روشهاي تدريس

 

 

ما ضمن معرفي دو تا الگو كه اشاره كرديم هر كدام ويژگي خاص خودشان را

ندارند و هركدام معايب و محاسن خاص خود را دارند.

الگوي پيش سازمان يافته معلم مدار است . و شاگردان چندان اختياري ندارند معمولاً بچه ها رديف مي‏نشينند.

تعامل در كلاس كم و منبع محدود است. در الگو دوم اين محدوديت در تعامل وجود داشت روش و متولوژي ياد مي‎گرفتند، ولي گفتيد ، زمان جائز اهميت است و مهارت معلم خيلي مهم اس و نمي‎شود خيلي افقي در سطح و سيع روي اطلاعات و در خصوص يك موضوع كار كرد. حالا من نمي‎خواهم اينجا تفكيك كنم ولي اشاره مي‎كنيم. فلان روش مربوز به كجاست؟

ولي بعضي از روشها چون زمان محدود است. ما بعضي از روشها را كه در هر يك اين الگوها جاي مي‎گيرند بررسي مي‎كنيم .

اولين روشي را كه در قالب و چارچوب الگوي پيش سازمان دهنده مي‎تواند مؤثر و مطرح باشد روش سخنراني است ، روش سخنراني چه موقعي است كه من مي‎خواهم يك موضوع علمي را مي‎خواهم با بيان شفاهي در يك جمع دانش‎آموزان در يك جمع دانش آموز در كلاس مطرح كنم و در اين زمينه و براي اين روش نقد بسياري شده است.

چه مثبت و چه منفي :

جه مثبت و چه منفي و بعضي مي‎گويند شاگرد منفعل. معلم فعال بعضي مي‎گويند نه خير آنهايي كه مي‎گويند شاگرد منفعل است. خودشان توانايي تدريس را ندارند. مخصوصاً يكي ار علماء، در كتاب خود اين را مطرح مي‎كند مخصوصاً‌ يكي از روانشناشان معاصر آقاي ديج وبن لاينر در كتاب خود اشاره مي‎كند.

از شاگردان مي‎پرسد ؟ اگر در كلاس تعداد دانش آموز (40) نفر يا بيش از چهل نفر باشد چه روشي بكار مي‎گيري. و بعد مي‎گويد اگر دانشجويي ؟؟؟ غير از روش سخنراني بگويد مي‎گويم اشتباه مي‎كني .

 

روش سخنراني چيست و ما چه كار بايد بكنيم

واقعيت اين است كه براي هر روشي اشاره كرديم كه روش تجويزي‎اند. از يك موقعيت به موقعيت و از درس به درس ديگر فرق مي‎كند. حتي از يك شاگرد به شاگرد و طيف ديگر .بنابراين ما بايد دقت كنيد در كجا روش سخنراني را بكار ببريم . كلاسهاي پرجمعيت ، مباحثي نظري، مباحثي كه ما هنوز ما نبايد جديد و مكتوب نداريم و فيلم تهيه نشده است .

واقعيت ديگر اين است كه علي‎رغم اينكه برخي از روانشناسان و متخصصان تعليم و تربيت با روش سخنراني مخالفند وي من به جرأت مي‎گويم.

50 درصد فعاليت دنيا را در سيستم اكاديميك و مدرسه اين روش. حداقل بصورت تركيبي اين روش وجود دارد. به همين دليل يك مروري بر اين روش خواهيم كرد تا ببينم مراحل اجرايي اين روش چيست ؟

  

مرحله اول : مرحله آمادگي است همين جور وارد كلاس شدن هر چه دل آدم بخواهد صحبت كند بدون منابع بدون مآخذ معتبر سخنراني نيست.

بنابراين اگر معلم تصميم بگيرد از شيوه – سخنراني استفاده كند اولين فكري كه به ذهنش مي‎رسد اين است كه آيا آمادگي علم و مطالعه لازم را دارد.

 

آيا زمان براي كسب اطلاعات جديد دارد يا نه

اگر نتواتند مطالب جديد جمع‎آوري كند يا بقول سورونلايت ، اگر مفاهيم او از تازگي برخوردار نباشد اثر خود را از دست مي‎دهد بنابراين فرد بايد آماده باشد از نظر اطلاعات .

گام دوم: آمادگي عاطفي است :

آمادگي عاطفي كي پيش مي‎آيد . وقتي من مي‎خواهم وارد كلاس بشوم ، نمي‎دانم عزيزان هيچ موقع اولين بار سخنراني كردند . ممكن است آدم تعادل خود را از دست بدهد. ضربان قلب زياد شو د.

ولي اين حالتهاي عاطفي بايد كاملاً راحت باشد . حالا چه كار كنيم كه اين آمادگي را بدست آوريم . اين نياز به تمرين و تكرار دارد در كلاسهاي مختلف كم كم فرد آن حالت عاطفي را بدست مي‎آورد.

ولي اگر خيلي متبدي است بعضي‎ها راههايي را پيشنهاد مي‎كنند . مثلاً شما مي‎توانيد براي دوستان خود همين مبحث را برايشان سخنراني كنيد. آنها سربه‎سرتان ه مي‎گذارند و شوخي مي‎كنند.

آيا مي‎توانيد در اين كش و قوس اين تعامل موفق بيرون بيائيد يا نه و بعد مي‎توانيد وارد جمع شويد و سخنراني كنيد بعد سخنراني خود را ضبط كيند . بعد خود شنوده خودتان باشيد .

آيا درست مطرح كرديد منظم بود يا نه و حتي بعضيها توصيه مي‎كنند جلوي آينه بايستيد و سخنراني خود را ببينيد ولي من توصيه نمي‎كنم اگر والدين ببينتد نگران مي‎شوند ولي اين تمرين بسيار مؤثر است . ضبط كردن صدا و خود گوش دادن يا آن شكل خود را درآينه ديدن تنها كلمات نيست بلكه حركات من و نحوه و ايستادن من همه مي‎تواند در انتقال معنا كمك كنند.

 

اين مرحله آمادگي عاطفي، آمادگس تجهيزاتي :

من اگر بخواهم سخنراني كنم امكانات مي‎خواهم . تخته‎ مي‎خواهم . ميكروفون مي‎خواهم . بايد اين تجهيزات برايم فراهم باشد و گرنه ارتباط من با مخاطبم صورت نمي‎گيرد.

 

 

اين مرحله آمادگي است كه هنوز وارد كلاس نشدم :

اما مرحله دوم ، مقدمه سخنراني :

 من وار كلاس شدم . آيا بلافاصله بايد به ارائه محتوا بپردارم . بعضي‎ها مي‎گويند خير . اولن گام اين است كه رابط برقرار كنم با شاگرد . اين هم نمي‎شود دستور العمل از قبل نوشت كه چه چيزي ارتباط برقرار كرد شما روحيه بچه ها را مي‎شناسيد .

يك معلم بايك طنز با يك جمله يا سؤال ارتباطي را بين خود و بچه ها برقرار ميكند. چرا؟

بچه ها كه از بيرون مي‎آيند و يا در جمع نشستند ممكن است هنوز تمركز گوش كردن به حرفهاي شما را نداشته باشند .

اين ارتباط ايجاد رابطه مي‎تواند موضوعي خيلي كوتاه ولي خارج از بحث باشد ولي اين راتباط بايد صورت گيرد.

توجه شاگردان به موضوع بسيار مهم است كه من علايق و رغبت بچه ها را بشناسم. بعضي از اين سياستمداران دنيا گاهي مي‎گويند هيتلر سخنران خوبي بود . روحيه روانشناختي خوب دارند. اوايل بحث دو سه جمله را اصلاح مي‎كنند مي‎بينند كجاها مردم دست مي‎گذارند. متوجه مي‎شدند اين برايتان حائز اهميت شروع مي‎كنند در آن زمينه بحث كردن، در كلاس درس هم معلم بايد روحيه بچه ها را بشناسد.

در چه زمينه هايي بچه‎ حتي‎ در آن خاص به چه نوع بحثي بيشتر علاقه‎مند جهت‎گيري كند در آن زمينه و ايجاد انگيزه با سؤال با مسائل مختلف .

بيان صريح هدفها و توصيه مي‎كنم از اول به بچه ها بگوييد هدفتان چيست؟ بعد از پايان سخنراني چه انتظاري از آنها داريد، چه مطالبي را بايد نتيجه‎گيري بكنند.

استفاده از پس سازمان دهندهايي كه اشاره كردم مي‎تواند به شما كمك كند از همين جلب توجه و مخصوصاً پيش‎آزمون .

مثلاً‌ در يك سخنراني دوساعت اول من ممكن است 5 دقيقه اول براي جلب نظر دانش‎آموزان سؤالاتي را براي بچه ها مطرح مي‎كنم . بچه ها يك ربع به شما فرصت مي‎دهم كه فكر كنيد و به اين سؤالات پاسخ دهيد. بعد مي‎گويند استاد ما انيها را نخوانده‎ايم نمي‎توانيم به اينها جواب بدهيم . همينجا به عنوان يك انگيزه اشكال ندارد اين سؤال پيش شما باشد . بحث امروز من درباره اين سؤالات است. شما اگر دقت كنيد به بحث و صحبتهاي من مي‎توانيد اينها را بعداً‌ بنويسيد اين كه انگيزه ايجاد مي‎كند. سؤالات را نگه مي‎دارد در پايان اينها را جواب مي‎دهم . هم به عنوان ارزشيابي مي‎توانم از آنها استفاده كنم و هم به عنوان يك محرك شيوه هاي است كه هم مي‎تواند استفاده كند. اين مرحله مقدماتي است كه من رابطه مطلوب را با شاگرد ايجاد كنم

 

 

در مرحله سوم ارائه متن سخنراني است :

حالا مي‎خواهم سخنراني خود را شروع كنم چه كار بايد كرد در سخنراني چندنكته را بايد خيلي توجه كرد كه آن جامعه بودن محتوا است. در آن مقدمه اهداف را مي‎گويم چه موضوعاتي را بايد توجه كنيد حالا در سخنراني بايد محتوايي را ارائه بدهم كه دقيقاً‌ تمام اهداف من را بپوشاند. يعني شاگرد احساس كند اين سخنراني تمام آن اهداف را پوشش داده و مي‎تواند الان نتيجه‎گيري و بحث كند و مي‎تواند پوشش بدهد به آن اهداف واحساس كند به آن اهداف رسيده است.

دوم سازماندهي منطقي محتوا است . گاهي خودم برام پيش‎آمده درجايي سخنراني كردم و بعد وقتي گوش دادم خنده‎ام گرفته .

جملات من مبتدا و خبر نداشت.شايد در همين برنامه احساس بكنيد.

يا گاهي از ريل خارج مي‎شود يك مرتبه در حين سخنراني موضوعاتي مطرح مي‎كند كه ربطي به موضوع سخنراني نداشته اين سازماندهي منطقي به من ياد مي‎دهد چه جوري رابطه كل با جزء ،چه جوري اجزاي را با هدف تطبيق دهم، چه جوري تسلسل بدهم ، چه جوري اگر بخواهم يك سخنراني مقايسه انجام بدهم هيچگونه اين تضادها و تشابهات را مطرح كنم مثل دانه هاي يك تسبيح يا زنجير بايد سخنراني من پيوسته و سازماندهس داشته باشند.

