سوارکاری

مقدمه

سوارکاری از ورزش هایی است که در چند دهه ی اخیر مورد توجه خاصی قرار گرفته اند، با این وجود سابقه ای طولانی داشته است و می توان آن را از کهن ترین ورزش ها به شمار آورد. این ورزش امروزه نه تنها به عنوان یک رقابت سالم و مفید، بلکه به عنوان سرگرمی و به منظور گذراندن اوقات فراقت مورد توجه قرار گرفته است، و با این که نسبت به بسیاری از ورزش ها پر هزینه به نظر می رسد، هر ساله تعداد بیشتری طرفدار به سوی خود جلب می کند. سوارکاری و پرورش اسب در اسلام نیز بسیار توصیه شده است و جایگاه ویژه ای دارد. رسول اکرم فرموده اند: "به فرزندان خود، سوارکاری، تیراندازی و شنا بیاموزید." همچنین در حدیثی از ایشان آمده است: "پیشانی اسب ها تا روز رستاخیز جایگاه خیر و برکت است. " در قرآن کریم آمده است: " و الخیل و البغال و الحمیر لترکبواها و زینه و یخلق ما لا تعلمون" "و اسبان و استران و خران را (آفرید) تا بر آن ها سوار شوید و (برای شما) تجملی (باشند) و آن چه را که نمی دانید می آفریند."

سوارکاری چیست؟

سوارکاری ورزش، هنر و روش هایی است که به سوار شدن و هدایت کردن اسب مربوط می شود. ویژگی این ورزش این است که انسان و مرکب (معمولاً اسب) را متحد می سازد، بنابرین موفقیت اسب و سوارکار به ارتباط و اعتماد و احترامی که آن دو برای یک دیگر قائل اند، بستگی دارد.

تاریخ سوارکاری

سوارکاری ورزشی بسیار قدیمی است که از دیرباز به منظور جنگیدن یا پیام رسانی به افراد آموزش داده می شد.

تاریخ رام کردن اسب هنوز به درستی شناخته نشده است. باستان شناسان با توجه به قدیمی ترین آثار بر جای مانده از پیشینیان در رابطه با رام کردن اسب ها، معتقدند که اولین اسب های اهلی به بیش از سه هزار سال قبل از میلاد بر می گردند. قبل از آن اسب به منظور تهیه ی غذا شکار می شده است. البته باستان شناسان در بعضی نقاط از اروپای شرقی دهانه هایی پیدا کرده اند که به شش هزار سال قبل از میلاد بر می گردند. این نشان می دهد که انسان از آن زمان سعی داشته است که اسب را رام کند و از آن بهره ببرد، ولی به دلیل سرعت آن در فرار موفق نشده است. قدیمی ترین آثار در اروپای شرقی، شمال قفقاز و آسیای مرکزی یافت شده اند.

 اگرچه اهلی ساختن اسب در مقایسه با حیواناتی چون سگ (نه هزار سال قبل از میلاد) و گوسفند و بز (پنج هزار سال قبل از میلاد) مؤخر بود، با این وجود تحول عظیمی در زندگی انسان به وجود آورد. انسان نه تنها از گوشت و شیر اسب بهره می برد، بلکه برای جابه جایی نیز از او استفاده می کرد. نکته ای جالب در این باره این است که مورخان عقیده دارند که مردم قبل از یادگیری چگونه سوار شدن بر اسب، از ارابه استفاده می کردند. آنان برای این فرضیه خود دو دلیل عمده ارائه می کنند:فسیل های پیدا شده نشان می دهند که اسب های آن دوره برای حمل انسان بسیار کوچک بوده و قد آن ها (بلندی شانه) به بیش از ۱۴٠ سانتی متر نمی رسید.

قبل از آن که اسب توسط انسان رام شود، مردم از ارابه استفاده می کردند و آن ها را به حیواناتی از قبیل گاو یا الاغ وحشی می بستند. بستن ارابه به اسب های کوتاه قد خیلی دشوار نبود، در حالی که سوار شدن بر کمر اسب باعث وحشت و رم کردن آن می شد.

مهار و تربیت کردن اسب ها در زندگی مردم اوراسیا تحول و تأثیرات فراوانی به دنبال داشت. در حالی که در گذشته طی کردن مسافت های طولانی غیر ممکن به نظر می رسید، انسان توانست به کشف سر زمین های جدید و کشور گشایی بپردازد. کم کم وسایلی برای هدایت و تسلط بیشتر بر اسب مانند زین و رکاب (که از اختراعات چینی ها می باشند) ساخته شدند و در اختیار سوارکاران گرفتند. تربیت و پرورش اسب نیز، به خصوص در خاور میانه اهمیت بسیاری یافت و صحرا نشینان این مناطق به پرورش و نگاه داری اسب های اصیل عربی پرداختند. سوارکاری تا اواخر قرن پانزدهم میلادی، بیشتر در جنگ ها معمول بود. البته در بعضی از کشور ها مانند ایران باستان، به عنوان ورزش و سرگرمی نیز مورد توجه قرار می گرفت (مانند بازی چوگان)، ولی جنبه ی هنری آن از اواخر قرن پانزدهم میلادی به بعد اهمیت یافت. بلاُخره در اواخر قرن نوزدهم میلادی، با پیشرفت صنعت و جایگزین کردن اسب ها توسط ماشین آلات، سوارکاری جنبه ی ورزشی و سرگرمی که امروزه مشاهده می شود را به خود گرفت.


برقراری ارتباط با اسب

اولین گام یادگیری سوارکاری ، یادگیری ارتباط برقرار کردن با اسب است. سوارکار باید بتواند خلق‌و‌‌خوی اسبی را که قرار است سوار شود درک کند و با او به خوبی ارتباط برقرار کند، تا اسب فرمان‌های او را بهتر درک‌کند و انجام دهد. سوارکار می تواند از روی حرکات و برخی اعمال اسب متوجه منظور او شود. حرکات گوش‌های اسب در این مورد بسیار مؤثر است. به طور مثال، هنگامی که اسب گوش‌هایش را به سمت جلو می‌چرخاند و سرش را بالا می‌گیرد، به این معناست که صدایی او را نگران کرده است و او با‌دقت در حال پیدا کردن منبع صداست. و یا هنگامی که اسب گوش‌هایش را در جهات مختلف می‌چرخاند و حرکت می‌دهد، به این معناست که با دقت اطرافش را تحت نظر دارد. گوش‌های مایل به سمت پایین در دو طرف سر اسب، نشان دهنده‌ی تسلیم شدن و اطاعت اسب هستند. البته این حالت گوش‌ها در صورتی که لب‌ها به سمت پایین افتاده باشند، نشانه‌ی خواب‌آلودگی است. اسبی که گوش‌هایش را می‌چرخاند و زبانش را بیرون می‌آورد، قصد سر‌به‌سر گذاشتن و بازی با سوارکار را دارد. اگر اسب گوش‌هایش را به سمت جلو مایل کند و سرش را کمی خم کند، یعنی به سوارکار (یا هر کس دیگری) اعتماد دارد. اگر گوش‌هایش را به سم عقب بچرخاند، یعنی چیزی باعث بی اعتمادی یا عصبانیت و ناراحتی او شده است. در صورتی که گوش‌هایش را به سمت عقب بخواباند، یعنی بسیار خشمگین است و یا این که به شدت ترسیده است. در این صورت اسب می تواند بسیار خطرناک باشد و حمله کند. حرکت سر و پاهای اسب نیز می‌توانند در درک منظور او کمک کنند. اسبی که سرش را کمی پایین می‌آورد و ناگهان به‌شدت تکان می‌دهد، بد‌خلقی خود را نشان می‌دهد. هنگامی که پاهای جلویش را بر زمین می‌کوبد، عصبانیت یا بی‌قراری خود را ابراز می‌کند، در حالی که وقتی اسب پاهای عقبش را بر زمین می‌کوبد، می‌خواهد بفهماند که چیزی باعث ناراحتی او شده است (مثالاٌ مگس و ...).

