کنید تا درنهایت سلامتی و طول عمرخود را حفظ کرده باشید.
خوشبختانه تنفس صحیح وعمیق، خود عاملی بازدارنده برای این هیجان هاست. شاید خود شما هم بارها تجربه کرده باشید.
وقتی عصبانی و خشمگین می شوید، اگردرحرکتید، بایستید؛ اگرایستاده اید، بنشینید؛ اگر نشسته اید، درازبکشید وبعد چند نفس عمیق بکشید. خیلی سریع خشم شما فروکش می کند و مسلماً شما با آرامش، بهترو عاقلانه تر فکرمی کنید وتصمیم می گیرید.
هرهیجان منفی دیگری را که درخود احساس می کنید، می توانید با این روش ازبین ببرید و حتماً این کاررا بکنید.
فراموش نکنید که شما به هیچ عنوان نمی توانید با این هیجان های عصبی و این تنفس-های بد، ازآرامش و به ویژه ازتمرکزحواس برخوردارشوید.
توجه داشته باشید که پیاده روی همراه با تنفس عمیق، همواره یکی ازراه های کسب آرامش بوده است.
فواید تنفس عمیق – آرامش
شاید مهم ترین تأثیرتنفس عمیق که خیلی سریع هم به چشم می آید، آرامش است.
باهرنفس عمیقی که می کشید هم ذهن شما آسوده ترمی شود وهم جسمتان، به ویژه در بازدم های عمیق بدن شل وریلکس ومنبسط می شود.
اساساً بین تنفس وانقباض عضلانی همیشه رابطه ای وجود دارد.
هیجان های عصبی منفی، تنفس را سطحی می کند وتنفس سطحی انقباض وگرفتگی عضلانی را موجب می شود که شما دندان ها را به هم می فشارید و دست ها را مشت می کنید و ابروها را درهم می کشید.
حتی ثابت شده است که دراین حالت جدارمعده ی شما جمع شدگی و کلیه ی شما چروک خوردگی پیدا می کند.
" لوییزهی " روان شناسِ ِ بنام درکتاب معروف خود " شفای زندگی " می نویسد: " زخم معده و سنگ کلیه بازتاب های هیجان خشمند، درعوض تنفس عمیق و آرام، انبساط و آرامش عضلات را موجب می شود.
همین طوربه خاطرارتباط تنگاتنگ جسم وذهن، آرامش عضلانی آسودگی ذهن را به دنبال دارد و انقباض عضلانی، آشفتگی فکررا. این همان اصلی بود که ما درفصل پیش بر آن تکیه کردیم.
مهم ترین و اساسی ترین عامل مؤثردرتمرکز فکر، همین آرامش جسم وذهن است که رهاوردی از تنفس عمیق هم هست.
فواید تنفس عمیق – کنترل عواطف
عواطف واحساس های شما هم برتنفس شما تأثیرمی گذارد. کسانی که احساسی تر باشند، تنفس سطحی تری دارند.
کنترل احساسات به نوعی کنترل انرژی ذهنی و کنترل مغناطیس شخصی است.
ما به کسانی که خیلی احساساتی هستند توصیه می کنیم تنفس عمیق را تجربه کنند. با چند تنفس عمیق وآهسته، خیلی سربع ازشدت احساس وعاطفه کاسته می شود. البته ما نمی-خواهیم جلوی هراحساسی را بگیریم. برخی ازاحساس ها را حتی باید دامن زد وگستراند.
شما باید توجه داشته باشید که احساس وعاطفه ی شما همسو و هم جهت با ارزش های فکری واهداف شما هستند یا نه. اگرهستند ودرشما واکنش های مثبت درجهت رسیدن به هدف ایجاد می کنند، ازآن ها استقبال کنید ودوستشان بدارید؛ اما اگرشما را به واکنش های منفی وامی دارند، مثلاً به زیرپا گذاشتن ارزش ها ومنحرف شدن ازمسیراهداف، حتماً باید آن ها را تعدیل وکنترل کنید تا بعداً دچارپشیمانی و احساس گناه نشوید.
تنفس عمیق وتفکرمثبت، دو بازوی اصلی کنترل عواطف منفی هستند.
فواید تنفس عمیق – خلأ و رهایی
آنچه که پیش ازاین درباره ی " رهایی" گفتیم، با تنفس عمیق به آسانی به دست می آید. شما با رهایی، ازهرگونه وابستگی ذهنی فاصله می گیرید وبا تنفس عمیق، خیلی آسان به این رهایی می رسید.
یوگی ها تنفس عمیق را راه مؤثررهایی می دانند. شما هم می بینید که بخش عظیمی از یوگا به معنی هماهنگی وتعادل روح برعهده ی تنفس است.
فواید تنفس عمیق – کنترل میل جنسی
پیشاپیش تأکید می کنیم که کنترل به معنی " سرکوب" نیست.
میل جنسی یکی ازموهبت های الهی وازنعمت های خدادادی شماست برای تنازع بقا. حتی میل جنسی را یکی ازنیروهای درونی وحیاتی بشرمی دانند که اگرکنترل وتعدیل شود، یک رکن موفقیت به حساب می آید.
" ناپلئون هیل" روان شناس مشهوردرکتاب معروف خود " بیندیشید و ثروتمند شوید" ، میل جنسی را یکی از سه ضلع موفقیت می داند.
آنچه ما درصدد کنترل آن هستیم، میلی است که هدفدارنیست ودرجهت مثبت قرارندارد.
همه ی امیال، مثبت ومفیدند. همه ی امیال، موهبت الهی اند اما به شرط آن که مهارشان کنیم وبه کنترلشان درآوریم وازآن ها درست استفاده کنیم. افراط درارضای میل جنسی و کنترل نکردن آن، هم تعادل عصبی شما را برهم می زند وهم ازبخش عظیمی ازنیروهای حیاتی و قوای مغیاطیسی شما می کاهد. جالب این که میل جنسی تنفس را تند وسطحی می-کند.
هربارکه میل جنسی، نه درجهت مثبت ودرست ، درشما طغیان کرد، یک شیوه ی کنترل، آن است که مکان ووضعیت خود را تغییردهید وچند نفس عمیق بکشید. ما " پیاده روی تند همراه با تنفس های عمیق" را دراین مواقع به شما توصیه می کنیم.
فواید تنفس عمیق – خلاقیت
با تنفس عمیق، شما به لایه های عمیق ترمغزو منشأ فکرمی رسید. آنجا که خلاقیت، افکارنو، تصمیم های تازه وحتی الهام وشهود شماست، تنفس عمیق یعنی ارتباط با منشأ فکر و شعورخلاق. با تنفس عمیق، هم فکرتان بهتروعمیق ترمی شود وهم تمرکز حواس بیشتری پیدا می کنید. درباره ی ارتباط بیشتر و بهتربا منشأ فکردرفصل " مدیتیشن" صحبت خواهیم کرد.
تکنیک تنفس عمیق
تنفس عمیق، شامل سه مرحله است:
1. دم عمیق
2. نگهداری نفس
3. بازدم عمیق
1. دم عمیق
فروبردن هوا به ریه ها یعنی دم، مطلوب ما نیست مگرآن که این شرایط را داشته باشد:
الف - آهسته وآرام باشد.
دم شتاب آمیزهرگز نمی تواند ریه ها را به طورکامل پرکند یعنی شما هرچقدرسعی کنید که نفس عمیق بکشید اما این کاررا با شتاب انجام دهید، ریه های شما به طورکامل پرنمی شود. باید آهسته ریه ها را ازهوا پرکنید.
ب - نفس عمیق باید شکمی باشد.
ابتدای دم عمیق، قسمت های فوقانی قفسه ی سینه ازهوا پرمی شود که درتنفس سطحی هم چنین چیزی رخ می دهد. آنچه مطلوب ماست، پرشدن قسمت های تحتانی قفسه ی سینه و حبابچه های هواست.
سعی کنید با قسمت شکم خود نفس بکشید. وقتی به آرامی ریه ها را ازهوا پرمی کنید، درآخرین لحظات، یک فشارودرد اندکی را درقسمت فوقانی شکم ( دیافراگم ) خود حس می- کنید.
اما چرا می خواهیم چنین حالتی ایجاد شود؟
سلول های بدن ما با خون ارتباط مستقیم ندارند بلکه این ارتیاط را لنف یا آب میان بافتی ایجاد می کند. لنف مواد غذایی را ازخون می گیرد ودراختیارسلول قرارمی دهد وازطرفی مواد زاید را ازسلول می گیرد وبه خون بازمی گرداند. هرچه لنف این تبادل را سریع ترو بهترانجام دهد سلامت سلول و شادابی آن بیشترمی شود. به طور کلی سلامت سلول به دو عامل وابسته است: شتاب و سلامت خون، شتاب و سرعت لنف.
سرعت گردش خون عمدتاً به قلب وابسته است اما سرعت لنف به حرکت عضله ی بالای شکم یعنی دیافراگم بستگی دارد.
تنفس عمیق وشکمی، دیافراگم را حرکت می دهد واین حرکت، درحفره ی شکمی خلأیی ایجاد می کند که شتاب لنف را پانزده برابر می کند.
سلامتی وجوانی شما اساساً به دو عامل وابسته است: عمق تنفسی و گردش خون.
با تنفس های عمیقی که انجام می دهید، سرعت لنف را فزونی می بخشید و درنتیجه متابولیسم سلولی شما بهترانجام می شود و شما شادابی، سرزندگی و انرژی فراوانی را احساس می کنید.
2. نگهداری نفس
شاید مهم ترین قسمت تنفس، همین نگهداری باشد. وقتی شما هوا را درریه ی خود نگه می دارید، به کیسه های هوایی خود فرصت می دهید که تبادل اکسیژن و دی اکسید کربن را کامل انجام دهند. درتنفس های تند وسطحی، این تبادل خوب صورت نمی گیرد چون شما به ریه های خود فرصت کا فی نمی دهید.
3. بازدم عمیق
دربازدم های سطحی ومعمولی، ریه ها ازمواد مسموم وعمدتاً دی اکسید کربن، به طور کامل خالی نمی شوند.
بازدم هم باید دو شرط ویژه داشته باشد: اول آن که آهسته و آرام انجام گیرد. دوم آن که ازراه بینی باشد. اما درآخرین لحظات، دهان را بازکنید وهوای باقی مانده را با فشارو صدای " هه " بیرون دهید.