عزيزان مي‎توانند در همين كتاب مهارتهاي آموزشي انواع سازماندهي آموزش را در آنجا مطالعه كنند.

باز نكته‎اي كه در اينجا بعد از سازماندهي بايد خيلي به آن توجه كنيد استمرار سازماندهي است .

ممكن است من به عنوان معلم در اول كلاس توجه شاگردان را جلب كنم . اما نتوانم استمرار ببخشم و بعد از نيم ساعت بچه ها آن توجه لازم را نداشته باشد در استمرار توجه چه كار بايد بكنيم . حداقل توجه بچه ها را به سخنراني جلب كنيم .

يكي از نكات تعيير دادن محرك است. يعني چه؟ مثلاً‌ديديد بعضي از بچه ها علاقه‎مند به امتحان هستند معلم حتي به عنوان شوخي و واقعيت بگويد : بچه ها امروز ما مهم است و ممكن است تعدادي از سؤالات پايان ترم ار همين مبحث باشد.

شما همين جمله را در كلاس بگوييد. يك مرتبه خود كارها درآمده و دارند ياداشت مي‎كنند.

 

 

ارزشيابي يك محرك است

 شما شناختي كه از شاگرد خود داريد مي‎توانيد از محركهاي مختلفي استفاده كيند و محركها را تغيير بدهيد از يك محرك به محرك ديگر.

دوم  كانالهايي ارتباطي آدم و قتي به يك سخنراني بطور مدام گوش مي‎دهيد خسته مي‎شود ، گوش اشباح مي‎شود. من به عنوان مفسران مي‎توانم از يك تصوير و فيلم نمودار به تناسب ؟؟ عوض كنم .

بلافاصله متن كانال را از گوش به چشم تغيير مي‎دهم و همين امر آن حالت خستگي و يكنواختي را كاهش و يا حذف مي‎كند.

 

 

فعاليت جسمي :

در يك نقطه و ايستادن و نگاه كردن به تعدادي از دانش ‎آموز و گوشه‎اي از كلاس و با تن صداي يكنواخت مسلم است كه اين را از فضاي فعاليت خارج مي‎كند . معلم بايد حركاتي متناسب با درس داشته باشد.

چه حركات دست . چه حركات جسم .

اما توصيه صريح من اين است كه حركات بطوري نباشد كه شاگردان بجاي آنكه به مفاهيم شما توجه كنند به حركات توجه نمايند. گاهي ديديد بعضي از معلمين كلاس را طي مي‎كنند و بچه ها مثل پاندول ساعت به معلم نگاه مي‎كنند. يادش بخير ، بزرگواري را يك روز دعوت كرديم كه در دانشگاه ما سخنراني كند. ايستاد و سخنران هيجاني شد پشت كرد به بچه ها ورو كرد به ديوار و شروع كرد به ديوار مشت زدن، بچه ها خنديدند ، به مدت 10 دقيقه ارتباط قطع شد ديگر كسي حرف نداشت و به حركات وي توجه مي‎كرد ، اين نوع حركات اختلال ايجاد مي‎كند . موانع ارتباطي مي‎شود .

 تن صدا بسيار مهم است :

 معمولاً‌ برخي از اين كتابها و بعضي از اين منابع تعليم و تربيت اشاره مي‎كنند كه صداي خانمها گوش را زودتر اشباع مي‎كند. بهمين دليل خيلي ا ز آقايان به صداي حرف خانمها گوش نمي‎دهند شايد دليل آن به همين دليل باشد.

ولي دقت كنيد تن صداي زير گوش را سريعتر اشباع مي‎كند، تن صداي بم گوش را ديرتر اشباع مي‎كند اما در مجموع اشاره كردند چه تن صدا زير و يا بم باشد . اگر فركانس يكنواخت باشد گوش را خسته و اشباع مي‎كند و فرد را از صحنه خارج مي‎كند شور و حرارت سخنران ، البته تنها حركات نيست بلكه آن حالات عادي چهره است ما بحثي را در تكنولوژي آمورشي در فرايند ارتباط داريم .

آيا اين حالت در كلاس صادق نيست.

فرض كنيد دانشجوي نشسته مسن است و خسته و بي‎‎رمق، مطمئن باشيد هرچقدر شاگردان فعال باشند اين حالت او به آنها سرايت پيد ا خواهد كرد .

برعكس شما همه فعال باشيد . بچه ها نشسته مثل مجسمه نه حرف مي‎زنند و نه سؤال مي‎كنند بي‎حال و  بي‎رمق كه معمولاً‌ در اكثر كلاس هست.

آيا معلم فعال مي‎تواند به فعاليت خود ادامه بدهد اين تعامل احساس در آن شكل مي‎گيرد و يك آزمايشي را يكي از روانشناسان انجام داد خيلي جالب بود.

من دانشجويي را وادار كردم در حياط مدرسه وايستاده و به برج كليسا نگاه كند. بعد از چند دقيقه ديدم 20 نفري دور آن جمع شدند . بعد دانش‎آموز برگشت به آنها گفت به چه چيز داريد نگاه مي‎كنيد ، هيچ كس نميدانست  به چه چيز دارد نگاه مي‎كند. اين تعامل احساسي است.

بنابراين معلم بايد با شور و حرارات در كلاس درس حاضر شود تا شاگردان را دچار سستي و بي‎حالي نكند پرسش و پاسخ در سخنراني ، سخنران لازم است دائماً سؤال كند ذهن را فعال كند. چون هر سؤال برانگيزانند براي من حركت ايجاد مي‎كند ذهن را فعال مي‎كند.

اما سؤال بايد بگونه‎اي مطرح بشود كه واقعاً‌ برانگيزاننده باشند، حتي سكوت سخنران در ضمن اينكه دارد سخنراني مي‎كند چند ثانيه سكوت اختيار كند.

يك مرتبه كانال عوض مي‎شود فرد مي‎گويد چرا؟ همين آن خستگي گذشته را از بين مي‎برد و صدها نكات ديگر كه اگر سخنران در ضمن سخنان به آن توجه كند مي‎تواند مؤثر كند، درس خود را و نكات چهارم جمله بندي آخرين مرحله سخنراني جمله بندي و نتيجه‎گيري بهرحال در ضمن صحبت كردن چون ارتباط، ارتباط كلامي است، گاهي اوقات براساس موانع ارتباط از كلاس خارج مي‎شود. براي اينكه اين اطلاعات قطع شده را بهم وصل كنيم اين اطلاعات را بايد جمع‎بندي كرد. اما حالت جمع بندي خيمه حالت است.

1-  جمع بندي توسط خود معلم انجام مي‎گيرد فشرده‎اي از مباحثي كه مطرح شد.

2-جمع بندي شايد توسط خود شاگرد انجام گيرد. حتي با يك سؤال، از شاگرد مي‎خواهيم بگوييم كه مجموعه بحثي كه دانستيم چه بود . يا حتي با يك تمرين در رياضي، يك را مي‎آوريم و در حل آن تمرين خود شاگرد تمامي آنها را مي‎گويد.

اما يك  نوع جمع‎بندي داريم بنام جمع‎بندي اتفاقي مخصوصاً در دروسي مثل علوم تجربي. يك حادثه اتفاق مي‎افتد .

مثلاً‌ امروز درس ما در مورد بن پايان و يا جوندگان است . وقتي بحث معلم تمام شد. ناخودآگاه و شايد پيش‎بيني كرد يكي از اين بندپايان در كشو ميز وجود دارد. اين را بنوعي در كلاس مي‎آورد بچه‏ ها بگوييم شايد يك تعدادي از بچه ها بترسند و يك عده بخندند . معلم بگويد راستي بچه ها خيلي خوب شد بحث ما درباره اين موجودات بود .

اين نمونه‎اي از بندپايان و شروع مي‎كندبه تمام آن حرفهايي كه زده ، يك پديده را مي‎گيريم و براساس آن غيبت ميدهم و تمام مطالبي كه در كلاس ؟؟ به طو رخلاصه به آن اشاره مي‎كنيم

ولي اين روشها معايب و محاسني دارند. در اين روش سخنراني

بچه ها معمولاً كمتر فعالند . بچه ها بيشتر به معلم توجه مي‎كنند. دامنه لغات و نحو سخنان گفتن آنها تقويتي شود. چون دائماً گوش مي‎دهند.

اگر بخواهيم . دامنه لغات بچه ها تقويت شود يك مقدار بايد  به فعاليت بپردازيم . نكته آخر ما بايد ببينم روش را كجا استفاده كنيم اگر به موقع و بجا استفاده كنيم. انفعال شاگرد كاهش پيدا خواهد كرد.

 

روش نهايي علمي

 

در اين جلسه ما دو روش ديگر را كه بازده، در نظام آموزشي ما تحت عنوان روشهاي سنتي داريم بحث مي‎كنيم شايع است .

من يك نكته لازم است اينجا توضيح بدهم در كتاب مهارتها كه تقسيم شده به روشهاي سنتي  و نو ، اين فقط از لحاظ تقد م و تأخر زماني است. والا هيچ رجحاني نسبت به هم بخاطر اين زمان ندارد .

ماخيلي از روشهاي سنتي هنوز كاربرد دارند و خيلي از روشها نو مال سه ، چهار دهه پيش هستند منسوخ هستند و ديگر به كار گرفته نمي‎شوند. حالا باز اين دو روش مثل روش سحنراني كه قبلاً‌ اشاره كرده بودم مطرح مي‎كنيم تحت عنوان روش سنتي مطرح مي‎كنيم .

 

 

 

 

 

 

روشهاي سنتي :

قدمت طولاني در كاربرد آنها وجود دارد

يكي از اين روشها تحت عنوان روش نمايش علمي ذكر شده باز وقتي مي‎گويم نمايش علمي، با ايفاي نقش، نقش بازي كردن اشتباه نگيرند . روش نمايش علمي مبتني بر يادگيري به اصطلاح مهارتي ، عملي براسا س مشاهد مي‎باشد . من يك جايي مهارت عملي را با اجراء و انجام دادن ياد مي‎گيرم . اين يك فرآيند ديگري است ولي يك جا يك مهارت عمل را از طريق فقط مشاهد ه كردن مثل روش سنتي در گذشته، مثلاً ‌در يك روستايي كار كردم كار حرفه خود را فقط از طريق نگاه كردن كار استاد كار يا پدر و مادر ياد مي‎گيرد.

چه زماني اين روش را بكار مي‎گيريم. ما مي‎خواهيم بچه ها يك مهارت عملي را در روي يك دستگاه بدست بيآورند، اما اين دستگاه محدود است و در اختيار همه نيست، با اين كار بكنند.

معلم اين را وارد كلاس مي‎كند و با توضيح دادن و به نمايش گذاشتن آن مهارتها را به بچه ها ياد مي‎دهد. به اين روش به اصلاح گفته مي‎شود، نمايش علمي و يك وسيله علمي، مثلاً  موتور ديزل را برايشان توضيح مي‎دهيم . اين روش نيز مراحل خاص خود را دارد . من تتيتر وار اشاره مي‎كنم . عزيزان دقت كنيد .

