آموزش‌ از دور به‌ چند دليل‌ از پروفايل‌ بسيار خوبي‌ برخوردار است‌:

1. به‌ استفاده‌كننده‌ امكان‌ مي‌دهد به‌ جاي‌ غيبت‌ از محل‌ كار، خودش‌ در فرصت‌هاي‌ خاص‌ خودش‌ مطالعه‌ كند. اين‌ امر البته‌ ممكن‌ است‌ از نظر استفاده‌كننده‌، در مقايسه‌ با حضور

در يك‌ دورة‌ همگاني‌، يك‌ اشكال‌ باشد! در هر حال‌ براي‌ كسي‌ كه‌ در يك‌ بخش‌ كوچك‌ و كم‌ بودجه‌ كار مي‌كند، برنامة‌ آموزش‌ از دور تنها گزينة‌ موجود است‌؛
2.استفاده‌كننده‌ مي‌تواند با سرعت‌ خاص‌ خود مطالعه‌ را پي‌ بگيرد؛
3. دورة‌ آموزش‌ از راه‌ دور باعث‌ صرفه‌جويي‌ در هزينه‌هاي‌ سفر و اسكان‌ مي‌شود، و
مستلزم‌ غيبت‌ كاركنان‌ هم‌ نيست‌ ــ و اين‌ امر هميشه‌ موضوع‌ جذابي‌ براي‌ كارفرمايان‌ است‌؛

4. برنامه‌هاي‌ آموزش‌ از دور در طيفي‌ از رسانه‌ها موجودند. برخي‌ از بسته‌هاي‌ آموزشي‌مشابه‌ در رسانه‌هاي‌ مختلف‌ عرضه‌ مي‌شوند و در نتيجه‌ استفاده‌ كننده‌ مي‌تواند قالبي‌ راانتخاب‌ كند كه‌ بيش‌ترين‌ تناسب‌ را با نيازها و منابع‌ او دارد؛
5. با اين‌ شيوه‌، آموزش‌ در تمام‌ دنيا دسترس‌پذير مي‌شود. دوره‌هاي‌ بسياري‌ هستند كه‌عمدة‌ آن‌ها در حال‌ حاضر از سوي‌ دانشگاه‌هاي‌ امريكا ارائه‌ مي‌شوند و
دوره‌هاي‌ كوتاه‌مدت‌ و دوره‌هاي‌ مقطع‌دار را بر روي‌ اينترنت‌ عرضه‌ مي‌كنند. اگر كسي‌ كه‌ در بريتانيا زندگي‌ مي‌كند يقين‌ كند كه‌ دورة‌ خاصي‌ از يك‌ دانشسرا، دانشگاه‌ يا مؤسسه‌آموزشي‌ در ايالات‌متحده‌، يا سنگاپور، يا استراليا برايش‌ كاملاً مناسب‌ است‌، در اين‌صورت‌، فناوري‌ موجود تمام‌ موانع‌ عملي‌ را از ميان‌ برخواهد داشت‌.

با اين‌ كه‌ بسته‌هاي‌ آموزش‌ از راه‌ دور از ده‌ها سال‌ پيش‌ موجود بوده‌اند، همگرايي‌ فناوري‌هاي‌ جديد رسانه‌اي‌، زمينه‌ساز رشد سريع‌ دوره‌هاي‌ آموزش‌ از راه‌ دور بر روي‌ ديسك‌ رايانه‌، ديسك‌ فشردة‌ خواندني(CD-ROM)‌ ، ديسك‌ فشردة‌ تعاملي‌(CD-I) و اينترنت‌ شده‌ است‌. بويژه‌ اينترنت‌ باعث‌ گستردگي‌ طيف‌ دوره‌هاي‌ موجود امروز، و افزايش‌ روزافزون‌ تعداد ارائه‌دهندگان‌ اين‌ آموزش‌ها شده‌، و آنان‌ از اينترنت‌ به‌ عنوان‌ يك‌ واسطة‌ ارائه‌ استفاده‌ مي‌كنند. دانشگاه‌ آزاد بريتانيا كه‌ دوره‌هاي‌ آموزش‌ از دور را از طريق‌ رسانه‌هاي‌ متفاوت‌ ارائه‌ مي‌كند تدريجاً به‌ اين‌ نتيجه‌ مي‌رسد كه‌ دانشجويانش‌ به‌ گونة‌ فزاينده‌اي‌ از پست‌ الكترونيكي‌ براي‌ ارتباط‌ با استادان‌ خود استفاده‌ مي‌كنند.

تعداد دانشجوياني‌ كه‌ با استادان‌ دانشگاه‌ آزاد ارتباط‌ برقرار مي‌كنند در سال‌ گذشته‌ از 5000 ناگهان‌ به‌ 16000 دانشجو افزايش‌ يافت‌. ميزان‌ اتصال‌هاي‌ اينترنتي‌ در حال‌ افزايش‌ تصاعدي‌ است‌ و بنابر يكي‌ از پيش‌بيني‌هاي‌ اخير، مي‌توان‌ انتظار داشت‌ كه‌ تا سال‌ 2000، تعداد استفاده‌كنندگان‌ از اينترنت‌ به‌ رقمي‌ حدود 52 ميليون‌ نفر برسد. اين‌ وضع‌، بازار گسترده‌اي‌ را براي‌ ارائه‌دهندگان‌ دوره‌هاي‌ آموزش‌ از دور فراهم‌ مي‌آورد. بررسي‌هاي‌ پيمايشي‌ نشان‌ مي‌دهند كه‌ بخش‌ بزرگي‌ از استفاده‌كنندگان‌ از اينترنت‌ (91%) از اين‌ رسانه‌ براي‌ يكي‌ از انواع‌ آموزش‌ از راه‌ دور استفاده‌ كرده‌اند .

اينترنت‌ همچنين‌ راه‌ مفيدي‌ براي‌ روزآمدكردن‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ مربوط‌ به‌ ديسك‌هاي‌ رايانه‌ و ديسك‌هاي‌ فشرده‌ است‌، كه‌ در نتيجه‌ به‌ افزايش‌ طول‌ عمر محصول‌ كمك‌ مي‌كند و ارزش‌ پول‌ را افزايش‌ مي‌دهد. مثلاً سرمايه‌گذاري‌ اوليه‌ در يك‌ محصول‌ ديسك‌ فشرده‌ يا مهارت‌آموزي‌ مبتني‌ بر رايانه‌ (سي‌بي‌تي‌) (Computer-Based Training: CBT)را، در صورتي‌ كه‌ بتوان‌ محتواي‌ آن‌ را از طريق‌ اينترنت‌ به‌ سادگي‌ روزآمد كرد، مي‌توان‌ جذاب‌تر كرد. «اَسليب‌» براي‌ دورة‌ «سي‌بي‌تي‌» خود با عنوان‌ «اينترنت‌ براي‌ افراد كاملاً مبتدي‌» و براي‌ برنامة‌ ديسك‌ فشردة‌ خود با عنوان‌ «فناوري‌ در اداره‌» اين‌ رويكرد را در پيش‌ گرفته‌ است‌.

لازم‌ است‌ كه‌ خريداران‌ و استفاده‌كنندگان‌ مواد آموزش‌ از دور به‌ ياد داشته‌ باشند كه‌ هر چند اينترنت‌ از پروفايل‌ بسيار خوبي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ ابزار ارائه‌ برخوردار است‌، مواد اين‌ دوره‌ها را از طريق‌ رسانه‌هاي‌ ديگر، مثل‌ نسخه‌ كاغذي‌، ويدئو، تلويزيون‌ كابلي‌، ماهواره‌اي‌ و معمولي‌، ديسك‌ فشرده‌ و «سي‌دي‌آي‌»، و حتي‌ نوارهاي‌ صوتي‌ نيز مي‌توان‌ به‌ دست‌ آورد. اين‌ نكته‌ كه‌ محمل‌ مندرجات‌ دوره‌اي‌، يك‌ فناوري‌ «قديمي‌» باشد، لزوماً از اعتبار آن‌ نمي‌كاهد. معيارهايي‌ كه‌ در اين‌ رابطه‌ بايد بدان‌ها توجه‌ داشت‌ عبارت‌اند از:

1ـ دورة‌ مورد نظر تا چه‌ اندازه‌ با نيازهاي‌ استفاده‌كننده‌ همخواني‌ دارد؛
2ـ آيا محمل‌ مورد استفاده‌ براي‌ استفاده‌كننده‌ كارايي‌ دارد (به‌ بيان‌ ديگر، آيا استفاده‌كننده‌ براي‌ استفاده‌ از بستة‌ آموزشي‌، نيازمند خريد نرم‌افزار، سخت‌افزار و / يا آموزش‌ ديگري‌ هم‌ هست‌)؟

3ـ آيا مطالب‌ دوره‌ را مي‌توان‌ به‌ سادگي‌ روزآمد كرد؟

4ـ آيا بستة‌ آموزشي‌ مورد نظر، نشان‌ دهندة‌ «ارزش‌» پول‌ پرداخته‌ شده‌ هست‌؟
ارائه‌دهندة‌ دورة‌ آموزشي‌ بايد متعهد شود كه‌ نه‌ تنها مطالب‌ دوره‌ را با مناسب‌ترين‌ رسانه‌ در اختيار استفاده‌كننده‌ قرار دهد (كه‌ اين‌ فقط‌ وجه‌ تجاري‌ قضيه‌ است‌)، بلكه‌ بايد اين‌ مطالب‌ را در قالبي‌ آسانكار ارائه‌ كند. هدف‌ از اين‌ امر آن‌ است‌ كه‌ استفاده‌كننده‌ در هنگام‌ استفاده‌ از مطالب‌ آموزشي‌، اوقات‌ فرحبخش‌ و آموزنده‌اي‌ داشته‌ باشد، و نيز از بيعلاقگي‌ و كسالت‌ او، و در نتيجه‌، خودداري‌ از ادامة‌ آموزش‌ جلوگيري‌ شود.

دانشگاه‌ آزاد كه‌ يكي‌ از كارآزموده‌ترين‌ ارائه‌دهندگان‌ آموزش‌ از دور در بريتانيا است‌، ركورد بسيار خوبي‌ در حفظ‌ دانشجويان‌ به‌ دست‌ آورده‌: ميزان‌ تكميل‌ دوره‌ توسط‌ دانشجويان‌ به‌ 80% مي‌رسد، كه‌ گواه‌ برتري‌ محصولات‌ و خدمات‌ آن‌هااست‌[3] . برنامة‌ آموزش‌ آزاد «اَسليب‌» نيز تاكنون‌ انصرافي‌ نداشته‌، هر چند نمي‌توان‌ ادعا كرد كه‌ محصولات‌ آموزش‌ از دور اسليب‌ سابقه‌اي‌ به‌ اندازة‌ دانشگاه‌ آزاد داشته‌اند.

اين‌ فناوري‌هاي‌ نوين‌ كمك‌ مي‌كنند كه‌ آموزش‌ از دور در دسترس‌ قرار بگيرد، و البته‌ از قيمت‌ آن‌ كاسته‌ شود. اين‌ براي‌ كساني‌ از ما كه‌ چشم‌ انتظار تمديد اشتغال‌ ــ و آموزش‌ و باز آموزش‌ ــ براي‌ چند سال‌ ديگر هستند خبر خوبي‌ است‌!

ناتوانايي هاي يادگيري

نا توانايي هاي يادگيري مقوله خاص ديگري است كه در حيطه كودكان استثنايي قرار دارد و درصد چشمگيري از كودكان را در بر مي گيرد، نا توانايي هاي يادگيري نارسايي هاي خاصي است كه در صورت عدم شناسايي آن معمولاً تحقير و توهين و...بي دري و شكست هاي تحصيلي را به بار مي آورد. اشكال بزرگ این اختلال آن است كه بر خلاف نابينايي و ناشنوايي و ... تشخيص آن در سنين پيش دبستاني به آساني امكان پذير نيست.

نكته مهم در تشخيص اختلالات يادگيري این است كه بتوانيم اختلال را پيش از ظهور يا در همان مراحل اوليه ي ظهور مورد شناسايي قرار دهيم تا از صدمات رواني تحصيلي بعد جلوگيري كنيم. زيرا هم خود كودك به دليل ناتوانايي در انجام بعضي تكاليف رنج مي بردوتصويرمثبتي كه ازخود داشته ازبين مي رودوهم موردتوبيخ وسرزنش معلمين ودانش آموزان قرار مي گيرد.


 

تا سال 1960 مشكل این كودكان ناشناخته بود و در این سال نظريات متفاوتي در این باب باز شد در این نظريات عامل نا تواني يادگيري ‌‌‌‌}معلول تنبلي، ضايعه مغزي، اختلال عصبي، معلوليت ادراكي{ را ذكر كرده اند.

در سال 1963 با برگزاري يك كنفرانس ملي به رهبري سامول كرك در شيكاگو اقدام به ایجاد يك مؤسسه ملي كردند او در این سخنراني گفت : موضوع بحث ما در این جا كودكاني هستند كه  يا به جهت سبب شناسي (براي مثال:  نقص جزئي در كار مغز يا اختلال عصبي – رواني) يا جلوه هاي رفتاري (براي مثال: فكري خواني، اختلال هاي ادراكي) نامي بر آنها گذاشته شده و او پيشنهاد كرد كه براي این گونه افراد اصطلاح ناتواني يادگيري كه در برگيرنده تمامي افراد مورد نظر است استفاده شود.

عناصر مشترك در تعاريف ناتواني يادگيري:

1- تفاوت ميان عملكرد مورد انتظار و عملكرد واقعي كودك

2- نشانه هاي رفتاري

3- نبود ساير مشكلات مثل ناشنوايي

4- تمركز يا نگرش پايه آن ها درباره مشكل يادگيري

يك تيم زماني مي تواند از تشخيص نا تواني خاص يادگيري استفاده كند كه كودك با سطوح توانايي و سني خود در زمينه هاي }بيان كلامي، درك شنيداري، بيان نوشتاري، مهارت هاي پايه خواندن، درك خواندن، محاسبه رياضي{ نتواند پيشرفت كند.

تيم تشخيص دهنده زماني ممكن است يك كودك را به عنوان دارنده ناتواني يادگيري خاص تشخيص دهد كه ناهمخواني بين توانايي و پيشرفت او ناشي از موارد زير نباشد.

1- معلوليت بينايي، شنوايي، حركتي                                              2- عقب ماندگي ذهني

3- اختلال هيجاني                                                                4- محروميت محيطي، فرهنگي، اقتصادي

 

تعريف كميته اتحاد ملي

نا تواني يادگيري يك اصطلاح است كه به گروه ناهمگون ي از اختلالات اطلاق مي شود كه با مشكلات خاص در كسب و استفاده از مهارت ها همراه مي باشند (مهارت هاي گوش دادن، صحبت كردن، خواندن، نوشتن، استدلال كردن، توانايي هاي رياضي مشخص مي شوند).

دراين تعريف وجود ناتوانايي يادگيري را درهمه سنين به رسميت مي شناسد.

طبقه بندي ناتوانايي هاي خاص يادگيري

1- ناتوانايي هاي يادگيري زباني: كه طيف وسيعي از كودكان را در بر مي گيرد و به سه دسته فرعي؛ زبان دروني، زبان دريافتي و زبان بياني تقسيم مي شود. زبان دروني كه در خود فرد است و شامل مفهوم سازي، تصويرسازي كلمات و هضم مفاهيم به فرد كمك مي كند و كودكاني كه در این مورد (زبان دروني) ناتوان هستند از درك معاني واژه ها عاجزند. زبان دريافتي، عبارت از توانايي درك زبان محاوره اي يا گفتگوي شفاهي كه كودك مبتلا به این ناتواني، معمولاً در مكالمات روزمره مشكل دارد يعني آنها را از نظر فيزيولوژيكي مي شنود اما درك نمي كند. اختلال ناشي از این نوع را با نام هاي ناشنوايي كلمه، زبان پريشي دريافتي، زبان پريشي حسي ياد مي كنند. زبان بياني به زباني مي گويند كه به وسيله آن مي توانيم با ديگران به طور شفاهي ارتباط برقرار كنيم و حرفهاي خود را بزنيم.

2- ناتواني يادگيري خواندن: این ناتواني يادگيري مختص به تحصيل بوده و تا زمان تحصيل تشخيص آن نا ممكن است. این ناتواني در واقع عارضه اي شايع است.