دربازدم های سطحی، حدود 1300 تا 1500 میلی لیترازهوای بازدمی ریه ها خالی نمی شود. این هوای باقی مانده، یکی ازمهم ترین علل پیری شناخته شده است.
بازدم های عمیق را تجربه کنید وریه های خود را ازآخرین هوای مسموم نیزخالی کنید.
آگاهی بر تنفس
یکی ازمهم ترین عوامل مؤثردرتمرکزحواس، توجه کردن به تنفس است. ازلحظه ای که دم عمیق را شروع می کنید تا آخرین لحظه ای که هوا را بیرون می کنید، به فرآیند تنفس و صدای تنفس خود توجه کنید. به صدای نفس خود گوش بسپارید و تمام توجه خود را به آن معطوف سازید.
شمارش تنفس
یکی ازراه های آگاهی برتنفس، شمارش آن است. برای همین امروزه فرمول هایی برای شمارش تنفس ارائه شده است که شما می توانید با استفاده ازآن ها بر تنفس خود آگاهی پیدا کنید.
جدیدترین ومعمول ترین فرمول تنفسی ، فرمول " 2 – 4 – 1 " است. یعنی اگرشما تا یک شماره دم عمیق می کشید، چهاربرابر آن هوا را درریه نگه می دارید و دو برابرآن، یعنی نصف زمان نگهداری، هوا را ازریه ها خارج می کنید.
این فرمول تنفسی، براساس ظرفیت تنفسی شما می تواند افزایش یابد که میزان افزایش برای افراد مختلف متفاوت است.
مثلاً اگر دم عمیق شما سه شماره طول می کشد، باید با 12 شماره نفس خود را نگه دارید و سپس با شش شماره هوا را ازریه های خود خارج کنید.
منظورما عمدتاً آگاهی بر تنفس است و شما می توانید فرمول را کمی تغییرهم بدهید به شرط آن که " طولانی تربودن زمان نگهداری نفس " را جدی بگیرید.
می توانید نفس را با انگشت، شمارش کنید و یا این که درذهن خود بشمارید. هرشماره الزاماً معادل یک ثانیه نیست. به آرامی وهرطورکه دوست دارید یک ریتم شمارش را درنظر بگیرید وبرای خود بشمارید.
دکتر" لوئیس پروتو" درکتاب خود " طریقت آلفا و رسیدن به آرامش" از " آگاهی بر تنفس و توجه به صدای نفس کشیدن" به عنوان یکی ازمؤثرترین روش های آرامش و ریلکسیشن صحبت کرده است.
درشبانه روزدست کم سه باروهربارده مرتبه تنفس " 2 – 4 – 1 " را با همه ی شرایط لازم برای یک تنفس صحیح وعمیق انجام دهید.
پرانا
یوگی های هندی ازگذشته اعتقاد داشتند که درهوای پیرامون ما، ماده ای حیاتی و انرژی بخش وجود دارد که " پرانا" نامیده می شود. ما " پرانا" را به درون ریه ی خود فرو می بریم، درریه ها حبس می کنیم ، پرانا مواد زاید را نابود می کند وما با بازدم عمیق خود این مواد را خارج می کنیم.
امروزه ما نام این ماده ی حیات بخش را " اکسیژن" و نام ماده ی زاید را " دی اکسید کربن" گذاشته ایم اما به خاطرآن که جنبه های بسیارحیاتی وجادویی تنفس را که تا کنون تصورنمی کرده اید احساس کنید، توصیه می کنیم که کماکان به پرانا فکرکنید.
دردم عمیق احساس کنید انرژی هستی وپرانا را به وجود خود راه می دهید و آلودگی ها را دربازدم عمیق خود بیرون می رانید.
درتمام کتاب هایی که درباره ی یوگاست، تنفس پرانا به شدت تأکید شده است.
4. تغذیه ی صحیح
هدف یوگا، جذب و ذخیره ی انرژی است نه کاهش آن.
بسیاری ازغذا هایی که ما درشبانه روزاستفاده می کنیم، حجم عمده ای ازانرژی ما را می کاهند، ضمن آن که مواد مسموم فراوانی را نیزتولید می کنند. ما درروند صحیح یوگا، به شما دستورپرهیزغذایی نمی دهیم و شما را ازچیزی برحذرنمی داریم.
واقعیت این است که مواد پروتئینی و لبنیات، برای هضم وجذب خود انرژی فراوانی را ازبدن می گیرند ومواد زایدی را برجای می گذارند. فرآورده های شیرمانند کره، پنیر، خامه و فرآورده های گوشتی به ویژه گوشت قرمز، مواد غذایی دیرهضمی هستند که انرژی زیادی ازما می گیرند. درعوض، سبزی ها و میوه ها مواد غذایی سهل الهضمی هستند که ازطرفی انرژی فراوان به ما می دهند وازطرفی ترکیبات شیمیایی خون را مسموم نکرده حتی تصفیه هم می کنند.
غزما برای انجام فعالیت های فکری به ویژه تمرکزفکربه گلوکزفراوان احتیاج دارد. شما سعی کنید این گلوکزفراوان را بیشترازفروکتوز( قند میوه ها ) تأمین نمایید.
امروزه 80% ازمواد غذایی را که رژیم های غذایی مناسب توصیه می کنند، میوه ها و سبزی ها تشکیل می دهند.
شما خودتان بارها تجربه کرده اید که با خوردن میوه های شیرین، سالاد وسبزی ها چقدرشاداب ترو سرزنده ترمی شوید وآمادگی بیشتری برای فعالیت های ذهنی پیدا می کنید. درصورتی که با خوردن مواد پروتئینی، ذهن شما احساس خستگی می کند وشما به چرت زدن و خوابیدن تمایل پیدا می کنید.
مجدداً تأکید می کنیم: سفارش ما این نیست که ازپروتئین و لبنیات استفاده نکنید، بلکه می گوییم کمتراستفاده کنید و حتی الامکان میوه وسبزی را جایگزین مواد غذایی دیرهضم کنید.
به عنوان آخرین نکته، انگورهمیشه به عنوان یک میوه ی شیرین برای انجام فعالیت های ذهنی و تمرکزحواس دربرنامه ی غذایی یوگی ها نقش فوق العاده ای داشته است. از انگورفراوان استفاده کنید.
5. حرکات بدنی
کسانی که با حرکات یوگا آشنایی نسبی دارند اکنون بسیارمشتاقند که ببینند دراین مجموعه به ویژه برای تمرکزحواس، چه حرکت هایی را پیشنهاد می کنیم.
ما به جای آن که به شرح حرکات فراوان بپردازیم، قواعد علمی این حرکات را درچند مرحله می گوییم که شما با درنظرگرفتن این اصول، می توانید خودتان حرکت هایی را پیشنهاد کرده وانجام دهید.
اصول حرکات بدنی
1. بدن را دروضعیتی قراردهید که یا درطول شبانه روزاصلاً انجام نمی گیرد ویا خیلی به ندرت انجام می گیرد. بدن شما درشبانه روزوضعیت های مختلفی را به خود می گیرد، اما بعضی ازوضعیت ها هست که بدن شما اصلاً درآن ها قرارنمی گیرد ویا خیلی کم قرار می-گیرد. مثلاً کمترپیش می آید که شما دستتان را ازبالا به پشت خود ببرید و ازآرنج خم کنید یا کمتر پیش می آید که برخلاف جاذبه ی زمین و به صورت سروته قراربگیرید به طوری که سرپایین، و پاها بالا باشند. با این تعریف شما می توانید خودتان صدها حرکت یوگا ایجاد کنید.
2. دست کم یک دقیقه دراین وضعیت ثابت بمانید وتوقف کنید.
3. حالا باید دراین وضعیت ویژه تمرکزکنید. تمرکز شما سه حالت دارد:
الف – اگرعضله ای متحمل فشارشده است، فکرخود را برآن عضله متمرکز کنید. لزومی ندارد به این فکرکنید که آن عضله درحال شل شدن است. فقط به آن توجه کنید.
ب – اگربا کشش عضلانی مواجه نیستید به یکی ازنقاط انتهایی بدن توجه کنید مانند نوک انگشتان دست، نوک انگشتان پا، نوک بینی ویا بالای سر.
پ – اگرمنظور شما ازیوگا فعل وانفعالی خاص یا درمان است، به طورذهنی برآن فعل وانفعال تمرکزکنید. مثلاً وقتی سررا پایین قرارمی دهید وپاها را بالا، می توانید تمرکزکنید که خون ازانگشتان پاهای شما به طرف پوست سرتان سرازیرمی شود وپیازمو تقویت می-گردد.
4. بسیاردقت کنید که دریوگا، کشش ها ملایم وخفیف باشند. هرگونه فشارسنگین بر خود آوردن غلط است. اگربعد ازیوگا احساس خستگی کنید ودرد عضلانی داشته باشید، آنچه انجام داده اید ورزش بوده به یوگا.
اشتباهی که بیشترافرادی که کتاب های یوگا را مطالعه می کنند مرتکب می شوند این است که مثلاً وقتی می بینند کسی سرش را به طرف پاهایش خم کرده وبه زانوچسبانده است، آن ها هم سعی می کنند که با فشارهمین وضع را ایجاد کنند درحالی که باید تا جایی پایین می رفتند که کشش ملایمی ایجاد می شد وهمانجا توقف می کردند.
شما هم نباید به خود فشارآورید که یکباره چنین وضعیتی به خود بگیرید. تأکید می کنیم کشش، ملایم وخفیف باشد.
5. یوگا به عضلاتی که معمولاً کمترمورد توجه قرارمی گیرند، بیشترتوجه دارد. به عضلاتی مانند زبان، پشت ران، پشت، پشت کتف و. . . بسیارتوجه کنید.
6. بین هردوحرکت یوگا دست کم سی ثانیه توقف کنید وچند نفس عمیق بکشید.
چه وقت وچقدرتمرینات یوگا را انجام دهیم؟
به هیچ عنوان درانجام یوگا افراط نکنید. روزی یک باریوگا کنید وحرکاتی که انجام می دهید از4 تا 5 حرکت تجاوزنکند وبیشتراز7 تا 8 دقیقه طول نکشد.
