مکالمه فصل دوم: تلویزیون و رشد مهارت های گفتاری
1- هدف پژوهش
زبان قسمتی از فرهنگ یک ملت است و شاید بتوان گفت که زبان خود فرهنگ ساز است و کودکان نیز به عنوان افرادی از این جامعه در بستر این فرهنگ قرار دارند. یکی از مهمترین و اصلی ترین روش های انتقال فرهنگی و به طور اخص انتقال مفاهیم زبانی از طریق رسانه های گروهی محقق می شود و در دسترس ترین رسانه گروهی برای کودکان تلویزیون است. شاید کودکان به دلیل عدم داشتن مهارت کافی در خواندن و نوشتن زودتر از دیگران تحت تأثیر برنامه های تلویزیونی از لحاظ زبانی قرار می گیرند.
به دلیل حساسیت کار با کودک، ایجاب می کند برنامه سازان، علم و آگاهی کافی نسبت به ویژگی های شناختی، عاطفی و اجتماعی کودکان داشته باشند و با تکهیه بر این علم و آگاهی به سازماندهی و تولید و پخش برنامه های تلویزیونی بپردازند. هدف از این پژوهش این بود تا، اولاً کار به صورت میدانی و تحقیقاتی انجام شود تا از طریق آن نتایجی فراهم گردیده و تحول کودکان به طور اخص نوجوان در سوم ابتدایی را در قلمرو زبانی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. دوماً از طریق نتایجی که از تحقیقات و پژوهش های انجام شده به دست می آید درباره گستره زبانی کودکان و نوجوان و چگونگی تحت تأثیر قرار گرفتن آنها، اطلاعاتی کسب کنیم. سوماً با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاداتی در جهت متناسب ساختن برنامه های تلویزیون با میزان درک و فهم زبانی کودکان ارائه شود.
بنابراین در عمل با هدف پیگیری این مورد به تحقیق و پژوهش درباره تأثیر تلویزیون بقر مهارتهای گفتاری کودکان و نوجوان پرداخته شد.
2- تاریخچه تلویزیون
تلویزیون از حدود 50 سال پیش در اختیار جامعه ایران قرار گرفت. برنامه ای تلویزیونی در جنبه های گوناگون تفریحی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، دینی تأثیر بسزایی داشته است.
ما در تازیخ اختراع و تکامل تلویزیون بناهای دانشمندان برجسته ای از قبیل: برد، فرانس ورث و زوریکین برخورد می کنیم که هر کدام به نوبه خود قدمهای مؤثری در این راه برداشته اند. تلویزیون بر اساس نظری در سال 1908 توسط یک دانشمند انگلیسی بنام کاپبل سونیگتن اختراع شد، ولی اجرای عملی آن تا بیست سال به طول انجامید. برای عملی کردن این طرح به طور کامل لازم بود که از صحنه مورد نظر چهل هزار نقطه نورانی گرفته شود و میزان نور هر نقطه با امواج مخصوص پخش گردد و سپس در دستگاه های گیرنده با تجمیع مجدد نقاط مزبور در کنار هم تصویری مشابه صحنه متقابل دوربین فرستنده ایجاد شود.
همانطور که گفته شد یکی از پیشگامان اختراع تلویزیون جون لوجی برد بود. وی در سال 1922 به لندن رفت و در آنجا اختراع پل نیسپکو توجهش را جلب کرد و پس از تحمل زحمات زیاد توانست در سال 1925 دستگاهی بسازد که قادر به انتقال تصویر بود و در سال بعد نیز موفق شد تا دستگاهی کامل تر را به نمایش بگذارد ولی دستگاه او نسبت به تلویزیون امروزی خیلی ابتدائی و ناقص محسوب می شد. (آلبر و تودسک، 1368 ص 88 – 85 تلویزیون). تلویزیون در اواسط قرن بیستم برای فروش به بازار عرضه شد. دانشمندان پس از موقعیت در امر انتقال تصورها به صورت سیاه و سفید نبکر ساختن تلویزیون رنگی که از لحاظ علمی مجموعه ای از سه نوع تلویزیون مخصوص محسوب می شود افتاده و طبیعی است که در این مورد نیز به هدف خود رسیدند.
اینک در سایه اختراع تلویزیون گفت و شنود و رؤیت در یک لحظه امکان پذیر می باشد و باین ترتیب امور ساده ایکه انجام دادن آنها در یک قرن قبل سالها وقت لازم داشت، اینک در مدتی در کمتر از یک ثانیه انجام شدنی می باشد. (جاویدان، 1397، ص 267- 265) .
در آغاز شال 1948 تعداد دستگاه های گیرنده تلویزیونی مورد استفاده در ایالات متحده به صدهزار دستگاه می رسید، در سال 1949 این تعداد به یک میلیون رسید و در انتهای سال 1950 این تعداد به 50 میلیون بالغ شد. در ابتدای دهه 1950 از حد 15 خانواده آمریکایی یک خانواده و در انتهای دهه 1950 از هر هشت خانوار هفت خانوار تلویزیون داشتند. (شرام ولایل، 1377، ص 17).
3) تلویزیون و کودک
تلویزیون رسانه ای است که در همه جا حاضر است. محتوای به دقت تهیه شده و غالباً واقعگرای تلویزیون کودکان را جذب می کند. کودکان، تنها به دلیل کودک بودن نه مهارت پندانی در استنباط مفهوم از محتوای تلویزیون دارند و نه درباره زندگی واقعی جهان که تلویزیون ظاهراً آن را ترسیم می کند چندان چیزی می دانند. کودکان به عنوان مخطبانی خاص با درکی ناقص از دنیای مادی و اجتماعی خود و با توانایی های تا اندازه ای محدود و مشتاق فراگیری به سوی این وسیله ارتباطی می آیند. تلویزیون دنیای دلپذیری را به منظور تلاش برای درک و آموختن در اختیار کودکان قرار م دهد.
تلویزیون می توان چهار نقش را در زندگی کودکان بازی کند:
نقش اول عمل سرگرم کنندگی تلویزیون است. این عمل نقش آرام بخش و جذاب است که باعث می شود. بخشی از زمان لازم را که برای انجام تکالیف مدرسه، کارهای خانه و ... لازم است را به خود معطوف کند.
دومین نقش تلویزیون جمع کردن خانواده است که به این لحاظ رویدادی اجتماعی به شمار می رود، یعنی موجب می شود که کودکان و نوجوانان در متار والدین باشند.
سومین نقش تلویزیون ارائه اطلاعات است؛ یعنی این رسانه ممکن است از راه گوش دادن و تماشای همزان و توجه به سلسله ای رویدادهاست و درنتیجه کسب اطلاعات را موجب می شود.
