روشهاي تدريس
روشهاي تدريس
ما ضمن معرفي دو تا الگو كه اشاره كرديم هر كدام ويژگي خاص خودشان را
ندارند و هركدام معايب و محاسن خاص خود را دارند.
الگوي پيش سازمان يافته معلم مدار است . و شاگردان چندان اختياري ندارند معمولاً بچه ها رديف مينشينند.
تعامل در كلاس كم و منبع محدود است. در الگو دوم اين محدوديت در تعامل وجود داشت روش و متولوژي ياد ميگرفتند، ولي گفتيد ، زمان جائز اهميت است و مهارت معلم خيلي مهم اس و نميشود خيلي افقي در سطح و سيع روي اطلاعات و در خصوص يك موضوع كار كرد. حالا من نميخواهم اينجا تفكيك كنم ولي اشاره ميكنيم. فلان روش مربوز به كجاست؟
ولي بعضي از روشها چون زمان محدود است. ما بعضي از روشها را كه در هر يك اين الگوها جاي ميگيرند بررسي ميكنيم .
اولين روشي را كه در قالب و چارچوب الگوي پيش سازمان دهنده ميتواند مؤثر و مطرح باشد روش سخنراني است ، روش سخنراني چه موقعي است كه من ميخواهم يك موضوع علمي را ميخواهم با بيان شفاهي در يك جمع دانشآموزان در يك جمع دانش آموز در كلاس مطرح كنم و در اين زمينه و براي اين روش نقد بسياري شده است.
چه مثبت و چه منفي :
جه مثبت و چه منفي و بعضي ميگويند شاگرد منفعل. معلم فعال بعضي ميگويند نه خير آنهايي كه ميگويند شاگرد منفعل است. خودشان توانايي تدريس را ندارند. مخصوصاً يكي ار علماء، در كتاب خود اين را مطرح ميكند مخصوصاً يكي از روانشناشان معاصر آقاي ديج وبن لاينر در كتاب خود اشاره ميكند.
از شاگردان ميپرسد ؟ اگر در كلاس تعداد دانش آموز (40) نفر يا بيش از چهل نفر باشد چه روشي بكار ميگيري. و بعد ميگويد اگر دانشجويي ؟؟؟ غير از روش سخنراني بگويد ميگويم اشتباه ميكني .
روش سخنراني چيست و ما چه كار بايد بكنيم
واقعيت اين است كه براي هر روشي اشاره كرديم كه روش تجويزياند. از يك موقعيت به موقعيت و از درس به درس ديگر فرق ميكند. حتي از يك شاگرد به شاگرد و طيف ديگر .بنابراين ما بايد دقت كنيد در كجا روش سخنراني را بكار ببريم . كلاسهاي پرجمعيت ، مباحثي نظري، مباحثي كه ما هنوز ما نبايد جديد و مكتوب نداريم و فيلم تهيه نشده است .
واقعيت ديگر اين است كه عليرغم اينكه برخي از روانشناسان و متخصصان تعليم و تربيت با روش سخنراني مخالفند وي من به جرأت ميگويم.
50 درصد فعاليت دنيا را در سيستم اكاديميك و مدرسه اين روش. حداقل بصورت تركيبي اين روش وجود دارد. به همين دليل يك مروري بر اين روش خواهيم كرد تا ببينم مراحل اجرايي اين روش چيست ؟
مرحله اول : مرحله آمادگي است همين جور وارد كلاس شدن هر چه دل آدم بخواهد صحبت كند بدون منابع بدون مآخذ معتبر سخنراني نيست.
بنابراين اگر معلم تصميم بگيرد از شيوه – سخنراني استفاده كند اولين فكري كه به ذهنش ميرسد اين است كه آيا آمادگي علم و مطالعه لازم را دارد.
آيا زمان براي كسب اطلاعات جديد دارد يا نه
اگر نتواتند مطالب جديد جمعآوري كند يا بقول سورونلايت ، اگر مفاهيم او از تازگي برخوردار نباشد اثر خود را از دست ميدهد بنابراين فرد بايد آماده باشد از نظر اطلاعات .
گام دوم: آمادگي عاطفي است :
آمادگي عاطفي كي پيش ميآيد . وقتي من ميخواهم وارد كلاس بشوم ، نميدانم عزيزان هيچ موقع اولين بار سخنراني كردند . ممكن است آدم تعادل خود را از دست بدهد. ضربان قلب زياد شو د.
ولي اين حالتهاي عاطفي بايد كاملاً راحت باشد . حالا چه كار كنيم كه اين آمادگي را بدست آوريم . اين نياز به تمرين و تكرار دارد در كلاسهاي مختلف كم كم فرد آن حالت عاطفي را بدست ميآورد.
ولي اگر خيلي متبدي است بعضيها راههايي را پيشنهاد ميكنند . مثلاً شما ميتوانيد براي دوستان خود همين مبحث را برايشان سخنراني كنيد. آنها سربهسرتان ه ميگذارند و شوخي ميكنند.
آيا ميتوانيد در اين كش و قوس اين تعامل موفق بيرون بيائيد يا نه و بعد ميتوانيد وارد جمع شويد و سخنراني كنيد بعد سخنراني خود را ضبط كيند . بعد خود شنوده خودتان باشيد .
آيا درست مطرح كرديد منظم بود يا نه و حتي بعضيها توصيه ميكنند جلوي آينه بايستيد و سخنراني خود را ببينيد ولي من توصيه نميكنم اگر والدين ببينتد نگران ميشوند ولي اين تمرين بسيار مؤثر است . ضبط كردن صدا و خود گوش دادن يا آن شكل خود را درآينه ديدن تنها كلمات نيست بلكه حركات من و نحوه و ايستادن من همه ميتواند در انتقال معنا كمك كنند.
اين مرحله آمادگي عاطفي، آمادگس تجهيزاتي :
من اگر بخواهم سخنراني كنم امكانات ميخواهم . تخته ميخواهم . ميكروفون ميخواهم . بايد اين تجهيزات برايم فراهم باشد و گرنه ارتباط من با مخاطبم صورت نميگيرد.
اين مرحله آمادگي است كه هنوز وارد كلاس نشدم :
اما مرحله دوم ، مقدمه سخنراني :
من وار كلاس شدم . آيا بلافاصله بايد به ارائه محتوا بپردارم . بعضيها ميگويند خير . اولن گام اين است كه رابط برقرار كنم با شاگرد . اين هم نميشود دستور العمل از قبل نوشت كه چه چيزي ارتباط برقرار كرد شما روحيه بچه ها را ميشناسيد .
يك معلم بايك طنز با يك جمله يا سؤال ارتباطي را بين خود و بچه ها برقرار ميكند. چرا؟
بچه ها كه از بيرون ميآيند و يا در جمع نشستند ممكن است هنوز تمركز گوش كردن به حرفهاي شما را نداشته باشند .
اين ارتباط ايجاد رابطه ميتواند موضوعي خيلي كوتاه ولي خارج از بحث باشد ولي اين راتباط بايد صورت گيرد.
توجه شاگردان به موضوع بسيار مهم است كه من علايق و رغبت بچه ها را بشناسم. بعضي از اين سياستمداران دنيا گاهي ميگويند هيتلر سخنران خوبي بود . روحيه روانشناختي خوب دارند. اوايل بحث دو سه جمله را اصلاح ميكنند ميبينند كجاها مردم دست ميگذارند. متوجه ميشدند اين برايتان حائز اهميت شروع ميكنند در آن زمينه بحث كردن، در كلاس درس هم معلم بايد روحيه بچه ها را بشناسد.
در چه زمينه هايي بچه حتي در آن خاص به چه نوع بحثي بيشتر علاقهمند جهتگيري كند در آن زمينه و ايجاد انگيزه با سؤال با مسائل مختلف .
بيان صريح هدفها و توصيه ميكنم از اول به بچه ها بگوييد هدفتان چيست؟ بعد از پايان سخنراني چه انتظاري از آنها داريد، چه مطالبي را بايد نتيجهگيري بكنند.
استفاده از پس سازمان دهندهايي كه اشاره كردم ميتواند به شما كمك كند از همين جلب توجه و مخصوصاً پيشآزمون .
مثلاً در يك سخنراني دوساعت اول من ممكن است 5 دقيقه اول براي جلب نظر دانشآموزان سؤالاتي را براي بچه ها مطرح ميكنم . بچه ها يك ربع به شما فرصت ميدهم كه فكر كنيد و به اين سؤالات پاسخ دهيد. بعد ميگويند استاد ما انيها را نخواندهايم نميتوانيم به اينها جواب بدهيم . همينجا به عنوان يك انگيزه اشكال ندارد اين سؤال پيش شما باشد . بحث امروز من درباره اين سؤالات است. شما اگر دقت كنيد به بحث و صحبتهاي من ميتوانيد اينها را بعداً بنويسيد اين كه انگيزه ايجاد ميكند. سؤالات را نگه ميدارد در پايان اينها را جواب ميدهم . هم به عنوان ارزشيابي ميتوانم از آنها استفاده كنم و هم به عنوان يك محرك شيوه هاي است كه هم ميتواند استفاده كند. اين مرحله مقدماتي است كه من رابطه مطلوب را با شاگرد ايجاد كنم
در مرحله سوم ارائه متن سخنراني است :
حالا ميخواهم سخنراني خود را شروع كنم چه كار بايد كرد در سخنراني چندنكته را بايد خيلي توجه كرد كه آن جامعه بودن محتوا است. در آن مقدمه اهداف را ميگويم چه موضوعاتي را بايد توجه كنيد حالا در سخنراني بايد محتوايي را ارائه بدهم كه دقيقاً تمام اهداف من را بپوشاند. يعني شاگرد احساس كند اين سخنراني تمام آن اهداف را پوشش داده و ميتواند الان نتيجهگيري و بحث كند و ميتواند پوشش بدهد به آن اهداف واحساس كند به آن اهداف رسيده است.
دوم سازماندهي منطقي محتوا است . گاهي خودم برام پيشآمده درجايي سخنراني كردم و بعد وقتي گوش دادم خندهام گرفته .
جملات من مبتدا و خبر نداشت.شايد در همين برنامه احساس بكنيد.
يا گاهي از ريل خارج ميشود يك مرتبه در حين سخنراني موضوعاتي مطرح ميكند كه ربطي به موضوع سخنراني نداشته اين سازماندهي منطقي به من ياد ميدهد چه جوري رابطه كل با جزء ،چه جوري اجزاي را با هدف تطبيق دهم، چه جوري تسلسل بدهم ، چه جوري اگر بخواهم يك سخنراني مقايسه انجام بدهم هيچگونه اين تضادها و تشابهات را مطرح كنم مثل دانه هاي يك تسبيح يا زنجير بايد سخنراني من پيوسته و سازماندهس داشته باشند.