شاخه های مختلف سوارکاری

سوارکاری شاخه های متعددی دارد که به طور کلی در دو دسته قرار می گیرند:

مسابقات اسب دوانی

این مسابقات از دوران قدیم در بسیاری از تمدن ها همچون یونان و روم باستان وجود داشته است. مسابقات یورتمه و تاخت از مسابقات رایج اسب دوانی هستند.

مسابقات یورتمه (سوار بر اسب یا ارابه)، که در آن ها هدف نفر اول رسیدن به خط پایان است، بدون این که اسب با سرعت گرفتن شروع به تاختن کند. تاختن اسب باعث حذف شدن سوارکار از دور مسابقه می شود.

مسابقات تاخت، که در آن ها نیز هدف اول رسیدن به خط پایان است، اما این بار با تاخت. مسافت این مسابقات بین ۴۰۰/ ۲ و ۶۰۰/۱ است. نوعی دیگر از مسابقات تاخت، همراه با مانع است و اسب باید از روی آن ها بپرد. مسافت این مسابقات با توجه به نوع مانع متفاوت است.

سایر مسابقات سوارکاری

شاخه های متعددی در آن جای می گیرند که در آن ها هدف بردن مسابقه ی دو نیست. در این جا به برخی از این ورزش ها اشاره شده است:

مسابقات ارابه رانی

ارابه رانی

که معمولاً دارای سه مرحله هستند: مرحله ی درساژ (که در آن شیوه و جذابیت نمایش و رفتار و حرکات اسب سنجیده می شود.)، مرحله ی ماراتون (که امتحانی زمان بندی شده است و از قسمت های مختلفی تشکیل شده است و مهمولاً دارای موانعی طبیعی یا مصنوعی است. در آن مهارت، توانایی جسمی و سرعت اسب سنجیده می شود.) و مرحله ی آخر که عبارت است از حرکت در راه هایی که از اطراف، توسط توپ هایی (یا چیزهای دیگری) محدود شده است. گذشت وقت مجاز یا افتادن توپ باعث از دست رفتن امتیاز می شود. تعداد اسب هایی که ارابه را می کشند به نوع مسابقه بستگی دارد و به جز در مواردی خاص، بیش از چهار عدد نیستند.

درساژ(حرکات نمایشی اسبهای تربیت شده)، که در آن کیفیت ارتباط میان سوارکار

و اسب سنجیده می شود. این مسابقات در زمین هایی مستطیل شکل به طول ۶۰ متر و عرض۲۰ متر برگزار می شوند، و سوارکاران به ترتیب در زمین حاضر شده و برنامه های خود را اجرا می کنند. این برنامه ها می توانند مشخص شده یا آزاد باشند. داوران بر اساس تکنیک و دقت سوارکار و همچنین اطاعت و حرکات اسب و ارتباط میان آن دو, قضاوت کرده و بین صفر تا ده نمره می دهند. سوارکار باید سعی کند حرکاتش برای هدایت اسب تا حد امکان مخفی باشد و دیده نشود، به طوری که احساس شود ارتباط میان آن دو توسط تلپاتی (telepathy) انجام می گیرد. این کار ممکن است به نظر تماشاگران بسیار آسان بیاید، در حالی که نتیجه ی تلاش بسیار چندین سال می باشد.

درساژ

مسابقات پرش،که از متداول ترین مسابقات سوارکاری در جهان می باشد.

پرش

مسابقات استقامت، که هدف از آن ها طی کردن مسافتی طولانی (بین ۲۰ تا ۱۶۰ کیلومتر) در یک (و گاهی دو) روز است. اسب های عرب از بهترین نژاد ها برای این نوع مسابقات هستند، زیرا جثه ای کوچک و مقاوم در برابر گرما و تمرینات سخت دارند. اسب های انگلیسی نیز به دلیل سرعتشان در این زمینه مورد توجه بسیاری قرار می گیرند.

مسابقات وسترن یا آمریکایی، که ریشه ی آن ها به مسابقات گاوچرانی مربوط می شود.

که مسابقه با اسب های وحشی است.

رودیئوچوگان (Polo)، که گفته می شود قدیمی ترین ورزش گروهی است. این ورزش در ایران باستان رواج و اهمیت زیادی داشته است و به بازی شاهان معروف است. امروزه, چوگان به دلیل هزینه ی بالا کمتر مورد توجه عام مردم قرار می گیرد.

رودیئو

سوارکاری در ایران امروز

امروزه سوارکاری در ایران بیش از چند دهه ی اخیر مورد توجه قرار گرفته است و باشگاه های مختلف به سرعت تاُسیس شده و در روند پیشرفت هستند. با این وجود ایران هنوز در سطح جهانی برنده ی مقام خاصی نشده است، ولی با روند کنونی به زودی به چنین افتخاراتی دست خواهد یافت. سوارکاری بانوان نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته است و بر طرفداران آن روز به روز افزوده می شود.

از باشگاه های استان تهران می توان موارد زیر را مثال زد: باشگاه های ایران، ایران مهر، امام خمینی (ره)، آراسب، الوند، اسواران، فرمان آرا، آزمون ... از سوارکاران برتر کشورمان نیز می توان آقایان علیرضا شمس،کاظم وجدانی، امیر کلانتری، کریم اصغری، مسعود مکاری نژاد ، فرزین فتحلیزاده، محمد نقاش، مازیار جمشیدخانی، و خانم ها طاهره عبدی،الهام فرد،هاله نیکویی، سحر رضاعی، سروناز مستجاب الدعوه و سارا رجبیون را نام برد.

مقررات سوارکاری

در طی یك مسابقه ممکن است سواركار بخاطر ارتکاب خطاهای مختلف ، جریمه شود . بنابراین بسته به نوع مسابقه سواركاری كه كمترین خطا و یا كمترین زمان و یا بیشترین امتیاز را كسب کرده برنده مسابقه است.     

● كلیات:

۱- مسابقه پرش با اسب نوعی امتحان برای اسب و سواركار در شرایط مختلف در مسیری از موانع است كه در طی این آزمون آزادی ، انرژی مهارت و اطاعت اسب و همچنین قدرت سواركار سنجیده می شود .

۲- در طی یك مسابقه ممکن است سواركار بخاطر ارتکاب خطاهای مختلف ، جریمه شود . بنابراین بسته به نوع مسابقه سواركاری كه كمترین خطا و یا كمترین زمان و یا بیشترین امتیاز را كسب کرده برنده مسابقه است.

۳- منظور نهائی ، یكنواختی و استاندارد نمودن مسابقات پرش با اسب نیست بلکه ایجاد جاذبه و تنوع یكی از مهمترین عوامل در ایجاد علاقه برای سواركار و تماشاچی است .