 

 

اولين مرحله،‌ آمادگي است

آمادگي چيست ؟ من يك وسيله را آوردم و مي‎خواهم كار كنم و بارها در كلاس استفاده كردم . آيا لازم است مجدداً آن را چك كنم و با آن تمرين كنم ، ببينم جواب مي‎دهد يا نه،‌ حتماً لازم است، چرا؟

گاهي اوقات ممكن است وسيله‎اي دستكاري شد. دقيق كار نكند و در كلاس. ولي بچه ها گفتم كار كرده آن اين است، وقتي مي‎خواهم به مرحله عمل دربياورم جواب نمي‎دهد. بچه ها بين خراب شدن دستگاه و دانش من نمي‎توانند زياد فرق قائل شوند و شروع مي‎كند، به خنديدن مي‎گويند خود استاد و معلم بلد نيست. اين را من شاهد بودم .

دانشكده كشاورزي يكي از دانشگاهها، استاد بزرگواري، عنوان درس من نمي‎دانم ولي روي تراكتورهاي كشاورزي و نحو روشن كردن آن استاد صحبت كردند، اين نه، تمام حرفها را زد و بعد آمد استارت بزند دينام ماشين روشن نمي‎شد. شروع كردن دانشجوها هر هر خنديدن، ببينيد استاد خودش بلد نيست مي‎خواهد به ما ياد بدهد.

 

 

 

يا ما در گرايش تكنولوژي داريم

مثلاً به شاگرد ميخواهيم بگوئيم چگونه از او در كلاس مي‎خواهيم استفاده كنيم، وي ناخود آگاه مي‎خواهيم لامپ آن سوخته حتي بعضي از ما را ديديم ،حتي دكمه‎اش را بلد نيست .

پس عزيز من قبل از اينكه اين را به كلاس ببري چك كن ،‌تمرين كن ، نبسته جواب مي‎دهد يا نه ،پس اين آمادگي

1- آزمايش كردن دستگاه ، چك كردن و نحوه كار كردن كه خود معلم مسلط بشود و بعد بردن سركلاس و در جاي معين كه همه بچه ها بتوانند ببيند قرار دهد. اين مرحله آمادگي است.

 

 

مرحله دوم مرحله توضيح :

قبل از اينكه به توضيح  تشريح كار كرد اين دستگاه بپردازد اين معلم بايد بگويد هدف چيست ؟ و مي‎خواهد چه مهارتي را ياد بدهد. بعد شروع مي‎كنيم به نحوه كار كرد اين دستگاه، اين را وقتي توضيح داديم در مرحله سوم به نمايش اين قسمتها مي‎توانيم قطعات را باز كنيم، ببنديم و كار هر قسمت را به نمايش بگذاريم .

بچه ها ببينيد كه اين دستگاه چه جوري كار مي‎كند. بسياري ار متخصصين روشهاي جديد توصيه مي‎كنند كه توصيه خوبي است و مي‎گويند : « مرحله سوم و دوم را با هم ادغام كنيم. يعني در ضمن اينكه كار كرد قطعات را نشان مي‎دهيم همان موقع توضيح دهيم . چون شاگرد از طريق سمعي بصري هم مي‎شنود و هم مي‎بيند اثراتش خيلي بيشتر است.

گاهي همين توضيح را كه ما براي معلمين در استفاده از تخته گچي يا تخته سياه مي‎دهيم،‌ گاهي اوقات معلمان را مي‎بينيد كه مي‎نويسند سكوت مقطع مي‎نويسند بعد توضيح مي‎دهند.

لحظه‎اي كه ارتباط قطع شد. ارتباط و قلم سند كه شروع مي‎كند به كاركردن تا ارتباط را مجدداً برقرار كردند كار بسيار مشكلي است. توصي مي‎كنيم ضمن نوشتن ، حرفهايتان را بزنيد.

اما در مرحله آخر ، چهارم بعد از اينكه نمايش و توضيح تمام شد حالا به تناسب ابزاري كه داريم. محدوديتش ممكن است يك ؟؟؟ سه بچه ها بيايند كنار دستگاه قرار بگيرند . مثلاً خاموش و روشن كنند، يا قسمتهاي ديگر كه قبلاً‌ توضيح دادن كار كنند درست اين معناي كار عمل نيست و نياز به زمان بيشتري دارد .ولي همين قدر آوردن بچه ها كنار دستگاهها از نزديك ديدن و خاموش و روشن كردن مي‎تواند مؤثر باشد اين برنامه مي‎گويم آزمايش سنجش ،‌از يك طرف دستگاه را آزمايش مي‎كند و از طرف ديگر من معلم متوجه مي‎شويم كه اين مهارت چقدر در ذهن آن جاي گرفته،‌ البته بعد از اين مرحله آموزش ، اگر امكانات به ما اجازه بدهد تا با دستگاه كار كنند تا مهارت لازم را بدست بيآورند .

از محاسن اين روش حالا من همين قدر بگويم شايد اولين باري است در زندگي آموزش انسانها وسيله و اشيا، حقيقي وارد كلاس مي‎شود. بسيار مهم است كه فرد پيوند ايجاد بسته كه بين محيط آموزشي گفتاري و يك وسيله حقيقي .اما از معايب برجسته اين است كه مهارتهاي عملي را تنها از راه مشاهده نمي‎توانيم ببينيم .

مهارتهاي عملي نيز به ممارست دارد، حالا در بعضي از كتابها به عنوان حرفه‎آموزي و مهارتهاي حرفه‎آموزي از آن بحث مي‎شود. و من اميدوارم آن مهارت علمي درآمد و در آنجا عزيزان مي‎توانند رجوع كند. اي روش با اين ساختار خيلي ساده مي‎گويم روش نمايش  البته دقت كنيد اشتباه نكيند در بعضي از كتابهاي انگليسي و روانشناسي روش سخنراني را روش نمايشي ذكر كردند چون در آنجا معلم به طور شفاهي دارد نمايش مي‎دهد يا خودش را به نمايش مي‎گذارد.

سؤال : شما در روش سخنراني فرموديد تغيير كانالهاي ارتباطي مثلاً از گوش دادن دانش‎آموز به نگاه كردن تعببير مي‎شود.

پس آيا مي‎توانيم بگوئيم اين روش نمايش تلفيق شود . اگر دقت كنيد براي اينكه از يك نواختي وقت كشي در بياييد كانال را عوض كنيد . وقتي كانال عوض كنيد ديگر روش سخنراني نيست، تلفيق و تركيب است .

در روشها هر چقدر هم تلفيقي عمل كنيم اثرش بيشتر خواهد بود. طبيعي است در همين روش هم يك بحث مرحله توضيح است اما چرا نمايش ، مي‎خواهيم مهارت را ياد بدهيم آن همه از راه مشاهده و نشان دادن به همي دليل نمايشي است.

شما در كلاس درس به هيچ وجه بطور مطلق يك روش خاص را نمي‎بينيد ، هميشه معلمين ما در عمل تركيبي و تلفيقي عمل مي‎كننند.

اما روش ديگري كه در اين مقوله خيلي نزديك است به روش نمايش علمي روش آزمايشگاهي است حالا يك سؤال من نمي‎دانم به ذهن عزيزان ميآيد كه تفاوت اين دو روش چيست؟

جواب : در روش آزمايشگاه دانش‎آموز كار مي‎كند .

  

در روش آزمايشگاهي

روشي است كه داشجويان و دانش‎آموزان با در اختيار داشتن ابزار آموزشي خود شخصاً به مطالعه تحقيق و يادگيري مي‎پردازند يعني خودشان فعالند ولي در اينجا معلم فني است.

شما در آزمايشگاه ديده ايد معلمي بيايد آزمايشي را انجام بدهد. حتي در آزمايشگاه و بچه ها نشسته  و اين مراحل را از راه ديدن ياد‎مي‎گيرند. آيا اين آزمايشگاهي است يا نمايشي

جواب : آزمايشي

گاهي ديديد كه معم آزمايشگاه اينكار را انجام مي اينكار را انجام مي‎دهد مي‎رود وارد آزمايشگاه مي‎شود ولي خودش انجام مي‏دهد و بچه ها مي‎بينند اين روش آزمايشگاهي نيست بلكه روش نمايشي است . گفتم در روش آزمايشگاهي با در اختيار داشتن ابزار خو شخصاً تجربه كسب مي‎كند

اما آيا در روش آزمايشگاهي ما گاهي ناچار مي‎شويم كه نمايش عمل كنيم يا نه . مي‎گوييم بله ، مواردي هست كه معلم بايد بجاي آزمايشي، نمايشي عمل كند

1.آزمايش خطرناك است ، هنوز نكات ايمني را شاگرد ياد نگرفته است اگر بخواهيم ابزار در اختيارش مي‎گزاريم ضايعه دارد. مخصوصاً‌در بسيار از آزمايشگاهي پزشكي .

2.ابزار گران قيمت است شاگرد با آن مسلط نيست بر كار ممكن است استادگرد با اين ابزار كا ركند ابزار خراب مي‎شود، منحصر به فرد و ممكن است كل نظام آزمايش را مختل كند. خود معلم بايد خودش عمل كند از همه مهمتر شاگرد هنوز روش آزمايش كردن را بلد نيست در اين سه حالت ، در اين شرايط معلم بايد در آزمايشگاه از روش نمايش علمي استفاده كند .اما اگر اين سه مرحله وجود نداشت حتماً بايد              روش آزمايش ، آزماشي را كه بسيار قوي‎تر و اثربخش‎تر در فرايند است دنبال كند.آن موارد كجاست؟

 

 

اينجا مراحلي دارد :

معلم قبل از اينكه بچه ها را وادار كند اين آزمايش را انجام بدهد مفاهيم نظري را بايد به بچه ها آگاهي داده باشد و چون آزمايش كردن نياز به مفاهيم علمي در ذهن دارد .

مثلاً‌ اگر چند دارو است. بدانيم اين دارو چيست ويژگي آن چيه و چرا مي‎خواهم اين كار را انجام بدهم و بدنبال چه چيزي هستم .چه ؟؟؟ را مي‎خواهم دنبال كنم . بعد بيايد اين معلم آزمايشگاه بزارها را به تناسب بچه ها تقسيم كند روي ميزها قرار بدهد.  گروه در دست اين معلم آزمايشگاه است با توجه به امكانات مثلاً  اگر ما پنج قسمت از دستگاه بايد پنچ نوع ابزار را داريم و 30 نفر از اين دانش‎آموزان آن را داريم . ما ناچاريم به بچه ها را به گروههاي 6 نفري تقسيم كنيم من بايد اين ابزارها را روي ميز بچينم. تقسيم كنم و گروه‎بندي خاص خود را انجام بدهم ، و مراحل كار را به بچه ها ياد بدهم .