دریک روزنیم ساعت تا یک ساعت تمرین یوگا انجام دادن عملاً روحیه ی پشتکار را درشما ازبین می برد. شرط ایجاد روحیه ی پشتکاراین است که درابتدا بسیارکم اما همیشه انجام دهید تا برایتان عادت شود.
به جای این که روزی یک ساعت انجام دهید وبعد ازبیست روزآتش اشتیاق شما سرد و خاموش شود، روزی پنج دقیقه اما همیشه انجام دهید.
یوگا را باید با شکم خالی انجام دهید ودست کم دوسه ساعت ازغذاخوردنتان گذشته باشد. ازآنجا که فاصله ی بین شام خوردن تا خوابیدن ما معمولاً کم است، توصیه می کنیم یوگا را صبح بعد ازبیدارشدن ازخواب انجام دهید.
یوگا با ورزش منافاتی ندارد. می توانید بعد ازیوگا ورزش کنید یا نکنید. دراین مورد، اختیارکامل با شماست.
به هنگام انجام یوگا، لباس راحت وآزاد بپوشید ووسایل اضافی مانند ساعت، عینک و... را دربیاورید.
بعد ازاین که یوگا به مدت زمان کم برایتان عادت همیشگی شد، می توانید به تدریج مدت زمان انجام آن را افزایش دهید.
چهار حرکت اصلی یوگا
چنان که گفتیم برای حرکات یوگا می توانید خودتان حرکاتی را پیشنهاد کنید و یا این که ازحرکات پیشنهادی کتاب های یوگا استفاده کنید.
ما هم اکنون چهارحرکت اصلی ومادررا که گفته می شود ازبقیه حرکات مهم ترند، به شما پیشنهاد می کنیم:
حرکت یک
کناردیوارقراربگیرید وپاها را به بالا پرتاب کنید به طوری که سرپایین وپا به طرف بالا باشد. یک یا دو بالش زیرسرخود بگذارید ودست ها را ازآرنج خم کنید وزیر سرخود بگذارید. اگراین حرکت برایتان دشواراست، درآغازبه مدت سی ثانیه آن را انجام دهید. افرادی که بیماری آرتروزدارند، این حرکت را انجام ندهند.
حرکت دو
بنشینید پاها را درازکنید. ازکمرخم شوید. پا را به طرف زانو ببرید و دست ها را به طرف پا درازکنید. توجه کنید تا آنجا پایین بروید که کشش وفشارسنگینی را حس نکنید.
حرکت سه
به روی شکم بخوابید ( دمر). کف دست را روی زمین و روی سینه ی خود قراردهید. بعد دست را به زمین بفشارید، آرنج را صاف کنید طوری که ازکمربه بالا درهوا قرارگیرد و از کمربه پایین روی زمین به طرف بالا نگاه کنید وثابت شوید. دراین حرکت می توانید زبان خود را بیرون بیاورید.
حرکت چهار
دوزانو بنشینید. باسن را تا حدی دربین پاشنه ها بگذارید. دست را آهسته مشت کنید و روی ناف بگذارید. مشت ها را به هم بچسبانید. به آرامی پایین بروید ودراین وضعیت ثابت بمانید.
درتمام حرکات به اصول یوگا که پیشترگفتیم توجه داشته باشید. همین طوربه این که زمان کمی را درشروع کار، به تمرین های یوگا درشبانه روزاختصاص بدهید.
فصل دهم
مراقبه و مانترا
یکی ازتمرینات بسیارمؤثردرایجاد خلأ فکری وقرارگرفتن دروضعیت بی فکری که برای تمرکزحواس فوق العاده مفید ولازم است، روشی است به نام " مراقبه" یا " مدیتیشن".
این تکنیک، که امروزه علم آن را کاملاً تأیید کرده است، نقش مؤثری درایجاد آرامش دارد.
کسانی که روزی 2 باروهرباربه 20 دقیقه تمرین را به طورمداوم انجام دهند، پس از مدتی ازتمرکزحواس، خلاقیت، آرامش وسلامت بیشتربرخوردارمی گردند.
مراقبه ومدیتیشن تکنیکی برای " دستیابی به لایه های عمیق فکر" است وشخص می تواند با این تمرین، به منشاء ایجاد فکردست پیدا کند. آنچه که ما آن را فکرمی نامیم، انرژی است که به سطح مغزآمده است یعنی ازمنشاء خود به مروربالا آمده تا به سطح مغزرسیده است. تولید و ایجاد فکررا غالباً به سطح وعمق دریا تشبیه می کنند. همان طورکه یک حباب ابتدا درعمق دریا به صورت بسیارکوچک ایجاد می شود وکم کم بالا می آید وهم زمان با بالا آمدن بزرگ و بزرگ تر می شود تا به سطح آب می رسد، فکرنیزچنین روندی را طی می کند.
ابتدا ازلایه های عمیق مغزوآنجا ما آن را احساس وتجربه می کنیم ومی گوییم که فکری به ذهنمان خطورکرد.
دردریا ، سطح آب پرازموج وتلاطم است وحرکت، نوسان فراوان دارد. اما عمق دریا کاملاً ساکت و آرام است وآن تلاطم ونوسانی که درسطح مشاهده می شود، ابداً درعمق نیست. با آنکه همه ی حباب ها که درسطح به چشم می خورند ازهمین قسمت های عمیق می آیند اما اینجا کاملاً ساکت وآرام است.
ما معمولاً با سطح مغزخود درارتباطیم . آنجا که همه چیز، شلوغ وپرهیاهوست. ما اگر قادرباشیم به قسمت های عمیق ترمغزدست پیدا کنیم وبه منشاء فکرراه یابیم، عملاً هم سکوت وسکون ذهنی برایمان میسرمی شود وهم به جایی می رسیم که منشاء خلاقیت، تدبیرو تمرکز فراوان است. مراقبه، چنین کاری می کند. مراقبه شما را به قسمت های عمیق مغزمی برد. به سکوت ذهن، به سکون فکروبه خالی ِ درون با تمام فواید فوق العاده ای که یک مراقبه ی مداوم دارد، تمرین آن بسیارساده وآسان است.
چگونه مراقبه کنیم؟
شما درهروضعیتی که دوست دارید بنشینید. توجه دارید که مراقبه حتماً باید درحالت نشسته انجام شود. مراقبه درحالت خوابیده نداریم. وضعیتی راحت به خود می گیریم. چشم های خود را می بندیم وسکوت می کنیم.
مانترا
مانترا یا ذکردرمراقبه، غالباً واژه ای بی معنی است که صرفاً یک فرکانس صوتی دارد. یک صدا وصوت است ودیگرهیچ. نه معنی دارد نه مفهوم. نه فکررا به خود مشغول می کند. البته جلوتر، که ازنقش ذکردرعرفان اسلامی به عنوان یک تمرین مؤثربرای ایجاد تمرکز صحبت می کنیم، می گوییم که ذکردرابتدا باید بامعنی باشد وسپس دراثرتکراربرزبان ودرذهن بی معنی می شود. درمدیتیشن وقتی به مراقبه نشستید وچشم ها را بستید، حالا باید واژه ای بی معنی را مدام درذهن خود تکرارکنید. این واژه به میل خودتان، هرواژه ی بی معنایی می تواند باشد.
درنزد یوگی ها مهم ترین ومتداول ترین مانتراها صوت " اوم" می باشد. یعنی شخص می نشیند ، چشم ها را می بندد ومدام درذهن خود تکرار می کند: اوم، اوم، اوم . . . و این عمل را 20 دقیقه ی مداوم انجام می دهد.
روان شناسی امروزثابت کرده است که با ذکریک مانترا عملاً بعد ازدقایقی تمام قسمت های ذهن را خستگی و رخوت می گیرد وصرفاً یک نقطه ی فعال باقی می ماند.
مانترای شما نیزمی تواند واژه ی " اوم" یا هرواژه ی بی معنای دیگری باشد که انتخاب می کنید. اما آنچه بسیارمهم است این است که این مانترا همیشه ثابت باشد وهیچ وقت آن را تغییرندهید وهمیشه با این مانترا مراقبه کنید.
اشتباه مسلمی که بعضی ازمعلمان تکنیک مدیتیشن مرتکب می شوند وامروزه علم آن را به شدت مردود اعلام می کند، این است که می گویند هرکس مانترا یا صوتی مخصوص به خود دارد وادعا می کنند که قادرند مانترای هرکسی را کشف کنند و مانترای مخصوصش را به طورخصوصی اعلام کنند وحتی به او می گویند که این واژه صرفاً مال شماست و مراقب باشید که آن را با هیچ کس درمیان نگذارید. علم این موضوع را امروزه کاملاً رد کرده است. شما می توانید هرواژه ی ثابتی را که دوست دارید انتخاب کنید وهمیشه ازآن استفاده کنید.
نکات مهم
1. مراقبه یا مدیتیشن را روزی دوبارصبح و بعد ازظهروهربار20 دقیقه انجام دهید.
2. درمراقبه همه چیزباید طبیعی پیش برود و هیچ قصد ومنظوری نباید داشته باشید. اگرچه مراقبه دستاورد های فراوانی ازجمله بهبود تمرکزدارد اما هنگام انجام تکنیک، مطلقاً نباید انتظارچیزی را داشته باشید. حتی به این فکرنکنید که دارید با قسمت های عمیق مغز ارتباط برقرارمی کنید. فقط تکنیک را به مدت 20 دقیقه انجام دهید و مانترا را تکرار و تکرار کنید. پس هرانتظاری درطول مراقبه، خود نوعی فکرمحسوب می شود که این تفکر با فلسفه ی انجام مدیتیشن منافات دارد.
3. فکرهایی که درطول مراقبه به ذهن شما خطورمی کند کاملاً طبیعی است. مثلاً شاید حدوداً یک دقیقه ازجریان مراقبه ی شما نگذشته باشد که فکری یا خاطره ای به ذهنتان خطورکند. این کاملاً طبیعی است ومطلقاً نباید جلوی این روند طبیعی را بگیرید. بگذارید فکر، شما را با خود به هرجایی که می خواهد ببرد ودوباره به مانترای خود بازگردید. دوباره فکرایجاد می شود ودوباره مانترا. همان قدرکه از تکرارمانترا استقبال کنید که ازفکراستقبال می کنید. هردو را به عنوان یک طبیعت و یک واقعیت بپذیرید.