۴- با توجه به این مطالب یکسان بودن شرایط مسابقه برای کلیه شرکت کنندگان ضروری است و راه رسیدن به این هدف تهیه و چاپ قوانین و اجراء دقیق آن در حین مسابقه می باشد .

۵- سن اسبهای شركت كننده در بازیهای المپیك ، قهرمانی جهان حداقل ۸ سال است . اسبهای شركت كننده در كلیه مسابقات بین المللی دیگر بایستی حداقل دارای ۶ سال تمام باشند.

مانژهای پرش با اسب : میدان مسابقه پرش با اسب باید محصور بوده و در هنگامیكه اسب داخل میدان است باید كلیه ورودیها و خروجی ها بسته باشند.

● میادین تمرین و مانع تمرین :

۱-سواركاران تنها یكبار مجاز به آمدن به داخل مانژ مسابقه جهت بازدید مسیر مسابقه هستند ( این مسئله شامل باراژ نیزمی باشد ).

جازه ورود به میدان جهت بازدید مسیر توسط هیات داوران بوسیله تابلوی ( میدان باز است )و یا بلندگوی عمومی به سواركاران اعلام می گردد .

همچنین در مسابقات دو راندی كه راند دوم مسابقه متفاوت از راند اول است سواركاران می توانند قبل از شروع راند دوم نیز مسیر مسابقه را بازدید كنند.

۲- برگزار كنندگان مسابقات در مانژهای سرپوشیده در شرایط خاص بدلیل محدودیت مکانی ممكن است اجازه تمرین در مانژ اصلی را بدهند .

۳-در مواقعی كه ابعاد میدان تمرین اجازه تمرین را ندهد یك مانع كه جزو مسیر مسابقه نیست را می توان در مانژ اصلی برای تمرین درنظر گرفت.

۴- این مانع می تواند یك مانع عریض به ابعاد : ۴۰/۱ متر در ارتفاع و ۶۰/۱ متر در عرض و یا یک مانع عمومی به ارتفاع حداكثر ۱۴۰ ( دارای پرچم قرمز و سفید ) یاشد. شماره برای این مانع گذاشته نمی شود . برای پریدن از این مانع تنها دو بار می توان سعی كرد و در صورت سعی بیشتر سواركار ممكن است جریمه نقدی یا محروم شود ۵-سواركاران حق تلاش یا پرش از موانع مسابقه را درحین رژه قبل از مسابقه ندارند. انجام این كار ممكن است جریمه نقدی و یا محرومیت به همراه داشته باشد.

۶- برنده مسابقه ممكن است برای مطبوعات یك مانع بپرد كه این مانع نبایستی جزء موانع دور بعدی باشد .

پریدن بر خلاف جهت از این مانع ممكن است موجب محرومیت سواركار شود . برای پرش از این مانع سواركار ۹۰ثانیه وقت دارد كه این وقت از لحظه زدن زنگ توسط داوران شروع می شود . امتناع یا انداختن این موانع بعنوان یك تلاش به حساب می آید . اگر انداختن همراه با امتناع باشد سواركار برای تلاش بعدی باید منتظر تصحیح مانع شود ،( زمان نگه داشته خواهد شد) . هئیت داوران زنگ شروع مسابقه را پس از تلاشهای سوار كار برای پرش از این مانع یا اتمام ۹۰ ثانیه بصدا در می آورند . پس از زده شدن زنگ سواركار تنها می تواند یك بار برای پرش از این مانع سعی كرده و در حدفاصل ۴۵ ثانیه مسابقه اصلی را شروع كند .


● زنگ :

۱-زنگ ابزاری است جهت برقراری ارتباط با شركت كنندگان و مسئول بصدا درآوردن آن یكی از اعضاء هیئت داوران است .زنگ در موارد زیر کاربرد دارد :

۱-۱- جهت اعلام باز بودن مانژ جهت بازدید از مسیر مسابقه .

۲-۱-اعلام اجازه شروع مسابقه به سواركار پس از زدن زنگ که سواركار بایستی خط شروع را در جهت درست ظرف مدت ۴۵ ثانیه قطع كند . سیستم زمانگیری اتوماتیك شمارش معكوس ۴۵ ثانیه را روی صفحه نتایج نشان می دهد ،‌بطوری كه برای سواركاران به وضوح قابل مشاهده باشد اگر سواركار ظرف مدت ۴۵ ثانیه مسابقه را شروع نكند زمان مسابقه وی پس از ۴۵ ثانیه شروع خواهد شد . زمین خوردن و كلیه نافرمانی ها طی فاصله زدن زنگ و شروع مسابقه خطا محسوب نمی شود و lدر فاصله زمانی ۴۵ ثانیه داوران می توانند در موارد بروز برخی از مسائل زمان را نگه دارند.

۳-۱- بمنظور متوقف کردن سواركار در حین مسابقه( به هر دلیلی ) و یا اجازه برای ادامه آن .

۴-۱- اعلام اجازه ادامه دادن مسابقه به سواركاری كه مانع آن پس از امتناع افتاده است و همچنین پس از تصحیح مانع و یا آماده بودن مسیر.

۵-۱-اعلام دستور اخراج یك سواركار به وسیله به صدا درآوردن ممتد و یا تكراری زنگ.

۲-اگر سواركار به زنگ داوران توجه نكند ممكن است بنا به نظر داوران اخراج شود.

۳- اگر پس از وقفه زمانی قبل از زدن زنگ سعی در پرش از مانع نموده و یا از مانع بپرد اخراج می شود .

۱-۳- مسئولیت ماندن در نزدیكی موانع قبل از زدن زنگ مجدد با سواركار است.

۲-۳- این وظیفه داوران است كه زنگ مجدد را در لحظه ای بزند كه سواركار در موقعیت خوبی قرار دارد .

۳-۳- پس از نگه داشتن زمان به هر دلیلی سواركار بایست تا ایجاد شرایط مناسب جهت ادامه مسیر در نزدیكی مانع مذكور باقی بماند و هیات داوران نیز باید زنك را در لحظه ای به صدار درآورند كه سواركار موقعیت مناسبی نسبت به مانع داشته باشد ( یعنی سواركار در نزدیكی مانعی كه نسبت به آن امتناع كرده و یا آن را انداخته است قرار نداشته باشد). هیات داوران وظیفه ای ندارد كه زمان را در شرایط مناسب به نفع سواركار باز نمایند لذا با زدن زنگ زمان نیز باز خواهد شد.

● مسیر مسابقه و اندازه گیری:

۱ -مسیر مسابقه خط سیری است كه سواركار از دروازه شروع تا دروازه پایان طی میكند ، این مسیر بایستی با دقت تمام بخصوص در محل گردشها اندازه گیری شود (خط سیر طبیعی كه اسب طی می کند. از مركز موانع است).

۲- در مسابقات مهم هیات داوران باید به همراه طراح مسیر و یا در صورت امكان با ناظر فنی مسابقه مسیر را مجددا اندازه گیری کنند و در این صورت هیچ گونه تغییری در زمان مجاز جایز نمی باشد .

۳-در صورتی كه هیات داوران تشخیص دهد كه خطائی در اندازه گیری مسیر مسابقه (پس از پرش سه نفر كه مسیر را بدون نافرمانی و یا افتادن طی نموده اند) رخ داده است می توانند مسیر مسابقه را مجددا اندازه گیری نموده و مجددا زمان مجاز جدیدی را اعلام کنند و زمان نفرات قبلی نیز می بایست با زمان جدید تصحیح و محاسبه شود.