چهارمین نقش تلویزیون پرورش توانایی شناخت است به این معنی که ضمن ارائه تجربه ها و فراهم سازی اطلاعات به کسترش شناخت کمک می کند و در واقع معلمی است برای تصمیم گیری در این خصوص که چه بخرم، چگونه بازی کنم، ویا چه کار علمی، فرهنگی، اجتماعی، دینی انجام بدهم و ... . (امه دور، 137،ص 72)
سریعتر از هر جای دیگر تلویزیون به خانواده هایی نفوذ کرد که کودکان کم سن و سال در آنها حضور داشتند و احتمال یافتن تویزیون در خانواده های در دارای کودک زیر 12 سال دوبرابر خانواده های بدون اولاد بسیار زیاد شده در واقع تلویزیون به بزرگترین منبع سرگرمی تبدیل شد. بویژه این امکان را فراهم ساخت که کودک نگاهی زودتر به مکان های دوردست بیاندازد.
یک ششم از همه ساعت های بیداری کودکان از سن سه سال به بعد صرف تماشای تلویزیون می شود. یک کودک معمولی در شانزده سال اول زندگی خود در مجموع حداقل همان میزان از وقت خود را که در مدرسه صرف می کند به تلویزیون اختصاص می دهد. (شرام ولایل،1377، ص 19)
اولین تجربه مستقیم کودک با تلویزیون عموماً از دو سالگی شروع می شود. در آغاز کودک احتمالاً به شنیدن برنامه هایی می پردازد که دیگر اعضای خانواده و یا افراد دیگری گرفته و در خال تماشا هستند، اما دیری نمی یابد که کودک خود شروع به کشف جهان تلویزیون می کند. در سه سالگی کودک می تواند برای انتخاب برنامه مورد علاقه اش تصمیم بگیرد. در شش سالگی معمولاً با وجود تمامی رسانه های سمعی و بصری آشنا و دلبستگی کودک به آنهادر او به برنامه های تلویزیون رغبت بیشتری ایجاد می شود.
برای هر کودک عادی روند یادگیری چگونگی استفاده از رسانه های جمعی از زمانی که صدای رادیو وتلویزیون را برای اولین بار با محیطش در می آمیزد تازمانی که بتواند به روزنامه ها و مجله ها نگاه کند و تا اندازه ای با اطمینان و مهارت تصمیم بگیرد که چیزی را بخواند تقریباً 10سال طول می کشد. اولین تسلط واقعی کودک بر یک رسانه هنگامی صورت می گیرد که بتواند بخواند.
تحقیقات نشان می دهد که سن میانه ای که کودک در آن سن استفاده از تلویزیون را شروع می کنند دو سال و هشت ماه است. 37 درصد از کودکان در سه سالگی، دو سوم آنها در چهارسالگی و بیش از 80 درصد و پنج سالگی بیش از 90 درصد در شش سالگی به طور مرتب از تلویزیون استفاده می کنند.
در سه سالگی در مقایسه با شنیدن داستان از مادر و پدر و نزدیکان، کودک دقت بیشتری را صرف تماشای تلویزون می کنند. در سالهای قبل از دبستان استفاده از تلویزیون در مقایسه با سایر رسانه ها خیلی بیشتر است از میان هر کودک، نه نفر قبل از اینکه اولین روزنامه را خوانده باشند با تلویزیون آشنایی کامل دارند، از هر ده نفر هشت نفر قبل از اینکه کلمه ای از هر نوع مطلب چاپی را بر زبان آورند کاملاً آورند کاملاً با تلویزیون آشنایی دارند. تقریباً دو سوم قبل از اینکه تجربه زیادی از سینما داشته باشند بیننده تلویزیون هستند. در ده سالگی سه چارم از همه کودکان در هر روز بیننده تلویزیون هستند. (شرام ولایل، 1377، ص 45- 43 )
کودکی که در سه سالگی استفاده از تلویزیون راشروع می کنند، نوعاً حدود 45 دقیقه در روز تلویزیون تماشا می کنند. در پنج سالگی به کمی بیش از دو ساعت در روز افزایش می یابد. از شش سالگی تا دوران نوجوانی بین دو تا دو و نیم ساعت را طی می کند و سپس این عمل به سرعت افزایش می یابد. تا به سه ساعت می رسد. ولی در حدود 17 سالگی دوباره تماشای تلویزیون بین دو تا دو ونیم ساعت قرار می گیرد.
در جریان سال های دبستان یک کودک با اختلاف 5 درصد به همان اندازه وقت صرف تلویزیون می کند که صرف مدرسه می کند. از سه تا شانزده سالگی کودک مجموع وقت بیشتری را صرف تلویزیون می کند تا مدرسه و حدود یک ششم وقت بیداری خود را صرف تلویزیون می نماید.
کودکان معمولاً در سن 11 سالگی 79 درصد از زمان سرگرمی خود را به برنامه های بزرگسالان اختصاص می دهند و تقریباً 5 برابر مقدار برنامه کودکان برنامه های بزرگسالان را تماشا می کنند.
4- تلویزیون و اجتماع
تلویزیون در زندگی روزمره ما جای ویژه ای را برای خود یافته است. این امر که مردم چه وقت و چگونه تلویزیون تماشا می کنند، عمدتاً از طریق بررسی زندگی روزنه مردم، فعالیت های ضروری و سازمان یافته و اوقات فراغت مشخص می شود. اما تلویزیون نه تنها خود را در داخل این کارها جای داده، بلکه موجب جابجایی برخی از فعالیت ها نیز می شود. با حضور تلویزیون در خانه ها معمولاً، بچه ها و بزرگترها دیرتر از قبل به رختخواب می روند. آن بخش از فعالیت هایی که می توانند در اوقات فراغت به انجام برسانند تأثیر تماشای تلویزیون قرار گرفته اند، از جمله فعالیت های مشخص مربوط به استفاده از سایر رسانه ها نیز می شود. در این میان بیش از همه میزان رفتن به سینما کاهش یافته و گوش دادن به رادیو نیز به سمت شنیدن موسیقی که به عنوان فعالیتی ثانوی به حساب می آید، سوق داده شده است. (پژوهش و سنجش، 1377، ص 35)
محتوای برنامه تلویزیونی می تاواند بر اطلاعات و نگرش ها و رفتارهای کودکان تأثیر بگذارد محتواها با هدف اولیه آگاه ساختن، تعلیم، نقاشی محرک مؤثر باشند.
تمام برنامه هایی که هدفشان ایجاد تشوق یا تغییر اطلاعات، عقاید، مهارتها، احساسات، نگرش ها و رفتارها هستند، همگی مؤثرند. تماشا کردن تلویزیون به شرایط خاصی محدود نمی شود. این می تواند در خانه به تنهایی، با والدین، با دوستان و... صورت بپذیرد. تأثیر حتی به کودکات خاصی محدود نمی شود و می توان آن را در میان دو جنس (پسر و دختر) بسیاری از گروه های نژادی و قومی و طباقات مختلف اجتماعی، بسیاری از ادیان، مناطق مختلف جغرافیایی، تمام سطوح هوش و بسیاری از سطوح سازگاری روانی و اجتماعی مشاهده کرد.
تلویزیون بر اکثر دریافت های کودکان نسبت به جهان از جمله مردم، مکان ها، و حوادثی که از آنها تجربه ای فردی ندارد، تأثیر می گذارد. در چشم اندازهای دورتر، به نظر می رسد که این موضوع بین این واقعیت است که کودکان از طریق خانواده گروه همسالان، مدرسه و رسانه های گروهی تقریباً در زمینه هایی نامتناجن، اجتماعی می شوند. در نتیجه، این کودکان هستند که به سادگی در معیارها و ارزش هایشان از تلویزیون تأثیر می پذیرند.