4. درطول مراقبه لحظاتی هست که درذهن شما فقط مانترا وجود دارد ولحظاتی هم هست که می بینید ازمانترایتان غافل شده اید ودارید فکرمی کنید. لحظاتی وجود دارد که شما درذهن خود هم مانترا دارید وهم فکر، وسرانجام زمانی پیش می آید که شما نه مانترا دارید نه فکر. همه ی این ها طبیعی است. چه مانترا، چه فکر، چه فکرو مانترا با هم وچه هیچ کدام. برای همین است که می گویند درمدیتیشن همه چیز طبیعی است. بگذارید با تکرار مانترایی که اراده کرده اید، فکرتان به هرسوکه می خواهد برود؛ یا درمانترا غوطه ورشوید یا درفکر، یا درهردو ویا درهیچکدام. تأکید می کنیم هرمقاومتی درمقابل جریان های فکری که به ذهنتان خطورمی کندغلط است. فقط آسوده بنشینید و به تکرارمانترا بپردازید واین را بیست دقیقه ادامه دهید.
5. فکرهایی که به ذهن شما خطورمی کند، درحقیقت نوعی پالایش است. این فکرها از قسمت های عمیق ذهن یا ناخودآگاه یا حافظه ی بلند مدت به سطح می آیند وخالی می شوند. گاهی اوقات خاطره ی دیروز، رؤیای فردا وگاهی اوقات رویدادهای گذشته ی شما به ذهنتان می آیند. بگذارید همه ی این ها بیرون آیند ودرونتان پالایش شود. پس ازچند روزتا چند هفته انجام تمرین مداوم این تمرین، به چنان پاکی درون وخلأ ذهنی می رسید که تجربه اش برایتان بسیارجالب و دوست داشتنی است.
6. شرایط محیطی که درآن به انجام مراقبه می پردازید با شرایط ریلکسیشن تفاوتی ندارد. محیطی آرام، نسبتاً ساکت و بی دغدغه.
فرآیند مراقبه

اما ببینیم مراقبه یا مدیتیشن چگونه پالایش ذهن را موجب می شود و درون راازتنش های عصبی و فشارهای روحی پاک می کند.
با تکرارمانترا، کم کم ذهن آسوده وخالی وراحت می شود وبه دنبال آن جسم راحت می شود. وقتی جسم راحت شد وذهن آسوده بود، شما دریک حالت استراحت عمیق به سرمی برید که می گویند این استراحت عمیق دوبرابر، مرثرترازخواب است.
دریک استراحت عمیق، شما به ناخودآگاه دسترسی دارید وبا لایه های عمیق مغزمانند خواب که دران رؤیا می بینید، ارتباط برقرارمی کنید.
دراین آرامش واستراحت عمیق وارتباط با ناخودآگاه، تنش های عصبی، فکرهای مزاحم وخصوصاً شاید افکارناراحت کننده ی شما ازعمق به سطح بیاید. بیرون آمدن این خاطرات، جسم را شاید کمی پرتنش ومنقبض کند. این انقباضات عضلانی ذهن را فعال می کند ودر نتیجه ی این فعالیت فکرتولید می شود.
پس ازلحظاتی فرورفتن درفکر، مجدداً به مانترای خود بازمی گردید ومانترا ذهن را آسوده می کند واین چرخه مجدداً تکرارمی شود. شاید دربیست دقیقه مراقبه ی یک وعده ی شما این چرخه چندین بارتکرارشود واین پالایش چندین بارصورت گیرد.
مدیتیشن واقعی
عده ی زیادی ازاین مسئله نگران هستند که آیا تمرین را درست انجام می دهند با خیر. علت این نگرانی و وسواس، غالباً بدان خاطراست که شخص درجستجوی انبوهی ازجنبه های سحرآمیزاست.
ریلکسیشن ومدیتیشن، تمرینات بسیارساده وراحت ومعمولی هستند که عمدتاً به هدف آرامش وتمرکز وآگاهی خالص انجام می شود.
به هیچ عنوان تصورات عجیب وغریب درباره ی این تمرینات نداشته باشید ومنتظر نباشید که اتفاق خاصی بیفتد.
مدیتیشن باید یک روند ساده، آرام، دائمی وهمراه با زندگی داشته باشد. مشکل دیگراین است که عده ای ادعا می کنند که نمی توانند درمدیتیشن تمرکزداشته باشند وبا ناراحتی می – گویند افکارنمی گذارند من درمانترا متمرکزشوم. مجدداً تأکید می کنیم که افکار، بخشی ازمدیتیشن هستند. البته به تدریج که تمرین را به طورمستمرانجام می دهید، ذهن شما کمتر متفرق می شود ودیگرازاین شاخه به آن شاخه نمی پرد وآن تمرکز فکری که مد نظرشماست به تدریج خود را نشان می دهد.
تلفیق ریلکس ومراقبه برای تمرکز
گاهی اوقات ما حتی توصیه می کنیم ریلکسیشن ومدیتیشن را با هم وبا کمی تفاوت انجام دهید. ابتدا وارد مرحله ی ریلکس شوید واین سؤال را به طورذهنی ازباطن خود بپرسید که: " من چه کسی هستم؟ ".
پاسخ شما این است که " من جسم نیستم" . براین معنی فکروتعمق کنید. مجدداً ازخود بپرسید: " من چه کسی هستم؟ "
وپاسخ دهید:" من اضطراب ها وهیجان ها نیستم". براین معنی فکروتعمق کنید. دوباره سؤالی را مطرح کنید: " من چه کسی هستم؟ "
جواب این است: " من افکارم نیستم" بر این معنی فکروتعمق کنید.
سؤال کنید:" من چه کسی هستم؟" " پس من چه کسی هستم؟"
وجواب نهایی شما این است :" من یک مرکزشعورناب هستم." برمعنی این فراز تعمق و دقت کنید.
گاهی اوقات توصیه می شود که هرباریکی ازاین سؤالات را ازخودتان بپرسید وگاهی می توانید این سؤالات را به همان ترتیبی که گفتیم دریک مراقبه به طورکامل انجام دهید.
فصل یازدهم
چند تمرین برای تمرکزحواس
تمرکزبرنقطه ی سیاه
قدیمی ترین تمرکزکه تاریخی بسیارکهن دارد ودربیشترفرهنگ های باستانی وبومی ودر میان قبایل بدوی وبسیاری ازانجمن ها ودسته های قدیمی وجود داشته، تمرکزبرنقطه ی سیاه است.
امروزنیزخیره شدن به نقطه ی سیاه و تمرکزبرآن، یکی ازاساسی ترین تمرین های مانیتیست ها و هیپنوتیست هاست.
اشخاصی که تمرینات مختلف تمرکز برنقطه ی سیاه را انجام داده اند دربرتری و تأثیر گذاری نقطه ی سیاه توافق کامل دارند.
روش تمرکز
یک نقطه ی سیاه به قطر1 تا 3 سانتی متر بر روی یک زمینه ی سفید قراردهید. اگر این را با مداد سیاه برروی کاغذ می کشید، کاغذ شما نباید خط دارباشد. این نقطه را طوری روی دیوارنصب کنید که وقتی مقابل آن می نشینید، نقطه ی سیاه مقابل پیشانی شما باشد.
به فاصله ی دومتری ازدیواربنشینید ودریک وضعیت راحت قراربگیرید. به خاطراین که درطول تمرکز برنقطه ی سیاه احساس ناراحتی نکنید و یا پایتان خواب نرود توصیه می- کنیم روی صندلی بنشینید ودراین وضعیت نقطه ی سیاه درفاصله ی دومتری شما و درمقابل پیشانی تان روی دیوارباشد.
برای ایجاد وضعیتی راحت ترو ریلکسیشن بیشترمی توانید چند نفس عمیق بکشید وپس ازآن که به مغزخود اکسیژن فراوان رساندید، خود را برای این تمرین ذهنی وفکری آماده کنید وحتی بهترآن است که ریلکس را نیزانجام دهید، عضلات چشم وصورت را رها کنید و پس ازراحتی عمیق بلافاصله چشم ها را بازکنید وبه نقطه ی سیاه خیره شوید.
قبل ازآن که چشم ها را بازکنید، می توانید به خود تلقین کنید که من بلافاصله پس از باز کردن چشم هایم، با اشتیاق وعلاقه ی فراوان به نقطه ی سیاه خیره خواهم شد و تمام توجه و تمرکزخود را با تمام وجود به نقطه ی سیاه معطوف می کنم.
این که می گوییم بعد ازریلکس بلافاصله چشم هایتان را بازکنید به معنای آن نیست که تند وسریع چشم های خود را بازکنید. پلک ها را باید به آرامی بازکنید. کاملاً درنقطه ی سیاه فروروید. به تدریج تمرکز خود را ازوسط نقطه ی سیاه به حدفاصل نقطه ی سیاه و سفیدی کاغذ معطوف کنید. بهترآن است که کم کم چشم خود را دراین دایره ی سیاه حرکت دهید. این چرخش می تواند درجهت حرکت عقربه های ساعت یا برخلاف جهت آن باشد.
پس ازمدتی که این چرخش را دورتا دوراین دایره انجام دادید، بلافاصله یکباره و ناگهانی به نقطه ی سیاه برگردید وبه تمامی درآن خیره شوید.
ممکن است این سیاهی برای لحظاتی تمام میدان بینایی شما را اشغال کند. اگر دراین خیرگی و تمرکزوتوجه، احساس کردید چشم هایتان می سوزد، پلک های خود را کمی به حالت نیمه بسته درآورید و به اصطلاح چشم خود را ریزکنید. پس ازاین استراحت نسبی، چشم را بیشتربازکنید وخیرگی را دوباره شروع کنید.
دراین تمرین نگذارید که فکرتان به جاهای دیگربرود وهروقت احساس کردید فکرتان منحرف شده است، مجدداً با تمرکزبیشتری به نقطه ی سیاه بیندیشید. پس ازمدتی که دریک محیط ساکت وآرام با بدن ریلکس، به طورفعال این تمرین را انجام می دهید، می بینید که دقایق زیادی را بدون توجه به مسائل دیگر فقط درنقطه ی سیاه بوده اید.
ازآنجا که این تمرین را برای اولین بارانجام می دهید، ممکن است درابتدا نقطه ی سیاه برایتان ناملموس باشد اما تداوم این تمرین کم کم شما را با نقطه ی سیاه مأنوس می کند.