۴- اگر شرایط زمین و آب و هوا مناسب باشد هیات داوران می توانند پیش از شروع مسابقه سرعت مسابقه را تغییر دهند.

۵- كل طول مسیر مسابقه نبایستی از ۶۰ برابر تعداد موانع بیشتر باشد.

۶- فاصله خط شروع تا مانع اول و خط پایان تا مانع آخر بین ۶ تا حداكثر ۱۵ متر است و این دو خط بایستی با پرچم های قرمز و سفید و حروف S (شروع) و F (پایان) مشخص شده باشند.

● نقشه مسیر:

۱- یك نقشه از مسیر مسابقه كه در آن كلیه اطلاعات دقیق مسیر نشان داده شده است می بایستی حداقل نیم ساعت قبل از شروع مسابقه در نزدیكی میدان تمرین نصب و همچنین یك نسخه نیز به هیات داوران تسلیم شود .

۲- شماره موانع به ترتیب عبور از آنها می بایست در کنار موانع نصب شوند .

۳- موانع متوالی که دارای یك شماره تكراری هستند با حروف c , b , a که در كنار آن قرار دارد ( مانند ( ۸a , ۸b , ۸c ) مشخص می شوند.

۴- موارد زیر باید در نقشه مسیر مسابقه مشخص شون :

۱-۴- خط شروع و پایان .

۲-۴-محدوده قرارگیری موانع ، نوع موانع ( عمودی – اكسر – تریپل بار) ، شماره موانع .

۳-۴- نقاط چرخش اجباری .

۴-۴- خط سیر سواركار را می توان با یكسری خطوط شكسته نشان داد . ضمنا مسیرهای اجباری نیز باید با خطوط توپر مشخص شوند.

۵-۴- جدول داوری مورد استفاده

۶-۴- موانع ، طول مسیر ، زمان مجاز و محدود و یا زمان ثابت برخی از مسابقات مخصوص.

۷-۴- نوع موانع متوالی ( باز – بسته – نیمه باز ) .

۸-۴- كلیه تغییرات و یا تصحیحات هیئت داوران در مورد مسیر.

● تغییرات در مسیر مسابقه :

۱- اگر شرایط طوری ایجاب كند كه پس از نصب نقشه مسیر تغییری در مسیر بوجود آید ، این تغییر باید فقط با نظر هیات داروان انجام شود و به اطلاع كلیه سواركاران شركت كننده و سرپرست تیم ها در مسابقه برسد .

۲- اگر به دلیل شرایط بد جوی ، نور و یا غیره متوقف کردن مسابقه ضروری باشد پس از شروع مجدد بایستی مسیر و موانع به همان شكل اولیه خود باشند و مسابقه نیز از همان نقطه ای كه متوقف شده است مجددا شروع شود .

۳- در موارد خاص مانند خرابی زمین مانژ و یا .......... بنا به تشخیص هیات داوران ممکن است محل یكی از موانع كمی تغییر کند .

در مورد موانعی كه امكان تغییر محل آن وجود ندارد مانند مانع آب ثابت ممكن است آن مانع از مسیر مسابقه حذف شود. لذا كلیه خطای انجام شده روی آن مانع برای سواركاران قبلی نیز در نظر گرفته نخواهد شد .

( خطای اخراج و خطای زمانی به حساب سواركاران گذاشته خواهد شد) .

۴- در صورتی كه ضروری باشد زمان مجاز و محدود مسابقه پس از اعمال تغییر محل یا حذف مانع مجدد محاسبه خواهد شد .

تعادل در سواركاری

هر موجودی دارای مركز ثقلی است و تعادل هر موجودی با هماهنگی این مركز ثقل با زمین حفظ می شود و خط عمود فرضی رسم شده از مركز ثقل بر زمین خط ثقل نامیده می شود . هر جسمی دارای فقط یك مركز ثقل است و از این مركز به زمین هم فقط یك خط بنام خط ثقل عمود می شود . هر موجودی با تكیه بر نقاط اتكاء مختلفی تعادل خود را حفظ می كند . یك صندلی بر روی چهار پایه و یك اسب بر روی دو دست و دو پا و یك سواركار با نشستن بر روی اسب در حالیكه دو استخوان نشیمن و محل اتصال آنها در تماس با زین است حفظ تعادل می كند و چنانچه این تعادل بر هم بخورد ، موجود به حالت نامتعادل تغییر وضعیت می دهد و هنگامیكه موجودی به حركت در میآید مركز ثقل او تغییر می كند . در حالتهای خاص از اجسام و یا وضعیت سوار بر روی اسب این مركز ثقل می تواند خارج از جسم قرار بگیرد . مانندگوی توخالی ، حلقه آهنی و یا سواری به هنگام مسابقات اسب دوانی و یا پرش .

سواركاری كه به درستی بر روی اسب مستقر می شود مركز ثقل او تقریبا عمود بر مركز ثقل اسب می شود و در هر حالتی كه اسب به خود می گیرد حفظ ثقلی او منطبق است بر خط ثقل اسب و این در حالتی است كه اسب ایستاده و یا روی سطحی صاف حركت می كند و هر یك از حركتهای اسب ، به مانند آوردن سر به بالا و یا بردن به پائین و هر نوع انحناء بدن به راست یا چپ مركز ثقل او را تا اندازه ای تغییر می دهد و مربی اسب (سواركار) موظف است ثقل خود را در همه حالتها با ثقل اسب هماهنگ كند و فقط در این صورت است كه اسب وزن سوار را به راحتی تحمل كرده و سوار هم حداكثر بهره برداری را از قدرت اسب می نماید .

تجسم این حالت موقعی امكان پذیر است كه با كوله باری بر پشت حركت می كنید و یا انتهای میله ای را بر نوك انگشت قرارداده و سعی می كنید در حال حركت آنرا حمل كنید . به هنگام حمل وسیله ای باید به جلو خم شوند تا بتوانند به راحتی حركت كنید .

سواركار باید به هنگام حركت اسب به جلو ، هماهنگ با سرعت اسب ، مركز ثقل خود را به سمت جلو ( جهت حركت اسب ) متمایل كند تا حدی كه مقداری جلوتر از مركز ثقل اسب قرار بگیرد و برای حفظ این حالت باید در حالت تعادل كامل در زین قرار گرفت ، یعنی با اسب حركت كرده یا حركتهای اسب را تعقیب كند .

اگر ثقل سوار از ثقل اسب عقب بماند ، فقط حمل می شود سواركار باید ابتداء ثقل خود را با اسب هماهنگ كند و سپس نشست خود را بر روی سه نقطه اتكاء تنظیم نماید و حفظ این دو حالت هماهنگ با هم امكان پذیر نیست .

پس باید یكی را برگزید كه حالت نیم نشست را بوجود می آورد در این حالت سوار خود را به جلوی زین كشیده با پائین دادن پاشنه ها بیشتر اتكاء را بر روی رانها و پهنای ساق مستقر می كند . در حركتهای آرام (قدم ، یورتمه و چهار نعل جمع ) این تضاد چندان مشهود نیست ولی این مشكل عدم هماهنگی ثقل را در سوارهای مبتدی و یا بدرستی آموزش ندیده به وضوح می توان دید .

هماهنگی سواركار با اسب به هنگام اسب دوانی و یا پرش كه سواركار ثقل خود را كاملا به جلو می كشد ، نمایش نیست ، بلكه كمكی است به اسب برای بهبود دویدن و یا بهتر پریدن .