تحقیقات نشان می دهد که تعامل اجتماعی، محرک بسیار مهمی در تکامل رشد شناختی است. کودکان از طریق تعامل و ارتباط با کسانی که عقاد و دیدگاه هایشان متفاوت از عقاید آنان است، بهره می برند. تعاملات روزمره با بزرگسالان و همسالان، کودک را ترغیب می کند. از آنجا که تلویزیون تعامل اجتماعی را کاهش می دهد می تواند بر رشد شناختی تأ ثیر منفی داشته باشد. وجود تلویزیون در یک مجموعه، مشارکت در فعالیت های جمعی را کاهش می دهد. حتی در درون یک خانواده، وقتی تلویزیون روشن است، صحبت ها و گفتگوها بتدریج کاهش می یاید. (پژوهش و سنجش،1377، ص 134)
5- تلویزیون و برنامه های آن
تلویزیون به عنوان یک رسانه جمعی برنامه های متفاوتی برای مخاطبان خود ارائه می دهد. امروزه صاحبان شبکه تلویزیونی، با شبکه های مختلف محلی، ایالتی، ملی، بین المللی و ماهواره ای برنامه های مختلف تلویزیونی را در سطح وسیعی تولید می کنند. این برنامه ها طوری تنظیم شده است که بتواند مخاطبان خود را بر اساس سن، جنس، طبقه اجتماعی، عقاید مذهبی و ... راضی نگه دارد.
با نگاهی به برنامه های مختلف تلویزیونی، مشاهده می شود که افراد بر اساس معیارهای گوناگونی قسمتی از وقت روانه خود را به تماشای این برنامه ها اختصاص دهند.
بر این اساس، اگر نگاهی اجمالی به برنامه های تلویزیونی در سطح ایران داشته باشیم، می بینیم که در شبکه های تلویزیونی 1، 2و 3 که جزء شبکه هایی هستند که تقریباً تمام مردم ایران قادر به استفاده از آنها هستند و در اقصی نقاط ایران این برنامه ها (مربوط به این شبکه ها) پخش می شود، در مجموع سه شبکه تلویزیونی به طور شبانه روزی حدود 8 بار سریال پخش می شود که از این تعداد به طور متوسط شبکه 1 در شبانه روز 3 بار، شبکه 2 در شبانه روز یک بار و شبکه 3 درشبانه روز چهاربار سریال های متفاوت خارجی و ایرانی پخش می کنند.
برنامه های کودک و نوجوان که از طریق شبکه 1 و 2 سیما پخش می شود به طور متوسط روزانه حدود 7 ساعت برنامه در این قسمت پخش می نماید.
در کنار این برنامه ها روزانه از طریق هر شبکه حدود 3 بار اخبار، برنامه های ورزش، برنامه های علمی، مستند، مسابقه و ... پخش می شود که هر قسمت نیز بینندگان خاص خود را دارا می باشد.
علاوه بر این سه شبکه تلویزیونی پربیننده، شبکه هلی تلویزیونی محلی وجود دارد که مربوط به هر استان می باشد وآنها نیز این برنامه ها را جداگانه پخش می کند و بینندگان خاصی دارد. آنچه در برنامه های تلویزیونی قابل توجه است، وجود تبلیغات بازرگانی می باشد. به طور شبانه روزی در شبکه های مختلف تلویزیونی، در قبل، بین و بعد از انواع برنامه ها با توجه به اهمیت و تعداد بینندگان آن برنامه ها، تبلیغات بازررگانی پخش می شود که فرمانی بین 30 ثانیه تا 5 دقیقه را به خود اختصاص می دهد.
در میان تمام برنامه های تلویزیونی، هر قسمت با تعداد مخاطب بیشتر یا کمتر، بیننده خاص خود را دارا می باشد. ولی آنچه در مورد برنامه های تلویزیونی قابل توجه است، این است که بیشترین بیننده برنامه ها در بین سریالها، اخبار، برنامه کودک و نوجوان و تبلیغات بازرگانی است. با توجه به بررسی تأثیر تلویزیون بر مهارت های گفتاری زبان در کودکان، باید به آن قسمت از برنامه ها که بیشتر مورد توجه کودکان است پرداخته شود.
در میان تمام برنامه های تلویزیونی مجموعه ها برنامه های کودک و تبلیغات بازرگانی جای ویژه ای را در بین کودکان باز کرده اند. لذا در این قسمت به اختصار به بررسی هر یک ز این برنامه ها می پردازیم:
5- الف) برنامه کودک و نوجوان
برنامه های کودک و نوجوان به لحاظ نشاندن کودکان و نوجوانان برای تماشای برنامه ها جایگاه مناسبی در بین این گروه سنی دارد. برنامه های کودکان به لحاظ اینکه دارای گفتاری روشن، صریح و واژگانی محدود می باشند می تواند از لحاظ زبانی نقش مهمی را در میان برنامه های مختلف تلویزیونی ایفا نمایند. لذا این مطلب ما را بر آن می دارد که با دقت و حساسیت بیشتری در تهیه تدارک محتوای کمی و کیفی برنامه های کودکان و نوجوانان تلاش کنیم.
برنامه های کودکان شامل قسمتهای متفاوتی است. گفتار مجری، مجموعه های کارتونی و غیر آن، نمایش عروسکی، مسابقه و سرود بخش های مختلفی است که در برنامه کودکان و نوجوانان به نمایش گذاشته می شود. برنامه های کودک معمولاً ترکیبی هستند و بخش های متفاوت آن در بالا ذکر شد. اما همه این بخش ها به یک میزان مورد استقبال کودکان قرار نمی گیرد. تحقیقات نشان می دهد که مجموعه های کارتونی مجموعه های غیر کارتونی، مسابقه ها و نمایش های عروسکی از طرف بیشتر کودکان و نوجوانان مورد استقبال قرار گرفته اند، در حالی که گفتار مجری و گزارش توجه کمتری را به خود جلب کرده اند. (نام نویسنده 1377، ص 229)
همانطور که در قبل اشاره شد به طور متوسط و از طریق شبکه های مختلف تلویزیونی، روزانه حدود 7 ساعت برنامه کودک و نوجوان پخش می شود و مدت زمان پخش این برنامه، ما را اهمیت این برنامه رهنمون می سازد.
بعضی برنامه هایی که از طریق برنامه کودکان و نوجوانان پخش می شوند عباراتند از: عموپورنگ، بستنی ها، دیوار سرخ، فوتبالیست ها، تام و جری و ... .
آنچه از لحاظ زبانی در برنامه های کودک حائز اهمیت استف نوع گفتار سلیس و روانی است که در گفتار این برنامه ها به کار برده می شود. کلمات در این برنامه بسیار ساده و واژگان ساده و نیز جملات ساده به جای مرکب به کار برده می شود. گفتار مجری نوعی است که برای کودکان قابل درک است و در گسترش دایره واژگانی کودک مؤثر اس. از لحاظ آوایی، می تواند به تلفظ صحیح کودکان کمک کرده و با تکرار کلمات و جملات معنی کلمات را بهتر در ذهن کودک القا می نماید. در گسترش پیشرفت لهجه رسمی مؤثر است. به طور کلی برنامه کودکان و نوجوان می تواند تأثیر مؤثری از لحاظ زبانی بر کودکان بر اساس سن آنها، بگذارد.