درلحظاتی ازاین تمرین وحتی شاید درطول تمرین دیواریا کاغذ سفیدی که نقطه ی سیاه روی آن است نیزدرمیدان دید شما قراردارد. اما توجه و تمرکزشما درمرکزاین میدان وروی نقطه ی سیاه است.
ممکن است درطول تمرین شما اشکال یا سایه هایی را به صورت تصاویرخطوط یا نقاط مبهم روی دیواریا اطراف نقطه ی سیاه ببینید. این مسئله کاملاً طبیعی است ونباید شما را نگران کند یا ازادامه ی تمرین بازدارد.
تمرکز بردوایرمتحد المرکز
این تمرین نیزتشابه فراوانی با تمرین نقطه ی سیاه دارد اما برتری آن این است که می توان به افکارخود نیزاجازه ی جولان دهیم وحتی آن ها را روی دوایرمی گسترانیم. برای این تمرین روی یک زمینه ی سفید، نقطه ای به قطریک سانتی متربکشید وسپس با استفاده از یک پرگاربه قطر2 سانتی متردایره ای دورآن رسم کنید.
بعد با حفظ همان مرکزپرگار، دایره هایی به قطر3، 4، 5، 6، و 7 سانتی متربکشید. سپس این دایره ها را با مداد سیاه پررنگ وضخیم ترکنید، به شکلی که حالت منظم خود را ازدست ندهند.
مجدداً این را روی دیوارنصب کنید. درفاصله ی 2 متری آن قراربگیرید. ارتفاع آن تا حد پیشانی شما باشد. تمرین را شروع کنید. بدن را ریلکس نمایید وچند نفس عمیق بکشید.
ابتدا روی بزرگ ترین دایره نگاه کنید. برای این منظورنگاهتان را طوری دروسط قرار دهید که وسط، مبهم باشد ودایره ی بزرگ تردرحوزه ی دید شما قرارگیرد. طوری که گویی نقطه ی تمرکز شما همان دایره ی بزرگ ترباشد.
حتی می توانید تمامی دوایرکوچک ترداخلی را یک نقطه ی سیاه رسم کنید وبه بزرگ ترین دایره فکرکنید.
پس ازحدود 40 ثانیه به دایره ی دوم بیایید وهمین کاررا درهمین مدت زمان روی دایره دوم انجام دهید. حالا به دایره ی سوم، چهارم، پنجم و . . . بیایید. روی هردایره 40 ثانیه تمرکزمی کنید وهمین طوربه دوایرداخلی ترمی آیید. بهترآن است که همین طورکه به داخل می آیید، مدت زمان توقف خود را روی هردایره چند ثانیه افزایش دهید. این کاررا آنقدرادامه دهید که به نقطه ی سیاه برسید وسپس روی نقطه ی سیاه، مانند تمرین قبل تمرکز کنید. حدود 3 الی 5 دقیقه درنقطه ی سیاه متمرکزباشید. سپس بدون انحراف فکروبرهم زدن توجه و تمرکز، این بارهمین مسیررا برگردید. یعنی : دایره به دایره ازداخل به بیرون بروید، دایره ها را به ترتیب وبا آرامش و تأنی نگاه کنید وروی هردایره 40 ثانیه تمرکزباشید.
تمرکزبرشعله ی شمع
تمرکزبرنقطه ی نورانی یا شعله ی شمع هم قدمنی کمترازنقطه ی سیاه ندارد. راه اساسی پرورش تمرکزو پرورش فکردرتمرین های یوگا وهیپنوتیزم، تمرکزبرشعله ی شمع است.
اگرچه معمولاً تمرکزبرشعله ی شمع برای افراد، جذاب وگیراست وبا علاقه ی بیشتری هم آن را دنبال می کنند، شما توجه داشته باشید که این گیرایی وجذابیت کاملاً نسبی است. یعنی ممکن است هرکس برای خود تمرینی را مؤثرتر تشخیص دهد یا ازآن نتیجه ی بهتری بگیرد. ما ضمن توضیح متداول ترین روش های تمرکز، به شما پیشنهاد می کنیم که بیشتر به تمرینی بپردازید که برای شما مؤثرتر است وازجذابیت بیشتری برخورداراست. با این همه، تجربه نشان داده است که افراد ازهمنشینی با شعله ی شمع وتمرکزبرآن اظهاررضایت فراوان می کنند.
روش تمرین
فضای اتاق را تاریک کنید وشمعی روشن نمایید. مسلماً اگراین تمرین را درشب انجام دهید، به شرط آن که خوابتان نبرد، مؤثرتراست. شعله ی شمع را تا آنجا بالا بیاورید که وقتی می نشینید بتوانید به طورافقی به آن نگاه کنید.
طبق معمول ابتدا چشم ها را ببندید، تمرین ریلکس وتنفس آگاهانه وعمیق را انجام دهید. عضلات را رها کنید اما ستون فقرات صاف باشد. به آرامی چشم های خود را بازکنید و به شعله ی شمع خیره شوید. صرفاً به شعله وآتش نگاه نکنید. بلکه فضای پیرامون شعله را که به صورت هاله ای روشن، دورتا دورشمع دیده می شود نگاه کنید. درمرحله ی اول، بیش از یک تا دو دقیقه این تمرین را انجام ندهید. پس ازاین زمان، پلک ها را ببندید وعضلات صورت را به ویژه، ریلکس کنید. درریلکس عضلات صورت، به آرامش عضلات چشم توجه کنید. حالا همین کاررا با چشم های بسته درذهن خود انجام دهید. شعله ی شمع را در ذهنتان مجسم کنید وبه آن خیره شوید. پس ازآن یکی دو دقیقه پلک ها را به آرامی بازکنید و با نگاه خیره ی خود به شعله ی شمع هجوم ببرید. هروقت احساس کردید که فکرتان منحرف شد، کافی است به قسمتی ازشعله ی شمع توجه وتمرکزکنید. حرکت، تغییرها، نوسان ها، و تغییررنگ آن قسمت ازشعله را درنظربگیرید. بعد ازدو دقیقه دوباره به آرامی چشم ها را ببندید، صورت را ریلکس کنید وبه تجسم ذهنی شعله ی شمع مشغول شوید. این رفت و برگشت را چندین بارانجام دهید تا این که چشم هایتان کاملاً خسته شوند.
نکته ای را که باید تأکید کنیم این است که این تمرین و تمرین های نظیرآن را با بی حوصلگی وفشارو زورانجام ندهید بلکه با اشتیاق فراوان، تمرین کنید. اگربتوانید با نگاه کردن به دورشعله ی شمع هاله های نورانی را ازهم مجزا کنید وهرباربه یکی ازاین هاله ها تمرکزکنید عالی است.
تمرین را پس ازیک نگاه سه دقیقه ای به شعله ی شمع خاتمه دهید وپس ازآن چشم ها را ببندید و درازبکشید.
تمرکزبرگل سرخ
تمرکزبرگل سرخ، یکی ازمعروف ترین ومتداول ترین تمرین های مراقبه یا مدیتیشن است بدون ذکرمانترا. یعنی بدون تمرکزو بدون تمرکزدرگل سرخی که دردست دارید، غرق شوید. این تمرین اساس تقویت تمرکزفکراست. یعنی تمرکزبرهیچ، تمرکزغیرارادی که زیربنای تمرکزفکراست. شما آگاهانه نگاه می کنید وخیره می شوید اما پس ازآن تمرکز ارادی انجام نمی دهید بلکه نگاهتان را درگل سرخ رها می کنید. این تمرکزبه هیچ، به تمرین نیازدارد که البته تمرینی بسیارگیرا ولذت بخش است. همین طورمی توانید دریک پارک بنشینید، به گوشه ای ازطبیعت خیره شوید وحالتی وانهاده به خود بگیرید. منظره ای را نگاه می کنید، بدون فکرو بدون تمرکز.
هم عضلات راحتند وهم نگاه. شما هروقت بتوانید این توانایی " تمرکزنداشتن" را در خود ایجاد کنید، خود به خود توانایی " تمرکزداشتن" خود را بهبود بخشیده اید. درواقع توانایی تمرکزنداشتنف عبارت است ازدیدن یک مجموعه، بدون تمرکزبه چیزی خاص. در عدم تمرکز، تمام تلاش تمرین کننده به مشاهده ی برابرویکسان همه چیزمعطوف می گردد و هرجزیی ازاین مجموعه به اندازه ی دیگراجزاء مشاهده می شود وشما آنقدردراین تلاش غرق می شوید که برهیچ فکرخاصی هم تمرکزندارید وفکرشمااسیرجزییات تصویرنمی شود. شما در" کلیت" منظره ای غرق شده اید وهمه چیزاین منظره پیش چشم شما برابرویکسان است.
همیشه دربرنامه های خود، دربین تمرینات تمرکز، تمرین عدم تمرکزرا نیزانجام دهید. انجام متناوب این تمرین ها با هم درپیشرفت وموفقیت شما تأثیری چشمگیرخواهد داشت. با تمرین عدم تمرکزحواس، شما احساس خواهید کرد که خیلی عمیق ترازقبل مفهوم تمرکزرا درمی یابید ودستیابی به تمرکزبرای شما خیلی آسان ترازقبل اشت. درواقع درتمرین عدم تمرکزشما درخود خلأیی ایجاد می کنید که برای تمرین تمرکزشما را آماده ومهیا می کند. ما توصیه می کنیم هروقت می خواهید تمرکزی جدی داشته باشید، مثلاً می خواهید کتابی را با تمرکزعالی بخوانید یا مسئله ای را با تمرکزعالی برای خود حل وفصل کنید، ابتدا تمرین وا-نهادگی وعدم تمرکز را انجام دهید.
تمرین پرش آگاهانه ی فکر
آخرین تمرینی که برای تمرکزفکربه شما توصیه می کنیم تمرین پرش آگاهانه ی فکر است. شما به این شکل یاد می گیرید که هرزمان که روی یک موضوع خاص فکرمی کنید، به سرعت فکرخود را برموضوعی دیگرمتمرکزکنید.