عزيزان ميتوانند در همين كتاب مهارتهاي آموزشي انواع سازماندهي آموزش را در آنجا مطالعه كنند.
باز نكتهاي كه در اينجا بعد از سازماندهي بايد خيلي به آن توجه كنيد استمرار سازماندهي است .
ممكن است من به عنوان معلم در اول كلاس توجه شاگردان را جلب كنم . اما نتوانم استمرار ببخشم و بعد از نيم ساعت بچه ها آن توجه لازم را نداشته باشد در استمرار توجه چه كار بايد بكنيم . حداقل توجه بچه ها را به سخنراني جلب كنيم .
يكي از نكات تعيير دادن محرك است. يعني چه؟ مثلاًديديد بعضي از بچه ها علاقهمند به امتحان هستند معلم حتي به عنوان شوخي و واقعيت بگويد : بچه ها امروز ما مهم است و ممكن است تعدادي از سؤالات پايان ترم ار همين مبحث باشد.
شما همين جمله را در كلاس بگوييد. يك مرتبه خود كارها درآمده و دارند ياداشت ميكنند.
ارزشيابي يك محرك است
شما شناختي كه از شاگرد خود داريد ميتوانيد از محركهاي مختلفي استفاده كيند و محركها را تغيير بدهيد از يك محرك به محرك ديگر.
دوم كانالهايي ارتباطي آدم و قتي به يك سخنراني بطور مدام گوش ميدهيد خسته ميشود ، گوش اشباح ميشود. من به عنوان مفسران ميتوانم از يك تصوير و فيلم نمودار به تناسب ؟؟ عوض كنم .
بلافاصله متن كانال را از گوش به چشم تغيير ميدهم و همين امر آن حالت خستگي و يكنواختي را كاهش و يا حذف ميكند.
فعاليت جسمي :
در يك نقطه و ايستادن و نگاه كردن به تعدادي از دانش آموز و گوشهاي از كلاس و با تن صداي يكنواخت مسلم است كه اين را از فضاي فعاليت خارج ميكند . معلم بايد حركاتي متناسب با درس داشته باشد.
چه حركات دست . چه حركات جسم .
اما توصيه صريح من اين است كه حركات بطوري نباشد كه شاگردان بجاي آنكه به مفاهيم شما توجه كنند به حركات توجه نمايند. گاهي ديديد بعضي از معلمين كلاس را طي ميكنند و بچه ها مثل پاندول ساعت به معلم نگاه ميكنند. يادش بخير ، بزرگواري را يك روز دعوت كرديم كه در دانشگاه ما سخنراني كند. ايستاد و سخنران هيجاني شد پشت كرد به بچه ها ورو كرد به ديوار و شروع كرد به ديوار مشت زدن، بچه ها خنديدند ، به مدت 10 دقيقه ارتباط قطع شد ديگر كسي حرف نداشت و به حركات وي توجه ميكرد ، اين نوع حركات اختلال ايجاد ميكند . موانع ارتباطي ميشود .
تن صدا بسيار مهم است :
معمولاً برخي از اين كتابها و بعضي از اين منابع تعليم و تربيت اشاره ميكنند كه صداي خانمها گوش را زودتر اشباع ميكند. بهمين دليل خيلي ا ز آقايان به صداي حرف خانمها گوش نميدهند شايد دليل آن به همين دليل باشد.
ولي دقت كنيد تن صداي زير گوش را سريعتر اشباع ميكند، تن صداي بم گوش را ديرتر اشباع ميكند اما در مجموع اشاره كردند چه تن صدا زير و يا بم باشد . اگر فركانس يكنواخت باشد گوش را خسته و اشباع ميكند و فرد را از صحنه خارج ميكند شور و حرارت سخنران ، البته تنها حركات نيست بلكه آن حالات عادي چهره است ما بحثي را در تكنولوژي آمورشي در فرايند ارتباط داريم .
آيا اين حالت در كلاس صادق نيست.
فرض كنيد دانشجوي نشسته مسن است و خسته و بيرمق، مطمئن باشيد هرچقدر شاگردان فعال باشند اين حالت او به آنها سرايت پيد ا خواهد كرد .
برعكس شما همه فعال باشيد . بچه ها نشسته مثل مجسمه نه حرف ميزنند و نه سؤال ميكنند بيحال و بيرمق كه معمولاً در اكثر كلاس هست.
آيا معلم فعال ميتواند به فعاليت خود ادامه بدهد اين تعامل احساس در آن شكل ميگيرد و يك آزمايشي را يكي از روانشناسان انجام داد خيلي جالب بود.
من دانشجويي را وادار كردم در حياط مدرسه وايستاده و به برج كليسا نگاه كند. بعد از چند دقيقه ديدم 20 نفري دور آن جمع شدند . بعد دانشآموز برگشت به آنها گفت به چه چيز داريد نگاه ميكنيد ، هيچ كس نميدانست به چه چيز دارد نگاه ميكند. اين تعامل احساسي است.
بنابراين معلم بايد با شور و حرارات در كلاس درس حاضر شود تا شاگردان را دچار سستي و بيحالي نكند پرسش و پاسخ در سخنراني ، سخنران لازم است دائماً سؤال كند ذهن را فعال كند. چون هر سؤال برانگيزانند براي من حركت ايجاد ميكند ذهن را فعال ميكند.
اما سؤال بايد بگونهاي مطرح بشود كه واقعاً برانگيزاننده باشند، حتي سكوت سخنران در ضمن اينكه دارد سخنراني ميكند چند ثانيه سكوت اختيار كند.
يك مرتبه كانال عوض ميشود فرد ميگويد چرا؟ همين آن خستگي گذشته را از بين ميبرد و صدها نكات ديگر كه اگر سخنران در ضمن سخنان به آن توجه كند ميتواند مؤثر كند، درس خود را و نكات چهارم جمله بندي آخرين مرحله سخنراني جمله بندي و نتيجهگيري بهرحال در ضمن صحبت كردن چون ارتباط، ارتباط كلامي است، گاهي اوقات براساس موانع ارتباط از كلاس خارج ميشود. براي اينكه اين اطلاعات قطع شده را بهم وصل كنيم اين اطلاعات را بايد جمعبندي كرد. اما حالت جمع بندي خيمه حالت است.
1- جمع بندي توسط خود معلم انجام ميگيرد فشردهاي از مباحثي كه مطرح شد.
2-جمع بندي شايد توسط خود شاگرد انجام گيرد. حتي با يك سؤال، از شاگرد ميخواهيم بگوييم كه مجموعه بحثي كه دانستيم چه بود . يا حتي با يك تمرين در رياضي، يك را ميآوريم و در حل آن تمرين خود شاگرد تمامي آنها را ميگويد.
اما يك نوع جمعبندي داريم بنام جمعبندي اتفاقي مخصوصاً در دروسي مثل علوم تجربي. يك حادثه اتفاق ميافتد .
مثلاً امروز درس ما در مورد بن پايان و يا جوندگان است . وقتي بحث معلم تمام شد. ناخودآگاه و شايد پيشبيني كرد يكي از اين بندپايان در كشو ميز وجود دارد. اين را بنوعي در كلاس ميآورد بچه ها بگوييم شايد يك تعدادي از بچه ها بترسند و يك عده بخندند . معلم بگويد راستي بچه ها خيلي خوب شد بحث ما درباره اين موجودات بود .
اين نمونهاي از بندپايان و شروع ميكندبه تمام آن حرفهايي كه زده ، يك پديده را ميگيريم و براساس آن غيبت ميدهم و تمام مطالبي كه در كلاس ؟؟ به طو رخلاصه به آن اشاره ميكنيم
ولي اين روشها معايب و محاسني دارند. در اين روش سخنراني
بچه ها معمولاً كمتر فعالند . بچه ها بيشتر به معلم توجه ميكنند. دامنه لغات و نحو سخنان گفتن آنها تقويتي شود. چون دائماً گوش ميدهند.
اگر بخواهيم . دامنه لغات بچه ها تقويت شود يك مقدار بايد به فعاليت بپردازيم . نكته آخر ما بايد ببينم روش را كجا استفاده كنيم اگر به موقع و بجا استفاده كنيم. انفعال شاگرد كاهش پيدا خواهد كرد.
روش نهايي علمي
در اين جلسه ما دو روش ديگر را كه بازده، در نظام آموزشي ما تحت عنوان روشهاي سنتي داريم بحث ميكنيم شايع است .
من يك نكته لازم است اينجا توضيح بدهم در كتاب مهارتها كه تقسيم شده به روشهاي سنتي و نو ، اين فقط از لحاظ تقد م و تأخر زماني است. والا هيچ رجحاني نسبت به هم بخاطر اين زمان ندارد .
ماخيلي از روشهاي سنتي هنوز كاربرد دارند و خيلي از روشها نو مال سه ، چهار دهه پيش هستند منسوخ هستند و ديگر به كار گرفته نميشوند. حالا باز اين دو روش مثل روش سحنراني كه قبلاً اشاره كرده بودم مطرح ميكنيم تحت عنوان روش سنتي مطرح ميكنيم .
روشهاي سنتي :
قدمت طولاني در كاربرد آنها وجود دارد
يكي از اين روشها تحت عنوان روش نمايش علمي ذكر شده باز وقتي ميگويم نمايش علمي، با ايفاي نقش، نقش بازي كردن اشتباه نگيرند . روش نمايش علمي مبتني بر يادگيري به اصطلاح مهارتي ، عملي براسا س مشاهد ميباشد . من يك جايي مهارت عملي را با اجراء و انجام دادن ياد ميگيرم . اين يك فرآيند ديگري است ولي يك جا يك مهارت عمل را از طريق فقط مشاهد ه كردن مثل روش سنتي در گذشته، مثلاً در يك روستايي كار كردم كار حرفه خود را فقط از طريق نگاه كردن كار استاد كار يا پدر و مادر ياد ميگيرد.
چه زماني اين روش را بكار ميگيريم. ما ميخواهيم بچه ها يك مهارت عملي را در روي يك دستگاه بدست بيآورند، اما اين دستگاه محدود است و در اختيار همه نيست، با اين كار بكنند.
معلم اين را وارد كلاس ميكند و با توضيح دادن و به نمايش گذاشتن آن مهارتها را به بچه ها ياد ميدهد. به اين روش به اصلاح گفته ميشود، نمايش علمي و يك وسيله علمي، مثلاً موتور ديزل را برايشان توضيح ميدهيم . اين روش نيز مراحل خاص خود را دارد . من تتيتر وار اشاره ميكنم . عزيزان دقت كنيد .