3- ناتواني يادگيري نوشتار: این ناتواني نيز در زمان تحصيل مشخص مي شود، این كودكان در زمينه هايي مثل نوشتن با دست، ضعف مهارتهاي پيش نياز نوشتن، ناتواني در شكل دادن به حروف، وارونه نويسي، جدانويسي، آيينه نويسي، ديكته نويسي و ... .

4- ناتواني هاي يادگيري مربوط به رياضيات: از ناتواني هاي شايع است. ديس كالكوليا يا ناتواني مفاهيم رياضي به اشكال مختلفي وجود دارد مثل: مشكل  در تشخيص شكل، اندازه اعداد، شمارش و محاسبه و اندازه گيري.

5- ناتواني هاي يادگيري اجتماعي- عاطفي: دسته اي از كودكان به ناتواني در يادگيري آداب و روابط اجتماعي و كنترل عاطفي چه در بيان و بروز عواطف و چه در پذيرش و تحمل آنها مشكل دارند. اشكال مرضي این ناتواني شامل حواس پرتي، بروز رفتارهاي نامناسب، گوشه گيري، تحرك بيش از حد و عدم درك اجتماعي جلوه مي كند.

6- ناتواني هاي يادگيري ادراكي- حركتي: زندگي ما با مهارتهاي ادراكي- حركتي آميخته است. فرضيه هايي كه معمولاً در این حيطه قرار مي گيرند شامل كاستي هاي  ادراك ديداري (تشخيص شكل و زمينه) ارتباط هاي فضايي سيستم هاي حركتي، نداشتن تعادل، ضعف در مهارتهاي حركتي ظريف يادرست، تميز شنوايي و... .

 

علل ناتواني هاي يادگيري

ناتواني يادگيري گستره اي بسيار وسيع و متنوع دارد و علل به وجود آورنده آن نيز بسيار گسترده است.

در این كتاب ناتواني هاي يادگيري به عواملي كه در طبقه بندي والانس و يك لافلين ارائه داده اند استفاده شده شامل علل:

1- عوامل آموزشي: كه منظور فقر آموزشي- محيطي است يعني فقر كمي و كيفي روش، مواد ومحتواي آموزش از مهمترين عواملي است كه باعث نانواني يادگيري مي شود. مانند تدريس ناكافي نقص دانش علم، شيوه هاي تدريس ناصحيح.

2- عوامل محيطي: محيط به صورت خاص مي تواند در گسترش يا محدود كردن اختلالات يادگيري مهم باشد. موارد عمده محيطي مانند تغذيه، بهداشت، سلامتي، تحريك حسي، تحريك زباني، رشد اجتماعي و عاصفي در ناتواني هاي يادگيري مؤثرند.

3- عوامل رواني: در زمره مهمترين علل به وجود آورنده اختلالات يادگيري تلقي مي گردند. كودكاني كه ناتواني يادگيري به دليل مسائل رواني دارند، در ادراك، يادآوري، شكل دادن به مفاهيم، پردازش اطلاعات و بيان اطلاعات، كمبود مهارتهاي كلامي، ضعف حافظه كوتاه مدت و... دچار كاستي هستند.

4- عوامل فيزيولوژيكي: چون آسيب ديدگي مغزي شديد يا جزئي و آسيب هاي وارده به سيستم عصبي مركزي باعث ناتواني يادگيري مي شوند. عوامل فيزيولوژيكي به دو دسته ژنتيكي و بيوشيميايي تقسيم مي شوند. كه عوامل ژنتيكي در بسياري از ناتوانايي هاي يادگيري مثل ديس لكسي مؤثرند.

تشخيص و ارزيابي كودكان با اختلالات يادگيري

براي تشخيص كودكان مبتلا به اختلالات يادگيري مي تواند در دو مقطع سطحي و عمقي انجام پذيرد.

مرحله اول: سطحي وقتي است كه معلم مي بيند كه شاگرد در يك يا چند واحد درسي دچار مشكل است، او را جهت بررسي به مراجع و مراكز صاحب صلاحيت معرفي مي كند.

مرحله دوم: با استفاده از مشاهدات و آزمونهاي باليني تشخيص اوليه را محقق يارد مي كنيم كه این كار مستلزم به كار بستن روش ها، ابزار و آزمونهاي مختلفي است. هدف آن گردآوري اطلاعات براي مربيان و مسئولان آموزش و پرورش براي برنامه ريزي مواد، محتوا، روش آموزش ياري دهد.

صاحب نظران مراحل زير را در تشخيص ضروري مي دانند.

1- آيا كودك واقعاً ناتواني يادگيري دارد؟محقق توانايي بالقوه وبالفعل كودك را مي سنجد اگر اختلافي بين این دو زياد بود كودك دچار اختلال است.

2- سنجش ميزان تلاش وپيشرفت: هرچه تلاش بيشتر پيشرفت سريع تر است به يك كودك سالم ويك كودك مشكوك، يك شعرداده مي خواهند حفظ كنند. اگر كودك سالم 30-15 بار خواندن حفظ شد وكودك مشكوك با 90-80 بار خواندن دچار مشكل بود كودك دچار اختلالات است.( اختلاف ميان سطح تلاشي وسطح پيشرفت)

3- تجزيه وتحليل يادگيري كودك: بايد ديد كه كودك دركدام مرحله دچار مشكل است. دردريافت اطلاعات- پردازش اطلاعات يا تبديل آن، كار تحقق بايد بسياردقيق باشد .

4- كشف مانع يادگيري: تكميل كننده مرحله سوم است.

5- مقابله وتفسير داده وتنظيم پيش فرض هاي تشخيص: تأييد پيش فرض ها به وسيله داده هاي عيني كه از بكار بستن آزمون هاي استاندارد به دست آمده اند، این تشخيص از آنجا كه مبناي برنامه ريزي آموزشي است از اهميتي والابرخوردار است.

6- تهيه وتنظيم يك طرح آموزشي براساس پيش فرض ها: هارسون وگراهام 10 گام معرفي كردند:

- كاركنان آموزش وپرورش از نگراني مدرسه آگاه كردند.

- وضعيت گذشته وكنوني كودك مورد بررسي قرارگيرد.

- موافقت كتبي ازوالدين.

- والدين حق برگشت وانصراف دارند.

- تيم ارزيابي تشكيل شود.

- خلاصه آن بصورت كتبي ارائه شود.

- تيم به ارزيابي ارائه خدمات به تصميم گيري بپردازد.

- براي دانش آموزان جديد به طرح يك برنامه عمقي اقدام خواهد شد.

- طرح آموزش انفرادي بايد پيش از شروع سال تحصيلي.

به دو رويكرد تشخيص مي پردازيم:  } الگوي توانايي                 الگوي مهارتي {

شيوه هاي ارزيابي ناتوانايي هاي يادگيري باهدف تجويز برنامه هاي آمورشي

توانايي:علت اختلال دردرون كودك است.مشكل دربينايي،شنوايي،ادراكي حركتي و.... است . دراينجا سه فرضيه موجود است:

- اختلالات يادگيري زمينه سازمشكل تحصيلي است - مي توان این فرآيند ها را اندازه گيري كرد

- مي توان تخفيف داد يا از بين برد.

آزمونهاي الگوهاي توانايي: ‌}زباني رواني  استعداد يادگيري رواني آموزشي                تركيب حسي{

الگوي مهارت برتوانايي انجام تكاليف تحصيلي مثل: خواندن، نوشتن، ومحاسبه متمركز است. يعني ناشي از تجربيات ناكافي   مي باشد وآموزش مستقيم مهارت هاي آنها را رشد خواهد داد.

براي بدست آوردن اطلاعات مي توان از روش: 1- پيشينه كاوي . 2- مشاهده باليني. 3- آزمون هاي غير رسمي. 4- آزمون هاي ميزان شده رسمي .

پيشينه كاوي: به جمع آوري اطلاعات دررابطه با قبل از تشكيل نطفه زمان بارداري وكيفيت رشدوتحول جسماني رواني كودك .

مشاهده باليني: به دو طريق اطلاعات جمع آوري مي شود:

1- مشاهده طبيعي دروضعيت طبيعي.         2- مشاهده طبيعي دروضعيت از بيش تعيين شده.