بهر حال از گستردگی بحث تعادل تا به همین جا بسنده كرده و اضافه می كنیم كه ، سواركار ابتدا اسب را كمك می كند تا متعادل و متوازن حركت كند و هر چه مراحل آموزش پیشرفته تر می شود ، این هماهنگی بیشتر شده و تا به جائی می رسد كه سوار قادر می شود به نفع حركت دلخواه خود تعادل اسب را بر هم زده و او را با ثقل خود هماهنگ كند.

مسائل عمومی سوارکاری

          همه اساتید سواركاری معتقدند كه تا سواركاری هر چقدر هم مستعد اصول و مفاهیم اولیه را به درستی درك نكرده باشد، نمی تواند ادعا كند كه سواری را به درستی آموخته است.       

همه اساتید سواركاری معتقدند كه تا سواركاری هر چقدر هم مستعد اصول و مفاهیم اولیه را به درستی درك نكرده باشد ، نمی تواند ادعا كند كه سواری را به درستی آموخته است .

هرگز هیچ بنائی روی ستونهای لرزان پایدار نیست و اسب و سواری كه خود به درستی به آنچه انجام می دهند واقف نیستند ، قادر نخواهند بود به كنه استعدادهای نهفته در درون خود پی ببرند . به همین دلیل اصول اولیه حاكم بر سواركاران و اسب های پر ش را نه روی مانع بلكه باید روی زمین جستجو كرد .

این اصول عبارتند از : آرام ، مستقیم ، به جلو و در نهایت حركت صحیح روی خط شكسته و قوس ها . كه ابتدا در باره این اصول و پس از آن وابسته گان آنها – تعادل و آهنگ حركت بحث می كنیم .(( گوستاو اشتین برشت )) بزرگ استاد ورزشهای سواره آلمان درباره اصول ابتدائی سواركاری می گوید ، اسب خود را مستقیم به جلو هدایت كنید .

ژنرال ((لوت)) استاد بلند آوازه فرانسه این اصول را قبول كرده و آرام را بر آن مقدم دانسته ولی می گوید (( آرام ، مستقیم به جلو )) ، كه جزءجزء این اصول ریشه ای به درازای عمر و تجربه این اساتید و و دیگر بزرگان سواری دارد ، قابل بحث ، گفتگو و تفكر هستند. بعنوان مثال ، باید از خود سوال كنیم كه ابتدا حركت اسب روی خط مستقیم مهم تر است یا تمركز روی اطاعت محض در حركت به جلو ؟

در حالیكه این اصل ّحركت به جلو و مستقیم بودن ّجزء اصول جدائی نا پذیرند نمی توان از اسبی كه اندامش مستقیم نیست توقع داشت به نحو دلخواه به جلو حركت كند ، چرا كه ّكجی – نقص طبیعی ّباعث تخریب روند حركت موزون و روان به جلو می شود. در واقع می توان منشاء امتناع اسب از حركت روان و دلخواه به جلو را در كجی ، خصوصیات اخلاقی و ذاتی اسب جستجو كرد و در نظر داشت كه مستقیم نگه داشتن بدن اسبی كه میل ندارد به جلو حركت كند هم ، مشكل است . بنا بر این باید قبل از تصمیم گیری بر تقدم و یا تاخر هر یك از این مقوله ، مشخصات اصولی هر یك و ارتباط آنها با یكدیگر را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرارداد .

مستقیم بودن : در چه حالی اسب كاملا مستقیم است ؟ به عبارت دیگر ، در چه حالتی تمامی ستون فقرات او روی خط مستقیم قرار گرفته است ؟ تشخیص این حالت برای مشاهده كننده ای روی زمین در حال نظاره اسبی در حال ایست ساده است . یعنی اسب مستقیم است یا در ظاهر این گونه بنظر می رسد كه ، چهار پای او روی اضلاع مستطیلی به درستی رسم شده قرار گرفته و وزن او به تساوی روی چهار پایش تقسیم شده باشد.

اما وضعیت اندام اسب زیر پای سوار ، ایستاده یا به هنگام حركت ، متفاوت است . در حركت ستون فقرات انحرافی جانبی دارد و در گام های مختلف چگونگی استقرار دنده ها متفاوت هستند . به هر حال اگر در حركت هر یك از اندامهای حركتی جانبی روی خطی مستقیم در راستای حركت قرار داشته باشند ، می توان گفت اسب مستقیم است . در این حالت باید در نظر داشت كه عرض كپل اسب از سینه او بیشتر است و چنانچه نظاره گر اسبی باشیم كه از روبرو به طرف ما می آید و پاهای جلو ، پاهای عقب را می پوشانند در حالیكه بخش كوچكی از سم پای عقب هم قابل روئیت است ، باید قبول كنیم كه اسب مستقیم است.

از طرف دیگر حالت قرارگیری ما روی زین ،‌ساده ترین روش برای قضاوت درباره مستقیم بودن اسب به شرطی است كه : وزن به تساوی روی هر نشیمن تقسیم شده باشد ، نشست سوار كار در عمق زین باشد ، هر ساق به تساوی در طرفین اسب آویخته باشند ، حركت متساوی و متعادل هر دو كتف اسب قابل روئیت باشد ، سرو گردن اسب مستقیم و درست در وسط اندام سوار ، گوشها مساوی ، مژه غیر قابل روئیت و دستجلوها به طور كامل به تساوی در هر دو دست قرار گرفته باشند. فقط در این حالت است كه سوار می تواند قاطعانه اسب را مستقیم براند.

با احتیاط سواركاری كنید

          بعضی مواقع اسب‌ها حتی اگر خیلی هم خوش‌اخلاق باشند، دوست ندارند آرامششان به هم بخورد و ممكن است هنگام نزدیك شدن شما به آنها از خود واكنش نشان دهند. همواره به آرامی و از طرفین اسب و سمتی كه فضا بازتر است به آن نزدیك شوید و نامش را صدا كنید.         

به بهانه سقوط مرگبار سواركار كره‌ای در مسابقات آسیایی دوحه

حدود ۵۰ میلیون سال پیش، موجودات كوچكی به اندازه سگ كه ۴ انگشت در پاهای جلویی و ۳ انگشت در پاهای عقبی داشتند، در جنگل پیدا شدند. چندین هزار سال گذشت تا این موجودات به شكل و شمایل اسب‌های كنونی درآمدند. غارنشینان از گوشت این موجودات و شیر آنها به عنوان غذا استفاده می‌كردند. بعد متوجه می‌شدند كه می‌‌توان از آنها برای حمل و نقل هم استفاده كرد. به این ترتیب اسب‌ها برای حمل سربازان و كالسكه‌ها به كار گرفته شدند و سپس برای حمل سكه‌ها و شاهان ممالك از آنها استفاده شد و كم‌كم نیز سواركاری به عنوان یك رشته ورزشی جذاب شناخته شد.

نژادهای مختلفی از اسب‌ها در دنیا وجود دارند اما نژادهایی كه در كشورهای شرقی و از جمله ایران وجود دارند شامل اسب‌های عرب پارسی و شاگیا، اسب كرد، آخالاتكه، یا بووتركمن هستند. سواركاری ورزشی است كه شاخه‌های متعدد و علاقه‌مندان فراوان دارد. اگر می‌خواهید اسب‌سواری كنید، یادتان باشد كه اسب‌ها دارای اشكال متفاوت اندامی و حتی اخلاق‌های متفاوت هستند. بنابراین تربیت هر اسبی بر اساس خلق و خوی آن باید به یك مربی‌ ماهر سپرده شود. بعضی اسب‌ها بداخلاق و عصبی هستند.