اولين مرحله، آمادگي است
آمادگي چيست ؟ من يك وسيله را آوردم و ميخواهم كار كنم و بارها در كلاس استفاده كردم . آيا لازم است مجدداً آن را چك كنم و با آن تمرين كنم ، ببينم جواب ميدهد يا نه، حتماً لازم است، چرا؟
گاهي اوقات ممكن است وسيلهاي دستكاري شد. دقيق كار نكند و در كلاس. ولي بچه ها گفتم كار كرده آن اين است، وقتي ميخواهم به مرحله عمل دربياورم جواب نميدهد. بچه ها بين خراب شدن دستگاه و دانش من نميتوانند زياد فرق قائل شوند و شروع ميكند، به خنديدن ميگويند خود استاد و معلم بلد نيست. اين را من شاهد بودم .
دانشكده كشاورزي يكي از دانشگاهها، استاد بزرگواري، عنوان درس من نميدانم ولي روي تراكتورهاي كشاورزي و نحو روشن كردن آن استاد صحبت كردند، اين نه، تمام حرفها را زد و بعد آمد استارت بزند دينام ماشين روشن نميشد. شروع كردن دانشجوها هر هر خنديدن، ببينيد استاد خودش بلد نيست ميخواهد به ما ياد بدهد.
يا ما در گرايش تكنولوژي داريم
مثلاً به شاگرد ميخواهيم بگوئيم چگونه از او در كلاس ميخواهيم استفاده كنيم، وي ناخود آگاه ميخواهيم لامپ آن سوخته حتي بعضي از ما را ديديم ،حتي دكمهاش را بلد نيست .
پس عزيز من قبل از اينكه اين را به كلاس ببري چك كن ،تمرين كن ، نبسته جواب ميدهد يا نه ،پس اين آمادگي
1- آزمايش كردن دستگاه ، چك كردن و نحوه كار كردن كه خود معلم مسلط بشود و بعد بردن سركلاس و در جاي معين كه همه بچه ها بتوانند ببيند قرار دهد. اين مرحله آمادگي است.
مرحله دوم مرحله توضيح :
قبل از اينكه به توضيح تشريح كار كرد اين دستگاه بپردازد اين معلم بايد بگويد هدف چيست ؟ و ميخواهد چه مهارتي را ياد بدهد. بعد شروع ميكنيم به نحوه كار كرد اين دستگاه، اين را وقتي توضيح داديم در مرحله سوم به نمايش اين قسمتها ميتوانيم قطعات را باز كنيم، ببنديم و كار هر قسمت را به نمايش بگذاريم .
بچه ها ببينيد كه اين دستگاه چه جوري كار ميكند. بسياري ار متخصصين روشهاي جديد توصيه ميكنند كه توصيه خوبي است و ميگويند : « مرحله سوم و دوم را با هم ادغام كنيم. يعني در ضمن اينكه كار كرد قطعات را نشان ميدهيم همان موقع توضيح دهيم . چون شاگرد از طريق سمعي بصري هم ميشنود و هم ميبيند اثراتش خيلي بيشتر است.
گاهي همين توضيح را كه ما براي معلمين در استفاده از تخته گچي يا تخته سياه ميدهيم، گاهي اوقات معلمان را ميبينيد كه مينويسند سكوت مقطع مينويسند بعد توضيح ميدهند.
لحظهاي كه ارتباط قطع شد. ارتباط و قلم سند كه شروع ميكند به كاركردن تا ارتباط را مجدداً برقرار كردند كار بسيار مشكلي است. توصي ميكنيم ضمن نوشتن ، حرفهايتان را بزنيد.
اما در مرحله آخر ، چهارم بعد از اينكه نمايش و توضيح تمام شد حالا به تناسب ابزاري كه داريم. محدوديتش ممكن است يك ؟؟؟ سه بچه ها بيايند كنار دستگاه قرار بگيرند . مثلاً خاموش و روشن كنند، يا قسمتهاي ديگر كه قبلاً توضيح دادن كار كنند درست اين معناي كار عمل نيست و نياز به زمان بيشتري دارد .ولي همين قدر آوردن بچه ها كنار دستگاهها از نزديك ديدن و خاموش و روشن كردن ميتواند مؤثر باشد اين برنامه ميگويم آزمايش سنجش ،از يك طرف دستگاه را آزمايش ميكند و از طرف ديگر من معلم متوجه ميشويم كه اين مهارت چقدر در ذهن آن جاي گرفته، البته بعد از اين مرحله آموزش ، اگر امكانات به ما اجازه بدهد تا با دستگاه كار كنند تا مهارت لازم را بدست بيآورند .
از محاسن اين روش حالا من همين قدر بگويم شايد اولين باري است در زندگي آموزش انسانها وسيله و اشيا، حقيقي وارد كلاس ميشود. بسيار مهم است كه فرد پيوند ايجاد بسته كه بين محيط آموزشي گفتاري و يك وسيله حقيقي .اما از معايب برجسته اين است كه مهارتهاي عملي را تنها از راه مشاهده نميتوانيم ببينيم .
مهارتهاي عملي نيز به ممارست دارد، حالا در بعضي از كتابها به عنوان حرفهآموزي و مهارتهاي حرفهآموزي از آن بحث ميشود. و من اميدوارم آن مهارت علمي درآمد و در آنجا عزيزان ميتوانند رجوع كند. اي روش با اين ساختار خيلي ساده ميگويم روش نمايش البته دقت كنيد اشتباه نكيند در بعضي از كتابهاي انگليسي و روانشناسي روش سخنراني را روش نمايشي ذكر كردند چون در آنجا معلم به طور شفاهي دارد نمايش ميدهد يا خودش را به نمايش ميگذارد.
سؤال : شما در روش سخنراني فرموديد تغيير كانالهاي ارتباطي مثلاً از گوش دادن دانشآموز به نگاه كردن تعببير ميشود.
پس آيا ميتوانيم بگوئيم اين روش نمايش تلفيق شود . اگر دقت كنيد براي اينكه از يك نواختي وقت كشي در بياييد كانال را عوض كنيد . وقتي كانال عوض كنيد ديگر روش سخنراني نيست، تلفيق و تركيب است .
در روشها هر چقدر هم تلفيقي عمل كنيم اثرش بيشتر خواهد بود. طبيعي است در همين روش هم يك بحث مرحله توضيح است اما چرا نمايش ، ميخواهيم مهارت را ياد بدهيم آن همه از راه مشاهده و نشان دادن به همي دليل نمايشي است.
شما در كلاس درس به هيچ وجه بطور مطلق يك روش خاص را نميبينيد ، هميشه معلمين ما در عمل تركيبي و تلفيقي عمل ميكننند.
اما روش ديگري كه در اين مقوله خيلي نزديك است به روش نمايش علمي روش آزمايشگاهي است حالا يك سؤال من نميدانم به ذهن عزيزان ميآيد كه تفاوت اين دو روش چيست؟
جواب : در روش آزمايشگاه دانشآموز كار ميكند .
در روش آزمايشگاهي
روشي است كه داشجويان و دانشآموزان با در اختيار داشتن ابزار آموزشي خود شخصاً به مطالعه تحقيق و يادگيري ميپردازند يعني خودشان فعالند ولي در اينجا معلم فني است.
شما در آزمايشگاه ديده ايد معلمي بيايد آزمايشي را انجام بدهد. حتي در آزمايشگاه و بچه ها نشسته و اين مراحل را از راه ديدن يادميگيرند. آيا اين آزمايشگاهي است يا نمايشي
جواب : آزمايشي
گاهي ديديد كه معم آزمايشگاه اينكار را انجام مي اينكار را انجام ميدهد ميرود وارد آزمايشگاه ميشود ولي خودش انجام ميدهد و بچه ها ميبينند اين روش آزمايشگاهي نيست بلكه روش نمايشي است . گفتم در روش آزمايشگاهي با در اختيار داشتن ابزار خو شخصاً تجربه كسب ميكند
اما آيا در روش آزمايشگاهي ما گاهي ناچار ميشويم كه نمايش عمل كنيم يا نه . ميگوييم بله ، مواردي هست كه معلم بايد بجاي آزمايشي، نمايشي عمل كند
1.آزمايش خطرناك است ، هنوز نكات ايمني را شاگرد ياد نگرفته است اگر بخواهيم ابزار در اختيارش ميگزاريم ضايعه دارد. مخصوصاًدر بسيار از آزمايشگاهي پزشكي .
2.ابزار گران قيمت است شاگرد با آن مسلط نيست بر كار ممكن است استادگرد با اين ابزار كا ركند ابزار خراب ميشود، منحصر به فرد و ممكن است كل نظام آزمايش را مختل كند. خود معلم بايد خودش عمل كند از همه مهمتر شاگرد هنوز روش آزمايش كردن را بلد نيست در اين سه حالت ، در اين شرايط معلم بايد در آزمايشگاه از روش نمايش علمي استفاده كند .اما اگر اين سه مرحله وجود نداشت حتماً بايد روش آزمايش ، آزماشي را كه بسيار قويتر و اثربخشتر در فرايند است دنبال كند.آن موارد كجاست؟
اينجا مراحلي دارد :
معلم قبل از اينكه بچه ها را وادار كند اين آزمايش را انجام بدهد مفاهيم نظري را بايد به بچه ها آگاهي داده باشد و چون آزمايش كردن نياز به مفاهيم علمي در ذهن دارد .
مثلاً اگر چند دارو است. بدانيم اين دارو چيست ويژگي آن چيه و چرا ميخواهم اين كار را انجام بدهم و بدنبال چه چيزي هستم .چه ؟؟؟ را ميخواهم دنبال كنم . بعد بيايد اين معلم آزمايشگاه بزارها را به تناسب بچه ها تقسيم كند روي ميزها قرار بدهد. گروه در دست اين معلم آزمايشگاه است با توجه به امكانات مثلاً اگر ما پنج قسمت از دستگاه بايد پنچ نوع ابزار را داريم و 30 نفر از اين دانشآموزان آن را داريم . ما ناچاريم به بچه ها را به گروههاي 6 نفري تقسيم كنيم من بايد اين ابزارها را روي ميز بچينم. تقسيم كنم و گروهبندي خاص خود را انجام بدهم ، و مراحل كار را به بچه ها ياد بدهم .