آزمون هاي غير رسمي: توسط محقق ساخته مي شود ومعمولاً شامل سياهه هاي خواندن، خواندن مستقل ، آموزشي ، ناتوان واژه شناسي، محاسبه، مشكلي كه دراين آزمون است هنجار يابي صحيحي صورت نگرفته تا بتوانيم يك كودك را با  كودك ديگر مقايسه نماييم.

آزمون هاي ميزان شده رسمي: داراي اعتبار وروايتي است . مهمترين عصاي فرد تشخيص دهنده است، چون این آزمون ها حد متوسطي را نشان مي دهد امكان داد فرد را به ورطه خطا بيندازد.

ويژگي هاي كودكان مبتلا به ناتوا ني هاي يادگيري

در بررسي ويژگي هاي كودكان مبتلا به ناتواني هاي يادگيري بايد به این اصل مهم توجه داشت كه ميزان شباهت هاي این كودكان با كودكان عادي بسيار بيش از ميزان تفاوت هاي آنها با این كودكان است و معمولاً این ناتواني ها در زمينه تحصيلي جلوه مي كند و این خود باعث ناكامي ها و شكست هاي تحصيلي مي شود و پيامدهاي ناگوار رواني و شخصيتي آن  به صورت رفتارهاي لجام گسيخته و ناسازگارانه جلوه گر مي شود.

این گونه كودكان مضطرب و پرخاشگر، محتاج محبت و نامطمئن نسبت به آينده مي باشند. ناتواني در خواندن از رايج ترين زمينه اختلالات يادگيري است كه ممكن است ناشي از عادات خواندن يا به بازشناسي كلمه يا درك و بازگويي و يا تبديل سمبل هاي نوشتاري به آوايي باشد. ناتواني يادگيري در رياضيات ممكن است ناشي از عدم توانايي در تمييز اشيا از جهت اندازه  و دسته بندي باشد. مشكلات مربوط به زبان 5 درصد ناتواني را شامل مي شود كه به درك زبان و بيان آن مربوط مي شود. اختلالات ادراكي در برگيرنده استفاده از حواس براي تشخيص، تمايل، تفسير محرك است. عدم هماهنگي عصب عضلاني از اختلالات حركتي است. ناتواني در روابط اجتماعي منجر به این مي شود كه فرد قدرت به عهده گرفتن يك نقش فعال در گروه را از دست مي دهد. از ويژگي ديگر كودكان ناتوان دريادگيري در فرايندهاي حافظه و توجه و دقت نيز داراي نارسايي هايي مي باشند. اقدامات آموزشي بايد با توجه به اهداف آموزشي، سن، جنس، طبقه اجتماعي- اقتصادي و فرهنگي باشد وفعاليت ها و برنامه هاي آموزشي خاص این كودكان، رويكردي آموزشي- درماني دارد.

جهت يادگيري آموزش كودكان مبتلا به يادگيري خاص مي تواند در موارد زير خلاصه شود.

1- آموزش عادي در چهارچوب برنامه درسي عادي: كه با بهره گيري از مربيان يا والدين غير متخصص پابه پاي كودكان عادي به تحصيلاتشان ادامه مي دهند و معمولاً این اختلالات دوام ندارند و به آساني برطرف مي شوند.

2- آموزش خاص در راستاي اهداف برنامه درسي عادي: كودك در برنامه آموزش عادي پيروي مي كند و تحت آموزش هاي خاص انفرادي توسط معلم مشاور و يا مشاور سيار به او داده مي شود.

3- آموزش خاص به علاوه درسي عادي: در این مرحله كودكان داراي اختلالات عميق تري بوده و به تناسب نوع و گستره شدت ناتواني كلاس هاي ويژه اي در كنار كلاس هاي عادي بر او تدارك ديده مي شوند. و آموزش خاص تنها به عنوان يك شيوه كمكي مطرح مي شود.

4- آموزش خاص در مدارس خاص: براي كودكان با آسيب پذيري بالا به كار گرفته مي شود كه شامل امكانات، خدمات، تسهيلات و پرسنل متخصص در يك سكان مشخص است.

شيوه هاي ارائه آموزش

- شيوه ادراكي – حركتي: این شيوه آموزش بر مبناي تقويت مهارت هاي ادراكي- حركتي مي باشد و آن را ثمربخش ترين شيوه ارائه آموزش مي داند.

- شيوه زباني: عامل پديدآورنده ناتواني هاي يادگيري را مهارت هاي درون دادي، تداعي انگيزي و برون دادي ضعيف زباني        مي داند و تقويت مهارتهاي زباني به وسيله متخصصان و زبان شناسان را توصيه مي كند.

- شيوه چند حسي: اطلاعات از طريق چند حس به طور همزمان به كودك داده مي شود و اطلعات  در ذهن كودك حك           مي شود و فراموش نمي شود.

- شيوه صحيح آموزي: توانايي هاي يادگيري را به طور عمده ناشي از فقر و نارساني هاي اوليه مي داند، بنابراين با بازسازي فرايندهاي آموزشي به شكل صحيح مي توانيم آن را اصلاح كنيم.

- شيوه آموزش مستقيم: كه مبتني بر آموزش مستقيم مهارت هاي تحليل شده است و مشابه به روش صحيح آموزي است.

توصيه هاي آموزشي

فرد مبتلابه ناتواني هاي يادگيري داراي رفتارهاي شناختي، اجتماعي، هيجاني است كه بايد برنامه هاي آموزشي بر این اساس         بنا گردد و تا آنجا كه ممكن است آموزش ها به صورت انفرادي باشد.

مهارتهاي پي در پي تمرين شود، در آموزش از واژگان ساده و قابل فهم استفاده شود.

جهت بهداشت رواني كودك از مشاور استفاده كنيم. از مثلث كودك، والدين، مربيان كه كارآمدترين شكل آموزش دادن است استفاده كنيم.

یادگیری مفاهیم

مقدمه

یادگیری مفاهیم و اصول شالوده فعالیتهای ذهنی آدمی را می‌ریزند. ما از راه مفهوم آموزی دنیا را در ذهن خود خلاصه می‌کنیم و با ایجاد ارتباط میان آنها ، پدیده‌های هستی را می‌شناسیم و به تفکر می‌پردازیم. مفاهیم عناصر اصلی اصول و قوانین را تشکیل می‌دهند و اصول و قوانین به نوبه خود تار و پود نظریه‌ها و اندیشه‌های انسان را می‌سازند. به عبارتی هر فرد یا آدمی پیش از آنکه بتواند به محرکها و رویدادهای محیط خود پاسخ مناسبی بدهد باید با مفاهیم در خود و مربوط آشنایی کافی داشته باشد. چنانکه اگر بخواهیم مساحت یک مربع مستطیل یا دایره را بدست آوریم باید با مفاهیم طول و عرض یا شعاع ، مجذور و عدد پی آشنا باشیم.

اهمیت یادگیری مفاهیم

دی چکو و کرافورد (1974) چندین مورد را در رابطه با تاثیر یادگیری مفاهیم در زندگی انسانها توضیح داده‌اند:

1.    مفاهیم پیچیدگی محیط را کاهش می‌دهند.

2.    مفاهیم ما را در شناسایی اشیا محیط پیرامون مان یاری می‌دهند.

3.    مفاهیم نیاز به یادگیری مکرر را کاهش می‌دهند.

4.    هر گونه آموزشی به یاری مفاهیم امکان پذیر است.

روش آموزش مفاهیم

چون مفاهیم نادرست موجب اندیشه و استدلال نادرست می‌شوند، به این جهت در آموزش آنها باید دقت کافی بکار برد. روش آموزش مفاهیم را در هفت مرحله می‌توان شرح داد. این مراحل بر مراحل عمومی آموزش مبتنی هستند:

مرحله اول

عملکردی را که پس از آموزش مفهوم از یادگیرنده انتظار دارید در آغاز درس بیان کنید؛ در یادگیری مفاهیم ، عملکرد مورد نظر معمولا به صورت توانایی یادگیرنده در شناسایی مثالهای تازه مفهوم یاد گرفته شده بیان می‌شود. بنابراین لازم است یادگیرندگان قبل از شروع یادگیری بدانند در طول یادگیری چه چیز را یاد خواهند گرفت و بعد از اتمام یادگیری چه عملکردی باید داشته باشند.