دقت كنيم در همين جا هيچ وسيله‎اي كه مربوط به آزمايش است نبايد روي ميز آزمايش بچه ها باشد ،چرا؟

فرض كنيد من امروز آزمايشي كه مي‎خواهم انجام بدهم به چراغ الكلي نياز دارم ، ولي اين چراغ الكلي از قبل روي ميز بود ومعلم آن را تغيير نداد .اين ؟؟ نوع اختلاتي ايجاد كند

در تمام اين موارد ممكن است فكر كند اين چيه، چرا اينجا گذاشته شده به چه درد مي‎‎خورد، بنابراين وسايل اضافي را اين وظيفه معلم آزمايشگاه است كه آنها را بردارد فقط وسايلي كه مورد نياز است باز بحث ديگري آنكه :

آيا معلم آزمايشگاه بايد با بچه ها آزمايش كند؟ نه خير او فقط ناظر و ارزياب است.مخصوصاً  با چي چيزي بايد نظارت كند به فرآيند آزمايش.

 

به قول فرونر: « به فرآيند بايد بيش از نتيجه توجه كند چون بسياري از بچه ها هستند در آزمايشگاه كه معلم بايد بخواهد از بچه ها گزارش كتبي بنويسند،» مثلاً بعضي از بچه ها هستند كه آن مراحل را دقيق اجرا نكرده‎اند ايشان مي‎آيد مثلاً‌مي بيند گروه بنام دستي دارد انجام مي‎دهد آنها به هما نتيجه رسيد همان را مي‎نويسد يا نتيجه را در كتاب خواند

عملاً‌خودش كار نكرده . اگر معلم آزمايشگاه در كلاس باشد حضور فعال از نظر چك كردن فعاليتها داشته باشد مي‎بيند كي فعاليت مي‎كند كي فعاليت نمي‎كند به فرآيند آزمايش بايد نمره مي‎دهد و نظارت كند. نه تنها نتيجه بنابراين بچه ها ياد مي‏گيرند كه اگر درست اين مراحل را طي نكنند ممكن است معلم آن امتيازي را كه مي‎خواهد به آنها بدهد ندهد.

باز نظارت ديگري كه معلم بايد انجام بدهد . همه ؟؟ و اعضاي گروه كه دور ميز آزمايشكاه همه فعال باشند همه بتوانند كار بكنند نه اينكه يك عده كار ويك عده نگاه كنند.

 

 

تقسيم كار و تقسيم وظايف را بايد انجام بدهند

و مخصوصاً  باز يادآوري بكنم اين معلم اين ابزارها و داروها را كه روي ميز مي‎گذارد خودش بايدقبلاً‌ آزمايش كردند.

چرا؟ ممكن است تغيير تحولي مثلاً‌ يك اسيد را مي‎خواهيم با باز تركيب كنيد و نمك بسازيد ممكن است يكي شيطنت كرده باشد آب قاطي آن كرده باشد .

من بياد شيطنت خودمان كه در دوران دبيرستان داشتيم يك آزمايشگاه خوب داشتيم دبير شيمي بسيار فعالي داشتيم اما بچه ها اگر دقت نمي‎كردند خيلي تنبيه ميكرد. . يك روز تصميم گرفتيم اذيتش كنيم ، چون بعد از هر آزمايشي مستخدم مدرسه مي‎آمد آنجا را نظافت مي‎كرد .يكي از بچه ها مي‎گويد آقاي دبير گفته اينها رابريزيد دور و آب بكش و آب بريز بگذار وبه من پنج تومان داد.

اين بنده خدا آمد هر كاري كرد. اصلاً تست نكرد كه اسيد دارد يا خير .ممكن بود چون هر هفته كار مي‎شد .اما هر كاري كرد جواب نداد و بعد هر هر بچه ها بلند شد و بعد متوجه شد و گفت من ديگر تسليم شدم از اين موارد خيلي اذيت مي‎كردند .اين كارها ممكن است پيش بيايد مثل همان دستگاه نمايش كار نكنند.

بنابراين معلم بايد اين فرصت را به بچه ها بدهد كه واقعاُ آزمايش كنند نتيجه را ببيند ، نتيجه را از قبل به بچه ها نگوييد كه چه مي‎شود . ما معمولاً‌درس مي‎دهيم اين اسيد يا آن باز مي‎شود نمك بيايد بگذاريد خودش آزمايش كند و ببيند و آزمايش كند. و چون اين محصول جديد يا توليد جديد چيست . اينكار را اگر انجام دهيم و فرد عملاً تجربه كند در محيطي به اين روش مي‎گوييم روش آزمايشگاهي .

اين روش روش بسيار خوبي است چون عملاً‌ موجب تجربه مستقيم شاگرد مي‎شود.اما بشرطي كه ابزار و امكانات در اختيار باشد.

نظارت معلم : شما ديديد در بسياري از موارد متأسفانه معلم آزمايشگاه وقتي ابزار را در اختيار بچه ها مي‎گذارد مي‎رود دنبال كارخودشان .اين ارزش آزمايش كردن را  ندارد ، چرا فرآيند را از دست مي‎دهد.

حتي گزارشات را بخواند ، نتيجه را ببيند و فرآيند را نتيجه نشان نمي‎دهد.

دركنار اين روش روش ديگر است و آن گردش علمي. اگر گفتيد تفاوت گردش علمي با نمايش علمي و آزمايشگاه چيست؟

جواب : در گردش علمي دانشجو عينيات را خودش مي‎بيند و خودش كشف مي‎كند . كشف آن است كه او تجربه مستقيم بكند.

آيا د ر گردش علمي و يادگيريهاي فرد مبتني بر مشاهده است يا مبتني بر عمل و آزمايش عمل است.

 

 

جواب

اولاً‌ - خارج از آزمايشگاه انجام مي‎گيرد، حتماً خودش تجربه مستقيم مي‎كند ، تجربه مستقيم من اين را اشاره كنم فرض كنيد من يك گروه بچه هاي علوم پزشكي را مي‎خواهم ببريم يك منطقه‎اي كه بيماري خاصي وجود دارد،اينها خودشان تحقيق كنند و علت بيماري را كشف كنند و بعد راههاي  استفاده ازآن را .

يا يك گروه زمين شناس مي‎روند در قسمتي و شروع مي‎كند به شناسايي و اين  يك تجربه مستقيم است ولي در گردش علمي حسن آن اين است كه ما بعضي از موضوعات درسي را از كلاس مي‎بريم.

پيوند ايجاد مي‎شود بين كلاس اما يادگيري بصورت مشاهده است.

 

شما من را مي‎بريد از پالايشگاه نفت بازديد كنم من كجا دخالت دارم .من مي‎روم از فلان موزه بازديد كنم ، جالب اين است ، در فرهنگ ما وقتي كه مي‎گوئيم گردش علمي رابه عنوان روش نمي‎شناسيم . گردش مي‎دانيم به همين دليل حساب ؟؟ نمي‎داينم از شاگرد چي مي‎خواهيم .

در حالي كه دقت كنيد ما وقتي از روش گردش علمي در آموزش استفاده مي‎كنيم كه ببينيم هدفهاي آموزش در كلاس درس نمي‎رسيم ، جواب نمي‎دهد.

 

مثلاً  شاگرد من دريك از درس حرفه‎وفن در گذشته بود كراكين نفت بود ؟ خوب من معلم نمي‎دانم يعني چي؟ همينطور از روي كتاب مي ‎خوانم .

براي اين كار بهتر ايت من يك روز دانش‎ آموز را ببرم بيرون از كلاس در خود پالايشگاه تهران اينها را از نزديك اين مراحل را ببيند و حتي هيچ نياز نيست من توضيح دهم.

از مهندسين آنجا كمك مي‎گيريم ولي دقت كنيم وقتي مي‎گوييم گردش علمي ديگر تجربه مستقيم نيست مشاهده است . يادگيري در گردش علمي بر مبناي مشاهده است.

يا گاهي در بعضي از كتابهاي به عنوان تجربه مستقيم ذكر شده خودش آزمايش مي‎كند و خودش دستكاري مي‎كند خودش نتيجه‎گيري مي‎كند اما در گردش‎هاي علمي ما اين اجاره را نداريم حتي گاهي ما پديده را با فاصله مورد مشاهد قرار مي‎دهيم.

 

در اينجا نكاتي است كه معلمين بزگوار بايد دقت كنند مثلا قبلً‌ از مشاهده بايد از محل مشاهده بازديد كرد، معلم بايد ببيند آيا هزينه كرد ، خطرات احتمالي را در نظر گرفت به عرض مي‎رسد يا نه .

آيا واقعاً به عرف مي‎ر سد يا نه اگر قرار است من ببريم و ببينم كه اثرش به اندازه كلاي باشد نيازي به برون نيست. بنابراين وقتي گردش علمي را مطرح مي‎كنيد كه اهداف فعاليت به مراتب به قوي‎تر ار فعاليت باشد.

اما قبل از گردش علمي بايدبه بچه ها تذكر بدهند آماده بشوند و بايد من نكته‎اي را از لحاظ آموزش و پرورش ما گاهي خطرات در اين زمينه داريم .

و گاهي مشكل‎ساز شده براي معلم حتماً بايد گردش علمي با مجورز اداره و والدين بچه ها بگويم كه در حدبلوغ‎اند كه امضاء كند و برگه‎اي پركنند در غير اينصورت والدين بايد دقت كنيم بجاي والدين كس ديگر امضاء نكند ،چون خطري وجود دارد . بعد بايد به بچه ها بگويم كه قلم  كاغذ گزارش و بعد از هر باز ديد بايد گزارش تهيه كنند در تمام طول بازديد معلم بايد نظارت كنند كه بچه ها مشاهده كند و گروه‏بندي و بعد گزارشات را گروهي بنويسند و بعد فعالبت بعد از گردش علمي؟؟ به محض اينكه بچه ها برگشتند بايد گروههاي بايد گروهها مشاهدات خود را ذر كلاس ارائه بدهند چه ديدند.

چه نتايجي گرفتند بعد حتي مطرح شد و با يكديگر بحث كردند گروهها ينمايئت گروهها بايد با همديگر جمع شوند و گزارش نهايي از بازديد تهيه كند . حتي اگر مدرسه امكانات دارد آن را تايپ كند.

در آرشيو يا كتابخانه مدرسه بگذارند كه اگر گروهي ديگر فرصت نشد بتوانند آنجا راببيند بتواند از مشاهدات بجه ها استفاده كنند.

 

جالب اين است كه برخي از مراكز و مدارس خارج از ايران وقتي بچه ها مي‎رفتند گردش علمي دو هفته بعد دارين واقعاً عزا مي‎گرفتند زيرا مي‎بايد مطالعه مي‎‏كرده و گزارش تهيه مي‎كردند و لي ما به بچه هايمان مي‎گويم

هم معلم و هم شاگرد هر دو فكر مي‎كنند كه به تفريح مي‎روند و هيچ نوع يادگيري و جمع‎بندي صورت نمي‎گيرد و هيچ گاهي فعاليت ضد آموزشي صورت مي‎گيرد

من يادم هست در يكي از نمايشگاهاي تهران يكي ازمدارس منطقه‎اي بچه ها را به نمايشگاه بين‎الملي مي‎برد با اتوبوس اجاره‎اي و بعد موقع برگشت مي‎گويد بچه‎ها من كاردارم شما مي‎آيد . بچه ها نه خير . پس من مي‎روم و بعداً شما بياييد. و بعد مسول نمايشگاه ديد بچه ها گريه مي‎كند كه آقا پول بازگشت نداريم .