دقت كنيم در همين جا هيچ وسيلهاي كه مربوط به آزمايش است نبايد روي ميز آزمايش بچه ها باشد ،چرا؟
فرض كنيد من امروز آزمايشي كه ميخواهم انجام بدهم به چراغ الكلي نياز دارم ، ولي اين چراغ الكلي از قبل روي ميز بود ومعلم آن را تغيير نداد .اين ؟؟ نوع اختلاتي ايجاد كند
در تمام اين موارد ممكن است فكر كند اين چيه، چرا اينجا گذاشته شده به چه درد ميخورد، بنابراين وسايل اضافي را اين وظيفه معلم آزمايشگاه است كه آنها را بردارد فقط وسايلي كه مورد نياز است باز بحث ديگري آنكه :
آيا معلم آزمايشگاه بايد با بچه ها آزمايش كند؟ نه خير او فقط ناظر و ارزياب است.مخصوصاً با چي چيزي بايد نظارت كند به فرآيند آزمايش.
به قول فرونر: « به فرآيند بايد بيش از نتيجه توجه كند چون بسياري از بچه ها هستند در آزمايشگاه كه معلم بايد بخواهد از بچه ها گزارش كتبي بنويسند،» مثلاً بعضي از بچه ها هستند كه آن مراحل را دقيق اجرا نكردهاند ايشان ميآيد مثلاًمي بيند گروه بنام دستي دارد انجام ميدهد آنها به هما نتيجه رسيد همان را مينويسد يا نتيجه را در كتاب خواند
عملاًخودش كار نكرده . اگر معلم آزمايشگاه در كلاس باشد حضور فعال از نظر چك كردن فعاليتها داشته باشد ميبيند كي فعاليت ميكند كي فعاليت نميكند به فرآيند آزمايش بايد نمره ميدهد و نظارت كند. نه تنها نتيجه بنابراين بچه ها ياد ميگيرند كه اگر درست اين مراحل را طي نكنند ممكن است معلم آن امتيازي را كه ميخواهد به آنها بدهد ندهد.
باز نظارت ديگري كه معلم بايد انجام بدهد . همه ؟؟ و اعضاي گروه كه دور ميز آزمايشكاه همه فعال باشند همه بتوانند كار بكنند نه اينكه يك عده كار ويك عده نگاه كنند.
تقسيم كار و تقسيم وظايف را بايد انجام بدهند
و مخصوصاً باز يادآوري بكنم اين معلم اين ابزارها و داروها را كه روي ميز ميگذارد خودش بايدقبلاً آزمايش كردند.
چرا؟ ممكن است تغيير تحولي مثلاً يك اسيد را ميخواهيم با باز تركيب كنيد و نمك بسازيد ممكن است يكي شيطنت كرده باشد آب قاطي آن كرده باشد .
من بياد شيطنت خودمان كه در دوران دبيرستان داشتيم يك آزمايشگاه خوب داشتيم دبير شيمي بسيار فعالي داشتيم اما بچه ها اگر دقت نميكردند خيلي تنبيه ميكرد. . يك روز تصميم گرفتيم اذيتش كنيم ، چون بعد از هر آزمايشي مستخدم مدرسه ميآمد آنجا را نظافت ميكرد .يكي از بچه ها ميگويد آقاي دبير گفته اينها رابريزيد دور و آب بكش و آب بريز بگذار وبه من پنج تومان داد.
اين بنده خدا آمد هر كاري كرد. اصلاً تست نكرد كه اسيد دارد يا خير .ممكن بود چون هر هفته كار ميشد .اما هر كاري كرد جواب نداد و بعد هر هر بچه ها بلند شد و بعد متوجه شد و گفت من ديگر تسليم شدم از اين موارد خيلي اذيت ميكردند .اين كارها ممكن است پيش بيايد مثل همان دستگاه نمايش كار نكنند.
بنابراين معلم بايد اين فرصت را به بچه ها بدهد كه واقعاُ آزمايش كنند نتيجه را ببيند ، نتيجه را از قبل به بچه ها نگوييد كه چه ميشود . ما معمولاًدرس ميدهيم اين اسيد يا آن باز ميشود نمك بيايد بگذاريد خودش آزمايش كند و ببيند و آزمايش كند. و چون اين محصول جديد يا توليد جديد چيست . اينكار را اگر انجام دهيم و فرد عملاً تجربه كند در محيطي به اين روش ميگوييم روش آزمايشگاهي .
اين روش روش بسيار خوبي است چون عملاً موجب تجربه مستقيم شاگرد ميشود.اما بشرطي كه ابزار و امكانات در اختيار باشد.
نظارت معلم : شما ديديد در بسياري از موارد متأسفانه معلم آزمايشگاه وقتي ابزار را در اختيار بچه ها ميگذارد ميرود دنبال كارخودشان .اين ارزش آزمايش كردن را ندارد ، چرا فرآيند را از دست ميدهد.
حتي گزارشات را بخواند ، نتيجه را ببيند و فرآيند را نتيجه نشان نميدهد.
دركنار اين روش روش ديگر است و آن گردش علمي. اگر گفتيد تفاوت گردش علمي با نمايش علمي و آزمايشگاه چيست؟
جواب : در گردش علمي دانشجو عينيات را خودش ميبيند و خودش كشف ميكند . كشف آن است كه او تجربه مستقيم بكند.
آيا د ر گردش علمي و يادگيريهاي فرد مبتني بر مشاهده است يا مبتني بر عمل و آزمايش عمل است.
جواب
اولاً - خارج از آزمايشگاه انجام ميگيرد، حتماً خودش تجربه مستقيم ميكند ، تجربه مستقيم من اين را اشاره كنم فرض كنيد من يك گروه بچه هاي علوم پزشكي را ميخواهم ببريم يك منطقهاي كه بيماري خاصي وجود دارد،اينها خودشان تحقيق كنند و علت بيماري را كشف كنند و بعد راههاي استفاده ازآن را .
يا يك گروه زمين شناس ميروند در قسمتي و شروع ميكند به شناسايي و اين يك تجربه مستقيم است ولي در گردش علمي حسن آن اين است كه ما بعضي از موضوعات درسي را از كلاس ميبريم.
پيوند ايجاد ميشود بين كلاس اما يادگيري بصورت مشاهده است.
شما من را ميبريد از پالايشگاه نفت بازديد كنم من كجا دخالت دارم .من ميروم از فلان موزه بازديد كنم ، جالب اين است ، در فرهنگ ما وقتي كه ميگوئيم گردش علمي رابه عنوان روش نميشناسيم . گردش ميدانيم به همين دليل حساب ؟؟ نميداينم از شاگرد چي ميخواهيم .
در حالي كه دقت كنيد ما وقتي از روش گردش علمي در آموزش استفاده ميكنيم كه ببينيم هدفهاي آموزش در كلاس درس نميرسيم ، جواب نميدهد.
مثلاً شاگرد من دريك از درس حرفهوفن در گذشته بود كراكين نفت بود ؟ خوب من معلم نميدانم يعني چي؟ همينطور از روي كتاب مي خوانم .
براي اين كار بهتر ايت من يك روز دانش آموز را ببرم بيرون از كلاس در خود پالايشگاه تهران اينها را از نزديك اين مراحل را ببيند و حتي هيچ نياز نيست من توضيح دهم.
از مهندسين آنجا كمك ميگيريم ولي دقت كنيم وقتي ميگوييم گردش علمي ديگر تجربه مستقيم نيست مشاهده است . يادگيري در گردش علمي بر مبناي مشاهده است.
يا گاهي در بعضي از كتابهاي به عنوان تجربه مستقيم ذكر شده خودش آزمايش ميكند و خودش دستكاري ميكند خودش نتيجهگيري ميكند اما در گردشهاي علمي ما اين اجاره را نداريم حتي گاهي ما پديده را با فاصله مورد مشاهد قرار ميدهيم.
در اينجا نكاتي است كه معلمين بزگوار بايد دقت كنند مثلا قبلً از مشاهده بايد از محل مشاهده بازديد كرد، معلم بايد ببيند آيا هزينه كرد ، خطرات احتمالي را در نظر گرفت به عرض ميرسد يا نه .
آيا واقعاً به عرف مير سد يا نه اگر قرار است من ببريم و ببينم كه اثرش به اندازه كلاي باشد نيازي به برون نيست. بنابراين وقتي گردش علمي را مطرح ميكنيد كه اهداف فعاليت به مراتب به قويتر ار فعاليت باشد.
اما قبل از گردش علمي بايدبه بچه ها تذكر بدهند آماده بشوند و بايد من نكتهاي را از لحاظ آموزش و پرورش ما گاهي خطرات در اين زمينه داريم .
و گاهي مشكلساز شده براي معلم حتماً بايد گردش علمي با مجورز اداره و والدين بچه ها بگويم كه در حدبلوغاند كه امضاء كند و برگهاي پركنند در غير اينصورت والدين بايد دقت كنيم بجاي والدين كس ديگر امضاء نكند ،چون خطري وجود دارد . بعد بايد به بچه ها بگويم كه قلم كاغذ گزارش و بعد از هر باز ديد بايد گزارش تهيه كنند در تمام طول بازديد معلم بايد نظارت كنند كه بچه ها مشاهده كند و گروهبندي و بعد گزارشات را گروهي بنويسند و بعد فعالبت بعد از گردش علمي؟؟ به محض اينكه بچه ها برگشتند بايد گروههاي بايد گروهها مشاهدات خود را ذر كلاس ارائه بدهند چه ديدند.
چه نتايجي گرفتند بعد حتي مطرح شد و با يكديگر بحث كردند گروهها ينمايئت گروهها بايد با همديگر جمع شوند و گزارش نهايي از بازديد تهيه كند . حتي اگر مدرسه امكانات دارد آن را تايپ كند.
در آرشيو يا كتابخانه مدرسه بگذارند كه اگر گروهي ديگر فرصت نشد بتوانند آنجا راببيند بتواند از مشاهدات بجه ها استفاده كنند.
جالب اين است كه برخي از مراكز و مدارس خارج از ايران وقتي بچه ها ميرفتند گردش علمي دو هفته بعد دارين واقعاً عزا ميگرفتند زيرا ميبايد مطالعه ميكرده و گزارش تهيه ميكردند و لي ما به بچه هايمان ميگويم
هم معلم و هم شاگرد هر دو فكر ميكنند كه به تفريح ميروند و هيچ نوع يادگيري و جمعبندي صورت نميگيرد و هيچ گاهي فعاليت ضد آموزشي صورت ميگيرد
من يادم هست در يكي از نمايشگاهاي تهران يكي ازمدارس منطقهاي بچه ها را به نمايشگاه بينالملي ميبرد با اتوبوس اجارهاي و بعد موقع برگشت ميگويد بچهها من كاردارم شما ميآيد . بچه ها نه خير . پس من ميروم و بعداً شما بياييد. و بعد مسول نمايشگاه ديد بچه ها گريه ميكند كه آقا پول بازگشت نداريم .