5- ب) مجموعه های تلویزیونی
یکی دیگر از قسمتهایی که در تلویزیون نمایش داده می شود و مورد اقبال اکثر کودکان نیز می باشد، سریالهایی است که از طریق شبکه های مختلف تلویزیونی نمایش داده می شود. اکثر مجموعه ها با توجه به زمان پخش آن توسط کودکان مشاهده می شود و بر اساس تحقیقات صورت گرفته اکثر آنها سریال های تلویزیونی را مشاهده می کنند.
تلویزیون شامل مجموعه هایی از برنامه های اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی، عاشقانه، پلیسی و ... است که در مجموع یک داستان را بیان می کند و به طور منظم پخش می شود.
آنچه در تلویزیون از لحاظ زبانی قابل توجه است نوع گفتاری است که در سریالها مورد استفاده قرار می گیرد. معمولاً در گفتار سریالها از لهجه معیار استفاده می شود و این به کودکان کمک می کند تا بتواند لهجه معیار (تهرانی) را بهتر یاد بگیرند. گفتار سریالها چون گفتار روزانه و عادی است برای کودکان و حتی بزرگترها بهتر قابل درک و فهم است و حتی گاهی این برنامه ها در تلفظ صحیح کلمات می تواند به کودکان کمک کند. مجموعه ها بر اساس گفتار معیار، برنامه های خود را پخش می کند، لذا بسیاری از اصطلاحات زبانی رایج در جامعه را به کودکان منتقل می کنند واغلب کودکان قبل از رفتن به مدرسه با بسیاری از این اصطلاحات از طریق سریال ها
آشنا می شوند.
همانطور که اشاره شد، در مجموع سه شبکه اصلی تلویزیون ایران، در شبانه روز 7 بار مجموعه های مختلف پخش می شود که حدود 7 ساعت از زمان تلویزیون رابه خود اختصاص می دهد. با توجه به تحقیقات انجام شده در بین کودکان، معمولاً کودکان از میان هفت مجموعه پخش شده معمولاً دو یا سه مجموعه را می بینند و بعضی از مجموعه ها را به طور منظم مشاهده کرد و وقایع آن را دنبال می کنند. آنچه می توان در اینجا به آن اشاره کرد این است که سریالها می توانندتأثیر قابل ملاحظه ای بر کودکان دانسته باشد و حتی از لحاظ زبانی آنها را تحت تأثیر خود قرار دهند.
بعضی از مجموعه های تلویزیونی که از شبکه های مختلف سیما پخش می شود عبارتند از: ریحانه، ژاندارک، زیرآسمان شهر، شبکه 5/3 ، گروه ویژه، پرستاران، گرگ آسمان، فیل بانان و... .
لازم به ذکر است که فیلم های سینمایی نیز از طریق شبکه های تلویزیونی پخش می شود و در بین تعداد زیادی از کودکان بینندگانی را دارا می باشد.
5- ج) تبلیغات بازرگانی
رادیو تلویزیون به عنوان مهمترین ارتباط جمعی که می تواند در میان تمام اقشار جامعه نفوذ کند مهمترین وسیله تبلیغات نیز به شمار می رود. با در نظر گرفتن جمعیت بی سواد و کم سواد جهان که درصد عظیمی را شامل می شوند و همچنین جمعیت خردسالان جهانی که فقط از رادیو و تلویزیون می توانند استفاده کنند. به اهمیت این وسایل ارتباط جمعی بیشتر پی می بریم. (زورق، 1368،ص12)
بنابراین آگهی های تبلیغاتی وجود دارد و طبیعتاً بخشی از تبلیغات کالاهای تولیدی و خدمات ارائه شده مربوط به کودکان است. در ایالات متحده تخمین زده شده است که هر کودک آمریکایی که به طور متوسط روزانه حدود 4 ساعت تلویزیون تماشا می کند، طی یک سال در معرض 000/20 آگهی تجاری قرار می گیرد. (ویلسون، 1995 ص 275)
در میان محتوای برنامه های تلویزیونی که کودکان آنها را پیگیری می کنند. احتمالاً آگهی های تبلیغاتی بیشترین برخوردهای فکری را به نمایش می گذارد. آنچه در آگهی های تبلیغاتی مربوط به کودکان پخش می شود، معمولاً مربوط به اسباب بازی، ایمنی، آموزش اجتماعی، مواد بهداشتی، مواد آموزشی، تنقلات، اماکن بازی و پوشاک می شود.
بیشتر آگاهی های بازرگانی مورد بررسی همراه با نوشتار است و این آگهی ها طیف گروه سنی 3 تا 17 سال را در بر می گیرد. در بیش از نیمی از آگاهی های بازرگانی «اصل تکرار» یعنی تکرار کلمات و نشانه های کلیدی استفاده شده است. الول می گوید: تبلیغات قبل از همه تلاش دارد که در فرد از طریق تکرار بازتابهای شرطی ایجاد نماید، تا جایی که پیامگیر در برابر برخی از واژه ها، علایم و نمادها و امور بی درنگ واکنش نشان می دهد. (پژوهش دستجش، 1376 ص 127).
معمولاً در تبلیغات بازرگانی برای اثر بخشی بیشتر، از قالب زبانی «شعرگونه» آهنگ و موسیقی استفاده می شود و آگهی های مربوط به کودکان از سادگی بیان برخوردار بوده و از به کار بردن کلمات پیچیده و مجلات طولانی پرهیز می شود این مسأله نشان می دهد که تبلیغات بازرگانی نیز با توجه به اینکه معمولاً در بین برنامه ها و مجموعه هایی که مورد توجه کودکان است پخش می شود، می تواند از لحاظ گفتاری بر کودکان تأثیرگذار باشد. همانطور که در بالا اشاره شد نوع زبان گفتاری بکار رفته در تبلیغات بازرگانی طوری است که معمولاً کودکان جملات و کلمات به کار رفته در آن را به سادگی و بسیار سریعتر از دیگر برنامه ها در ذهن سپرده و تکرار می کنند. این مسأله علاوه بر اینکه کودکان را در صحبت کردن به زبان سلیس و روان کمک می کند می تواند در دایره واژگانی کودکان تأثیرگذار بوده و جملات تازه ای را در ذهن آنها پرورش می دهد. نکته دیگر اینکه تبلیغات بازرگانی در انتقال اصطلاحات زبانی که در میان عامه مدم رواج دارد و به کار گرفته می شود وقتی در انتقال لهجه ای خاص مربوط به طبقات اجتماعی خاص مثل طبقه کاری، فرهنگی، بازاری و ... نقش مؤثری را ایفا می کنند.