مرحله دوم

از تعداد ویژگیهای مفاهیم پیچیده کم کنید و ویژگیهای مهم را بارزتر جلوه دهید؛ برخی از مفاهیم ویژگیهای متعددی دارند. لازم نیست معلم تمام ویژگیهای مربوط را نام ببرید. تاکید بر ویژگیهای مهم ارزش بیشتری در یادگیری مفهوم مورد نظر خواهد داشت.

مرحله سوم

واسطه‌های کلامی لازم را در اختیار یادگیرندگان قرار دهید. شواهد تجربی نشان داده است یادگیری پاره ای از نامها و اصطلاحات به صورت واسطه‌های کلامی به دانش آموزان در یادگیری مفاهیم کمک می‌کند.

مرحله چهارم

مثالهای مثبت و منفی مفهوم را در اختیار یادگیرندگان قرار دهید؛ به عنوان مثال در یادگیری مفهوم پرنده مثالهای گنجشک ، کبوتر ، اردک به عنوان مثالهای مثبت و سگ ، گربه ، موش به عنوان مثالهای منفی ارائه شوند.

  • مرحله پنجم: مثالهای مفهوم را بطور متوالی ارائه دهید.
  • مرحله ششم: فرصتهایی را برای پاسخگویی یادگیرندگان فراهم کنید و پاسخهای آنها را تقویت کنید.
  • مرحله هفتم: یادگیری دانش آموز را ارزشیابی کنید.

پیشنهادهایی برای یادگیری بهتر مفاهیم

به عقیده لیونوردروین برای یاری دادن به دانش آموزان در کاربرد مفاهیم درست باید به موارد زیر توجه نمود:

مثالهای عملی

به جای توضیح یک واژه با واژه دیگر شایسته است در هر دوره سنی با مفاهیم مربوط به آن دوره آموزش دهیم و برای تشریح هر مفهوم مثالهای عملی و قابل ادراک شاگردان ارائه کنیم.

مثال زدن شاگردان

در آموزش هر مفهوم جدید معلم پس از تعریف و تشریح و کاربرد آن در مثالها و نمونه‌های مختلف از شاگردان می‌خواهد به آنان نیز به نوبه خود مفهوم را در مثالهایی بکار برند تا یادگیری عمیق و کامل شود.

تشریح واژه‌های دو پهلو

معلمان هنگامی که در گفتارها و نوشتارها به مفاهیم دو پهلو یا مبهم برخورد می‌کنند از دانش آموزان بخواهند معنای آنها را توضیح دهند تا رفع هر گونه ابهامی بشود.

جلوگیری از تعمیم غلط

مرزها و حدودها را در کاربرد مفاهیم به دانش آموزان نشان داد تا دچار تعمیمهای غلط نشوند.

رابطه یادگیری مفاهیم با یادگیری اصل ، قاعده ، اندیشه و استدلال

قاعده معمولا از دو یا چند مفهوم برای تجسم و کاربرد اندیشه خاص بوجود می‌آید، اما اصل برخلاف قاعده که در توصیف اندیشه خاص بکار می‌رود مجموعه‌ای از مفاهیم است که برای بیان اندیشه کلی و فراگیر دارای کاربرد است. در واقع اصول و قواعد به بیان رابطه بین دو یا چند مفهوم می‌پردازند و ابزارهای اندیشه به حساب می‌آیند.

ارتباط یادگیری مفاهیم با سایر انواع یادگیری

بطور کلی یادگیری مفاهیم برای یادگیریهای دیگر از ساده تا پیچیده ، یادگیری روزمره زندگی تا یادگیریهای دقیق عملی ضروری و اساسی ، تمامی دارای مفاهیمی هستند که بدون یادگیری و درک کامل آنها بقیه مراحل یادگیری اتفاق نخواهد افتاد. مثل مفاهیم دایره و مثلث در هندسه ، نیرو در فیزیک و ... .

یادگیری های شبانه تنها منجر به یادآوری نوک زبانی می شود / انقباض بدن داوطلب مضطرب کارکرد حافظه را مختل می سازد
تحقیقات اخیر نشان می دهد که یادگیری های شبانه در طول زندگی بر اثر پائین بودن میزان پروتئین هسته های سلولی مغز در شب به هیچ وجه موثر نبوده و این نوع یادگیری ها جز اتلاف وقت نخواهد بود و تنها منجر به یادآوری های نوک زبانی در هنگام پاسخ دادن به سئوالات می شود.

دکتر "محمد رضا افضل نیا" در گفتگو با خبرنگار دانشگاهی "مهر" افزود: به طور کلی یکی از عواملی که در یادگیری و یادآوری تأثیر زیاد دارد، اضطراب است. این عامل موجب برانگیختگی و آشوب درونی می شود که از لحاظ فیزیولوژیکی 17 تغییر مهم را در عملکرد دستگاه های بدن به وجود می آورد. این حالت طور مستمر در مغز حالتی تحمیلی مانند کودتای نظامی ایجاد می کنند.

وی ادامه داد: بر اثر آدرنالین بالا به هنگام اضطراب، تغییرات کارکردی در سیستم ادراکی و واکنش های بدن به وجود می آید. در این هنگام مردمک چشم بیش از اندازه معمول گشاد شده و کارکرد سلول های مخروطی آن دچار اختلال می شود در نتیجه ظرافت ها و جزئیات کمتری از یک سئوال مد نظر قرار گرفته می شود و تنها سلول های میله ای که مسئول ادراکات کلی از محیط است، فعال می شوند.
این روانشناس شناختی اظهار داشت: بدن و ماهیچه های داوطلب مضطرب دچار انقباض شده و آرامش سلب می شود و به دنبال آن کارکرد حافظه نیز مختل، تمرکز و بازیابی اطلاعات از حافظه با مشکل مواجه می شود.

وی اظهار داشت: در چنین شرایطی فراشناخت نیز مختل می شود و فرد به درستی نمی داند تا چه اندازه موضوعی را که فراگرفته است، می داند و ارزیابی درستی از اطلاعات آموخته شده ندارد. همچنین توجه نیز نقش فعال و همیشگی خود را در دالان یادگیری و یادآوری مطالب از دست می دهد.

این روانشناس شناختی گفت: از نظر شناختی توجه، نقش اصلی را در یادگیری و یادآوری آموخته ها ایفا می کند و بدون آن کمتر چیزی به ادراک پایدار می انجامد حال آنکه اضطراب زیاد بیشترین تأثیر را بر همین اهرم یادگیری خواهد گذاشت.
وی داشتن اعتماد به نفس را یکی از عواملی دانست که در کنترل اضطراب موثر است و اظهار داشت: داوطلبی که در بلندمدت در زندگی خود احساس امنیت روانی را به همراه تقویت های شناختی و رفتاری زیاد تجربه کرده است، دارای اطمینان به خود بالا است و کنترلش بر اضطراب در مواقع آزمون های مهم بیشتر است.
افضل نیا خاطرنشان کرد: فردی که در آستانه امتحانات بزرگ است، بر اثر اضطراب به کلی موقعیت خود را از دست می دهد و مدام خود را در مقایسه با رقبا ارزیابی می کند و دچار خود سرزنشی یا تقلید کورکورانه از اعمالی که دیگر داوطلبان ممکن است انجام دهد می شود.

وی ادامه داد: داوطلب کنکور بهتر است در این برهه از زمان، به مرور دانسته های قبلی بپردازد و با آرامش و سلطه بیشتر دانش خود را کنترل و هدایت کند.
عضو انجمن روانشناسان شناختی ایران با اشاره به نقش خواب در افزایش یادگیری گفت: یادیگری های اخیر بدون خواب کافی پس از آن، به طور موثر به حافظه درازمدت سپرده و تثبیت نمی شود لذا به داوطلبان کنکور توصیه می شود روزهای قبل از آزمون خواب و تغذیه کافی و مناسب داشته باشند.

وی تأکید کرد: تحقیقات اخیر نشان می دهد که یادگیری های شبانه در طول زندگی بر اثر پائین بودن میزان پروتئین هسته های سلولی مغز در شب به هیچ وجه موثر نبوده و این نوع یادگیری ها جز اتلاف وقت نخواهد بود و تنها منجر به یادآوری های نوک زبانی در هنگام پاسخ دادن به سئوالات می شود.

دکتر افضل نیا یادآور شد: خواب های پراکنده در روز نمی تواند جایگزین خواب به هنگام و پیوسته شبانه باشد. خوابهای در طول روز تنها پس از 4 ساعت فعالیت مسمتر مغزی به اندازه 10 تا 15 دقیقه و جهت استراحت مغز مفید است.