جالب اين بود كه خانواده ها نگران بچه ها بودند غروب همه بچه ها توسط مينيبوس نمايشگاه باز گرداند ه شدن معلم هم توبيخ شد .
بنابراين دقت كنيم كه آن ضايعات اين روش را محدود كنيم . مخصوصاً در گردش علمي كه دچار مشكل نشويم.
موفق و مؤيد باشيد.
روش بحث گروهي
يكي از روشهاي ديگر تحت عنوان روش بحث گروهي، تحت عنوان روش سنتي در كتاب مهارتها ذكر شد.
ولي من در ... تقسيم بندي جديد اين روش را تحت عنوان و زير مجموعه الگوهاي تعامل قرار دارد ولي روشي است از گذشته وجود داشته تقسيم بندي يك چيز ذوقي است. نميشود ايراد گرفت چرا اينطور تقسيم بندي شد اين يك چيز صددرصد علمي مثل طبقه بندي جانوران نيست
حالا روش بحث گروهي چيست روش بحث گروهي اگر بخواهيم خيل خلاصه تعريف كنم ، گفتگوي است سنجيده منظم و حساب شده درباره موضوعي خاص كه مورد علاقه دانشآموز است .
آيا بحث گروهي در موضوع مورد غيرعلاقهاي نميشود گفت نه خير .
من وقتي در مورد موضوعي علاقه نداشته باشيم در مورد آن كار و بحث كنم . اساس كار يك موضوع مشترك بين شاگردان و موضوعي كه مورد علاقه است در چه كلاسهاي كار برد دارد ميشود در كلاسهاي پرقيمت از اين روش استفاده كرد .توصيه ميكنم كلاسهاي كه از 6 نفر ؟؟ نفر تا حداكثر تا 20 نفر ديگر نميشو د از اين روش بيشتر استفاده كرد.
اما گاهي سؤال اينجاست چه دروسي را ميتوانيم با روش بحث گروهي در كلاس اجرا كنم .
حاضرين جواب دادند : علوم انساني ، نه علوم انساني ، كليه علوم .
آن دسته از مفاهيمي است كه قانون اثبات شده قانون ثابتي نداشته باشد و بشود نظرات مختلف ارائه داد.
1.موضوعي كه بشود نظرات مختلف در مورد آن موضوع ارائه داد
2.دانشآموزان حداقل در موردآن موضوع اطلاعات لازم را داشته باشد چون وقتي من اطلاعات نداشته ياشم نميتوانم بحث كنم.
3.موضوع مورد علاقه دانشآموز باشد. چه موقع من ميروم دنبال اطلاعات و وقتي كه علاقه داشته باشيم بين درسي كه مورد علاقه مشترك باشد بقيه اطلاعات لازم بدست آورندمن ميتوانم از روش بحث گروهي استفاده كنم.
حالا سئوال اينجاست اگرگروه اطلاعاتي دارند ديگر آموزش صورت گرفته.چرا اينكار را بكنيم به عنوان يك روش يا تثبيت يادگيري .
معلم حتي اگر علاقه وجود ندارد ميتواند با يك حلقه كوچك فيلم خيلي كوتاه با طرح يك سئوال ايجاد يك زمينه بحثانگيز اين علاقه را در بچه ها ايجاد كند.
2- هدايت كند كه بروند منابع را بخوانند اما با يك زرنگي . منابع را يكنواخت در اختيار بچه ها قرار ندهد .به هر گروه و فردي يك منبع بدهد چرا؟ چون ميخواهد ديدگاه مختلف را بسنجد وقتي ديدگاه را ارائه دادند بحث گروهي شروع ميشود. و بحث، مقايسه ،چالش و درگيري صورت ميگيرد.
سئوال حاضرين:توانمندي معلم شرط است؟ بسيار مهم است.
اگر معلم توانمندي علمي و سازماندهي لازم را نداشه باشد اين روش كاملاًبه انحراف كشيده ميشود.
سئوال دوم: درموقعيتي وبراي چه هدفي ما از اين روش استفاده ميكنيم:
ما هر روش را بكار ميگيريم ـيك هدفي را دنبال ميكنيم من عرض كردم كه اگر من بخواهم دامنه لغات و نحوه سخنگفتن دانشآموزان را تقويت كنم ديگر روش سخنراني بدرد نميخورد.
اگر من بخواهم قدرت استدلال بچهها را تقويت كنم از روش پرسش و پاسخ و بحث گروهي استفاده ميكنم . حالا ببينم ، اينجا چه هدفي دارد؟ اولاً انتقال اطلاعات و يادگيري مفاهيم علمي و محور همه روشها است ولي در كنار اين هدف ما هدفهاي ديگر آموزش و تربيتي را در نظر داريم.
مثلاًايجاد علاقه مشترك ميخواهيم كه بچهها روي يك موضوع حساس باشند و مشترك باشند توي كتابهاي درسي قصه بنويسند.امريكا يي بحث جالبي را ؟كنيد.
آيا آمريكا ،سرزمين آمريكا مال سرخپوستان است يا سفيدپوستان.بچهها در تاريخ خواندند.
معلم بچهها را گروه بندي كرد . و منابع مختلف معرفي كرد . من يادم روزي كه بحث گروهي شروع شد واقعاً نمايشنامه نبود بلكه يك بحث دقيق ،مثل برخي از نمايندگان احزاب و گروهي چه جوري ميآمدند. گروهي سفيدپوست هم بودندند ولي سفيدپوستهاي آمريكا را محكوم ميكردند واينها آمدند استعمار كردند و گروهي ميگويند اما آمديم اينجا را آباد كرديم.
نتيجه براي معلم مهم نبود . او بدنبال اين درگيري و چالشها بين بچهها بود و استقلال بين بچهها .بنابراين اگر بخواهيم ما ايجاد علاقه كنيم و انگيزه به وجود آورد بايستي چه اقداماتي انجام دهيم.
دوم:ايجاد و پرورش تفكر انتقادي . ما يك بحث مفصلي داريم.
تمام آموزش پيشرفته.
بحث تفكر بويژه پرورش تفكر تذكر انتقادي است ما در جامعمان بحث تفكر اعتقادي ميكنيم فكر ميكنيم بايد انتقاد كنيم و ايراد بگيريم .
اين نيست . تفكر اعتقادي همان آخرين مرحله بلوغ است.
يعني شاگرد بتواند براساس استدلال و شواهد ،تجربه ،و تجزيه ،و تحليل قضاوت كند در هر قضيه . حالا اين قضاوت ممكن است در تائيد و رد باشد.
اما احساس خودش و گرايش خود را دخالت نميدهد به اساس شواهد و مدارك قضاوت ميكند بر اساس عقلاني قضاوت ميكند.
نقد كند اگر پاسخهاي صحيح است بپذيرد و تعصب نشان ندهد در آنچه كه خود مطالعه كردند حالا در اين تفكر انتقادي واقعاً اين روش ميتواند مؤثر باشد.
نكته سوم:كه باز ما دنبال ميكنيم در اعمال اين روش ايجاد توانايي، يا تقويت توانايي اظهار نظر در جمع .
شما فكر ميكنيد دانشآموزان و دانشجويان در كلاس چقدر جرات اظهار نظر در جمع دارند،خيلي كم. براي من گاهي پيش آمد ،يك بحثي در كلاس صورت گرفته بعد از اين كلاس تمام شد دانشجو ميگويد استاد من نميخواستم وقت شما را بگيرم من چيزي در نظر من هست .
چرا در كلاس مطرح،بگذار جلسه بعد در كلاس مطرح كنيد.
من ميفهمم. واقعاًنظرش نظر خوبي است .
اين روحيه اظهار نظر جمع را در بچهها تقويت كنيم اين يكي از روشها است كه من در بحث دنبال ميكنم تقويت و توانايي انتقادپذيري :انتقادپذيري در قشر حتي تحصيل كرده ما دانشگاه،چقدر وجود دارد؟
نه انتقادگري بلد هستيم نه انتقادپذيري .
در انتقادگري اگر كسي مبناي انتقادكردن را فقط ايرادگرفتن و عيبجويي بگذارد اين يك بيماري است.
بنابراين يك فرد انتقادگر كاملاً بيطرف و براساس شواهد بحث ميكند از طرف ديگر انتقادپذيري بدتر است .تا به ما بگويند كه فلان روش فلان كارت اين جوري عصباني ميشويم.
اين روش سبب ميشود كه چون بچهها دائماًدر چالشند،حرف يكديگر را رد ميكنند،ميپذيرند، بحث ميكنند، كمكم شاگرد ياد ميگيرد.
در مورد يك پديدهاي علمي ممكن نظرات مختلف باشد.
سئوال: يكي از روشهاي نوين يادگيري الان ؟ مغزي يا فكري هست. آيا ميتوانيم بحث گروهي با توجه به اينكه مطرح ميشود همه نظرات خودشان را ميدهند و در نهايت به ايدهاي ميرسد.
من استدعا ميكنم كه فرمايش شما خيلي خوب هست. بارزش مغزي نميگوئيم.
بارزش مغزي در واقع يك نوع ؟يادگيري را.
من بعنوان يك معلم از شيوهايي استفاده ميكنم كه ذهن سيال شود ميگويم سيال سازي ذهن.
بله روش بعث گروهي ممكن است در يك جا باعث سيال سازي ذهن شود.ولي سيال سازي ذهن بحث گروهي نيست.
من اگر بخواهم شاگرد من باروش بحث گروهي ؟برود سيال سازي ذهن يا كاهش مغزي است .
سئوال: يكي از قوانيني كه در بارش مغزي است انتقاد كردن ممنوع ايت. يعني ميگويند همه ميتوانند نظرات خود را بگويند بدون اينكه همديگر را تمسخر كنند ولي انتقاد كردن ممنوع است .
اشتباه نكنيد. انتقاد كردن اصلاً تمسخر نيست. همين است كه من نظر خود را ميگويم.مثلاً ميگويم :همكار خوبم آنچه كه شما ميگوييد به اين دليل من نميپذيرم و بعد به اين دليل مورد پذيرش علم نيست.
نه شما از حرف من ناراحت ميشويد نه من از شما .وقتي شما داريد اظهار نظر ميكنيد تنها وظيفه من اينست كه به حرف شما گوش بدهم حتي حرف شما را قبول ندارم. دقت كنم و بعد پاسخ بدهم دقيقاًيعني اجتماعي شدن . اين تعامل اجتاعي را در اين روش داريم دنبال ميكنيم . بنابراين كتابهاي روانشناسي به هيچجه عيبجويي را جزء روشهاي انتقادي به حساب نميآورند.