6- متغیرهای محتوای تلویزیون
بسیاری از مردم عقیده دارند که تلویزیون، همانند سایر رسانه های عمومی، هم می تواند اثرهای سودمند و هم اثرهای زیانبار برکودکان بر جای بگذارد. تحقیقات مؤثرآن است که پیامهای تلویزیونی حداقل گاهی اوقات می تواند بر نگرشها و رفتارهای جوانان و نوجوانان امروزی اثر بگذارد.
بررسی ها در کنار یکدیگر و با استفاده از انواع برنامه های تلویزیونی متغیرهای متعددی را مطرح می سازد که پیش بینی می کند، محتوا چقدر بر کودکان تأثیر خواهد گذاشت.
1- تکرار: محتوایی که غالباً در یک برنامه با مجموعه هایی از برنامه ها و یا مشاهده مکرر یک برنامه تکرار می شود، می تواند تأثیر بیشتری در بر داشته باشد
2- روشنی: ایده ای که به روشنی و با نظمی منطقی و بدون وجود مطالب و یا تغییرهای بی ربط و یا ایده های متضاد ارائه می شود، می تواند تأثیر بیشتری در بر داشته باشد.
3- قابلیت رمزی کردن: محتوایی که بر شیوه دیداری و کلامی ارائه می شود، به نحوی که می توان به راحتی فهمید و برای ذخیره کردن در حافظه به آسانی قالب کلمات برگرداند می تواند تأثیر بیشتری بگذارد.
4- آشنایی: محتوایی که عناصری داردکه کودکان از قبل آشنایی دارند، می تواندتأثیر بیشتری داشته باشد.
5- مشارکت: محتوایی که بیننده را در طول تماشا به مشارکت فعال در شرح آن می کشاند، و می تواند اثرگذار باشد.
6-تقویت: محتوایی که در هنگام پدیدار شدن در برنامه با تقویت مثبتی همراه می شود می تواند تأثیر داشته باشد.
7- موقعیت: محتوایی که با پایگاه برتری تداعی می شوند و شخصیت ها، شرایط و نتایج با ارزش از نظر اجتماعی را به نمایش بگذارند، می تواند تأثیر گذار باشد.
8- هویت: محتوایی که به کودکان اجازه می دهد تا با شخصیت های اصلی به خاطر شباهتی که با کودکان دارند شناخته می شوند و یا ویژگی هایی را متجسم می سازند که کودکان در آرزوی آنها هستند، می تواند تأثیرگذار باشند.
9- تغییر: محتوایی که در چهره های مختلف و تعدد و با شرکت بازیگران متفاوت و در شرایط متفاوت ارائه می شود، می تواند تأثیر بیشتری در بر داشته باشد.
10- واقعگرایی: محتوایی که به عنوان واقعیت و یا واقعگرایی به نمایش در می آید، می تواند تأثیر گذار باشد.
11- تحریک: محتوایی که در متن یک برنامه ارائه می شود و تحریکی معتدل در بینندگان ایجاد می کند، می تواند تأثیر زیادی در بر داشته باشد. (امه دور، 1374، ص 120- 119).
7- شيوه هاي نظري
شيوه هاي نظري كه تأكيد اولشان برتلويزيون است، تحت عناويني مثل نظريه پالايش، نظريه كشت، نظريه فراگيري اجتماعي نظريه يادگيري اجتماعي، نظريه عدم بازداري ونظريه توجيه شناخته شده اند. همه اين نظريه ها براين اساس هستند كه محتواي تلويزيوني محركي است كه كودكان درمعرض آن قراردارند، يعني كودكان هرچيزي كه به روشن ترين ومتقاعد كننده ترين شكل ارائه مي شود وبه نمايش گذاشته مي شوند، گوش داده وتماشا مي كنند وبه عبارتي تحت تأثير آن قرارمي گيرد. لذا دراينجا بطور مختصر به بررسي هريك از اين شيوه هاي نظري مي پردازيم.
1- نظريه كشت
براساس اين نظريه تماشاي تلويزيون وبرنامه هاي آن كه به طور مكرر نمايش داده مي شود به شكل اجتناب ناپذيري برجهان بيني كودكان تأثير مي گذارد وموجب كاشتن آن جهان بيني دركودكان بيننده مي شود. براساس نظريه كشت، برنامه هاي مختلف تلويزيوني باعث مي شود تا اصلاحات و واژگان زبان دركودك نهادينه شود وبه عبارتي اين واژگان كه از طريق تلويزيون به كودكان منتقل مي شود، آنها را ازلحاظ زباني تحت تأثير قراردهد. برنامه هايي كه بطور مكرر ازتلويزيون به نمايش درمي آيند، اغلب برنامه هايي مانند برنامه هاي كودك ونوجوان، مجموعه هاي تلويزيوني وتبليغات بازرگاني هستند كه كودكان ونوجوانان نيز مخاطبان اصلي اين برنامه ها هستند واين درحالي است كه اين برنامه ها چون به زبان گفتاري نزديكتر هستند، قسمت اعظم اصلاحات وواژگان زباني را كه بركودكان ونوجوانان تأثير مستقيم مي گذارد با خود به همراه دارد. درنتيجه براساس اين نظريه تكرار اين برنامه ها مي تواند بطور اجتناب ناپذيري بركودكان ونوجوانان تأثير گذار باشد.
2- نظريه فراگيري اجتماعي
بر اساس اين نظريه كه گاهي نظريه فراگيري مشاهده اي و يا نظريه مدل سازي ناميده مي شود، تماشاي هر محتوايي موجب مي شود كه هنگامي كه كودك دليل معقول محيطي براي بازآفريني آن محتوا را داشته باشد، به بازآفريني آن بپردازد. بازآفريني ممكن است رونوشت سازي دقيق مثل نوشتن روي عروسك و يا تقليد محتوا و يا تصميم گسترده آن باشد. مثل هل دادن دوستي كه سعي مي كند عروسكي را بگيرد.
آنچه از لحاظ زبان در اين نظريه اهميت دارد اين است كه نوع زبان و واژگاني كه بوسيله تلويزيون به كودك منتقل مي شود، مي تواند در بازآفريني واژگان و نوع صحبت كردن كودكان مؤثر واقع شود.
3- نظريه پالايش
اين نظريه بر تخليه رواني كودك تأثير دارد. از لحاظ زباني اين نظريه نيز مي تواند با مهارتهاي گفتاري كودك ارتباط داشته باشد. در هنگام تخليه رواني استفاده از واژگان و اصطلاحات خاصي كه از طريق تلويزيون به كودك منتقل شده است مي تواند حائز اهميت باشد.
4- نظريه يادگيري اجتماعي
بر اساس اين نظريه، هملنطور كه كودكان مهارتهاي شناختي و اجتماعي را از طريق مشاهده عملكرد والدين، خواهران، برادران، همكلاسي ها و معلمان خود مي آموزد، با تماشاي برنامه هاي تلويزيون نيز ياد مي گيرد كه چگونه رفتار كند. مطالعات آزمايشگاهي نشان داده است كه كودكان پس از مشاهده برنامه هاي تلويزيون، از رفتارهايي كه مشاهده مي كنند، تقليد مي كند.