عضو انجمن روانشناسان انگلستان اظهار داشت: مصرف مواد غذایی چون نخود و کشمش، زرده تخم مرغ و جگر جهت تغذیه نورون های یادگیرنده مغزی، ادویه جات، بادام و روغن ماهی برای تقویت حافظه و قهوه (البته نه برای بیدار ماندن بیشتر در شب) مفید است و کشیدن نفس عمیق جهت انبساط عروق و رساندن اکسیژن به مغز توصیه می شود.

راهبردهاي يادگيري

مغز، عضوي پيچيده است. به هرحال، مسئول همه توانايي‌ها و همه پيچيدگي‌هاي ماست. دانشمندان، سال‌هاي متمادي اين عضو را مورد مطالعه قرار داده‌اند و (مخصوصاً در سال‌هاي اخير) چيزهاي زيادي درباره نحوه كار آن فهميده‌اند. غيرممكن است كه اين پيشرفت‌ها را بتوان در چند جمله ساده خلاصه كرد، از اين رو، اين كتاب مطالب زيادي دارد. من سعي كرده‌ام اين مطالب را به‌صورتي منطقي سازماندهي كنم و آنچه را نياز به دانستن آن داريد، به ترتيبي كه نياز داريد، ارائه كنم (به هر حال شما پيش از فهميدن برخي مطالب، نياز داريد اول چيزهاي ديگري را ياد گرفته باشيد). در ضمن سعي كرده‌ام تا حد ممكن، واضح بنويسيم و مثال‌ها را تا جائيكه مي‌توانم ساده و روشن انتخاب كنم. با اين حال نبايد انتظار داشته باشيد فقط با يك مطالعه سرسري، بر مطالب اين كتاب مسلط شويد.

يادگيري درباره فيزيولوژي رفتار، چيزي بيش از حفظ داده‌ها است. لبته داده‌هايي وجود دارند كه بايد به خاطر سپرده شوند، مثل اسامي قسمت‌هاي مختلف دستگاه عصبي، اسامي مواد شيمايي و داروها، اصطلاحات علمي مربوط به پديده‌هاي ويژه و روش‌هاي مورد استفاده براي بررسي آن‌ها، و از اين قبيل. اما در هيچ زمينه‌اي، كندوكاو اطلاعات كامل نشده است، ما فقط كسر اندكي از آنچه را كه بايد بدانيم، مي‌دانيم. و تقريباً با اطمينان مي‌توان گفت بسياري از داده‌هايي كه ما در حال حاضر مي‌پذيريم، روزي نادرست بودن آن‌ها اثبات خواهد شد. اگر تمام کاري که مي‌كنيد، ياد گرفتن داده‌ها باشد، زماني‌كه اين داده‌ها مورد تجديد نظر قرار مي‌گيرند، چه خواهيد كرد؟

چاره اين كهنه شدن، دانستن فرآيندي است كه اين داده‌ها از طريق آن‌ها به‌دست آمده‌اند. در علم، داده‌ها نتيجه‌گيري‌هايي هستند كه دانشمندان درباره مشاهدات خود به آن‌ها دست مي‌يابند. اگر شما فقط نتايج را بياموزيد، كهنه شدن دانش‌تان، تقريباً حتمي است. بايد به خاطر داشته باشيد كه كدام نتايج رد شده‌اند و نتايج جديد كدام‌اند، و اين شيوه يادگيري طوطي‌وار، دشوار است. اما اگر راهبردهاي پژوهشي را كه دانشمندان مورد استفاده قرار مي‌دهند، مشاهداتي كه انجام مي‌دهند و منطقي را كه به نتيجه‌گيري‌ها منجر مي‌شوند، بياموزيد، به دركي مي‌رسيد كه هنگام ظاهر شدن مشاهدات جديد (و داده‌هاي جديد) به راحتي قابل تجديدنظر است. اگر آنچه را كه در پس نتيجه‌گيري‌ها قرار دارد، بفهميد، در نتيجه خواهيد توانست اطلاعات جديد را به آنچه كه در حال حاضر مي‌دانيد، ضميمه كنيد و خودتان، اين نتايج را مورد بازبيني قرار دهيد.

با در نظر گرفتن اين واقعيت‌ها درباره يادگيري، دانش، و روش‌ علمي، اين كتاب فقط مجموعه‌اي از داده‌ها را ارائه نمي‌كند، بلكه توضيحي از روال‌ها، آزمايش‌ها و استدلال‌هاي منطقي را نيز كه دانشمندان در تلاش براي فهم فيزيولوژي رفتار به‌كار برده‌اند، عرضه مي‌كند. اگر از روي مصلحت‌انديشي، بر نتيجه‌گيري‌ها توجه كنيد و فرآيندي را كه به آن‌ها منجر شده، ناديده بگيريد، اين ريسك را مرتكب مي‌شويد كه دانشي كه كسب مي‌كنيد، به‌سرعت كهنه خواهد شد. از طرف ديگر، اگر سعي كنيد آزمايش‌ها را بفهميد و ببينيد كه نتيجه‌گيري‌ها چگونه از نتايج به‌دست مي‌آيند، دانشي كسب خواهيد كرد كه پويا است و تحول پيدا مي‌كند.

حال اجازه دهيد چند پيشنهاد عملي درباره مطالعه ارائه كنم. شما در طول كل حرفه علمي خود، مطالعه كرده‌ايد و بدون شك به برخي راهبردهاي مفيد در اين مسير دست يافته‌ايد. حتي اگر مهارت‌هاي كارا و مؤثري به‌دست آورده باشيد، حداقل، اين احتمال در نظر بگيريد كه ممكن است راه‌هايي براي بهبود آن‌ها وجود داشته باشد.

اولين بار كه به‌ مطالعه مطالب مي‌پردازيد، بايد تا حد امكان بدون وقفه مطالعه كنيد. به‌ عبارت ديگر، فصل را بدون نگراني از حفظ جزئيات مطالعه كنيد. سپس، بعداز اينكه موضوع درس براي اولين بار در كلاس مطرح شد، اين بار مطالب را به دقت بخوانيد. در حين مطالعه از يك قلم يا مداد استفاده كنيد. از ماژيك براي علامت‌گذاري متن استفاده نكنيد. علامت‌گذاري برخي از لغات با ماژيك، يك رضايت لحظه‌اي ايجاد مي‌كند. حتي ممكن است تصور كنيد كه كلمات علامت‌گذاري شده تا حدي به خزانه دانش‌تان منتقل شده‌اند. شما آنچه را كه مهم بوده، انتخاب كرده‌ايد، و وقتي مطالب را دوره مي‌كنيد، فقط لازم است كلمات علام‌گذاري شده را بخوانيد. اما اين يك توهم است.

فعال باشيد، نه منفعل. خود را وادار كنيد همه كلمات و اصطلاحات را يادداشت كنيد. تبديل اطلاعات به عبارت‌هاي متعلق به خودتان نه تنها متني براي مطالعه قبل از امتحان تهيه مي‌كند، بلكه به انتقال مطالب به ذهنتان نيز كمك مي‌كند (كه براي امتحان هم لازم است). استفاده از ماژيك علامت‌گذاري، يادگيري را به تاريخ ديگري موكول مي‌كند، اما تبديل اطلاعات به كلمات و عبارت‌هاي خودتان، باعث آغاز فرآيند يادگيري در همان لحظه مي‌شود.

يك روش خوب براي وادار كردن خود به تبديل مطالب به عبارت‌هاي خودتان (و در نتيجه انتقال آن‌ها به مغزتان) اين است كه به پرسش‌هاي موجود در راهنماي مطالعه، پاسخ دهيد. اگر نمي‌توانيد به سؤالي پاسخ دهيد، پاسخ را در كتاب جستجو كنيد بعد كتاب را ببنديد، و پاسخ را بنويسيد. عبارت «كتاب را ببنديد» مهم است. اگر پاسخ را كپي كنيد، بخش بسيار كوچكي از تمرين را انجام داده‌ايد. اما اگر خود را وادار كنيد تا اطلاعات را تا زمان نوشتن به خاطر داشته باشيد، شانس بيشتري براي يادآوري بعدي آن خواهيد داشت. اهميت راهنماي مطالعه در اين نيست كه مجموعه‌اي از پاسخ‌هاي كوتاه با دست‌خط خودتان داشته باشيد تا پيش از آزمون، مطالعه كنيد. رفتارهاي كه به يادگيري بلند مدت منجر مي‌شود اين است كه به اندازه كافي درباره مطالب فكر كنيد تا بتوانيد آن را با جمله‌بندي خودتان، خلاصه كنيد، و سپسي عمل يادداشت كردن آن عبارت‌ها را به انجام برسانيد.