قدرت توانايي انتقادپذيري.چرا چون دائماً با هم چالش كنند ياد بگيرند يك لغاتي داريم در كتابها شايد من اشاره نكردم.
تحت عنوان تولانس يا تولانيتس تحملپذيري كه در فرهنگ ما به تسامح و تساهل تعبير شد. يعني چه؟ يعني چشمپوشي كنم،نه خير يعني به نظر مخالفم.
اگر چه مخالف من است تحمل ميكنم ،گوش بدهم، و بعد اگر بخواهم رد كنم نه با احساسات نه با عصبانيت بلكه با منطق و استدلال.
اين را ميگوئيم تولارانس در فرايند تحمل پذيري.
روش بحث گروهي روشي است اين تحمل پذيري را در من تقويت ميكند.
حالا بر چه اساس ميگوئيم،.چون هر كس در مورد يك پديده علمي با نگاه خود ،نگاه ميكند . اشاره كردم دانشآموزان كه جوري من آرايش دادم كه كتاب خاصي را بخوانند همه به يك نتيجه نرسد تا بتوانند با يكديگر بحث كنند.
بله در زمينه يك پديده علمي نگاه مطلق وجود ندارد.حتماً اين روش براي ايجاد تقويت مديريت و رهبري بسيار مفيد است . چرا وقتي بحث گروهي را شروع ميكنيم ما يكي از اعضاء را بعنوان مدير جلسه ،حالا اين مدير بايد بيطرف باشد ،سازماندهي كند،زمانرا خوب تقسيمبندي كند از كسي طرفداري و جانبداري نكند.نظر خودش را تحميل نكند هر چند بايد نظر خودش را بيان كند.مثلاً ميزگردهاي صدا و سيما را دنبال ميكنيم اصلاًبحث گروهي نسبت خود مجري بيشتر از همه صحبت ميكند. زمان را تقسيم نميكند .
در اينجا كمكم ياد ميگيرد . معلم قضاوت ميكند . زمان را تقسيم ميكند و به بچهها ياد ميدهد كه همه در بحث شركت كنند .
واين با اين تمرين يك مقدار نقش مديريت را تمرين ميكند و ياد ميگيرد.
براي تقويت قدرت بيان و استدلال بحث گروهي بسيار مفيد است.چرا باز بچه ها حرف ميزنند ، فقط يادداشت نميكنند و فقط نمينويسند ،فقط ساكت نميشوند .بنابراين در اينجا با بيان يا استدلال يا رد يا پذيرش يكديگر قدرت بيان استفاده از ساختار ذهني در اثبات قضيه يا رد به اينها كمك ميكند چنين مهارتي در عمل و حتي در تقويت قدرت تصميمگيري اين روش بسيار موثر است چرا در تصميمگيري؟
گاهي ما در جمع قرارگيريم و وقتي قضاوت و استدلال درست شدآنكه درستتر است ميپذيريم و آنرا قبول كنم اسرار الكي نميورزيم روي آن در نتيجه كمكم به من ياد ميدهد وقتي در اجتماع در فرايند زندگي خودم به يافته جديد رسيدم گزينش كنم و بر روي يافتههاي گذشتهام اصرار نورزم يا اگر ديدگاهي برتري ديدم آنرا بپذيرم .
سئوال:نقش معلم اگر احساس ميكند بحث به بيراهه كشانده ميشود چه جوري ميتواند اين معلم بحث را هدايت كند.
تا زمانيكه كاملاً اين روش ،مديريت بحث گروهي را ياد نگرفته بايد معلم نقش گروه را داشته باشد و عملاً به بچهها ياد بدهد كه چگونه ،دقيقاً مثل ماشين كه هر وقت از جاده خارج شد فرمان را كج كرد سئولات جهت داد تا بچهها از محور بحث خارج نشوند.
بهترين كار اينست كه در جلسات ابتدايي خود معلم نقش مديريت را داشته باشد.
آشنايي ، با روش كسب اطلاعات ،مثل همان حل مسئله:
در نتيجه ياد ميگيرند كه چگونه مباحث را از كجا بايد بدست بياورند.
حتي ايجاد يك رابطه مطلوب اجتماعي .اين گروه با هم برخورد دارند تابا يكديگر بحث ميكنند ،صميميت ايجاد ميشود .مثل بحثهاي گروههاي ما نشود.
من ديدم يك زماني حتي دو سه بزرگواري در يك شبكه تلويزيون در زمينه علمي بحث ميكردند بعد از آن سه ماه با يكديگر قهر بودند ،هدف اين نيست ما بچه ها را در مقابل حوادث قرار دهيم.براي اينكه بچهها ياد ميگيرند نظرات يكديگر را نميپذيرند حتي عقايد يكديگر را نميپذيرند اما با يكديگر دوست باشند.ما بين پذيرش يا عدم پذيرش ،رابطه دوستي را متاسفانه به ما ياد ندادند كه چگونه عمل كنيم.
بچهها ي ما محصول فرايند ياددهي ما هستند ،اگر آنها ياد نگرفتند ما معلمين مقصريم.
سئوال: آيا در زمان بحث گروهي زمان خاصي نياز دارد.يعني ما زمان متخصي را بايد اختصاص بدهيم براي بحث گروهي؟
اصولاًدر رويگرد جديد آموزشي يك مقدار زمان محدود را نميپذيرند.
معلم بايد جوري هدايت كند كه بحث تمام بشود اگر بحث تمام نشد دوباره به بچه منابع ميدهد تشويق ميكند كه مطالعاتشان انجام بدهد در جلسات بعد بحث را دنبال كند.
بهر حال بايد به نتيجهگيري برسد و يك جمعبندي كلي و نگاه كلي صورت بگيرد.
در مراحل اجراءاول:آمادگي و برنامه ريزي است.
معلم موضوع انتخاب كند.
موضوع مناسب باشد براي اين روش،زمينهها را فراهم نمايد هم از كتاب و منابع و منابعي كه بچهها بايد رجوع كند.شبكه ارتباطي بچهها را مشخص ميكند .ميخواهم بحث را بصورت نيمدايره دنبال كند ميخواهد فعالاً تعاملي و بر اساس نوبت باشد.
اين شبكهها را بايد از اول مشخص كند و نقشها را. بهتر است در هر مبحث گروهي يك متخصص هم جزء بحث باشد اين متخصص ميتواند يك معلم باشد و ميشود ازبيرون دعوت كرد در اين زمينه يا حتماً دانشآموزان خوبه كلاس را شركت داد بعنوان صاحبنظر . در بحث شركت نميكند ولي در جمعبندي نهايي را ارائه ميدهد.
وقتي نظر نهايي را داد. بچه ها بايد بپذيرند، اين پايه اجباري نيست حتي گاهي ديد شما بگوييد ، من شما را به عنوان متخصص اين رشته قبول دارم ميپذيرم. اما قانع نشدم . ميروم مطالعه ميكنم و بعد بحث را ارائه ميدهم براي اينكه خيلي بحث و برنامه ادامه پيدا نكند.
در مرحله دوم اجراست و در اجرا امكانات بايد فراهم شود. چون بحث گروهي امكانات خاص خود را دارد. شركت در بحث دقت كنيد. هيچ شاگردي كه در آن مجموعه بحث گروهي هست حق ندارد ساكت باشد حتماً بايد اظهار نظر كند.
هيچ شاگردي حق ندارد وسط حرف ديگري بپرد. هيچ شاگردي حق ندارد خودش بازي كند و گوش نده اينها جز و ظايف مديريت كه مدير بايد سازماندهي كند.
و تلاش كند از وقت حداكثر استفاده صورت گير د و همه شاگردان در بحث شركت و بحث را كنترل كند. هرجا احساس كرد بحث دارد منحرف ميشود باز جهت بدهد آن را در خط يا راستاي بحث هدايت كنند.
مخصوصاً اين وظايف مدير جلسه است از طرف ديگر يك فرد را به عنوان منشي بگذاريم .
حالا گاهي ضبط بگذاريد . اين مباحثات را كنيم .
و بعد معلم اينها را در كلاس تجزيه و تحليل كند . چه ايرادي است كه اشتباه كردند كجا رعايت نكردند.
و حتي بعضيها توصيه ميكنند شما فردي را به عنوان ناظر در خارج از سيكل دايره يا گروه قرار دهيد كه او اين زمينه را مورد ارزيابي و نكات مثبت و منفي را اجرا ميگويد تا گام به گام حذف شود. بهر حال اين يك رو شها است معايب و محاسن خودش دارد .
در كلاس پرجمعيت قابل اجرا نيست .
معلم متخصص ميخواهد اشراف ميخواهد علاقه ميخواهد سازماندهي ميخواهد و اگر اين روشها را رعايت كنيم ممكن است نتيجه مطلوب از اين روش نداشته باشيم. مخصوصاً عزيزان در كتابهاي ديگر ديدند كه يك روش مشاركتي است آنهم ممكن است گروهي باشد . وقتي ميگويم مشاركتي ... تنها مشحصه آن با كارهاي گروهي اين است كه امتيازاتي كه بچه ها ميگيرند تك تك امتياز ميگيرند ولي در هر گروه اين امتيازا جمع ميشود و ميانگين گرفته ميشود. ميانگين به كل گروه داده ميشد. كه بعضيها نگرانند كه حق بچه هاي بعدي از بين برود. تخقيفات هم اين را نشان داد. من در اين كتاب روانشناسي و مشاركت مخصوصاً تحقيقات كتاب اسآوي رجوع كنيد مطرح شده بحث مفصلي در اين زمينه انجام داده است.
روش حل مسئله
يك روش ديگر باز در قالب الگوي حل مسائل.
قابل تحليل بكارگيري تحت عنوان روش حل مسأله، روش يعني در عمل اجرا كنيم يا گاهي روشهاي مسأله محور نگر ميگويند. در اين روش چنانكه در الگو اشاره كردم به هيچ وجه معلم نقش انتقال اطلاعات را مستقيم و غيرمستقيم ندارد بلكه نقش راهنما را دارد. براي اينكه يك مقدار عيني تر شود چون در مباحث گذشته در مورد حل مسأله بحث شد.
حالا عزيزاني كه ميخواهند در الگوي حل مسأله مطالعه كنند ميتوانند آن بحث را دنبال كنند. ولي در اينجا سعي ميكنند پراتيكال ،، عملي در مورد اجراي حل مسأله كه اگر ميخواهم در مورد آن الگو، روش بكار بگيرم ، چگونه عمل كنم.