جالب اين بود كه خانواده ها نگران بچه ها بودند غروب همه بچه ها توسط ميني‎بوس نمايشگاه باز گرداند ه شدن معلم هم توبيخ شد .

بنابراين دقت كنيم كه آن ضايعات اين روش را محدود كنيم . مخصوصاً‌ در گردش علمي كه دچار مشكل نشويم.

موفق و مؤيد باشيد.

 

 

روش بحث گروهي

  

يكي از روشهاي ديگر تحت عنوان روش بحث گروهي، تحت عنوان روش سنتي در كتاب مهارتها ذكر شد.

 

ولي من در ... تقسيم بندي جديد اين روش را تحت عنوان و زير مجموعه الگوهاي تعامل قرار دارد ولي روشي است از گذشته وجود داشته تقسيم بندي يك چيز ذوقي است. نمي‎شود ايراد گرفت چرا اينطور تقسيم بندي شد اين يك چيز صددرصد علمي مثل طبقه بندي جانوران نيست

حالا روش بحث گروهي چيست روش بحث گروهي اگر بخواهيم خيل خلاصه تعريف كنم ، گفتگوي است سنجيده منظم و حساب شده درباره موضوعي خاص كه مورد علاقه دانش‎آموز است .

 

آيا بحث گروهي در موضوع مورد غيرعلاقه‎اي نمي‎شود گفت نه خير .

 

من وقتي در مورد موضوعي علاقه نداشته باشيم در مورد آن كار و بحث كنم . اساس كار يك موضوع مشترك بين شاگردان و موضوعي كه مورد علاقه است در چه كلاسهاي كار برد دارد مي‎شود در كلاسهاي پرقيمت از اين روش استفاده كرد .توصيه مي‎كنم كلاسهاي كه از 6 نفر ؟؟ نفر تا حداكثر تا 20 نفر ديگر نمي‎شو د از اين روش بيشتر استفاده كرد.

اما گاهي سؤال اينجاست چه دروسي را مي‎توانيم با روش بحث گروهي در كلاس اجرا كنم .

حاضرين جواب دادند : علوم انساني ، نه علوم انساني ، كليه علوم .

 

آن دسته از مفاهيمي است كه قانون اثبات شده قانون ثابتي نداشته باشد و  بشود نظرات مختلف ارائه داد.

1.موضوعي كه بشود نظرات مختلف در مورد آن موضوع ارائه داد

2.دانش‎آموزان حداقل در موردآن موضوع اطلاعات لازم را داشته باشد چون وقتي من اطلاعات نداشته ياشم نمي‎توانم بحث كنم.

3.موضوع مورد علاقه دانش‎آموز باشد. چه موقع من مي‎روم دنبال اطلاعات و وقتي كه علاقه داشته باشيم بين درسي كه مورد علاقه مشترك باشد بقيه اطلاعات لازم بدست آورندمن مي‎توانم از روش بحث گروهي استفاده كنم.

 

حالا سئوال اينجاست اگرگروه  اطلاعاتي دارند ديگر آموزش صورت گرفته.چرا اينكار را بكنيم به عنوان يك روش يا تثبيت يادگيري .

معلم حتي اگر علاقه وجود ندارد مي‎تواند با يك حلقه كوچك فيلم خيلي كوتاه با طرح يك سئوال ايجاد يك زمينه بحث‎انگيز اين علاقه را در بچه‎ ها ايجاد كند.

 

2- هدايت كند كه بروند منابع را بخوانند اما با يك زرنگي . منابع را يك­نواخت در اختيار بچه ها قرار ندهد .به هر گروه و فردي يك منبع بدهد چرا؟ چون مي­خواهد ديدگاه مختلف را بسنجد وقتي ديدگاه را ارائه دادند بحث گروهي شروع مي‎شود. و بحث، مقايسه ،چالش و درگيري صورت مي‎گيرد.

 

سئوال حاضرين:توانمندي معلم شرط است؟ بسيار مهم است.

اگر معلم توانمندي علمي و سازماندهي لازم را نداشه باشد اين روش كاملاًبه انحراف كشيده مي‎شود.

 

سئوال دوم: درموقعيتي وبراي چه هدفي ما از اين روش استفاده مي­كنيم:

ما هر روش را بكار مي‎گيريم ـيك هدفي را دنبال مي‎كنيم من عرض كردم كه اگر من بخواهم دامنه لغات و نحوه سخن­گفتن دانش­­آموزان را تقويت كنم ديگر روش سخنراني بدرد نمي­خورد.

اگر من بخواهم قدرت استدلال بچه­ها را تقويت كنم از روش پرسش و پاسخ و بحث گروهي استفاده مي­كنم . حالا ببينم ، اينجا چه هدفي دارد؟ اولاً انتقال اطلاعات و يادگيري مفاهيم علمي و محور همه روشها است ولي در كنار اين هدف ما هدفهاي ديگر آموزش و تربيتي را در نظر داريم.

 

مثلاًايجاد علاقه مشترك مي­خواهيم كه بچه­ها روي يك موضوع حساس باشند و مشترك باشند توي كتابهاي درسي قصه بنويسند.امريكا يي بحث جالبي را ؟كنيد.

آيا آمريكا ،سرزمين آمريكا مال سرخ­پوستان است يا سفيدپوستان.بچه­ها در تاريخ خواندند.

معلم بچه­ها را گروه بندي كرد . و منابع مختلف معرفي كرد . من يادم روزي كه بحث گروهي شروع شد واقعاً نمايشنامه نبود بلكه يك بحث دقيق ،مثل برخي از نمايندگان احزاب و گروهي چه جوري مي­آمدند. گروهي سفيدپوست هم بودندند ولي سفيدپوستهاي آمريكا را محكوم مي­كردند واينها آمدند استعمار كردند و گروهي مي‎گويند اما آمديم اينجا را آباد كرديم.

نتيجه براي معلم مهم نبود . او بدنبال اين درگيري و چالشها بين بچه­ها بود و استقلال بين بچه­ها .بنابراين اگر بخواهيم ما ايجاد علاقه كنيم و انگيزه به وجود آورد بايستي چه اقداماتي انجام دهيم.

 

دوم:ايجاد و پرورش تفكر انتقادي . ما يك بحث مفصلي داريم.

تمام آموزش پيشرفته.

 

بحث تفكر بويژه پرورش  تفكر تذكر انتقادي است ما در جامع­مان بحث تفكر اعتقادي مي­كنيم فكر مي­كنيم بايد انتقاد كنيم و ايراد بگيريم .

اين نيست . تفكر اعتقادي همان آخرين مرحله بلوغ است.

 

يعني شاگرد بتواند براساس استدلال و شواهد ،تجربه ،و تجزيه ،و تحليل قضاوت كند در هر قضيه . حالا اين قضاوت ممكن است در تائيد و رد باشد.

اما احساس خودش و گرايش خود را دخالت نمي­دهد به اساس شواهد و مدارك قضاوت مي­كند بر اساس عقلاني قضاوت مي­كند.

نقد كند اگر پاسخهاي صحيح است بپذيرد و تعصب نشان ندهد در آنچه كه خود مطالعه كردند حالا در اين تفكر انتقادي واقعاً اين روش مي­تواند مؤثر باشد.

 

نكته سوم:كه باز ما دنبال مي­كنيم در اعمال اين روش ايجاد توانايي، يا تقويت توانايي اظهار نظر در جمع .

شما فكر مي­كنيد دانش­آموزان و دانش­جويان در كلاس چقدر جرات اظهار نظر در جمع دارند،خيلي كم. براي من گاهي پيش آمد ،يك بحثي در كلاس صورت گرفته بعد از اين كلاس تمام شد دانشجو مي­گويد استاد من نمي­خواستم وقت شما را بگيرم من چيزي در نظر من هست .

 

چرا در كلاس مطرح،بگذار جلسه بعد در كلاس مطرح كنيد.

من مي­فهمم. واقعاًنظرش نظر خوبي است .

 

اين روحيه اظهار نظر جمع را در بچه­ها تقويت كنيم اين يكي از روشها است كه من در بحث دنبال مي­كنم تقويت و توانايي انتقادپذيري :انتقادپذيري در قشر حتي تحصيل كرده ما دانشگاه،چقدر وجود دارد؟

نه انتقادگري بلد هستيم نه انتقادپذيري .

در انتقادگري اگر كسي مبناي انتقادكردن را فقط ايرادگرفتن و عيبجويي بگذارد اين يك بيماري است.

 

بنابراين يك فرد انتقادگر كاملاً بي­طرف و براساس شواهد بحث مي­كند از طرف ديگر انتقادپذيري بدتر است .تا به ما بگويند كه فلان روش فلان كارت اين جوري عصباني مي­شويم.

اين روش سبب مي­شود كه چون بچه­ها دائماًدر چالشند،حرف يكديگر را رد مي­كنند،مي­پذيرند، بحث مي­كنند، كم­كم شاگرد ياد مي­گيرد.

 

در مورد يك پديدهاي علمي ممكن نظرات مختلف باشد.

 

سئوال: يكي از روشهاي نوين يادگيري الان ؟ مغزي يا فكري هست. آيا مي‎توانيم بحث گروهي با توجه به اينكه مطرح مي­شود همه نظرات خودشان را مي­دهند و در نهايت به ايده­اي ميرسد.

 

من استدعا مي­كنم كه فرمايش شما خيلي خوب هست. بارزش مغزي نمي‎گوئيم.

بارزش مغزي در واقع يك نوع ؟يادگيري را.

من بعنوان يك معلم از شيوهايي استفاده مي­كنم كه ذهن سيال شود مي‎گويم سيال سازي ذهن.

بله روش بعث گروهي ممكن است در يك جا باعث سيال سازي ذهن شود.ولي سيال سازي ذهن بحث گروهي نيست.

 

من اگر بخواهم شاگرد من باروش بحث گروهي ؟برود سيال سازي ذهن يا كاهش مغزي است .

سئوال: يكي از قوانيني كه در بارش مغزي است انتقاد كردن ممنوع ايت. يعني مي­گويند همه مي­توانند نظرات خود را بگويند بدون اينكه همديگر را تمسخر كنند ولي انتقاد كردن ممنوع است .

اشتباه نكنيد. انتقاد كردن اصلاً تمسخر نيست. همين است كه من نظر خود را مي­گويم.مثلاً مي­گويم :همكار خوبم آنچه كه شما مي­گوييد به اين دليل من نمي‎پذيرم و بعد به اين دليل مورد پذيرش علم نيست.

 

نه شما از حرف من ناراحت مي‎شويد نه من از شما .وقتي شما داريد اظهار نظر مي‎كنيد تنها وظيفه من اينست كه به حرف شما گوش بدهم حتي حرف شما را قبول ندارم. دقت كنم و بعد پاسخ بدهم دقيقاًيعني اجتماعي شدن . اين تعامل اجتاعي را در اين روش داريم دنبال مي­كنيم . بنابراين كتابهاي روانشناسي به هيچ­‎جه عيب­جويي را جزء روشهاي انتقادي به حساب نمي­آورند.