در نظريه يادگيري اجتماعي چند نكته حائز اهميت است. نخست آنكه بين يادگيري و عملكرد وجود دارد. ممكن است افراد بدون هيچ گونه تقويتي، از طريق مشاهده رفتاري را بياموزند اما در عمل آن را نشان ندهند. در اينجا يادگيري صورت گرفته است كه متخصصان آن را تحت عنوان «يادگيري نهفته» مطرح مي كند. اما هنوز عملكردي وجود ندارد؛ يعني آنچه كه آموخته شد در عمل ظاهر نشده است زماني كه فرد در موقعيتي مناسب قرار مي گيرد، و يا انجام رفتار تقويتي به دنبال داشته باشد، يادگيري به عملكرد آشكار تبديل مي شود.
نكته قابل توجه ديگر در اين نظريه، تأثير تقويت و تنبيه جانشيني است. بر اين اساس، لازم نيست كه فرد براي يادگيري رفتار، شخصاً به پاداش برسد، بلكه مشاهده افرادي كه با انجام رفتاري به پاداش مي رسند بر رفتار كودكان مشاهده كنند تأثير دارد. به اين ترتيب، اگر كودكان مشاهده كنند كه يك شخصيت تلويزيوني به دنبال رفتاري پاداش دريافت مي كند، به احتمال زياد آن رفتار مورد نظر را تقليد خواهند كرد.
در نظريه يادگيري اجتماعي، آنچه مورد تأكيد رفتار كودك است و اينكه اين رفتار مي تواند از طريق شخصيت هاي تلويزيوني به كودك منتقل شود. رفتار در اينجا مي تواند يك رفتار زباني باشد. يعني با تماشاي اين برنامه ها كودك روش گفتار، اصطلاحات و واژگاني را از اين برنامه ها ياد خواهد گرفت كه رفتار زباني او را شكل دهد و در نتيجه اين رفتار زباني مي تواند بر مهارتهاي شناختي و اجتماعي او تأثير گذار باشد.
آنچه كودك از لحاظ زباني از طريق تلويزيون ياد مي گيرد، در محيط بوسيله همسالان، همكلاسي ها و ... تكرار شده و در نتيجه سبب تقويت آن مي شود.
5- نظريه عدم بازداري
عده اي از پژوهشگران براي تبیین رابطه بين مشاهده يك رفتار و يادگيري آن نظريه عدم بازداري را مطرح مي كند. فرض بر اين است كه كودكان و افراد ديگر با آموزش و تجربه از انجام رفتاري نهي مي شوند، چنانچه مقدار زيادي از آن رفتار در تلويزيون مشاهده كنند، بازداري خود را نسبت به آن اعمال از دست مي دهند و در تعامل با ديگران، براحتي از آن رفتار استفاده مي كنند.
بسياري از اصطلاحات و جملات از لحاظ زباني، آنهايي هستند كه كودكان به دليل آنكه اين جملات و اصطلاحات، اصطلاحاً بي ادبانه هستند، از آن نهي مي شوند ولي به دليل تكرار آنها از تلويزيون به طور مكرر، باعث شده است كه در رفتار زباني كودكان شكل طبيعي به خود بگيرد. براي مثال اصطلاح «عشق است و صفا» ، اصطلاحي است كه اغلب از طرف والدين نهي مي شود، ولي بسيار مشاهده شده است كه كودكان به دليل تكرار زياد اين اصطلاح از طريق تلويزيون، برايشان به صورت يك اصطلاح عادي در آمده و آن را تكرار مي كنند.
6- نظريه توجيه
عده اي از پژوهشگران براي تبيين رابطه بين مشاهده يك رفتار و يادگيري آن رفتار، نظريه توجيه را مطرح مي كنند. بر اساس اين نظريه، افراد تمايل دارند كه مشاهده يك رفتار در برنامه هاي تلويزيوني، آن رفتار خود را توجيه نمايند. اين افراد با استناد به رفتار بازيگران و اعتقاد به اينكه شبيه شخصيت تلويزيوني دلخواهشان رفتار مي كنند، آن رفتار خود را عادي جلوه كنند. در اين نظريه، مشاهده يك رفتار، چه زباني و چه غير زباني، يك نتيجه است تا يك علت.
بر اساس نظريه كشت، برنامه هاي مختلف تلويزيوني باعث مي شود تا اصطلاحات و واژگان زبان در كودك نهادينه شود و به عبارتي اين واژگان كه از طريق تلويزيون به كودكان منتقل مي شود، آنها را از لحاظ زباني تحت تأثير قرار دهد. و در نهايت نظريه فراگيري اجتماعي قرار دارد كه بر اين اساس نوع زبان و واژگاني كه به وسيله تلويزيون به كودكان متتقل مي شود مي تواند در باز آفريني واژگان كودك و نوع صحبت كودكان مؤثر واقع شود.
8- روش اندازه گيري
روش هاي مختلفي وجود دارد كه به كمك آنها مي توان دريافت كه كودكان به چه ميزان تلويزيون تماشا مي كنند و چه نوع برنامه هايي را مي بينند. برخي از پژوهشگران بين سنجش هاي متصل و منفصل تماشاي تلويزيون، تمايز ايجاد مي كنند روش هاي منفصل شامل پرسشنامه ها، مصاحبه هاي تلفني و احتمالاً استفاده از خاطرات روزانه مي شود و ويژگي آنها اين است كه درباره ميزان تماشاي تلويزيون در زمان گذشته اطلاعاتي به دست مي آورند، و نه در زمان تماشاي آن. روش هاي متصل، همچون شمارشگر «مردم سنج» يا «مشاهدات مستقيم» روشي است كه با مشاهده بينندگان زماني كه در حال تماشاي تلويزيون هستند، ميزان تماشا را مي سنجند. معمولترين شيوه اي كه استفاده مي شود شامل جمع آوري داده ها به روش سنتي است كه از طريق استفاده از پرسشنامه ها، دفترچه خاطرات روزانه انجام مي شود و همچنين «روش هاي مشاهده» پرسشنامه ها، كه به دليل ارزاني و راحت بودن تهيه آنها، بسيار استفاده مي شوند، همواره از تماشاگران مي خواهند تا با توجه به گذشته، مدت زماني را كه در دوره زماني خاص به تماشاي تلويزيون پرداخته اند، برآورد كنند. دفترچه خاطرات را كه معمولاً شامل دفترچه يادداشت هفتگي است و به بخش هاي زماني يا فهرستي از برنامه ها تقسيم شده است. بايد گروهي از تماشاگران از پيش تعيين شده و در حين تماشاي تلويزيون پر كنند. ابزار سنجشي دستگاه كنتور الكترونيكي و يا كنتورهاي پيچيده تر مردم سنج است، دستگاه هاي كنتور الكترونيكي معمولاً همراه با دفترچه خاطرات استفاده مي شود و روش كار آن ثبت وقت و مدت زماني است كه تلويزيون روشن است و اينكه در زماني خاص از كدام كانال آن استفاده مي شود. شمارشگر مردم سنج نيز دستگاه هاي شمارشگر هستند. اما به جاي استفاده از قلم و كاغذ، مجهز به دستگاه ثبت الكترونيكي هستندكه افراد با فشاردادن دكمه اي بر روي اين دستگاه، بودن يا نبودن خود را هنگام روشن بودن تلويزيون در جلو آن، به ثبت مي رسانند.