برای این منظورشما آرام وریلکس می نشینید وبه یک موضوع فکرمی کنید. هر موضوعی را که دلتان می خواهد انتخاب کنید وبه آن توجه کنید. این موضوع می تواند تصویری عینی ویا تجسمی ذهنی داشته باشد. مثلاً به ماه فکرکنید که درتاریکی آسمان، روشن است ونورمی دهد.
بعد ازچند دقیقه که کاملاً فکرخود را متوجه تصویرنمودید، خیلی سریع برگردید وفوراً به یک موضوع مورد علاقه ی دیگرفکرکنید. مثلاً به یک درخت. مراقب باشید وقتی به درخت فکرمی کنید، فکرقبلی یا تصویرماه به ذهنتان نیاید وکاملاً به جزییات درخت فکرکنید. بعد ازچند دقیقه به فکرخود جهش دهید وبه موضوع سومی فکرکنید.
توجه داشته باشید که روی هرسوژه باید حدود دودقیقه توقف کنید. این تمرین اگرچه ممکن است درابتدا کمی مشکل باشد وافکاروتصاویرقبلی برایتان مزاحمت ایجاد کنند، اما خیلی زود پس ازچند روز تمرین برایتان راحت می شود.
فصل دوازدهم
تمرکز از راه ذکر و عرفان
نماز، ذکرو تمامی عبادت ها به ویژه هنگامی که با حضورذهن وتوجه عمیق و آگاهی ذهنی برگزارشوند، تمرکزفکری عالی را به دنبال دارند.
صرفنظرازارج ومقامی که برای انجام عبادات، درمکاتب الهی درنظرگرفته شده است، این اعمال تمرکزفکری ملموس و قابل توچهی را نیزبه دنبال دارند وهرکس به راحتی می تواند چنین تمرکزی را حس وتجربه کند.
اساساً تمام اعمال عبادی انسان، وقتی دردرگاه الهی مقبولیت پیدا می کند که روی آن فکرو تمرکز وجودداشته باشد.
پیامبراسلام می فرمایند:" یک ساعت تفکربهترازهفتاد سال عبادت است."
ذکرو عبادت با توجه، پریشانی وشدت فکررا به کلی ازبین می برد وذهن وجسم را پالایش می کند، ضمن آن که آرامش فکری عمیقی را به دنبال دارد.
شما اگرافراد عابد را مورد توجه قراردهید می بینید که عموماً دارای تمرکزی فوق- العاده و آرامش روحی عمیق هستند.
ذکر
ذکرکه امروزه مکاتب هندی، بودایی ها ویوگی ها ازآن به عنوان " مانترا" نام می برند ریشه ای عمیق درعرفان کهن دارد. می توان گفت تمامی اعمال عبادی انسان به یک طرف، ذکر درطرف دیگر. اولین تأثیری را که ذکرایجاد می کند وما به نوعی آن را دربحث مراقبه و مدیتیشن گفتیم، تأثیری است که برآرامش ذهنی وفکری دارد. خداوند درقرآن کریم می فرماید : با ذکرخدا ، همه آرامش و اطمینان قبلی ایجاد می شود وما گفتیم که بیان مداوم یک ذکرباعث فرورفتن درلایه های عمیق ترمغزو ارتباط با منشأ فکرو شعورخلاق می شود و این منشأ فکربه مثابه ی همان قسمت های عمیق دریاست که ازسکوت و سکون فراوانی برخوردار است.
تأثیرات ذکرچنان فراوان است که هرعابد وسالکی که به سیروسلوک مشغول است، قبل ازهمه، رسیدن به آرامش معنوی را ازطریق ذکرفراوان جستجو می کند.
خداوند درقرآن همچنین می فرماید: " ای کسانی که ایمان آورده اید، فراوان ذکرخدا را بگویید" .
روش مدیتیشن یا مراقبه که توصیه می کند واژه ای بی معنا را بگویید تا دراین بی- معنایی تفکری ایجاد نشود وشما سریع تربتوانید با شعورخلاق وآگاهی عمیق، مرتبط شوید، درمقایسه با ذکردرعرفان کهن، شیوه ای ناقص است که ما دراین بحث به تفاوت این دو و برتری عبادت وذکربرمراقبه و مدیتیشن می پردازیم.
مراتب ذکر
مرحوم فیض می گوید: " به طوری که ارباب معرفت گفته اند، ذکررا چهارمرتبه است: نخست آن که ذکربرزبان آید، دوم آن که علاوه برزبان، قلب نیزذاکرو متذکرشود، سوم آن که ذکرخدا چنان درقلب ذاکرجای گیرد وبرآن مستولی شود که بازگیری توجه قلب ازآن مشکل باشد وچهارم آن که بنده ی خدا یکسره درذکرغرق شود به طوری که دیگرنه به ذکرونه به قلب خود توجه دارد."
چنان که ملاحظه می کنید ذکردرهمان مرحله ی نخستین، با مراقبه منافات دارد. در مدیتیشن، صورت مانترا را مدام درذهن تکرارمی کنند ومطلقاً لب وزبان تکان نمی خورد. حتی به مراقبه کنندگان توصیه می کنند که مراقب باشند زبانشان تکان نخورد. حال آن که در ذکرعرفانی، ذکرالزاماً باید برزبان جاری شود.
شاید این به همان موضوع تلقین به نفس برمی گردد، اگرتلقین به نفس با زبان انجام شود ودرذهن به آن فکرکنیم، آمرانه ترو تأکیدی ترمی شود ودرناخودآگاه بهترنفوذ می کند. همیشه تلقین به نفس با صدای بلند نسبت به تلقین ذهنی، برتری وارجحیت دارد.
درمرحله ی دوم، مراقبه ی واقعی شروع می شود. شخص باید مواظب باشد که فکرش به جایی دیگرنرود وتمام قلبش متوجه ذکرش باشد.
عرفا می گویند: مهم ترین ودشوارترین مرحله ی فکر، همین مرحله است. مسلماً وقتی شما می خواهید تمام توجه خود را متوجه ذکرخود کنید، مدام حواستان پرت ومتوجه چیزهای دیگرمی شود. اینجا باید فوراً برگردید وبه ذکرخود معطوف شوید ودراین توجه قلبی به ذکرو برگشت فکری به آن بسیارمداومت کنید.
هرگزنباید به ذهن خود اجازه ی پریشانی وپرسه زدن درهرسو بدهید. دومین نقص مدیتیشن اینجاست که شما هنگام بیان مانترا به فکرخود اجازه می دهید که به هرسو برود. نه ازفکرجلوگیری می کنید ونه مجازید متوجه مانترا باشید.
سومین مرحله، مرحله ای است که درآن شخص چنان درذکرخود فرورفته که برایش مشکل است به چیزدیگری فکرکند.
این مرحله نشانه ی آن است که شخص کم کم به لایه های عمیق ترمغزوبه آن آگاهی خالص وناب دست یافته است.
پس ازآن مرحله ی چهارم است که شخص کاملاً درذکرخود غرق می شود واین غرقه شدن چنان است که همان واژه ی ذکرمی تواند حجاب ذاکرشود. یعنی این که خود واژه، بی معنا و بی مفهوم می شود وشخص درمعنی واقعی آن جاری می گردد.
ذکرتنها وسیله ای برای جاری شدن دریک مفهوم است و تمامی مفاهیم ومعانی عمیق درعمق ناخودآگاه ما نهفته است. اینجا همان مرحله ای است که درمراقبه می گویند نه فکر وجود دارد ونه مانترا.
دراین منشأ فکری واین شعورخلاق وآگاهی ناب همه چیزنهفته است. عشق الهی، محبت بیکران، روشن بینی، خلاقیت، شفا، رشد، تکامل، ثروت، توانگری، صمیمیت، تفاهم، قاطعیت و . . .
یک تفاوت بزرگ دیگر
یک تفاوت اساسی درمدیتیشن و عرفان، تفاوت درمانترا وذکراست.
مدیتیتورها می گویند: مانترا باید بی معنی باشد تا تفکری ایجاد نشود وارتباط، سریع باشد. عرفا می گویند: باید درابتدا معنی دارباشد، جهت دارباشد، هدف دارباشد، و پس از تکرارفراوان، ذکر، خود به خود حذف می شود و شخص ازواژه دورمی گردد.
آنها که اهل مراقبه اند می گویند فرآیند پالایش خود به خود صورت می گیرد وشخص به پاکی درون می رسد. آنها که اهل تصوف وعرفانند، می گویند ابتدا باید معنی وتفکرباشد تا القاء انجام شود تا پیام های مثبت به درون فرستاده شود وبعد ازآن این مثبت ها به مبارزه با منفی ها برخیزند و درون به این صورت پالایش وپاک شود.
همه ی این ها را نه برای آن گفتیم که مدیتیشن را نفی کنیم بلکه خواستیم متذکر شویم که مراقبه یکی ازده ها تکنیک مؤثرونتیجه بخش درایجاد آرامش وتمرکزاست اما درمقام مقایسه با ذکرعارفانه ، ذکر، کامل ترو مؤثرتراست.
ممکن است عبادت وذکربرای شما نتیجه ی سریع ندهد. این یا به آن دلیل است که شما ازذهن وقلب خود برای توجه مراقبت نمی کنید و یا این که هنوزپالایش نشده اید.
تمرکزو روشن بینی ازیک درون پاک وتصفیه شده بسیارآسان تراست تا یک درون آلوده، مضطرب و منفی.
درذکرنیزمانند مراقبه باید بدون انتظارتمرین کنید. حتی به قصد رسیدن به آگاهی درون وآرامش خلاق و تمرکزفکر، نباید این کاررا انجام دهید. این ها همه نتیجه ی جنبی ذکرند که خود به خود پدید می آیند. هرچه بیشتردرذکرخود مداومت کنید وروزهای متوالی را به آن مشغول شوید، نتیجه ی بهتروبیشترمی گیرید.
آخرین تفاوت ذکرومراقبه این است که درمراقبه می گویند: روزی دوبار وهربار بیست دقیقه تمرین کنید اما درذکرشما پایان ندارید.
پیامبراکرم می فرمایند:" هرچیزرا حد معینی است مگر ذکررا که درآن حد وپایانی مقررنگردیده است." ذکری که شما برزبان می آورید می تواند هریک ازاسماء الهی باشد.
وضعیت لوتوس
برای تنفس دریوگا، برای به مراقبه نشستن درمدیتیشن و برای ذکرگفتن درعرفان همه و همه یک وضعیت مشابه توصیه می شود. این وضعیت یک وضعیت کاملاً ساده است که غالباً درنزد یوگی ها به وضعیت " لوتوس" موسوم است.