این گونه اسب‌ها در روبه‌رو شدن با موقعیت‌های غیرمعمول از قبیل صداهای ناگهانی یا حركت سریع اطراف تحریك می‌شوند و رم می‌كنند. تربیت چنین اسب‌هایی به شدت سخت است و نیاز به كار دقیق و نگهداری صحیح دارد. سواركاران باید با حوصله با چنین اسب‌هایی رفتار كنند. سواركار بی‌حوصله هیچ‌گاه نباید سوار اسب‌ عصبی شود. بعضی اسب‌ها تنبل هستند. این اسب‌ها ممكن است ذاتا تنبل یا زیادی چاق یا لاغر باشند.

بعضی اسب‌ها هم ذاتا كله‌شق هستند و به هیچ‌وجه دوست ندارند تحت فرمان و هدایت سواركار باشند؛ خصوصا اگر سواركار ناشی باشد. این اسب‌ها به سرعت متوجه شرایط سواركار می‌شدند و ممكن است حركات ناخوشایندی برای نافرمانی از فرمان‌سواركار از خود نشان دهند. با توجه به توضیحات گفته شده، اگر مبتدی هستید سعی كنید سوار اسب‌های عصبی و كله شق نشوید و به توصیه مربی خود گوش كنید.

به نظر می‌رسد اسب‌های تنبل برای مبتدیان ایمن‌تر باشند. یادتان باشد اگر می‌خواهید اسبی را برای خرید انتخاب كنید، حتما با یك مربی خبره مشورت كنید، چون بعضی اسب‌ها دارای اندام نامناسبی هستند و برای ورزش مناسب نیستند؛ مثلا بعضی از آنها به دلیل شكل نامناسب كمر یا گردن یا پاها برای ورزش مناسب نیستند. یادتان باشد اسب‌ها به شدت به مراقب یا سواركارشان وابسته‌اند و ممكن است یك سوار كار بداخلاق و عصبی یك اسب شرور تربیت كند. بنابراین باید خوش‌رفتاری را به اسب آموزش داد. تیمار كردن، نظافت و غذا دادن به اسب باید با آرامش كامل انجام شود. اسب باید برای هر كار خوب پاداش بگیرد و برای هر كار بد تنبیه شود تا آموزش یابد.

چگونه در اصطبل به اسب نزدیك‌ شویم؟

بعضی مواقع اسب‌ها حتی اگر خیلی هم خوش‌اخلاق باشند، دوست ندارند آرامششان به هم بخورد و ممكن است هنگام نزدیك شدن شما به آنها از خود واكنش نشان دهند. همواره به آرامی و از طرفین اسب و سمتی كه فضا بازتر است به آن نزدیك شوید و نامش را صدا كنید. اگر به اسب غریبه نزدیك می‌شوید بیشتر مواظب باشید.

اگر دست خود را از روی در اصطبل برای نوازش دراز كنید ممكن است برای او تعجب‌آور باشد و سر خود را عقب بكشید یا به طرف دیگر اصطبل فرار كند. هنگام سواركاری ضربان قلب اسب می‌تواند تا ۲۵۰ ضربه در دقیقه برسد و هر ضربه می‌تواند مقدار معتنابهی خون وارد سیستم گردش خون او كند. هنگام چنین فعالیتی دمای بدن اسب به شدت افزایش می‌یابد. در این صورت اسب به دو صورت دمای بدن خود را از دست می‌دهد از راه تنفسی و تعریق پوستی تعریق پوستی در هوای خشك به خوبی انجام می‌شود و اما هوای گرم و رطوبت‌دار مانع تعریق از دست دادن گرمای اضافی است.

در این مواقع مواظب سلامت اسب خود باشید زیرا ممكن است بی‌حال شود و هماهنگی حركات خود را از دست بدهد. هنگام فعالیت سنگین، سلول‌های عضلانی عصب مقداری از انرژی خود را به صورت متابولیسم بی‌هوازی به دست می‌آورد كه این متابولیسم باعث تجمع اسیدلاكتیك در عضلات اسب می‌شود و برای او زیانبار است. برای جلوگیری از این اثرات مضر بعد از تمرین ورزشی ۳۰ دقیقه اسب خود را به آرامی راه ببرید تا جریان خون بتواند این مواد مضر را از بدن او دفع كند. چند نكته را هنگام اسب‌سواری در نظر داشته باشید. اگر اسب شما دچار تنگی نفس شد، ضربان قلب او به بیش از ۱۵۰ ضربه در دقیقه رسید و دچار تعریق شدید شد، این شرایط برای او خطرناك است و در چنین حالتی باید نكات زیر را انجام دهید:

▪ به سرعت اسب را متوقف كنید و به او استراحت دهید.

▪ اگر پس از حتی ۵ دقیقه استراحت، اسب شما به خوبی نفس نكشید یا ضربان قلب او به زیر ۱۰۰ نرسید، تا چند روز با او به ورزش بپردازید. در این حالت چند روز فقط او را راه ببرید.

▪ اگر اسب شما بعد از چند دقیقه استراحت همچنان به تعریق ادامه داد، باید متوجه باشید كه بیش از حد از او كار كشیده‌اید. سریعا بدن او را خشك كرده و تا یك هفته به او فشار نیاورید.

ایمنی در سوارکاری

● ایمنی در دجه اول است:

ورزش سواركاری یكی از ورزشهای پر مخاطره می باشد و هیچ ارتباطی نیز به اندازه جثه و چگونگی رفتار اسب شما ندارد .

قابل تصور است كه افتادن از یك ارتفاع زیاد ، چقدر می تواند مخاطره آمیز باشد و این اتفاقی است كه گاهی برای بعضی از سواركاران رخ می دهد .

تا كنون سواركاران زیادی در سراسر دنیا بعلت عدم استفاده از وسائل ایمنی مانند كلاه و …. در حین سواركاری دچار صدمات غیر قابل جبرانی شده اند .

بسیاری از سازمانها و انجمنهای برگزار كننده مسابقات رسمی و بزرگ سواركاری ، كلیه شركت كنندگان را بدون در نظر گرفتن شرایط سنی و یا مسائل جانبی واداشته اند تا از وسایل ایمنی استفاده کنند. در مدارس سواركاری نیز چنین قوانینی حاكم است و هیچ هدفی بجز حفظ سلامت اسب و سواركاران ندارند و می بایست از این قوانین متشكر بود .

اغلب سواركارانی كه در حین سواركاری از كلاه استفاده نمی كنند دلیلشان این است كه بدون كلاه راحت ترند و یا كلاه ندارند و این نوع برخورد با موضوع فقط یك جنبه خودخواهانه بیش ندارد و تا كنون نیز بخت با آنها یار بوده است كه اتفاق جدی برایشان نیافتاده است ولی اتفاق یك بار می افتد و بعد از آن باید دید كه علوم پزشكی در رشته مغز و اعصاب چقدر پیشرفت كرده است و آیا قادر هستند كه مصدوم را نجات دهند یا خیر .

امروزه بسیاری از كارخانجات وسائل ورزشی ، كلاه های ایمنی مطمئن و راحتی را ساخته اند كه معمولا در دسترس می باشند .