همه اين روش ها بستگي به ميزان اعتبار گفته هاي خود بينندگان دارد. براي مثال، چه تعداد از افرادي كه پرسشنامه ها را پر مي كنند. بطور دقيق به خاطر مي آورند كه روز يا هفته گذشته چه ساعت ازوقت خود را صرف تماشاي تلويزيون كرده اند؟ چند بار فراموش كردند هنگام ورود يا خروج از اتاق دكمه كنتور را فشار دهند تا ميزان دقيق تماشاي خود را به ثبت برسانند ونيز زماني كه مشغول تماشاي تلويزيون هستند ودستگاه آن را به ثبت مي رساند، چقدر از حواس آنها حقيقتاً متوجه صفحه تلويزيون ودرواقع برنامه است؟
8-الف) مشاهده
درموارد نادري، پژوهشگران بطور مستقيم ناظر تماشاي تلويزيون بوده اند. بطور كلي، اين مطالعات، چه ازطريق مشاهدات حاضر درصحنه، به گونه اي كه ناظري به خانواده اي ملحق مي شود، يا ازطريق فيلم وضبط ويدئويي رفتار درجلو صحنه تلويزيون – به اين دليل انجام گرفته است تا اطلاعاتي را نسبت به استفاده از تلويزيون درخانواده ها بدست آورند كه ازطريق روش هاي سنتي تر امكان پذير نيست.
ثبت تصويري رفتار مردم هنگام تماشاي تلويزيون، از طريق قرار دادن يك دوربين عكاسي ثابت كه درفواصل معين عكس مي گيرد يا دوربين فيلم برداري درخانه، صورت گرفته است. امكان دارد مشاهده گران با استفاده از دفتر ثبت گزارش سازمان يافته يا دفتر يادداشت معمولي تر، فعاليت ها را ثبت كنند. با اين روش ها مي توان اطلاعات وسيعي درباره اينكه مردم چگونه تلويزيون تماشا مي كنند، كسب كرد. همچنين مي توان درباره صحت ميزان تماشاي تلويزيون كه با استفاده ازروش هاي سنتي تر به دست آمده اند پرسش هايي را مطرح كرد.
درتحقيقي كه به روش تماشاي تلويزيون درايالات متحده مي پردازد، درآغاز اصولي را مي آزمايد، كه صحت پاسخنامه ها يا خاطرات روزانه را درباره برآورد ميزان تماشاي تلويزيون نشان مي دهد. دوربين هاي ويدئويي درميان بيست خانواده ما داوطلب، دراتاق هايي كه درآن تلويزيون تماشا مي شد، كارگذاشته شد. يك دوربين روي تلويزيون طوري كار گذاشته شد كه مي توانست از اعضاي خانواده هنگام تماشاي تلويزيون فيلم بگيرد ودوربين ديگر مستقيماً روي صحنه تلويزيون تنظيم شده بود تا برنامه اي را كه بينندگان درحال تماشاي آن بودند ضبط كند. سپس اين تصاوير به ويدئويي كه بيرون از خانه دركاميون حامل تجهيزات بود، منتقل مي شد.
همچنين شركت كنندگان پرسشنامه هاي متنوعي را كه براي برآورد رفتار تماشاي تلويزيون طراحي شده بود، پركردند. اين پرسشنامه ها شامل يك دفتر يادداشت روزانه 5 روزه بود. كه هرروز آن به بخش هاي 15 دقيقه اي تقسيم مي شد. خانواده ها بايد فواصلي را كه درآن زمان به تماشاي تلويزيون مي پرداختند، علامت مي زدند. دوپرسشنامه نيز بكاربرده شديكي ازپرسشنامه ها، از خانواده ها مي خواست نشان دهند روز قبل چه برنامه هايي را تماشا وچقدر وقت صرف تماشاي هر برنامه كرده اند، وپرسشنامه ديگر كه درآخر هردوره مشاهده دراختيار آنها قرارمي گرفت، از خانواده ها مي خواست برآوردي كلي، از مدت زماني كه طي 5 روز گذشته صرف تماشاي تلويزيون كرده اند، ارائه دهند.
سطح تطبيق ميان گفته هاي مردم، مبني برميزان زمان تماشاي تلويزيون كه به شكل خاطرات روزانه ثبت مي شده با مشاهدات مستقيم پژوهشگران، ازميزان 92 درصد دربهترين حالت تا 54 درصد دربدترين حالت متفاوت است، كه ميانگين اين توافق 71درصد است. پژوهشگران دريافتند كه گزارش مردم، مبني برميزان زمان تماشاي تلويزيون، معمولاً بيشتر از ميزان واقعي آن بود( 8/24 درصد) كه از طريق مشاهده مستقيم به دست مي آمد و گزارش هايي كه ميزان تماشاي تلويزيون در آن كمتر ازميزان واقعي كه به وسيله مشاهده بدست مي آمد، بسيار نادر بود .(5/5 درصد)
پرسشنامه هايي كه ميزان تماشاي تلويزيون را برآورد مي كردند، كمتر از خاطرات روزانه، با شواهد به دست آمده ازطريق مشاهدات مستقيم مطابقت داشتند.
روش مشاهده مستقيم هم، مانند همه روش هاي ديگر سنجش مخاطبان، مشكلات خاص خود را دارد. بسياري از مردم علاقه اي ندارند كه درخلوت خانه هاي خود تحت نظر باشند؟ به اين دليل، افراد بسيار كمي مي پذيرند كه پژوهشگران را درانجام مشاهدات ياري كنند. درارتباط با مردمي هم كه مي پذيرند همكاري كنند، پرسش هايي را مي توان مطرح كرد. براي مثال، آيا آنها نماينده كل تماشاگران هستند؟ با علم به اينكه شركت كنندگان مي دانند تحت نظر هستند، رفتار آنها تا چه حد طبيعي است؟ بزرگي نمونه ها نيز به دليل گران بودن ابزار توليد وكنترل مشاهدات مستقيم ونيز محدود بودن زمان به دست آوردن داده ها، محدود است. دربرخي از موارد ابزار بسيار كمي وجود دارد واگر هريك از آنها به مدت يك هفته يا بيشتر درمحلي كارگذاشته شود، ماه ها وحتي سال ها طول خواهد كشيد تا بتوان نمونه هاي ارزشمندي را سازمان دهي كرد. با توجه به همه اين مشكلات، مشاهده مستقيم مي تواند يكي از روش هاي مناسب در گرد آوري داده ها باشد. (گوتنبرگ مك آلبر، 1380-ص 21/18)
9- روش تحقيق
اين تحقيق به روش پيمايشي وبا حضور دركنار كودكان ونوجوانان صورت گرفته است. دراين پژوهش افراد گزينشي نبوده وانتخاب آنها جهت مصاحبه بصورت اتفاقي صورت گرفته است. از نگاهي ديگر، مي توان تحقيق انجام شده را يك پژوهش به روش مشاهده غير مستقيم نماييد. دراينجا، نمونه هاي گفتاري از طريق مشاهده ومصاحبه با كودكان صورت گرفته است ولي رفتار كودك درهنگام تماشاي تلويزيون بطور مستقيم مورد بررسي قرار نگرفته است. درحقيقت بصورت تركيبي از روش پيمايشي ومشاهده غيرمستقيم است.