در اين روش، روش حل مسأله هميشه هم ميشود يادگيري مشاركتي، يادگيري كار كرد. هم ميشود گروهي و انفرادي كار كرد ولي اساس كار اين است در مرحله اول وقتي معلم وارد كلاس ميشود بجاي انتقال اطلاعات موقعيتي را ايجاد ميكند كه براي شاگرد سؤال ايجاد كند يك موقعيت متناقض و متضاد و حتي همراه با تحير و شگفتي و اين موقعيت نامعين با همراه تغيير سبب ميشود كه سؤالات زيادي در ذهن شاگرد ايجاد شود.
مثلاً : فرض كنيم ميخواهد معلمي درباره برق ، الكتريسيته صحبت كند اون نميآيد كه بگويد برق چيه ؟ الكتريسيته چيه؟ ميآيد چراغ روميزي كلاس را جوري
سازماندهي كرد .داراي پرده هميشگي است و با يك لامپ روميزي اين روشن ميشود .البته لامپهاي كوچك ديگر در كلاس هستند.
معلم به ليستها نگاه ميكند يك مرتبه لامپ كلاس ميتركد يك موقعيت نامعين . كلايس تاريك يا نيمه تارك ميشود . بچه ها سر را بلند ميكند .چي شده حتي به طنز ممكن است، بقول يكي از معلمان بزگوار ميگويد، يكي از شاگردان به دوستش ميگه خنگه مگر نميبيند لامپ منفجر شد.
راستي بچهها لامپ چيست و جريان الكتريسيته چيست ، اصلاًچرا لامپ منفجر شده درچه چيزي در كلاس ايجاد ميكند .
يا معلم ديگري در علوم اجتماعي درس آن وظايف شهرداري است ، نميخواهد بگويد من وظايف شهرداري را ميخواهم درس بدهم موقعيتي ايجاد كنم ميآيد يا يك حلقه فيلم قسمتي از شهر را كه نارسايي دارد مطرح ميكند با مصاحبه كوچك از مردم ميكند بعد روي ميكند. در آن محله تان كه شما در آن زندگي ميكنيد چه مشكلاتي دارد .آن جلسه را با بچه شروع ميكند به بحث كردن .
و هرگروهي از بچه ها مشكلات شهرستان را ياداشت ميكند و معلم اينها را يادداشت ميكند و حتي ممكن است زماني بگذرد كه بچه ها دقت بيشتري كند.ازطلاعات محلتان را طرح ميكنند روي تابلو مينويسند در كلاس.
مرحله دوم :
مرحله دوم سؤال معلم نه راستي بچه ها حل مشكلات به عهده كيست ؟ پس مرحله اول طرح مسأله يا ايجاد يك موقعيت سؤال برانگيز يا جديد نامعين يا متضاد .
در مرحله دوم بحث تبادل نظر است. در مورد آن مسأله، اين مشكلات مال كيست؟ ممكن بچه ها در كلاس مطرح كنند و بحث كنند گروهي عكس است بگذاريد وظيفه استانداري ، فرمانداري، گروهي ميگويند وظيفه شهرداري چيست؟
حرفها مختلفي بچه ها ميگويند ، معلم همه اينها را مينويسد و ميگويد بچه ها اينها را ميگويد جزو وظايف آنها است مطمئنيد يا خير ميگويند نه خير ميگويد براي اينكه شما بتواند دقيق پيش بيني كنيد يا مثل همان لامپ علت چيست : هر كدام دلايل را ميگويند . آيا اين دلايلي را كه شما ميگوييد : مطمئن هستيد .
بچه ها :نه خانم يا آقا همين جوري ميگوييم .
ميگويد : بارك ا... هميم خوب، اشكالي نداره ، حالا آمديد پيش بيني كرديد اين پيش بيني را فرضيه سازي گويند . راه حلي كه شما داريد پيشنهاد ميكنيد. علتي را كه داريد ميگوييد ولي هنوز اثبات نشده است بچه ها را در اين جلسه ميتوانيد گروهبندي كيند ، هدايت كنيد بطرف فعاليتي خيل خوب.
حالا ميتوايند از كتابخانه ، از افراد، از هر جاي كتاب درسيتان مطالعه كنيد و پيدا كنيد اين وظايف اين نارسها را پيدا كيند كه ميگويد كوچه برق ندارد، وظيفه كيست؟ بچه ها را به كتابها و افراد رجوع ميدهد به عنوان يك محقق، اينجا در واقع كمك ميكند به آزمايش فرضيه.
اطلاعات را جمعآوري ميكنند و وقتي اطلاعات را جمعآوري ميكنند گروه وارد كلاس دورهم ميشوند . اطلاعات را روي هم ميريزند و مشورت ميكنند.
بعدمعلم از اينها ميخواهد كه نماينده گروه بيايد در كلاس بگويد اطلاعاتي كه بدست آورد .
مثلاُ يكي ميگويد اين وظيفه شهرداري است.
چرا؟ من فلان كتاب را خواندم .منابع را اشاره ميكند .با ذكر منابع .
بعد بحث ميكند ممكن است عدهاي رد ميكنند نه خير آقا ، اين منبع ضعيف است .
بچه ها كاملاً در چالشند درباره مسألهاي كه معلم برايشان ايجاد كرده . در اثر اين بحث و تبادل گروهي در كلاس همه، كلاس با هم در نهايت آن نظرات كه درست است و جزو وظايف شهرداري وقتي به قوانين شهردار اشاره ميكندحتي مسؤليتها ، جمع بند ميشود .
همين جاست كه گاهي اوقات ممكن است كه دانش آموز بگويد خانم معلم اگر جز وظايف شهرداري است، چرا شهردار نميآيد اين كارها را انجام نميدهد .
معلم نميآيد از خودش بگويد گه چرا ؟ دليل بياوريد .چرا از من ميپرسيد از شهردار بپرسيد .
اين سناريوي هست كه دقيقاً در يك كتابهاي غربي دقيقاً مطرح شده در زمينه آمورش مسأله . ميگويند خانم شهردار از كجا ميگويد معلم توسط ؟؟؟ ميزندبه اداره آموزش و پرورشتان شهردار را دعوت كنيد كه باييد . دو سه تا از بچه ها نماينده ميشوند دنبال قضيه كار شهرداري بر او دعوت كنند در موضع يك مسأله اجتماعي است.
شهردار دعوت ميشود و بچه ها دونه دونه معلم هم اين طرف آنها را تشويق ميكند هستند صحبت كنيد ، هدايت تهيه كننده و فيلم تهيه كنند و مطالب خودتان را مطالعه كنند.
شهردار همه اينها را گوش ميدهد ، بقول نويسنده بعد ميگويد: عزيزان من بله اين وظايف من است و در آيين نامه و در قانون اساسي و شرح وظايف است . ولي من فرصت پيدا نكردم و محدوديت دارم .
يك دفعه دانش آموزي بلند ميشود. « آقاي شهردار اگر شما توانايي اين كار را نداريد بگزاريد كسي ديگر اين وظايف را انجام بدهد .»
بقول نويسنده كتاب شهردار آنچنان عصباني ميشود كه مدرسه را ترك ميكند ولي بچه ها همچنان مصمم ، چرا شهردار اين جوري كرد . چه وظايفش را انجام نميدهد.
معلم ميگويد من اينجا نه تنها در كتاب درسي، من وظايف شهرداري را ياد دارم بلك يكه شهروند فعال ترتيب كردن شهروند كه هرگز يادش نميرود وظيفه شهردار چيست و ميتواند در سرنوشت خود دخالت كند .
اين نمونهاي از يك الگوي يا روش مسأله محور است پس مسأله همان چيزي كه اشاره شد.
طرح مسئله با شيوه هاي مختلف :
با ايجاد سؤال با نشان دادن يك فيلم كوتاه با ايجاد يك بحث گروهي جتي نشان داد چند اسلايد ميتوانيد معلم اين موقعيت را ايجاد كند .
بعد بچه ها بحث ميكنند مطالعات مقدماتي را انجام ميدهند. علتها را برخورد به اصلاح مطرح ميكنند و بعد راه حلهاي راه و فرضيه ميسازند .
بعد به دنبال فرضيه ميروند اطلاعات جمعآوري شده را تجزيه و تحليل ميكنند و در نهايت نتيجه گيري .
سؤال: آيا اين روش در كلاس ما درس ما قابل عمل هست؟
به هيچ وجه.
شما بايد اولاً فرهنگ جامعه را البته من يك نمونه را كه خودم اجرا كردم و در همان مناطقي كه در تهران انجام دادم در زمينه اجتماعي ما مشكل داريم . به عنوان نمونه من مبحثي است در كتاب چهارم علوم بچه هاي چهارم ابتدايي ، به نام نو و بازتاب آن اين را من سناريوي نوشتم . از معلميم خواهش كرديم آنهايي كه با من كار آزمايشي ميكردند و گفتم اين فصل را در چند جلسه درس ميدهيم . ايشان به من گفتند در سه جلسه گفتم من همين سه جلسه را وقت ميگيرم نه زياد ولي دلم ميخواهد براساس سناريوي كه من نوشتم حركت كنيد اشاره كردم كه شما اصلاً نگوييد من ميخواهم نور و بازتاب را بگويم.
گفتم:« دو تا آينه تخت برايم بياوريد بعد خود كتاب آنها را نگاه كردم در آخرش تمرينهاي داده بود جالب بود براي من .
كلمه آمبولانس را وارونه روي مقوا بنويسيد و جلوي آينه بگيريد اين كه وارونه ميشود رحت خوانده ميشود من از همين اشاره استفاده كردم.»
گفتيم بچه دو تا آينه تخت بياورند يك دانه مقوا بنويسيد كه حتي يكي از معلمان مدرسه به ما كمك كرد تا اين كلمات را نوشتم
گفتم بجه امروز ميخواهم بازي را شروع كنيم در اين كلاس علوم . آمبولانس را هم مستقيم نوشته بوديم همه وارونه .
گفتم اول اين وارونه را بخوانيد . تعدادي از بچه ها نتوانستند بخوانند گفتم حالا ميخواهيم ،كاري كنم كه شما راحت بتوانيد بخوانيد . يك آينه بياوريد.گفتم بگيريد جلوي آينه بقيه كه پشت بودند گفتم بخوانيد بعد آن نوشته معمولي است گفتند آقا چرا اين جوري شد . گفتم من نميتوانم ؟؟ .