● چند نكته در مورد استفاده از كلاه ایمنی :

همیشه كلاه اندازه سر خودتان بخرید بطوری كه كاملا اندازه و متناسب با سر شما باشد ، هیچ گاه كلاه دیگران را قرض نگیرید زیرا ممكن است كه اندازه سر شما نبوده و متعاقب آن كارائی كافی را نداشته باشد .

▪ همیشه بهترین و پیشرفته ترین كلاه ایمنی را كه در دسترستان می باشد تهیه نمائید ، اگر چنین امكانی برای شما وجود ندارد می توانید از فدراسیون مربوطه جهت تهیه این نوع وسائل كمك بگیرید .

▪ هیچ گاه بدون كلاه سواركاری نکنید .

▪ هیچگاه بدون كلاه سوار بر اسب جوان و یا اسبی كه رفتارش قابل پیش بینی نیست نشوید .

▪ كلاه ضرب خورده و مستعمل خود را تعویض نمائید زیرا آن یكبار وظیفه خود را انجام داده است و این عمل ممكن است برای بار دوم تكرار نگردد .


چگونه از سوارکاری لذت ببریم؟

«اسب» را باید شناخت ....    

در سال های اخیر تولید و نگهداری از «اسب» به عنوان یکی از حیواناتی که از زمان های بسیار دور در خدمت انسان بوده و هنوز هم این ارتباط ادامه دارد، پیشرفت های شایانی کرده است. اسب های ورزشی امروزه از کمیت قابل توجهی برخوردارند. علیرغم این نکات باید بدانیم که هیچ اسبی کامل نیست. همه آرزوی داشتن اسبی کامل را دارند ، ولی پیدا کردن آن، چندان هم ساده نیست. هنر تربیت اسب پی بردن به توانایی های بالقوه اسب و پرورش آن تا حد ممکن است. باید بدانیم که چگونه و تا چه اندازه ای می توانیم به نقائص اخلاقی و اندامی اسب پی ببریم. این آگاهی نیاز به تجربه ای گران و کار کردن طی سال های متمادی با اسب های مختلف را دارد.

اسب هایی که اشکال اندام و یا اخلاقی دارند: باید بدانیم که تربیت هر اسب با اسب دیگر متفاوت و دارای راز و رمز خاصی است. ولی چهارچوب کلی آن همین اصول اولیه تربیت اسب است که درباره اش بحث کردیم. به هرحال روش هایی وجود دارند که درباره نحوه کار با اسب هایی که خوش اخلاق نیستند و نقصی در اندامشان وجود دارد، بحث می کنند. معنی این بحث این نیست که مبانی اصول اولیه نادیده گرفته می شوند بلکه علیرغم مشکلات ، فقط ممکن است این اصول جابه جا شوند.

▪ بداخلاقی:

اسب با خصوصیات اخلاقی و اندام خاصی خود به دنیا می آید. با استفاده از اصول صحیح آموزش و محیط سالم می تواند اسب را برای سواری دادن به کار کشید. از طرف دیگر چنانچه روش آموزش و نگهداری غلط در پیش گرفته شود، نتیجه عکس آنچه گفته شد خواهد بود. اصلاح مشکلات طبیعی اسب مشکل است. تجربه ثابت کرده است که علیرغم صرف وقت و تلاش مضاعف چنانچه موفقیتی مناسب به وجود آید مشکل نهفته خودنمایی خواهد کرد.

▪ اسب عصبی:

این گونه اسب ها در روبرو شدن با موقعیت های غیرمعمول از قبیل صدای غریب ، و حرکت های سریع و یا پرچم رم می کنند. اینگونه اسب ها در اثر کار دقیق و نگهداری صحیح و حوصله آرام می شوند. اگر اسب در حرکت عصبی است و یا از اشیا» روی زمین رم می کند، کار بسیار مشکل خواهد شد. تجربه نشان داده که این گونه اسب ها هرگز کاملا آرامش پیدا نمی کنند. مربی فقط باید محدودیت ها را در نظر بگیرد و برعکس حساسیت های زیادی و یا عصبیت های خاصی می تواند مورد استفاده قرار بگیرد. اسب عصبی برای سوارکاری با حوصله بدون حرکت اضافه و آرام روی اسب ، هدیه ای آسمانی است. چنین اسبی کمترین اثرها را نیاز دارد و سوار هم که آرامش خود را روی او حفظ می کند و زمانی می رسد که اسب اثر ساق را پذیرفته و به جلو رانده می شود. در این بازی برنده ، سوارکار باحوصله است ولی سوارکار بی حوصله هیچ گاه نباید اسب عصبی سوار شود.

▪ اسب تنبل:

اسب تنبل سوار را به جنون می کشد. در ابتدا می بایست پی برد که اسب ذاتا تنبل است یا این که دلائلی باعث این تنبلی است. به عنوان مثال ، ممکن است اسب به آمادگی مطلوب نرسیده باشد. مثلا چاق یا لاغر باشد، بیمار بوده و یا اثرهای سوار را نمی فهمد. بهتر است اسب تنبل را همراه با اسبی چالاک به صحرا ببریم. اگر او همچنان میل به حرکت نداشت ، سوار اثرها را قوی تر کند و در موقع مناسب او ضربات مقطع و شدید شلاق را بکار خواهد گرفت و اگر اسب به جلو پرید باید او را نوازش کرد. این تمرین باید تا آن جا تکرار شود تا اسب منظور سوار را دریافته به سادگی به اثرها جواب دهد. مهم اینست که سوار، اسب را به حرکت به جلو وادار کند. او می بایست این فشارها را به مرور کاهش دهد تا اسب را نسبت به آنها بی تفاوت نشود.

▪ اسب کله شق:

این گونه اسب قادر به تحرک و اعمال قدرت است و مایل نیست آن ها را در خدمت سوارکار بی تفاوت بگذارد. و نکته اینجاست که اسب پی ببرد سوار آنقدرها خبره و مصمم نیست. اسب به سرعت به این موضوع پی برده و سردست می زند و مشکل بتوان این حرکت را از سرش انداخت. برای حل این مشکل سواری مورد نیاز است که به زین چسبیده و بدون اینکه اسب اجازه نافرمانی بدهد او را به جلو هدایت کند. به محض اطاعت اسب ، سوار باید او را نوازش کرده و اطمینان اسب را جلب کند. به محض این که سوار احساس کند اسب می خواهد رم کند و یا سردست بزند، باید یکی از دستجلوها را کشیده و مانع حرکت او شود و دقت کند که حرکت طولانی نباشد، چه ممکن است اسب روی سوارکار به غلطد.

▪ نامتناسب بودن اندام:

امروزه اسب هایی که دارای مشکلاتی در اندام هستند به ندرت برای فروش به عنوان اسب ورزشی ارائه می شوند. اگر این عدم تناسب فقط مربوط به ضعف دست و پاها و مفاصل باشد، با مراقبت، پیگیری و حفاظت می توان این نقاط ضعیف آن ها را همراه با پرورش سایر اندام ها پروراند. البته گفتن این مطلب بسیار ساده و عمل آن بسیار مشکل است.