دروضعیت لوتوس، شما چهارزانو می نشینید، طوری که کف پا با سطح داخلی ران پای مخالف درتماس باشد. ستون فقرات کشیده است ومستقیم وصاف می نشینید. وضعیت دست ها متفاوت است: یوگی ها مچ دست را روی زانو می گذارند وانگشت سبابه را با شست می گیرند وسه انگشت دیگررا آزاد می گذارند.
دربرخی ازانواع مدیتیشن، دست را جلوی شکم قرارمی دهند طوری که ساعدها روی ران پا باشد وچهارانگشت دست چپ را روی انگشتان دست راست قرارمی دهند.
عرفا دستان خود را ازساعد روی ران پا می گذارند وکمی ازهم فاصله می دهند طوری که کف دست به سمت بالا باشد ودراین حالت وضعیت معمول دعا کردن را به خود می گیرند.
تسبیح
درنزد عرفا وذاکرین همیشه تسبیح وسیله ای برای شمارش اذکاروتمرکزفکربوده است. می توانید درهمان وضعیت لوتوس قراربگیرید وبا تسبیح به ذکرمشغول شوید. این تمرین به شرط آن که فکرخود را متوجه ذکرخدا سازید، برای آرامش فکری وتمرکز بسیارمؤثراست.
توصیه ی آخر
اکنون لازم می دانم نکته ای را به شما یادآورشوم. این نکته ی بسیارمهم و اساسی این است: درانجام تمرینات شتاب نکنید.
شرط نتیجه گیری ازانجام تمرینات تمرکزاین است که با صبروحوصله وآرامش تمرین کنید.
مراقب باشید که برای نتیجه گیری سریع تر، درروزهای اول به خود فشارنیاورید و ساعت های فراوانی را به تمرین مشغول نگردید.
کل تمرین های روزانه ی شما برای تمرکزمطلقاً نباید ازدوساعت بیشترشود و تازه این زمان را نیزباید درطول شبانه روزپخش کنید.
نکته ی دیگراین که لزومی ندارد درطول یک روزهمه ی انواع تمرینات یادشده را به کارببرید. بهتراست دریک روزازدو یا سه تکنیک استفاده کنید به بیشتر.
فراموش نکنید که اگر شما هرروزفقط یک تمرین را با حوصله انجام دهید خیلی بهتراز آن است که چند تمرین را با شتاب وپشت سرهم وپی درپی انجام دهید.
فصل سیزدهم
پاسخ به سؤالات شما درباره ی تمرکزحواس
دراین بخش می خواهیم به سؤالاتی که احتمالاً برای شما درزمینه ی تمرکزحواس وجود دارد پاسخ دهیم.
سؤال 1 - آیا اختلاف و تفاوت افراد درقدرت یادگیری ازهوش متفاوت آن ها ناشی می شود؟
جواب – خیر. ریشه ی این اختلاف دریادگیری، مطلقاً هوش ذاتی و یا میزان انگیزه ی آن ها نیست. انگیزه ی افراد، نسبتاً یکسان است. تفاوت درتوانایی تمرکزداشتن و جذب کردن است.
سؤال 2 – آیا تمرکز می تواند خود به خود ایجاد شود؟
جواب – بله. بعضی ازعوامل هستند هستند که باعث می شوند تمرکزحواس بدون تلاش ما به وجود بیاید. مثلاً علاقه ی فراوان به یک موضوع باعث می شود که ما بدون صرف انرژی، برآن متمرکزشویم. همین طورمشکلی که بارهیجانی دارد وازنظرروحی برای ما مهم است، تمرکزایجاد می کند.
سؤال 3 – آیا تمرکزداشتن یعنی برافکارمزاحم تسلط داشتن؟
جواب - خیر. اگرشما چنین تعریفی ازتمرکزحواس درذهن خود داشته باشید محکوم به شکست هستید. شما هرچقدرهم که درایجاد تمرکزحواس درخود ماهرشوید، هرگزقادرنیستید عوامل حواس پرتی وافکارمزاحم را کاملاً حذف کنید.
تمرکزحواس یعنی کاهش عوامل حواس پرتی.
سؤال 4 – اگربه شما بگویند ازکل تمرینات این کتاب، کدام عوامل را درایجاد تمرکز مؤثرترمی دانید، شما چه می گویید؟
جواب – علاقه، علاقه، علاقه.
سؤال 5 – مهم ترین راه وشیوه ی ایجادعلاقه کدام است؟
جواب – افزایش دامنه ی اطلاعات ازیک موضوع به آرامی. کسب اطلاعاتی ساده ومختصر درباره ی موضوع.
سؤال 6 – آیا سلامت جسمی درتوانایی تمرکزمؤثراست؟
جواب – البته. احساس سلامت و توانایی، نیروی حیاتی فراوانی را درشما ایجاد می کند واعتماد به نفس شما را افزایش می دهد درحالی که احساس بیماری وناخوشی وکسالت باعث می شود که شما افسرده شوید و اعتماد به نفس خود را ازدست بدهید. ازآن جا که اعتماد به نفس واحساس توانمندی درهرموقعیتی نقش پایه ای دارد، درزمینه ی تمرکزحواس هم همین طوراست. هرچه بیشتراحساس سلامت و توانایی کنید تمرکزحواس بهتری هم می توانید داشته باشید.
سؤال 7 – آیا یک موضوع درسی می تواند عامل حواس پرتی برای موضوع دیگر شود؟
جواب – بله. هرچیزی که بتواند توجه شما را ازموضوع مورد نظرتان منحرف کند، عامل حواس پرتی است. مثلاً وقتی که شما مشغول مطالعه ی فیزیک هستید، توجه به درس شیمی حواس پرتی است. برای همین هم ما توصیه می کنیم وقتی که درحال مطالعه ی یک درس خاص هستید، کتاب ها و موضوعات درسی دیگرجلوی چشم شما نباشند تا شما را به یاد موضوعات دیگربیندازند.
سؤال 8 – گفتید موسیقی به همراه مطالعه ازتمرکزشخص کم می کند، اما من کسی را می شناسم که با آنکه هنگام مطالعه به موسیقی گوش می کند قدرت فراگیری بالایی دارد.
جواب – موسیقی قدرت فراگیری را به صفرنمی رساند. اگرهمین فرد عادت گوش دادن به موسیقی هنگام مطالعه را ترک کند مسلماً نمراتش خیلی بهترخواهد شد.
سؤال 9 – شنیدم نویسنده ای می گفت هروقت روی صندلی مخصوصش می نشیند تمرکزش برای نوشتن بیشترمی شود. آیا حقیقت دارد؟
جواب – کاملاً. این موضوع ، همان شرطی شدن است. هرکسی می تواند خودش را به محیط یا زمانی خاص عادت دهد و شرطی کند.
عادت های مترکزهرشخص هم متفاوت است. صندلی، یکی ازعادت های تمرکزاست. البته باید دقت کنیم که صندلی مطالعه ی ما خیلی راحت نباشد. صندلی های بسیارراحت باعث لمیدن، چرت زدن و احساس خواب آلودگی می شوند که با تمرکزحواس مغایرت کامل دارد.
سؤال 10 – برای آن که قدرت تمرکزم درطول برنامه ی درسی روزانه کاهش نیابد چکارکنم؟
جواب – درشروع برنامه ی هرروز، ابتدا کتاب های ساده تر، راحت تر، مطلوب تر، و خوشایند تر را بگنجانید. درفاصله ی بین مطالعه ی دوموضوع متفاوت، به تمرینات آرامش و ریلکس بپردازید. ازهوای آزاد استفاده کنید. نفس عمیق یکشید واستراحت کنید.
سؤال 11 – نقش اعتماد به نفس درتمرکزحواس چیست؟
جواب – اعتماد به نفس، مهم ترین عامل روان شناختی مؤثردرتمرکزحواس است. احساس بی کفایتی همان چیزی است که ازفایق شدن شما برسستی ممانعت می کند. کاملاً ضروری است که احساس مخالف آن یعنی ارزش خود را بالا ببرید. خودپنداری مثبت، مهم- ترین کمکی است که شما می توانید برای تمرکزویادگیری به خود بکنید. موفقیت درکارهای کوچک و یادآوری آن ها ازگذشته، دوعامل مؤثردرپرورش اعتماد به نفس هستند وپس ازآن تصویرذهنی مثبت و کوچک نشمردن موفقیت های خود.
سؤال 12 – نقش ضمیرناخودآگاه درپرورش تمرکزحواس چیست؟
جواب – ضمیرناخودآگاه مهم ترین ابزارهرکسی برای دستیابی به هرموفقیتی است، ازجمله پرورش تمرکزحواس.
برای ضمیرناخودآگاه صرفاً باید هدف روشن ومشخصی را قرارداد ونگران هیچ چیز نبود. راه دستیابی، خود به خود نمایان می شود. شما هدفتان تمرکزحواس یوده واین کتاب اکنون جذب شما شده است. این کارضمیرناخودآگاه شماست. همچنین درطول تمرینات، خود را شخصی قوی و متمرکزببینید. دارای همان تمرکزقوی که مشتاق آن هستید. هرموفقیت کوچک شما درناخودآگاه شما ثبت می شود والگوی شما درآینده می شود.
سؤال 13 – شما گفتید برای پرورش اعتماد به نفس به خود تلقین کنیم. لطفاً بیشتر توضیح دهید.
جواب – تلقین به نفس وقتی مؤثراست که شما اصول آن را رعایت کنید: اول آن که به آنچه می گویید فکروتوجه کنید. مثلاً وقتی می گویید: تمرکزحواس من عالی است، خود را اینچنین تصورکنید وبه آن بیندیشید. دوم آنکه: آن را فراوان تکرارکنید، خصوصاً شب ها قبل ازخواب. سوم آن که به موضوع کاملاً معتقد باشید. تردید نداشته باشید وبا ایمان آن را انجام دهید. چهارم این که با احساس وشورواشتیاق فراوان عبارات تأکیدی وجملات تلقینی را بگویید نه ازسراجبارو وظیفه. بیشترکسانی که تلقین به نفس را انجام می دهند وخصوصاً تجسم عینی موضوع را درپیش می گیرند، طی 2 الی 4 هفته نتیجه ی مثبت می گیرند.