بچه ها : اين توشته وارونه بوديد.ديديدي كه راست شد، مگر شما وارونه بوديد ؟ ممكن است براي من و شما راحتي است استدلال همه يك مرتبه آقا راست ميگويد يك ؟؟؟ شد در كلاس
آقا ما كه وارونه نبوديم .ما كه درست بوديم . چرا اين جوري است. همين جا اولين مسأله ايجا شد ؟؟ چرا از ما ميپرسيد شما هم در كتاب درسيتان فلان فصل ؟؟. ما يك دو تا مجله آورديم در اين كلاس مدرسه اصلاً كتابخانه نداشت.
گفتم از هر معلمي ميتوانيد بپرسيد از هر كتاب ميتوانيد استفاده كنيد ولي تا هفته آينده به شما فرصت ميدهم . واقعاً آن جلسه آنچنان بحث بود هر جلسه اول براي همين مسأله هر كسي حرف ميزد ما مينوشتيم و بعد خيل خوب اين پاسختان را ميپذيريم.
شما بايد دليل بياوريد براي من از كتا ب گفتيد از چه منبعي گفتم .
اما بچه ها هفته دوم قرار بود بروندمطالعه كنند ار كتاب خودشان گرفته يا هر كتاب ديگري از هر كس ميتواند بنويسيد ولي بنويسيد و بگويد از چه منبعي استفاد ه كردند.
هفته بعد اين بود كه بچه ها باز گروهي جمع شدند ، با هم مشورت ميكردند روي مطالعات و نوشته هايشان و بعد هر گروه ناچار بود يك گزارش نهايي گروه را تهيه كند و در كلاس ارائه بدهد و باور كنيد وقتي من نگاه ميكردم اين عبارت همگرايي، فعاليت و مشورت كردن را گاهي اوقات بايد يكديگر بحث ميكرد مثل بحث گروهي .
در جلسه سوم آمديم اين گزارشات را اعلام مطرح كرديم .
خيلي از گروهها اشتباه رفته بودند يكي از گروهها برايم جالب بود. يك گروهي از بچه ها دو نفر از اينها كتاب فيزيك سال سوم دبيرستان را برداشتند مطالعه كردند مفسر گزارش ميكردند يكي باباش دبير فيزيك بود .
گفت بابام : آنچنان قشنگ استدلال كردند و حرفهايي كه من ميبايست در كلاس ميگفتم خود بعدها توضيح دادند .بحث كرديم . كدام نفر درست است . چرا درست. ايشان ميگويد از منبع پرسيدم كه منبع مو ؟؟ نيست .
بعد نشستند گزارش كردند ،گزارش نهايي در كنار اين ، من سؤالات ديگري كردم و گفتم اين سؤالات را پيدا كنيد.
باور كنيد من وقتي اين كتاب علوم را نگاه ميكردم بعضي آنچنان خوانده و زير آن را خط كشيده بودند كه صفحات پاره شده بود . من هرگز نديده بودم بچه ها آنقدر مطالعه داشته باشند.
ميشود در بعضي از زمينه ها، بله در زمينه هاي اجتماعي ممكن است ما محدوديتهاي داشته باشم
ما در زمينه هاي تاريخو تعليمات اجتماعي مشكل داريم چون شايد به بعضي از ؟؟ برخورد. اگر اين ؟؟ صورت ميشد.
ولي در زمينه علوم .... ميتوانيم اين كارها را انجام دهيم
اين نمونه يك الگور يك مسأله محور است من عرض كردم. خودم ؟؟ اين را كار كردم. بعد در سراسر تهران اجراء كردم .
اين تاره يك از درسها بود خيلي از درسها ديگر را بر همين اساس البته براي علوم طراحي كردم . من قبول دارم شرايط آموزشي كشورمان فعاليت آنقدر مطلوب نيست . نه معلم محقق باحوصلهاي داريم ،نه امكانات كتابخانه و آزمايشگاه داريم كه بچه ها را هدايت ، نه زمان كافي داريم . ؟؟؟ است ولي يك شيوهاي است فعال اين يك روش مسأله محور است، فوقالعاده خوب است شاگرد را محقق به بار ميآورد با علاقه فعاليت ميكنند بعضي از اين شيوه ها را به عنوان روش واحدها كه در عين كتاب مهارتها ذكر شد اشاره ميكنيم كه روش واحدها چيه؟
شما اخيراً به شما عزيزان شنيديد درست گروهبرنامهريزان ما سيميناري تشكيل دارند. تحت عنوان برنامهريزي توافقي .« اين تگريتد »
يك بحثي ما داريم كه آيا ؟؟ ما در مدرسه ما كتاب تاريخ داريم جغرافيا داريم رياضي داريم همه درسها جداجدا .
آيا نميشود كه بعضي ار درسها را تلفيق كرد؟ بصورت محوري يا هستهاي به قول بعضيها .
مطالعات هستهاي اينها را مطرح كرد.
در گذشته عدهاي هستند كه روش واحدي را مطرح ميكنند .حالا روش واحدي چيست. هرگاه ما يكسري از فعاليتها را در رشته هاي مختلف حول يك محور مورد مطالعه قرار دهيم روش محور ناميده ميشود.
سه نوع روش واحد هم داريم .روش واحد موضوع داريم، مثل درمورد تاريخ است ولي من در تاريخ هنر هم ميتوانيم. غيره ادبيات هم ميتوانم درس بدهم و روابط اساسي ميتواند درس بدهم.
چگونه: مثلاً فرض كنيد زندگي در دوران صفويه ، زندگي در دوران صفويه محور فعاليت من است،حالا ممكن است زندگي در دوران صفويه از نظر معياري زندگي صفويه در گروه ديگر به عنوان مذهب .
زندگي دوران صفويه ممكن به عنوان روابط خارجي با چه كشورها؟ جنبه هاي مختلف، بچه را گروه بندي كنند .مطالعه كنند اما حول يك محور .
يادگيري هم هنر است هم ادبيات و اقتصاد و سياست. حول يك محور، ياد گيري اينجا خيلي غنيتر است تفكيك شده از هم نيست
اين را ميگويم به اصلاح واحد موضوع. گاهي اوقات واحدتجربي ميگويم واحد تجربي چيست ؟
فرض كنيد شاگردان من در يك كلاس بحث ميكنند و در يك زمينه تجربه دارد مخصوصاً در سطوح بالاتر .
ي
ك دانش آموز فرض كنيد تجربه كشاورزي دارد. يك زمينه مطالعات روي آب دارد آن را محور قرار ميدهم . اساس كار اين است.
در اولي هم موضوع را معلم تعيين ميكند و هم هدايت موضعي با آن است .
در واحد تجربي خود واحد موضوع را شاگرد تعيين ميكند، چون اساس كار و علاقه و رغبت شاگرد باشد.
بعد اجراء را خودش انجام ميدهد . معلم همكاري و راهنمايي ميكند . ميآيد در زمينه آب يك سابقه ذهني
يا در مورد كشت گندم . اين سابقه دارد اطلاعات دارد به عنوان يك تجربه سازماندهي ميشود فردي يا گروهي اين كار انجام ميدهد . مطالعات ميكند تحقيقات انجام ميدهد.
مثلاً اگر اين آب باشد تنها كشتيراني نيست تركيبات نسبت فعل و انفعال آب از نظر شيميايي نسبت به آلودگي آب، اثر آب در زندگي، اثر آب در سد است،اثر آب در روابط، يك مرتبه دانشآموز تجربهاي كه در اين زمينه داشت. حالا وادارش كردند اين حوزه دانشآموز را حول اين محور باز گسترش بدهد.
فرق او با اول اين است كه انتخاب موضوع باز بعهده خود دانشآموز است من اين را خودم در كلاسهاي ابتدايي در بعضي از مدارس آمريكا بود كه روي بقيه انجام داد.
كدام حيوان را مطالعه كنيد. چه قسمتي را مطالعه كنيد بچه ها مسائل خودشان را مطرح ميكردند. اما شكل ديگري از واحد وجود دارد و آن پروژ است . واحد پروژ چيست. در اينجا نه تنها در زمينه تجربي ، علاقه رغبت و تمايل فرد بر اين است. هم زمينه را قبلاً كار كرد وهم شاگرد موضوع را انتخاب ميكند
هم زمينه علمي را دارد و هم خودش نظارت دارد . معلم فقط ارزياب است در نهايت ارزياب ميكند كار خوب شده يا نه .
مثلاً پروژه كاشت چغندر در اطراف قم . آيا ميشود اين كار را كرد اين پروژ را انتخاب ميكند فرد دانشگاه ميرود اين را انتخاب ميكند و اجراء ميكند و هر ؟؟ وقت معلم به عنوان ارزشيابي يا در نهايت محصول و نتيجه بدست آمده را به عنوان نتيجه پروژه در سطوح بالا اين هم موضوع دارد در پسش دبستانيها هم ميتوانيم انجام دهيم.
مثلاً امروز كار كردن با گِل است امروز واحدما پروژمان گُل سازي است. بچه ها با همه با هم كار ميكنند در اين زمينه نقش معلم نقش راهنما است . اين هم بار روشهايي است كه امروز در دنيا توصيه ميكنند ميشود در حول فعاليتهاي بچه ها سازماندهي شود و روز به روز دارد شكل ميگيرد و تحت عنوان «اينتگيرتيد كريكروم».
برنامه ريزيهاي تلفيقي شد و وحدت يافته ميگويند هم عميق مطلب بيشتر است هم ميزبان يادگيري قويتر است.
اما محدوديت كه امكانات زياد ميخواهد. معلم به اندازه كافي آگاه است با روش تحقيق ميخواهد و امكانات مطلوب و زمان باز براي اجراي پروژه .
و نكته ديگري كه ميشود اشاره كرد ما نميتوانم خيلي گسترش بدهيم ناچاريم درباره يك موضوع خاص من فقط اشاره كنم.
همين سيستمي كه دانشگاه انگليس ،استراليا يا اقمارشان در پايان نامه ها يا كار دكتر يانجام ميدهند آنها واحد ندارند يك موضوع دانشجو انتخاب ميكند و در تمام دوره روي آن موضوع كار ميكند و طرحش را ميدهد با يكي از روشهاي است تحت عنوان مسأله محور يا در قالب روشهاي نوين در دنيا امروزه كاربرد دارد.
يكي از روشهايي است كه بر محور شاگري فعاليتها پيش شكل ميگيرد نه بر پايه فعاليتهاي معلم
موفق باشيد.
باز اين هم يك نگاهي كوتاهي بود بر يكي از روشهاي نوين آموزشي .
منبع:
راحت ،آسان ،ارزان و بی دردسر کارای آماری و تجزیه وتحلیل داده های مقالها و پایان نامه هایتان را به ما بسپارید