▪ نامتناسب بودن گردن:

امروزه این اسب ها کمتر برای فروش ارائه می شوند. اگر علاوه برنامتناسب بودن گردن فک پایین هم سنگین و بزرگ باشد، احتمال درست کردن چنین اسبی خیلی ضعیف است. بزرگی و سنگینی فک پایین به اسب اجازه نمی دهد به آبخوری شود. چراکه استخوان بزرگ فک پایین روی گردن فشار آورده و اجازه فعالیت را از آن می گیرد. من پیشنهاد می کنم با چنین اسبی کار نشود. بعضی از اشکالات گردن مثل شکستگی از مهره سوم ناشی از دست های خشن سوارکار است ، به هنگام تربیت اسب جوان یا اسبی که در اثر بدسواری خراب شده است ، باید پیرو همان اصولی بود که اسب از عقب به جلو درست می شود، نه اینکه روی سر و گردن او فشار آورده و آن ها را از کار بیاندازیم. اسب هایی که دارای گردن قوی مانندی هستند معمولا برقرار تماس با دهان آنها مشکل است. برای تربیت اینگونه اسب ها باید تلاشی مضاعف داشت و برنامه آموزشی طولانی مدت و سخت از جهت سوارکار، برای آن ها در نظر گرفت. و اگر قصد داشته باشیم آن ها را زود به بهره برداری برسانیم موجب شکستن گردن از مهره سوم می شویم. وقتی که اسب سر و گردن خود را جلو و پایین کشیده به دنبال آبخوری می رود می توان آموزش او را ادامه داد. اگر از اسبی با این خصوصیات خیلی زود بخواهیم سرو گردن را افراشته کند، عضلات ناحیه جدوگاه او لق تر شده و دیگر اصلاح نمی شود. این نوع گردن انعطاف پذیر است می تواند آن را جمع کرد و یا به طرفین انحنا» داد که باعث جابجائی گردن شده و شانه خارج را به طرف خارج متمایل می کند. راندن اینگونه اسب ها به جلو بسیار مهم است. اگر اسب آبخوری را قبول نمی کند، آبخوری کلفت تری استفاده کنید. در حرکت روی قوس ها اثرهای دست و وزن و پای خارج قوی تر باشند. برای ریشه کنی این نقیصه باید عضلات زیرین گردن را قوی کرد و با راندن اسب به جلو و واداشتن او برای کشیدن سرو و گردن به جلو و پایین این امر میسر است.

▪ گردن گوزنی:

عضلات زیرین اینگونه گردن بسیار بزرگ هستند. برای اسبی این چنین کشیدن گردن بسیار مشکل است. باید عضلات زیرین گردن را آب کرده و عضلات بالائی را پرورش دهیم و می توان اسب را با بغل بندهایی که پایین تر بسته شده اند و یا تعلیمی ثابت که سر او را پایین نگه می دارد سوار شد. اینگونه اسب ها کمر منقبض دارند. کار روی کاوالتی و پرش های ژیمناستیکی برای نرم کردن کمر آن ها بسیار مفیداند.


▪ شکل غلط کمر:

اسب هایی که طول کمر آن ها، کوتاه یا بلند، غلط است همواره از آن دسته ای نیستند که برای کار مشکل داشته باشند. اسب هایی که کمر آن ها بلند است معمولا خوش سواری هستند. اگر عضلات کمر آن ها بین جدوگاه و تهی گاه به خوبی پرورانده شده باشند، مشکلی برای کار نخواهند داشت و برعکس کمربلند و نرم مزیتی است برای تربیت او. به هرحال اگر کمر آنقدر بلند باشد که پاها نتوانند خود را به مرکز ثقل برسانند، طول گام ها کوتاه شده و اینگونه اسبها برای درساژ مناسب نیستند، ولی برای پرش و سه روزه مناسب ترند، چراکه در صورت ارتکاب اشتباهی ، از کمر خود به عنوان ستونی متعال کننده کمک می گیرند. باید به هنگام شروع آموزش چنین اسبی در نظر داشت که ، کمربلند را نمی توان با آموزش کوتاه کرد، فقط می توان با نیم توقف و حرکت های انتقالی متوالی در تمرین ها شلنگ های او را کشیده تر کرد.

▪ کمر کوتاه:

بدیهی است که پای اینگونه اسب ها به راحتی به زیرآمده و تجمع آن ها ساده تر است. از طرف دیگر آنها همواره با مشکل کمر مواجه اند. کمر کوتاه نیازمند گردن بلند است تا به نرمش آن کمک کند. اگر طول گردن اسب بلند نباشد در عمل مشکل بتوان پاهای اسب را به زیر کشید. اینگونه اسب ها خوش سواری نیستند. اسب های کمر کوتاه فقط زمانی به حداکثر توان ورزشی می رسند که سوار توجه خاصی به تمرین های به جلو و پایین کشنده مبذول کرده و دست های بسیار نرمی داشته باشد.

▪ اسبی که عقبش بلندتراز جلوست:

از آن جا که اسب های جوان هنوز به کاملترین مرحله رشد نرسیده اند، معمولا عقبشان بلندتر از جلویشان است و در نتیجه وزن روی دست هایشان می افتد. اگر پس از رشد کامل این نقیصه برطرف نشود این چنین اسبی برای درساژ مناسب نیست. برای پرش نمی توان آن را نقص به حساب آورد، چراکه اسب های «هالاوآلا» برنده مدال های المپیک شده اند. در تمرین ها نباید از این اسب ها خواسته شود که در زمان طولانی با سر پایین و کشیده حرکت کننده ، حتی در زمان استراحت هم باید برای حفظ تعادل سرو گردن را کمی بالاتر بگیرند.

▪ کپل های افتاده یا بزکپل:

زاویه مفاصل خرگوشی اینگونه اسب ها حاده است و نمی توان آنها را آنقدر پرورش داد که قوی شده و نهایت فعالیت را داشته باشند. آنها مناسب پرش نیستند و برای درساژ هم باید با احتیاط به طرف آنها رفت. این چنین اسب هایی ، پاهای خود را به راحتی به زیر می کشند ولی فشار مضاعفی روی کمر خود وارد می کنند که مشکل زاست. آنها را همواره باید با قدرت و حداقل تجمع به جلو حرکت داد.

▪ نقص در پاها:

آموزش این اسب ها محتاطانه است. سوار کار باید چگونگی کار با این اسب ها را دقیقا برنامه ریزی کرده باشد. هر دو نقیصه به یکسان فشار بیش از اندازه برروی مفاصل خرگوشی وارد می کنند. هر دو گونه باید تمرین های تجمعی محدود داشته باشند. تجربه به من نشان داده که با اسب مفصل گاوی می توان بیشتر کار کرد، چراکه فرسایش این نوع مفاصل کمتر از بقیه انواع مفاصل خرگوشی هستند. با تمرین های روی دو محور و شانه به داخل می توان تعادل برقرار کرد، اما مشکل بتوان به درجاتی از موفقیت اطمینان داشت. در جائی که می توان با اسب سالم کار کرد، بهتر است از کار کردن یا خریدن اسب هایی که مشکل اندامی و اخلاقی دارند بپرهیزیم.

مصائب سوارکاری از زبان برترین چابک سوار

یکی از برترین سوارکاران ایران کسی نیست جز عنایت الله قل عطا که یک چابک سوار ۲۵ ساله ترکمن است و اکنون بیش از هشت سال است که در کورس اسب می تازاند. او تاکنون بارها و بارها در دوره های مختلف عنوان قهرمانی را به خود اختصاص داده است و در هفته پایانی کورس گنبد کاووس در حالی که در چهار کورس مختلف اسب تازاند، در دو کورس به دو عنوان قهرمانی و نایب قهرمانی دست یافت.