قدرت توانايي انتقادپذيري.چرا چون دائماً با هم چالش كنند ياد بگيرند يك لغاتي داريم در كتابها شايد من اشاره نكردم.

 

تحت عنوان تولانس يا تولانيتس تحمل­پذيري كه در فرهنگ ما به تسامح و تساهل تعبير شد. يعني چه؟ يعني چشم­پوشي كنم،نه خير يعني به نظر مخالفم.

اگر چه مخالف من است تحمل مي­كنم ،گوش بدهم، و بعد اگر بخواهم رد كنم نه با احساسات نه با عصبانيت بلكه با منطق و استدلال.

اين را مي­گوئيم تولارانس در فرايند تحمل پذيري.

روش بحث گروهي روشي است اين تحمل پذيري را در من تقويت مي­كند.

حالا بر چه اساس مي­گوئيم،.چون هر كس در مورد يك پديده علمي با نگاه خود ،نگاه مي­كند . اشاره كردم دانش­آموزان كه جوري من آرايش دادم كه كتاب خاصي را بخوانند همه به يك نتيجه نرسد تا بتوانند با يكديگر بحث كنند.

 

بله در زمينه يك پديده علمي نگاه مطلق وجود ندارد.حتماً اين روش براي ايجاد تقويت مديريت و رهبري بسيار مفيد است . چرا وقتي بحث گروهي را شروع مي­كنيم ما يكي از اعضاء را بعنوان مدير جلسه ،حالا اين مدير بايد بي­طرف باشد ،سازماندهي كند،زمانرا خوب تقسيم­بندي كند از كسي طرفداري و جانبداري نكند.نظر خودش را تحميل نكند هر چند بايد نظر خودش را بيان كند.مثلاً ميزگردهاي صدا و سيما را دنبال مي‎كنيم اصلاًبحث گروهي نسبت خود مجري بيشتر از همه صحبت مي­كند. زمان را تقسيم نمي­كند .

 

در اينجا كم­كم ياد مي­گيرد . معلم قضاوت مي­كند . زمان را تقسيم مي­كند و به بچه­ها ياد مي­دهد كه همه در بحث شركت كنند .

 

واين با اين تمرين يك مقدار نقش مديريت را تمرين مي­كند و ياد مي­گيرد.

براي تقويت قدرت بيان و استدلال بحث گروهي بسيار مفيد است.چرا باز بچه ها حرف مي­زنند ، فقط يادداشت نمي­كنند و فقط نمي­نويسند ،فقط ساكت نمي‎شوند .بنابراين در اينجا با بيان يا استدلال يا رد يا پذيرش يكديگر قدرت بيان استفاده از ساختار ذهني در اثبات قضيه يا رد به اينها كمك مي­كند چنين مهارتي در عمل و حتي در تقويت قدرت تصميم­گيري اين روش بسيار موثر است چرا در تصميم‎گيري؟

 

گاهي ما در جمع قرارگيريم و وقتي قضاوت و استدلال درست شدآنكه درستتر است مي­پذيريم و آنرا قبول كنم اسرار الكي نمي­ورزيم روي آن در نتيجه كم­كم به من ياد مي­دهد وقتي در اجتماع در فرايند زندگي خودم به يافته جديد رسيدم گزينش كنم و بر روي يافته­هاي گذشته­ام اصرار نورزم يا اگر ديدگاهي برتري ديدم آنرا بپذيرم .

 

سئوال:نقش معلم اگر احساس مي‎كند بحث به بيراهه كشانده مي‎شود چه جوري مي‎تواند اين معلم بحث را هدايت كند.

 

تا زمانيكه كاملاً اين روش ،مديريت بحث گروهي را ياد نگرفته بايد معلم نقش گروه را داشته باشد و عملاً به بچه­ها ياد بدهد كه چگونه ،دقيقاً مثل ماشين كه هر وقت از جاده خارج شد فرمان را كج كرد سئولات جهت داد تا بچه­ها از محور بحث خارج نشوند.

 

بهترين كار اينست كه در جلسات ابتدايي خود معلم نقش مديريت را داشته باشد.

آشنايي ، با روش كسب اطلاعات ،مثل همان حل مسئله:

در نتيجه ياد مي‎گيرند كه چگونه مباحث را از كجا بايد بدست بياورند.

 

حتي ايجاد يك رابطه مطلوب اجتماعي .اين گروه با هم برخورد دارند تابا يكديگر بحث مي‎كنند ،صميميت ايجاد مي‎شود .مثل بحثهاي گروههاي ما نشود.

من ديدم يك زماني حتي دو سه بزرگواري در يك شبكه تلويزيون در زمينه علمي بحث مي‎كردند بعد از آن سه ماه با يكديگر قهر بودند ،هدف اين نيست ما بچه ها را در مقابل حوادث قرار دهيم.براي اينكه بچه­ها ياد مي‎گيرند نظرات يكديگر را نمي‎پذيرند حتي عقايد يكديگر را نمي­پذيرند اما با يكديگر دوست باشند.ما بين پذيرش يا عدم پذيرش ،رابطه دوستي را متاسفانه به ما ياد ندادند كه چگونه عمل كنيم.

 

بچه­ها ي ما محصول فرايند ياددهي ما هستند ،اگر آنها ياد نگرفتند ما معلمين مقصريم.

سئوال: آيا در زمان بحث گروهي زمان خاصي نياز دارد.يعني ما زمان متخصي را بايد اختصاص بدهيم براي بحث گروهي؟

اصولاًدر رويگرد جديد آموزشي يك مقدار زمان محدود را نمي‎پذيرند.

 

معلم بايد جوري هدايت كند كه بحث تمام بشود اگر بحث تمام نشد دوباره به بچه منابع ميدهد تشويق مي­كند كه مطالعاتشان انجام بدهد در جلسات بعد بحث را دنبال كند.

بهر حال بايد به نتيجه­گيري برسد و يك جمع­بندي كلي و نگاه كلي صورت بگيرد.

در مراحل اجراءاول:آمادگي و برنامه ريزي است.

 

معلم موضوع انتخاب كند.

موضوع مناسب باشد براي اين روش،زمينه­ها را فراهم نمايد هم از كتاب و منابع و منابعي كه بچه­ها بايد رجوع كند.شبكه ارتباطي بچه­ها را مشخص مي­كند .مي‎خواهم بحث را بصورت نيم­دايره دنبال كند مي­خواهد فعالاً تعاملي و بر اساس نوبت باشد.

 

اين شبكه­ها را بايد از اول مشخص كند و نقشها را. بهتر است در هر مبحث گروهي يك متخصص هم جزء بحث باشد اين متخصص مي­تواند يك معلم باشد و ­مي‎شود ازبيرون دعوت كرد در اين زمينه يا حتماً دانش‎آموزان خوبه كلاس را شركت داد بعنوان صاحب‎نظر . در بحث شركت نمي­كند ولي در جمع‎بندي نهايي را ارائه مي‎دهد.

وقتي نظر نهايي را داد. بچه ها بايد بپذيرند، اين پايه اجباري نيست حتي گاهي ديد شما بگوييد ، من شما را به عنوان متخصص اين رشته قبول دارم مي‎پذيرم. اما قانع نشدم . مي‎روم مطالعه مي‎كنم و بعد بحث را ارائه مي‎دهم براي اينكه خيلي بحث و برنامه ادامه پيدا نكند.

در مرحله دوم اجراست و در اجرا امكانات بايد فراهم شود. چون بحث گروهي امكانات خاص خود را دارد. شركت در بحث دقت كنيد. هيچ شاگردي كه در آن مجموعه بحث گروهي هست حق ندارد ساكت باشد حتماً‌ بايد اظهار نظر كند.

 

هيچ شاگردي حق ندارد وسط حرف ديگري بپرد. هيچ شاگردي حق ندارد خودش بازي كند و گوش نده اينها جز و ظايف مديريت كه مدير بايد سازماندهي كند.

و تلاش كند از وقت حداكثر استفاده صورت گير د و همه شاگردان در بحث شركت و بحث را كنترل كند. هرجا احساس كرد بحث دارد منحرف مي‎شود باز جهت بدهد آن را در خط يا راستاي بحث هدايت كنند.

مخصوصاً اين وظايف مدير جلسه است از طرف ديگر يك فرد را به عنوان منشي بگذاريم .

حالا گاهي ضبط بگذاريد . اين مباحثات را كنيم .

 

و بعد معلم اينها را در كلاس تجزيه و تحليل كند . چه ايرادي است كه اشتباه كردند  كجا رعايت نكردند.

و حتي بعضيها توصيه مي‎كنند شما فردي را به عنوان ناظر در خارج از سيكل دايره يا گروه قرار دهيد كه او اين زمينه را مورد ارزيابي و نكات مثبت و منفي را اجرا مي‎گويد تا گام به گام حذف شود. بهر حال اين يك رو شها است معايب و محاسن خودش دارد .

در كلاس پرجمعيت قابل اجرا نيست .

 

معلم متخصص مي‎خواهد اشراف مي‎خواهد علاقه مي‎خواهد سازماندهي مي‎خواهد و اگر اين روشها را رعايت كنيم ممكن است نتيجه مطلوب از اين روش نداشته باشيم. مخصوصاً‌ عزيزان در كتابهاي ديگر ديدند كه يك روش مشاركتي است آنهم ممكن است گروهي باشد . وقتي مي‎گويم مشاركتي ... تنها مشحصه آن با كارهاي گروهي اين است كه امتيازاتي كه بچه ها مي‎گيرند تك تك امتياز مي‎گيرند ولي در هر گروه اين امتيازا جمع مي‎شود و ميانگين گرفته مي‎شود. ميانگين به كل گروه داده مي‎شد. كه بعضيها نگرانند كه حق بچه هاي بعدي از بين برود. تخقيفات هم اين را نشان داد. من در اين كتاب روانشناسي و مشاركت مخصوصاً‌ تحقيقات كتاب اسآوي رجوع كنيد مطرح شده بحث مفصلي در اين زمينه انجام داده است.

روش حل مسئله

 

يك روش ديگر باز در قالب الگوي حل مسائل.

قابل تحليل بكارگيري تحت عنوان روش حل مسأله، روش يعني در عمل اجرا كنيم يا گاهي روشهاي مسأله محور نگر مي‎گويند. در اين روش چنانكه در الگو اشاره كردم به هيچ وجه معلم نقش انتقال اطلاعات را مستقيم و غيرمستقيم ندارد بلكه نقش راهنما را دارد. براي اينكه يك مقدار عيني ‎تر شود چون در مباحث گذشته در مورد حل مسأله بحث شد.

 

حالا عزيزاني كه مي‎خواهند در الگوي حل مسأله مطالعه كنند مي‎توانند آن بحث را دنبال كنند. ولي در اينجا سعي مي‎كنند پراتيكال ،، عملي در مورد اجراي حل مسأله كه اگر مي‎خواهم در مورد آن الگو، روش بكار بگيرم ، چگونه عمل كنم.