پيش فرض‌هاي روانشناسي كار

اولين پيش فرض روانشناسي كار اين است كه اقتصاد و صنعت با نيروي فكري و يدي انسان هدايت مي شود . بنابراين سلامت فكري ونيروي دستي انسان نقش مهمي در بهبود عملكرد توليد دارد.

دوم با توجه به رشد روز افزون زمينه هاي اجتماعي ، اقتصادي و صنعتي بدون در نظر گرفتن جنبه هاي رواني مسائل انسان نمي توان به صورت عقلايي و منطقي مسائل نيروي انساني را در محيط كار حل كرد .

سومين پيش فرض اين است كه روانشناسي كار بر اين  اساس استوار است كه براي حل مسائل انساني در كار رابطه كارگر و كارفرما حل كرد . مبتني بر اصول و حقايق روانشناسي باشد مطمئنأ سير صعودي در توليد و سرمايه متجلي خواهد شد .

چهارم اين است كه روان و رفتار مدير و كاركنان تحت تأثير عوامل محيطي و وراثتي است.

پنجم (روانشناسي كار) بي توجهي به تفاوتهاي فردي در كار منجر به شكست مديريت مي شود .

ششم اين است كه هم مي توان رضايت كارگران را بهبود بخشيد و هم بازده كار آنها را افزايش داد .

 

موارد استفاده از روانشناسي كار

مي توان به دو قسمت 1 – كارگزيني   2 – سازگار كردن كار با شايستگي ها و توانائيهاي انسان تقسيم كرد .

1 – كارگزيني شامل انتخاب و راهنمايي كارگران ، آموزش آنها ،ارزيابي هاي شغلي، برآورد درجه سختي كار و انگيزه ها .   2 – درباره سازگار كردن كار با شايستگي و حدود و توانايي انسان مي باشد كه اين زمينه خاص تحت عنوان Human Energinr  مهندسي نيروي انساني يا سازگار كردن ماشين با انسان .

توسعه روانشناسي كار

با تأسيس آزمايشگاه روانشناسي توسط  ويلهلم ورنب در سال 1879 در شهر آلمان روانشناسي از سه ناحيه جدا شد و به صورت يك علم مستقل در آمد و همانند علوم تجربي به آزمايش و سنجش محركها و پاسخ ها ويا عوامل موثر در ايجاد رفتار پرداخت بتدريج با پيشرفت علم روانشناسي مكتب هاي متعدد بانظريه ها و برداشت هاي متفاوتي بوجود آمد كه مي توان مكتبهاي ساختارگرايي (كاركرد گرايي- فانشلائيسم) روانكاوي مكتب گشتالت و رفتارگرايي اشاره كرد . ساختار گرايان : عقيده دارند همانگونه كه تركيبات شيميايي از عناصر و اجزاي تشكيل يافته اند  تجربه هاي پيچيده رواني نيز از حالتهاي ساده  رواني ساخته شده اند و وظيفه روانشناس كشف و شناخت ساخت آگاهي و قانون تشكيل دهنده آن مي دانند .

كاركرد گرايان يا كشش گرايان:  بر خلاف روانشناسي ساختار گرا كه به بررسي عناصر تشكيل دهنده ذهن مي پردازد فعاليت هاي ذهني يا رواني را در سازگاري با محيط كار به كار مي رود مي كوشد كه بداند كه هوشياري يا وجدان آگاه براي چيست و چه نتيجه عملي را در بر دارد .

مكتب روانكاوي: بيشتر به فرايند رواني ناآگاه معطوف بوده و عقيده داشتند كه با روش درونگري و آزمايشگاهي نمي توان به درون وجدان ناخداآگاه  يا نا هوشيار كه منشأ اصلي تعارفهاي رواني راه يافت و فقط از راه تتجربه و تحليل افكار و خواب مي توان به علت ناكامي ها و اختلالهاي رواني پي برد و به درمان بيماري پرداخت .

گشتالت :  در روانشناسي به معناي فرايند كلي يا رفتار سازمان يافته به كار مي رود در گشتالت ارتباط اجزا و عامل زمان بسيار مهم است چنانكه با تنظيم زمان مي توان از يك رشته تصوير‌هاي بي حركت ادراك حركت و رفتار را به وجود آورد .

رفتارگرايان :  روانشناسي را جزء رابطه محرك و پاسخ نمي دانند و اين رابطه ها بايد مورد بررسي قرار گيرد و به كنه آنها پي برد و مسئله مهم  اين است كه پاسخ يا رفتار بر چه پايه  محركي استوار است .

آنچه به صورت مختصر بيان گرديد رويدادهاي تاريخي در روانشناسي است كه زير بناي فكري  روانشناسي امروز را تشكيل مي دهد .امروزه روانشناسان آميزه فعّاليت هاي بدني ،رواني و اجرائي نوع بشر را مورد توجّه قرار ميدهد .

روانشناسي كار:

رشته اي از روان شناسي است كه در آن رفتار آدمي در رابطه با كار مورد مطالعه قرار مي گيرد . هدف اصلي روانشناسي كار مطالعه و كاربرد آن دسته از تصول ويافته هاي روان شناسي است كه در رابطه بين انسان و كار او تثر مي گذارد و روان شناسي كار كوشش اصلي روان شناسان است كه هر سازمان توليدي يا خدماتي به آن دسته از كالاها و خدمات بپردازند :

اولّا : نيازهاي معقول آدمي را تا مين كنند  ثانيا رفاه جسمي و ارزشهاي شخصي و انساني مردم را نيز مورد توجه قرار دهد روانشناسي كار با اين هدف پيش مي رود كه رفتارهاي هيجاني و شناختي افراد و گروهها را در محيط كار تحليل كتد پيدايش ، نگهداري ، و از بين رفتن اين رفتارها را شرح دهد ماهيت و معناي رفتار سازمانها را در رقابت هر چه بيشتر به منظور بقاي خود در محيط پر از ناامني را درك كند .


مباني نظري و علمي روانشناسي كار

روانشناسي كار از دو جنبه نظري و علمي مورد توجه قرار مي گيرد: وقتي درباره تحقيقات و يافته هاي روانشناسي كارصحبت مي كنيم و با جنبه نظري روانشناسي سر و كار داريم و به عبارت ديگر آشنايي با مفاهيم روانشناسي كار و ازمون هاي آن بعد نظري و علمي براي ما روشن مي كند كلبه تحقيقات روان شناسي و نحوه استفاده از روشهاي علمي و نظري براي شناخحت رفتار ادمي در اين قلمرو قرار مي گيرد ،هنگامي كه درباره استفاده عملي و كاربرد يافته هاي روان شناسي كار صحبت مي كنيم جنبه عملي  روان شناسي كار مطمع نظر است  به عبارت ديگر زماني كه از تستهاي سنجش توانايي هاي نيروي انساني و تفاوتهاي فردي در شغل و ... وغيره عملاً استفاده مي كنيم بُعد عملي روان شناسي كار را مورد نظر قرار مي دهيم .

كاربرد روان شناسي كار وتفاوتهاي فردي :

تفاوتهاي فردي :

تفاوتهاي فردي در عملكرد شغلي :

تفاوتهاي فردي در عملكرد شغلي اهميت شاياني دارد زيرا نحوه كار افراد را مستقيماٌ تعريف مي كند .مثلاً مي بينيم كار مندي بر يك شغل معين اصرار مي ورزد ولي فرد ديگري به بهانه هاي مختلف از همان كار سر مي زند يا امتنا مي ورزد  امروزه نظام هاي اداري و صنعتي نسبت به راهنمايي هاي صحيح افراد حساسيت خاصي را نشان مي دهد هدف از اين راهنمايي اين است كه كارمندان و كارگران نه تنها توانايي انجام كاري را بايد بر عهده داشته باشند بلكه از نظر رواني نيز بايد با آن فرد سازگار باشد  راهنمايي كاركنان و كارمندان زماني   موفقيت آميز است كه بر اثر تفاوتهاي فردي انجام گيرد يعني هر كس با توجه به استعداد و ويژكي هاي خاص خود در جاي مناسب قرار بگيرد اگر كار مورد نظر نسبت به توانايي هاي كارمند يا  كارگر دشوار باشد نتايج زير را به بار خواهد آورد مانند بي نظمي ، بازده پايين ،خسارت هاي مادي و معنوي ،نارضايتي و...  اگر فعاليتي مورد نظر نسبت به توانايي هاي آن شغل خيلي بالا باشد يا به عبارت ديگر شغل خيلي ساده باشد انتظار كسالت ، هواس پرتي ، خيال بافي و نارضايتي هاي مختلف را بايد داشته باشيم .