سؤال 14 – سن من زیاد شده و برای همین تمرکزم را ازدست داده ام، چکارکنم؟
جواب – ابداً چنین چیزی نیست. تحقیقات نشان داده است که کلاس درس افراد مسن از تمرکزبالایی برخورداراست. افراد مسن، غالباً دلایل محکم ترواطمینان بخش تری برای فراگیری دارند وانگیزه ی فراگیری واستفاده ی مثبت ازکلاس درآن ها قوی تراست. برتری بزرگ تردیگری که بزرگ سالان دارند این است که آنان آموخته های خود را خیلی سریع تر ازیک کودک درزندگی روزانه به کارمی گیرند وبه همین دلیل، این آموخته ها خیلی سریع خودکارمی شوند.
سؤال 15 – گفته بودید که سؤال کردن درکلاس چقدرمهم است. اگراین طوراست علت این که اکثردانش آموزان درکلاس غالباً سؤال نمی کنند چیست؟
جواب – سؤال بسیارخوبی بود. اما جواب آن: اول این که بسیاری ازآن ها پرسیدن را دلیلی براین می دانند که مطلب را نفهمیده اند وازپرسیدن ابا دارند که این سبب عقب ماندگی فراوان می شود. دوم این که عده ای عزت نفس لازم را ندارند یا مضطرب می شوند و یا خجالت می کشند ویا واهمه دارند ازاین که مبادا سؤالشان احمقانه باشد. به این افراد توصیه می کنیم که به پرورش اعتماد به نفس خود بپردازند وازهمین امروزتصمیم بگیرند که سؤال خود را درکلاس مطرح کنند. تمام مشکل دردفعه ی اول است. به تدریج سؤال کردن برایتان عادی می شود وخیلی راحت می توانید سؤال خود را بپرسید. به افراد دسته ی اول هم می- گوییم که این مثل قدیمی را عمل کنند که پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است. برفرض هم که پرسش شما نشانه ی آن باشد که مطلب را نفهمیده اید، شما به کلاس آمده اید که بفهمید و معلم شما خیلی خوشحال می شود ازاین که به شما کمک کند درک بهتری ازمطلب داشته باشید.
سؤال 16 – من درلحظات امتحان دچارحواس پرتی می شوم ومترکزنیستم. علت چیست؟
جواب – اول این که به احتمال فراوان اطلاعات شما برای امتحان کافی نیست. چون اطلاعات فراوان علاقه ی فراوان ایجاد می کند وعلاقه، شرط تمرکزاست. دوم آن که از نتیجه ی امتحان مضطرب هستید واضطراب مانع تمرکزاست. سوم این که اهمیت تحصیل و درس خواندن درذهن شما کمترازمسایل دیگراست. علاقمند شدن به درس، مطالعه ی منظم و مستمروعادت کردن به آن، حضوردرجلسه ی امتحان با آمادگی، زود رسیدن به جلسه ی امتحان، تنفس عمیق و تمرینات آرامش قبل ازامتحان، به تمرکزبیشترشما کمک می کند. ضمن آن که پاسخ دادن به سؤالات آسان درابتدا نیزشوق و تمرکزشما را افزایش می دهد.
سؤال 17 – من درهنگام پاسخگویی به سؤال امتحانی ناگهان فکرم به جای دیگرمی- رود و رشته ی کلام را ازدست می دهم، چرا؟
جواب – شما ضعف سازماندهی دارید. قبلاً هم گفتیم که تمرکزو حافظه ارتباط تنگاتنگ ومؤثری دارند. یادداشت برداری، خواندن وبه یاد آوردن، همه باید با نظم وسازماندهی انجام شود. آنچه را که می خوانید، روی کاغذ سازماندهی کنید وارتباطشان را با هم درنظربگیرید.
سؤال 18 – آیا راه میانبری برای تمرکزحواس وجود دارد؟
جواب – تمرکزیک مهارت اکتسابی است وزمان می خواهد. اما تمرینات مستمرو استفاده ازتلقین وتجسم عینی، روند پیشرفت وبهره وری را بسیاربه جلو می اندازد وسریع می کند.
سؤال 19 – نقش بازی های فکری مانند شطرنج درتمرکزحواس چیست؟
جواب – بسیارعالی است. به شرط آن که درطول بازی، افکارمنظم و دنباله دارو جهت- داری را دنبال کنید. یادتان باشد هربازی که درآن بازیکن آنچه را که دربازی می گذرد به خاطربسپارد یا پیش بینی کند، درافزایش قدرت تمرکزمؤثراست.
سؤال 20 - دوست من می گوید وقتی سیگاری روشن می کنم جریان فکرم به کارمی- افتد و تمرکزم بیشترمی شود. نظرشما چیست؟
جواب – نه. تمام شواهد وتجارب وتحقیقات علمی درست عکس این قضیه را نشان می-دهد. ثابت شده است که سیگارکشیدن عملاً روند هوش را به تأخیرمی اندازد. علاوه براین، ازآنجا که سیگاربرسلامت تن وتنفس مستقیماً اثرمنفی می گذارد، مسلماً تمرکزرا برهم می – زند. این موضوع یک عادت ویک برداشت نادرست ذهنی است.
سؤال 21 – من نمی دانم آنچه که شما گفتید واقعاً مؤثراست یا نه. چون با انجام این تمرینات گاهی تمرکزفوق العاده خوبی دارم وگاهی هم مانند گذشته تمرکزخوبی ندارم. چه کارکنم که همیشه تمرکزخوب داشته باشم؟
جواب – همین که گاهی نتیجه گرفته اید، نشان می دهد که تغییردرشما آغازشده و قابلیت دائمی شدن را دارد. این موضوع با تلاش و تمرین مستمرشما وانجام تمرینات تلقین وتجسم، مسیر تازه ی عصبی را درذهن شما ایجاد می کند ودرناخودآگاه به عنوان یک عادت و رفتار دائمی جای می گیرد. فقط ازحرکت بازنایستید. توصیه همین است.
سؤال 22 – تفاوت تفکرمثبت با تجسم خلاق چیست؟
جواب - تفکرمثبت مربوط به ذهن آگاه وهوشیارشماست که اندیشه ی شما را اصلاح وپاک می کند. تجسم خلاق، مربوط به ذهن نیمه آگاه ونیمه هوشیارشماست که افکار مثبت ذهن آگاه را درناخودآگاه ثبت وجایگزین می کند.
سؤال 23 – من روش های پیشنهادی شما را یک هفته تمام است که به کاربرده ام اما هنوزنتیجه ی محسوسی نگرفته ام. آیا امکان دارد که این روش ها برای من مناسب نباشد؟
جواب – به هیچ عنوان. ازاین که یک هفته است دارید تمرین می کنید خوشحالیم و به شما تبریک می گوییم. فقط ازشما می خواهیم که این تمرین ها را به طورمستمر تا 20 روز دیگرهم انجام دهید وحدوداً پس ازیک ماه درمورد خود قضاوت کنید وخود را ارزیابی نمایید. الان واقعاً خیلی زود است.
سؤال 24 – اساساً چرا وقتی درحال انجام کاری هستم، خیالات دیگربه سراغم می آیند؟
جواب – خیال پروری، خود یک راه زندگی به صورت تفریحی است. هرچند وقت یک باردرست وسط یک کارجدی، شما رؤیایی می شوید که معنی اش این است: هنوزبه آن کار رغبت کافی ندارید. هنوزبه اندازه ی کافی برانگیخته نشده اید. باید درخودتان علاقه ی بیشتر ایجاد کنید وخود را هدفدارکنید. اما درچنین مواردی توصیه می کنیم که درمحیطی دیگر قراربگیرید وخیال پردازی نکنید، این بارآگاهانه، خودخواسته وجهت دار. درفکرفرونروید بلکه فکرکنید. فکر، شما را به هرسو نکشد بلکه شما فکررا به دنبال خود بکشید. بااین کار، ذهن شما آسوده ترمی شود وبرای تمرکزبعدی مهیا می گردد.
سؤال 25 – من نمی توانم دوساعت مطالعه ی متمرکزحتی به روش پیشنهادی شما داشته باشم.
جواب – زمان بندی شما نادرست است. پس ازهرنیم ساعت مطالعه، پنج دقیقه استراحت کنید تا این آرامش، خلأ ذهنی لازم را برای جذب مطالب بعدی وتمرکز برآنها به وجود آورد. پشت سرهم مطالعه نکنید. حتی حافظه ی شما تمایل دارد که پس ازچند دقیقه جذب وفراگیری به دسته بندی وذخیره سازی بپردازد.
سؤال 26 – من درمنزلی که درمحله ی شلوغ وپررفت وآمدی است زندگی می کنم. سروصدا واقعاً خیلی زیاد است. چه کارکنم؟
جواب – اول این که اطمینان داشته باشید که درسخت ترین و دشوارترین شرایط نیز تمرکزداشتن ممکن است. اگرعلاقه ورغبت شما فراوان باشد، یا سروصدای محیط را اصلاً درک نمی کنید ویا کمتردرک می کنید. بنا براین سعی کنید روش های علاقمند شدن به موضوع را به کاربگیرید. ضمن آن که گفتیم آنچه مهم است سکوت نسبی است. ما می گوییم درمحیط منزل خود ساکت ترین جا نسبتاً کجاست؟ آن جا را انتخاب کنید.
سؤال 27 – من ازعدم تمرکزخود بسیارکلافه بودم. آیا این احساس نادرست بوده است؟
جواب – خیر، بسیارهم عالی بوده است. اولین قدم مثبت برای هرتغییری نارضایتی از وضع قبلی وکنونی است. این نارضایتی است که میل وانگیزه ی شما را برای دگرگونی، رشد وتغییرمهیا می کند.
* * * * * * * * * * * * * * * *
اکنون شما مفهوم تمرکزحواس، روش های ایجاد آن به هنگام مطالعه درمنزل وهمین طور درکلاس درس وجلسه ی سخنرانی را فرا گرفته اید وباید تمرین را شروع کنید. یادتان باشد مهم ترین عامل موفقیت انسان های موفق، پافشاری درتمرینات است. آنقدرتمرین کنید تا موفق شوید.


 
موضوعات
نویسندگان
آرشیو مطالب
امكانات جانبي