در اين روش، روش حل مسأله هميشه هم مي‎شود يادگيري مشاركتي، يادگيري كار كرد. هم مي‎شود گروهي و انفرادي كار كرد ولي اساس كار اين است در مرحله اول وقتي معلم وارد كلاس مي‎شود بجاي انتقال اطلاعات موقعيتي را ايجاد مي‎كند كه براي شاگرد سؤال ايجاد كند يك موقعيت متناقض و متضاد و حتي همراه با تحير و شگفتي و اين موقعيت نامعين با همراه تغيير سبب مي‎شود كه سؤالات زيادي در ذهن شاگرد ايجاد شود.

 

مثلاً : فرض كنيم مي‎خواهد معلمي درباره برق ، الكتريسيته صحبت كند اون نمي‏آيد كه بگويد برق چيه ؟ الكتريسيته چيه؟ مي‎آيد چراغ روميزي كلاس را جوري

 

سازماندهي كرد .داراي پرده هميشگي است و با يك لامپ روميزي اين روشن مي‎شود .البته لامپهاي كوچك ديگر در كلاس هستند. 

معلم به ليستها نگاه مي‎كند يك مرتبه لامپ كلاس مي‎تركد يك موقعيت نامعين . كلايس تاريك يا نيمه تارك مي‎شود . بچه ها سر را بلند مي‎كند .چي شده حتي به طنز ممكن است، بقول يكي از معلمان بزگوار مي‎گويد، يكي از شاگردان به دوستش مي‎گه خنگه مگر نمي‎بيند لامپ منفجر شد.

راستي بچه‏ها لامپ چيست و جريان الكتريسيته چيست ، اصلاً‌چرا لامپ منفجر شده درچه چيزي در كلاس ايجاد مي‏كند .

يا معلم ديگري در علوم اجتماعي درس آن وظايف شهرداري است ، نمي‎خواهد بگويد من وظايف شهرداري را مي‎خواهم درس بدهم موقعيتي ايجاد كنم ميآيد يا يك حلقه فيلم قسمتي از شهر را كه نارسايي دارد مطرح مي‎كند با مصاحبه كوچك از مردم مي‏‎كند بعد روي مي‎كند. در آن محله تان كه شما در آن زندگي مي‎كنيد چه مشكلاتي دارد .آن جلسه را با بچه‎ شروع مي‎كند به بحث كردن .

 

و هرگروهي از بچه ها مشكلات شهرستان را ياداشت مي‎كند و معلم اينها را يادداشت مي‎كند و حتي ممكن است زماني بگذرد كه بچه ها دقت بيشتري كند.ازطلاعات محلتان را طرح مي‎كنند روي تابلو مي‎نويسند در كلاس.

 

مرحله دوم :

مرحله دوم سؤال معلم نه راستي بچه ها حل مشكلات به عهده كيست ؟ پس مرحله اول طرح مسأله يا ايجاد يك موقعيت سؤال برانگيز يا جديد نامعين يا متضاد .

 

در مرحله دوم بحث تبادل نظر است. در مورد آن مسأله، اين مشكلات مال كيست؟ ممكن بچه ها در كلاس مطرح كنند و بحث كنند گروهي عكس است بگذاريد وظيفه استانداري ، فرمانداري، گروهي مي‎گويند وظيفه شهرداري چيست؟

حرفها مختلفي بچه ها مي‎گويند ، معلم همه اينها را مي‎نويسد و مي‎گويد بچه ها اينها را مي‎گويد جزو وظايف آنها است مطمئنيد يا خير مي‎گويند نه خير مي‎گويد براي اينكه شما بتواند دقيق پيش بيني كنيد يا مثل همان لامپ علت چيست : هر كدام دلايل را مي‎گويند . آيا اين دلايلي را كه شما مي‎گوييد : مطمئن هستيد .

 

بچه ‎ها :‌نه خانم يا آقا همين جوري مي‎گوييم .

مي‎گويد : بارك ا... هميم خوب،  اشكالي نداره ،‌ حالا آمديد پيش بيني كرديد اين پيش بيني را فرضيه سازي گويند . راه حلي كه شما داريد پيشنهاد مي‎كنيد. علتي را كه داريد مي‎گوييد ولي هنوز اثبات نشده است بچه ها را در اين جلسه مي‎توانيد گروه‎بندي كيند ، هدايت كنيد بطرف فعاليتي خيل خوب.

 

حالا مي‎توايند از كتابخانه ، از افراد، از هر جاي كتاب درسي‎تان مطالعه كنيد و پيدا كنيد اين وظايف اين نارسها را پيدا كيند كه مي‎گويد كوچه برق ندارد، وظيفه كيست؟ بچه ها را به كتابها و افراد رجوع مي‎دهد به عنوان يك محقق، اينجا در واقع كمك مي‎كند به آزمايش فرضيه.

اطلاعات را جمع‎آوري مي‎كنند و وقتي اطلاعات را جمع‎آوري مي‎كنند گروه وارد كلاس دورهم مي‎شوند . اطلاعات را روي هم مي‎ريزند و مشورت مي‎كنند.

بعدمعلم از اينها مي‎خواهد كه نماينده گروه بيايد در كلاس بگويد اطلاعاتي كه بدست آورد .

 

مثلاُ يكي مي‎گويد اين وظيفه شهرداري است.

چرا؟ من فلان كتاب را خواندم .منابع را اشاره مي‎كند .با ذكر منابع .

بعد بحث مي‎كند ممكن است عده‎اي رد مي‎كنند نه خير آقا ، اين منبع ضعيف است .

بچه ‎ها كاملاً در چالشند درباره مسأله‎اي كه معلم برايشان ايجاد كرده . در اثر اين بحث و تبادل گروهي در كلاس همه، كلاس با هم در نهايت آن نظرات كه درست است و جزو وظايف شهرداري وقتي به قوانين شهردار اشاره مي‎كندحتي مسؤليتها ، جمع بند مي‏‎شود .

همين جاست كه گاهي اوقات ممكن است كه دانش آموز بگويد خانم معلم اگر جز وظايف شهرداري است، چرا شهردار نمي‏آيد اين كارها  را انجام نمي‎دهد .

 

معلم نمي‎آيد از خودش بگويد گه چرا ؟ دليل بياوريد .چرا از من مي‎پرسيد از شهردار بپرسيد .

اين سناريوي هست كه دقيقاً در يك كتابهاي غربي دقيقاً‌ مطرح شده در زمينه آمورش مسأله . ميگويند خانم شهردار از كجا مي‎گويد معلم توسط ؟؟؟ مي‎زندبه اداره آموزش و پرورش‎تان شهردار را دعوت كنيد كه باييد . دو سه تا از بچه ها نماينده مي‎شوند دنبال قضيه كار شهرداري بر او دعوت كنند در موضع يك مسأله اجتماعي است.

 

شهردار دعوت مي‎شود و بچه ها دونه دونه معلم هم اين طرف آنها را تشويق مي‎كند هستند صحبت كنيد ، هدايت تهيه كننده و فيلم تهيه كنند و مطالب خودتان را مطالعه كنند.

شهردار همه اينها را گوش مي‎دهد ، بقول نويسنده بعد مي‎گويد: عزيزان من بله اين وظايف من است و در آيين نامه و در قانون اساسي و شرح وظايف است . ولي من فرصت پيدا نكردم و محدوديت دارم .

يك دفعه دانش آموزي بلند مي‎شود. « آقاي شهردار اگر شما توانايي اين كار را نداريد بگزاريد كسي ديگر اين وظايف را انجام بدهد .»

بقول نويسنده كتاب شهردار  آنچنان عصباني مي‎شود كه مدرسه را  ترك مي‎كند ولي بچه ها همچنان مصمم ، چرا شهردار اين جوري كرد . چه وظايف‎ش را انجام نمي‎دهد.

 

معلم مي‎گويد من اينجا نه تنها در كتاب درسي، من وظايف شهرداري را ياد دارم بلك يكه شهروند فعال ترتيب كردن شهروند كه هرگز يادش نمي‎رود وظيفه شهردار چيست و مي‎تواند در سرنوشت خود دخالت كند .

اين نمونه‎اي از يك الگوي يا روش مسأله محور است پس مسأله همان چيزي كه اشاره شد.

 

 

 

 

طرح مسئله با شيوه هاي مختلف :

با ايجاد سؤال با نشان دادن يك فيلم كوتاه با ايجاد يك بحث گروهي جتي نشان داد چند اسلايد مي‎توانيد معلم اين موقعيت را ايجاد كند .

بعد بچه‎ ها بحث مي‎كنند مطالعات مقدماتي را انجام مي‎دهند. علتها را برخورد به اصلاح مطرح مي‎كنند و بعد راه حلهاي راه و فرضيه مي‎سازند .

بعد به دنبال فرضيه مي‎روند اطلاعات جمع‏آوري شده را تجزيه و تحليل مي‎كنند و در نهايت نتيجه گيري .

سؤال: آيا اين روش در كلاس ما درس ما قابل عمل هست؟

به هيچ وجه.

شما بايد اولاً‌ فرهنگ جامعه را البته من يك نمونه را كه خودم اجرا كردم و در همان مناطقي كه در تهران انجام دادم در زمينه اجتماعي ما مشكل داريم . به عنوان نمونه من مبحثي است در كتاب چهارم علوم بچه هاي چهارم ابتدايي ، به نام نو و بازتاب آن اين را من سناريوي نوشتم . از معلميم خواهش كرديم آنهايي كه با من كار آزمايشي مي‎كردند و گفتم اين فصل را در چند جلسه درس مي‎دهيم . ايشان به من گفتند در سه جلسه گفتم من همين سه جلسه را وقت مي‎گيرم نه زياد ولي دلم مي‎خواهد براساس سناريوي كه من نوشتم حركت كنيد اشاره كردم كه شما اصلاً نگوييد من مي‎خواهم نور و بازتاب را بگويم.

 

گفتم:«‌ دو تا آينه تخت برايم بياوريد بعد خود كتاب آنها را نگاه كردم در آخرش تمرينهاي داده بود جالب بود براي من .

كلمه آمبولانس را  وارونه روي مقوا بنويسيد و جلوي آينه بگيريد اين كه وارونه مي‎شود رحت خوانده مي‎شود من از همين اشاره استفاده كردم.»

 

گفتيم بچه دو تا آينه تخت بياورند يك دانه مقوا بنويسيد كه حتي يكي از معلمان مدرسه به ما كمك كرد تا اين كلمات را نوشتم

 

گفتم بجه امروز مي‎خواهم بازي را شروع كنيم در اين كلاس علوم . آمبولانس را هم مستقيم نوشته بوديم همه وارونه .

 

گفتم اول اين وارونه را بخوانيد . تعدادي از بچه ها نتوانستند بخوانند گفتم حالا مي‎خواهيم ،كاري كنم كه شما راحت بتوانيد بخوانيد . يك آينه بياوريد.گفتم بگيريد جلوي آينه بقيه كه پشت بودند گفتم بخوانيد بعد آن نوشته معمولي است گفتند آقا چرا اين جوري شد . گفتم من نمي‏توانم ؟؟ .