 اگر كارگر يا كارمند نيرو و توانايي لازم براي انجان دادن كار را به خوبي در اختيار داشته باشد نه تنها با محيط سازگار خواهد شد بلكه در محيط خانوادگي خود نيز اظهار رضايت خواهد كرد و اين رضايت در ايجاد زندگي سالم براي او و اطرافيان مؤثر خواهد بود بلعكس اگر كارگر يا كارمند توانايي لازم براي اشتغال به كار را نداشته باشد به طور دائم احساس نا اميدي خواهد كرد و بارها طعم تلخ شكست را خواهد چشيد.

نكته : تفاوتهاي فردي  تنها در نتايج كار تجلي پيدا نمي كند بلكه در روابط افراد با همكاران ، دوستان ،رؤساي ادارات ،مديران كارخانه ها و زير دستان نيز آشكار مي شود و رضايت و نا رضايتي افراد را رفراهم مي آورد .

مطالعه تفاوتهاي فردي به عنوان عاملي كه توليد را تحت تأثير فرار مي دهد و ما را وادار مي كند كه زمينه هاي زيررا براي مطالعه دقيق آن بررسي كنيم .

1 - تفاوتهاي فردي بين داوطلبان كه به هنگام تقاضاي شغل مي توان اندازه گزفت .

2 - آثار آموزشي شغلي و تفاوتهاي فردي .   

3 - تفاوتهاي فردي و انجام دادن كار پس از پايان دوره آموزشي .

تفاوتهاي فردي بين  داوطلبان يك شغل


 آثار آموزشي شغل بر تفاوتهاي فردي :

آموزش شغلي مي تواند در افزايش ،كاهش و ثبات تفاوتها نقش داشته باشد هدف از دوره هاي آموزشي اين است كه اولاً تنجربه افراد دست كم در سطح اوليه خود باقي بماند و به مرور زمان افت نكند ثانياً افراد صلاحيت هاي تازه اي را بدست آورند و براي اشتغال در پست هاي بالاتر آماده شوند .دوره هاي آموزشي تفاوتهاي موجود در استعداد ها را موجب مي شود وقتي افراد در مقابل يك فعاليت تازه قرار مي گيرند  در شيوه شروع كار احتمالاً خيلي تفاوت نشان نمي دهند و اينگونه موارد دوره آموزشي موجبات افزايش تفاوتهاي فردي را فراهم مي كند .

 آزمونهاي رواني :

تعريف آزمون :آزمون رواني عبارت است از موقعيت معين و مشخص كه به عنوان يك محرك به منظور ايجاد رفتاري خاص در آزمودني به كار ميرود . آزمون يك وسيله عيني يا استاندارد و ميزان شده كه باري اندازه گيري رفتالرهاي معين فرد به كار مي رود .

انواع آزمون:

1 - آزمون نوشتاري كه طي آن شخص به مجموعه اي از سوالهاي مختلف كتباً پاسخ مي دهد.

2 - آزمون هاي ابزاري يا مهارت كه در آن شخص ابزار يا آلات مشخص را مرتب مي كند يا كار هاي دستي از آن خواسته شده را انجام مي دهد .

3 -  آزمون هاي انفرادي كه در هر زمان تنها يك نفر به آزمكون پاسخ مي دهد.

4 - آزمون هاي گروهي كه تعدادي از افراد همزمان به سوالات يكسان پاسخ دهند .

5 -  آزمون هاي هوشي ، استعداد

6 - آزمونهاي پيشرفت تحصيلي

آزمون هاي شخصيت: 1. آزمون فرانكن  2. آزمون مشاهده  3 . آزمون هاي عيني                                   

آزمونهايي كه هيچ گونه دخل و تصرفي را به شخص نمي توان اضافه كرد.

آزمونهاي كلامي و غير كلامي

آزمونهاي............. ساخته  در مقابل آزمون هاي استاندارد .

آزمونهاي استاندارد بايد داراي سه ويژگي : اعتبار، پايايي(ثبات)و هنجار باشد.

1- اعتبار: منظور از اعتبار استنباط هاي مناسب از نمرات آزمون  يا ديگر مسائل ارزيابي است وقتي روانشناسي از اعتبار يك آزمون صحبت مي كند مي خواهد راجع به ارزش آزمون سخن را بيان كند و به اين سوال پاسخ دهد كه آيا يك آزمون خاص توانسته است آنچه را كا بايد اندازه گيري كند اندازه گرفته است به عنوان مثال نمره هاي حاصل از اجراي يك آزمون همبستگبژي معني دار  با همش واقعي داوطلبان نشان مي دهد يا خير؟ و وقتي در آزمايش و انتخاب كاركنان يك سازمان از روشهاي علمي استفاده ميكنيم لازم است به اين سوال پاسخ دهيم كه داوطلبان يك شغل تا چه اندازه از توانايي هاي لازم براي انجام دادن وظايف آن شغل خاص برخوردار است فرض كنيد در تجزيه و تحليل شغل سرپرسني مشخص كرده ايم كه لازمه انجام دادن موفقيت آميز وظايف سر پرستي برخورداري از هوش بالاتر از ميانگين هوش افراد تحت نظارت سر پرستي است در اسن صورت براي اندازه گيري هوش افرادي كه داوطلب تصدي وظايف سرپرستي يك واحد سازمان را بر عهده دارد بايد از ابزاري استفاده كنيم كه دقيقاً هوش يكي داوطلب را اندازه گيري كند نه اسعداد تحصيلي ، بلوغ عاطفي يا اطلاعاغت  عمومي آن را .

2- پايايي (ثبات ): وقتي درباره پايايي يك آزمون صحبت كنيم مي خواهيم اين نكته را روشن كنيم كه اين آزمون قادر است  با چه ميزان از دقت آنچه را كه بايد بسنجد اندازه بگيرد براي مثال روان شناسي كار بايد اطمينان حاصل كند كه نمره اي را كه امروز از اجزاي آزمون استعداد فني در مورد يك فرد خاص بدست آورده است اگر در فاصله دو يا سه هفته بعد همين آزمون را با همان شخص انجام بدهد نمره مشابه نمره اوليه بدست آورد پايايي يك آزمون را مي توانيم به روش هاي زير بدست آوريم .

1.تقسيم يك آزمون به دو يا چند بخش يا قسمت مشابه .

 2. اجراي يك آزمون در دو زمان مختلف .

3. اجراي دو فرم يا دو شكل مشابه يا موازي يك آزمون خاص .

3- هنجار: سومين مشخصه يك آزمون مناسب آن است كه نمرات حاصل از چنين آزموني در مقايسه با معيار معيني محاسبه شده و وضعيت نمره هر فرد در مقايسه با همگنان او مشخص باشد .

هنجار مقياس يا ميزيني است كه از نتيسجه كار توانايي استعداد،معلومات يا نيروي گروه نمونه بدست آمده باشد و با استفاده از آن بتواننتيجه كار را با توانايي ديگران سنجيد فرض كنيد نمره مربوط به افسردگي يكي از مديران شركت كننده در كارگاه آموزشي بهداشت رواني در محيط كار 30 باشد حال اين سوال پيش مي آيد كه اين نمره چه معنايي دارد و در پاسخ بايد گفت كه نمره 30 به تنهايي نمي تواند معناي خاصي داشته باشد مگر اينكه نمرات با نمرات حاصل از اجراي همين آزمون درمورد  يك گروه بزرگ كقايسه شود و معلوم گردد كه نمره 30 نشان دهنده چه ميزين از افسردگي است .