جامعه پژوهشي اين تحقيق، نوجوانان 8 ساله شهرستان نيشابور مي باشند، كه همگي دركلاس سوم ابتدايي مشغول به تحصيل مي باشند. دراين تحقيق 70 نفر بصورت اتفاقي وبا حضور درمدارس ومساجد وكلاس هاي فوق برنامه مختلف انتخاب شده ومورد مصاحبه قرارگرفته اند. دراين پژوهش سعي شده است تا با افراد مختلف براساس ميزان تماشاي تلويزيون وحضور ويا عدم تلويزيون در منزلشان باآنها گفتگو شود.
اين تحقيق درشش ماهه اول سال 1384 صورت پذيرفت وافراد مورد تحقيق نيمي دختر ونيمي پسر انتخاب شدند.
همانگونه كه ذكر شد، به لحاظ توزيع سني، افراد مورد مصاحبه همگي 8 ساله بوده اند. به اين دليل كه سن 8 سالگي سني است كه كودكان از لحاظ گفتاري به مرحله گفتار ثابت مي رساند ودرنتيجه، دراين مرحله بهتر مي توان تأثير تلويزيون را برگفتار آنان مورد بررسي وتحليل قرار داد.
دراين پژوهش، كودكان ونوجواناني كه درخانواده بدون تلويزيون زندگي كنند، وجود نداشت. تمام 70 كودك ونوجوان جامعه آماري اين تحقيق حداقل يك دستگاه تلويزيون 14 اينچ رنگي درمنزلشان وجود داشت. همچنين خانواده هايي بودند كه درمنزلشان دو دستگاه تلويزيون قرار داشت. درنتيجه احتمال يافتن افرادي كه بدون تلويزيون باشند تا از طريق آن بتوان تأثير تلويزيون را بطور مشخص از طريق گروه با تلويزيون و گروه بدون تلويزيون دركودكان ونوجوانان بررسي كرد، به صفر رسيد. به همين منظور سعي شد تا از طريق مدت تماشاي تلويزيون واز طريق مصاحبه با كودكان ونوجوانان، پي برده شود كه كودكان چقدر تلويزيون تماشا مي كنند. درنتيجه كودكان به دو گروه كساني كه كمتر تلويزيون تماشا مي كنند وكساني كه بيشتر تلويزيون تماشا مي كنند تقسيم شدند.
نكته اي كه دراينجا بايد به آن اشاره كرد، اين است كه چون انجام مصاحبه به روش مشاهده غير مستقيم است، كودكان ونوجوانان رفتارشان بطور مستقيم از طريق تماشاي تلويزيون بررسي نمي شود. آنچه درتعيين ميزان تماشاي تلويزيون به ما ياري داد، گفته هاي خود كودكان وهمچنين نوع وميزان گفتار آنها بود. لازم به ياد آوري است كه از طريق پرسش از كودكان، درباره اينكه چه برنامه هايي تماشا مي كنند ومدت زمان پخش برنامه ها توانستيم بطور نسبي پي به مدت زمان تماشاي تلويزيون توسط كودكان پي ببريم.
براساس تحقيق صورت گرفته، هركودك ونوجوان بطور متوسط روزانه 5/3 تا 4 ساعت تلويزيون تماشا مي كنند كه دراين ميان دركمترين زمان، كودك حدود 5/2 ساعت ودر بيشترين مدت، حدود 5/6 ساعت تلويزيون تماشا مي كنند.
دربين برنامه هايي كه كودكان ونوجوانان بيشتر وقت خود را صرف تماشاي آنها مي كنند، برنامه هاي كودك ونوجوان با اقبال بيشتري روبرو هستند واين درحالي است كه مجموعه هاي تلويزيوني كه ازشبكه هاي مختلف تلويزيوني پخش مي شود، دردرجه دوم اهميت براي اين قشر ازگروه سني قرار دارد.
سوالاتي كه ازكودكان ونوجوانان براي انجام مصاحبه پرسيده شد به شكل زير بودند:
1- چه برنامه هايي را تماشا مي كنيد؟
2- در روز بطور متوسط چند ساعت تلويزيون تماشا مي كنيد؟
3- درايام هفته چه روزهايي بيشتر تلويزيون تماشا مي كنيد؟
4- درپايان، از كودك خواسته مي شد تا درباره يك موضوع كه به انتخاب خود كودك بود صحبت كند. آنچه كودك بيان مي كرد، بعنوان نمونه گفتاري جمع آوري شده وسپس بصورت مكتوب درمي آيد.
همانطور كه انتطار مي رفت، درجواب سوال اول، كودكان به برنامه هاي كودكان ونوجوانان، مجموعه هاي تلويزيوني وتبليغات بازرگاني وگروهي كمي هم اخباراشاره مي كردند.
درسؤال دوم همانطور كه قبلاً به آن اشاره شد به مدت زماني بين 5/3 تا 4 ساعت اشاره مي شد.
در سؤال سوم، بيشتر پاسخ هامربوط به روز جمعه بود. دليلي كه براي اين مطلب وجود داشت اين بود كه دراين روز بيشتر برنامه هاي كارتوني، مجموعه هاي غير كارتوني و... پخش مي شد.
آنچه درپژوهش مورد توجه بود، اين است كه سعي مي شد تا رفتارمصاحبه كننده با كودك طبيعي بوده تا كودك دچار اضطراب نشود وگفتاري عادي داشته باشد تا بتوان از طريق آن نتيجه گيري بهتري داشت ودراين راه از معلمان ووالدين كودكان نيز كمك گرفته شد . گفتار كودكان از طريق يك ضبظ صوت مخفي شده صبط مي شد. وبراي جلوگيري از استرس كودكان، ضبط صوت به آنها نشان داده نمي شد.
درهنگام مكتوب كردن گفتار كودكان سعي شده است، تا با دقت گفتار آنان مكتوب شده ومكثها، نوع بيان كلمات توسط كودكان، به آنگونه كه تلفظ شده است نوشته شود. اگر كودكي درهنگام مصاحبه دچاراشتباه دستوري ويا خطاهاي گفتاري شده است با دقت يادداشت گرديده تادراين راه بتوان نتايج بهتر ودقيقتري بدست آورد.
درپايان هنگامي كه نمونه هاي گفتاري جمع آوري شده به شكل مكتوب درآمد، گفتاركودكان از لحاظ واژگاني، دستوري، رواني گفتار، لهجه كودكان، اصطالحات زباني، جمله سازي و خطاهاي گفتاري مورد بررسي قرار گرفت ونتايج مهمي حاصل گرديد.
درفصل بعد بطور مفصل به بررسي نتايج حاصله خواهيم پرداخت.
راحت ،آسان ،ارزان و بی دردسر کارای آماری و تجزیه وتحلیل داده های مقالها و پایان نامه هایتان را به ما بسپارید