بچه ‎ها : اين توشته وارونه بوديد.ديديدي كه راست شد، مگر شما وارونه بوديد ؟ ممكن است براي من و شما راحتي است استدلال همه يك مرتبه آقا راست مي‎گويد يك ؟؟؟ شد در كلاس

آقا  ما كه وارونه نبوديم .ما كه درست بوديم . چرا اين جوري است. همين جا اولين مسأله ايجا شد ؟؟  چرا از ما مي‎پرسيد شما هم در كتاب درسي‎تان فلان فصل ؟؟. ما يك دو تا مجله آورديم در اين كلاس مدرسه اصلاً  كتابخانه نداشت.

 

گفتم از هر معلمي مي‎توانيد بپرسيد از هر كتاب مي‎توانيد استفاده كنيد ولي تا هفته آينده به شما فرصت مي‎دهم . واقعاً‌ آن جلسه آنچنان بحث بود هر جلسه اول براي همين مسأله هر كسي حرف مي‎زد ما مي‎نوشتيم و بعد خيل خوب اين پاسختان را مي‎پذيريم.

شما بايد دليل بياوريد براي من از كتا ب گفتيد از چه منبعي گفتم .

 

اما بچه ها هفته دوم قرار بود بروندمطالعه كنند  ار كتاب خودشان گرفته يا هر كتاب ديگري از هر كس مي‎تواند بنويسيد ولي بنويسيد و بگويد از چه منبعي استفاد ه كردند.

هفته بعد اين بود كه بچه ها باز گروهي جمع شدند ، با هم مشورت مي‎كردند روي مطالعات و نوشته ‎هايشان و بعد هر گروه ناچار بود يك گزارش نهايي گروه را تهيه كند و در كلاس ارائه بدهد و باور كنيد وقتي من نگاه مي‏كردم اين عبارت همگرايي، فعاليت و مشورت كردن را گاهي اوقات بايد يكديگر بحث مي‎كرد مثل بحث گروهي .

 

در جلسه سوم آمديم اين گزارشات را اعلام مطرح كرديم .

خيلي از گروهها اشتباه رفته بودند يكي از گروهها برايم جالب بود. يك گروهي از بچه ها دو نفر از اينها كتاب فيزيك سال سوم دبيرستان را برداشتند مطالعه كردند مفسر گزارش مي‎كردند يكي باباش دبير فيزيك بود .

گفت بابام : آنچنان قشنگ استدلال كردند و حرفهايي كه من مي‎بايست در كلاس مي‎گفتم خود بعدها توضيح دادند .بحث كرديم . كدام نفر درست است . چرا درست. ايشان مي‎گويد از منبع پرسيدم كه منبع مو ؟؟ نيست .

بعد نشستند گزارش كردند ،‌گزارش نهايي در كنار اين ، من سؤالات ديگري كردم و گفتم اين سؤالات را پيدا كنيد.

 

باور كنيد من وقتي اين كتاب علوم را نگاه مي‎كردم بعضي آنچنان خوانده و زير آن را خط كشيده بودند كه صفحات پاره شده بود . من هرگز نديده بودم بچه ها آنقدر مطالعه داشته باشند.

مي‎شود در بعضي از زمينه ‎ها، بله در زمينه هاي اجتماعي ممكن است ما محدوديتهاي داشته باشم

 

ما در زمينه‎ هاي تاريخو تعليمات اجتماعي مشكل داريم چون شايد به بعضي از ؟؟ برخورد. اگر اين ؟؟ صورت مي‎شد.

ولي در زمينه‎ علوم .... مي‎توانيم اين كارها را انجام دهيم

اين نمونه يك الگور يك مسأله محور است من عرض كردم. خودم ؟؟ اين را كار كردم. بعد در سراسر تهران اجراء كردم .

 

اين تاره يك از درسها بود خيلي از درسها ديگر را بر همين اساس البته براي علوم طراحي كردم . من قبول دارم شرايط آموزشي كشورمان فعاليت آنقدر مطلوب نيست . نه معلم محقق باحوصله‎اي داريم ،نه امكانات كتابخانه و آزمايشگاه داريم كه بچه ها را هدايت ، نه زمان كافي داريم . ؟؟؟ است ولي يك شيوه‎اي است فعال اين يك روش مسأله محور است، فوق‎العاده خوب است شاگرد را محقق به بار مي‎آورد با علاقه فعاليت مي‎كنند بعضي از اين شيوه ها را به عنوان روش واحدها كه در عين كتاب مهارتها ذكر شد اشاره مي‎كنيم كه روش واحدها چيه؟

شما اخيراً‌ به شما عزيزان شنيديد درست گروه‎برنامه‎ريزان ما سيميناري تشكيل دارند. تحت عنوان برنامه‎ريزي توافقي .«‌ اين تگريتد »‌

 

يك بحثي ما داريم كه آيا ؟؟ ما در مدرسه ما كتاب تاريخ داريم جغرافيا داريم رياضي داريم همه درسها جداجدا .

آيا نمي‎شود كه بعضي ار درسها را تلفيق كرد؟ بصورت محوري يا هسته‎اي به قول بعضيها .

مطالعات هسته‎اي اينها را مطرح كرد.

 

در گذشته عده‎اي هستند كه روش واحدي را مطرح مي‎كنند .حالا روش واحدي چيست. هرگاه ما يكسري از فعاليتها را در رشته هاي مختلف حول يك محور مورد مطالعه قرار دهيم روش محور ناميده مي‎شود.

 

سه نوع روش واحد هم داريم .روش واحد موضوع داريم، مثل درمورد تاريخ است ولي من در تاريخ هنر هم مي‎توانيم. غيره ادبيات هم مي‎توانم درس بدهم و روابط اساسي مي‎تواند درس بدهم.

چگونه: مثلاً‌ فرض كنيد زندگي در دوران صفويه ، زندگي در دوران صفويه محور فعاليت من است،‌حالا ممكن است زندگي در دوران صفويه از نظر معياري  زندگي صفويه در گروه ديگر به عنوان مذهب .

زندگي دوران صفويه ممكن به عنوان روابط خارجي با چه كشورها؟ جنبه هاي مختلف، بچه‎ را گروه بندي كنند .مطالعه كنند اما حول يك محور .

يادگيري هم هنر است هم ادبيات و اقتصاد و سياست. حول يك محور، ياد گيري اينجا خيلي غني‎تر است تفكيك شده از هم نيست

اين را مي‎گويم به اصلاح واحد موضوع. گاهي اوقات واحدتجربي مي‎گويم واحد تجربي چيست ؟

فرض كنيد شاگردان من در يك كلاس بحث مي‎كنند و در يك زمينه تجربه دارد مخصوصاً‌ در سطوح بالاتر .

ي

ك دانش‎ آموز فرض كنيد تجربه كشاورزي دارد. يك زمينه مطالعات روي آب دارد آن را محور قرار مي‎دهم . اساس كار اين است.

در اولي هم موضوع را معلم تعيين مي‎كند و هم هدايت موضعي با آن است .

در واحد تجربي خود واحد موضوع را شاگرد تعيين مي‎كند، چون اساس كار و علاقه و رغبت شاگرد باشد.

بعد اجراء را خودش انجام مي‎دهد . معلم همكاري و راهنمايي مي‎كند . مي‎آيد در زمينه آب يك سابقه ذهني

يا در مورد كشت گندم . اين سابقه دارد اطلاعات دارد به عنوان يك تجربه سازماندهي مي‎شود فردي يا گروهي اين كار انجام مي‎دهد . مطالعات مي‎كند تحقيقات انجام مي‎دهد.

مثلاً اگر اين آب باشد تنها كشتيراني نيست تركيبات نسبت فعل و انفعال آب از نظر شيميايي نسبت به آلودگي آب، اثر آب در زندگي، اثر آب در سد است،‌اثر آب در روابط، يك مرتبه دانش‎آموز تجربه‎اي كه در اين زمينه داشت. حالا وادارش كردند اين حوزه دانش‎آموز را حول اين محور باز گسترش بدهد.

 

فرق او با اول اين است كه انتخاب موضوع باز بعهده خود دانش‎آموز است من اين را خودم در كلاس‎هاي ابتدايي در بعضي از مدارس آمريكا بود كه روي بقيه انجام داد.

كدام حيوان را مطالعه كنيد. چه قسمتي را مطالعه كنيد بچه ها مسائل خودشان را مطرح مي‎كردند. اما شكل ديگري از واحد وجود دارد و آن پروژ است . واحد پروژ چيست. در اينجا نه تنها در زمينه تجربي ، علاقه رغبت و تمايل فرد بر اين است. هم زمينه را قبلاً‌ كار كرد وهم شاگرد موضوع را انتخاب مي‎كند

 

هم زمينه علمي را  دارد و هم خودش نظارت دارد . معلم فقط ارزياب است در نهايت ارزياب مي‎كند كار خوب شده يا نه .

مثلاً پروژه كاشت چغندر در اطراف قم . آيا مي‎شود اين كار را كرد اين پروژ را انتخاب مي‎كند فرد دانشگاه مي‎رود اين را انتخاب مي‎كند و اجراء مي‎كند و هر ؟؟ وقت معلم به عنوان ارزشيابي يا در نهايت محصول و نتيجه بدست آمده را به عنوان نتيجه پروژه در سطوح بالا اين هم موضوع دارد در پسش دبستاني‎ها هم مي‎توانيم انجام دهيم.

مثلاً امروز كار كردن با گِل است امروز واحدما پروژمان گُل سازي است. بچه ها با همه با هم كار مي‎كنند در اين زمينه نقش معلم نقش راهنما است . اين هم بار روشهايي است كه امروز در دنيا توصيه مي‎كنند مي‎شود در حول فعاليتهاي بچه ها سازماندهي شود و روز به روز دارد شكل مي‎گيرد و تحت عنوان «اينتگيرتيد كريكروم»‌.

 

برنامه‎ ريزيهاي تلفيقي شد و وحدت يافته مي‎گويند هم عميق مطلب بيشتر است هم ميزبان يادگيري قوي‎تر است.

اما محدوديت كه امكانات زياد مي‎خواهد. معلم به اندازه كافي آگاه است با روش تحقيق مي‎خواهد و امكانات مطلوب و زمان باز براي اجراي پروژه .

و نكته ديگري كه مي‎شود اشاره كرد ما نمي‎توانم خيلي گسترش بدهيم ناچاريم درباره يك موضوع خاص من فقط اشاره كنم.

همين سيستمي كه دانشگاه انگليس ،‌استراليا يا اقمارشان در پايان نامه ها يا كار دكتر يانجام مي‎دهند آنها واحد ندارند يك موضوع دانشجو انتخاب مي‎كند و در تمام دوره روي آن موضوع كار مي‎كند و طرحش را مي‎دهد با يكي از روشهاي است تحت عنوان مسأله محور يا در قالب روشهاي نوين در دنيا امروزه كاربرد دارد.

 

يكي از روشهايي است كه بر محور شاگري فعاليتها پيش شكل مي‎گيرد نه بر پايه فعاليتهاي معلم

 

موفق باشيد.

 

باز اين هم يك نگاهي كوتاهي بود بر يكي از روشهاي نوين آموزشي .

منبع:

WWW.IRIB.IR/TV