بررسی هایی که در فصل قبل در مورد تأثیر تلویزیون صورت گرفت نشان می دهد که تلویزیون به عنوان یک رسانه جمعی می تواند نقش مهمی در میان کودکان و نوجوانان بازی کند. این یافته ها ما را بر آن می دارد تا با دقت و حساسیت بیشتری در تهیه و تدارک محتوای کمی و کیفی برنامه های مودک و نوجوان تلاش کنیم؛ چرا که این برنامه ها با این تعداد مخاطب می تواند تأثیر بسزایی بر فرهنگ کشور داشته باشد و زبان جزء اصلی ولاینفک هر فرهنگی می باشد.

برنامه های کودکان و نوجوانان، مجموعه های تلویزیونی و تبلیغات بازرگانی برنامه هایی هستند که بیشترین مخاطبان را در میان کودکان و نوجوانان دارا می باشند. این برنامه ها می توانند از لحاظ زبانی تأثیر گذار بوده و در نتیجه این بخش ها که بیشتر نیز مورد استقبال  کودکان و نوجوانان قرار می گیرد، لاجرم تأثیرهیا ماندکاری باقی بگذارد.

اصطلاحات و تکیه کلام هایی که در برنامه های تلویزیونی مورد استفاده قرار می گیرد، بیشتر مدلی از اصطلاحاتی است که توسط عامه مردم استفاده می شود. این کار اگرچه در انتقال قسمتی از زبان بر کودکان و نوجوانان مؤثر است ولی مسأله زشتی و زیبایی زبان را به دنبال دارد. بعضی از این اصطلاحات و تکیه کلامها به وسیله تلویزیون به کودکان و نوجوانان منتقل می شود، گونه ای ناپسند از اصطلاحات زبانی است که شایسته استفاده توسط این گروه نمی باشد. باید در تلویزیون سعی شود تا گونه ای از زبان استفاده شود که تأثیر منفی بر زبان کودکان نداشته و آنها را تحت تأثیر قرار ندهند.

باید توجه داشت که حضور کودکان در رسانه ها به عنوان منابع مفید در تهیه اطلاعات برای رسانه مورد توجه قرار گیرد. لذا روند مناسبی لازم است تا امکان شکت فعال کودکان در رسانه ها فراهم شود. در این بین نه تنها رسانه ها، بلکه والدین و افراد متخصصی که فعالیت های آنها در مورد و برای کودکان است باید آنها را یاری نمایند، تا آنها بتوانند حرفهایشان را بازگو کنند و این خود یک انتقال زبانی برای کودکان است.

دولتها به منظور کمک به رسانه ها در نشر مطالب فرهنگی و اجتماعی مفید برای کودکان باید تضمیمات مؤثری اتخاذ نمایند. باید اثرات زیانبار رسانه ها و نیاز بالا بردن سطح آگاهی کودکان در مدارس و اجتماعات دیگر، نسبت به این امر که با موضوعات و اطلاعات رسانه ای چگونه منتقدانه و سازنده برخورد نمایند، ضروری تلقی شود. همچنین باید در رسانه ها به ویژه تلویزیون میان حمایت از کودکان و نوجوانان از یک سو و بازتاب صحیح واقیتهای جهان از سوی دیگر، هماهنگی  بیشتری به وجود آمد و در زمینه تنوع فرهنگی و همچنین جهت گیری جنسی نیز توازن بیشتر برقرار شود و زبان کودکان و نوجوانان فیزیکی از مهمترین این موضوعات می باشد که نیاز به حمایت دارد. در تلویزیون باید مجموعه ای از تجربیات عملی و مثبت حاصل از حضور فعال کودکان در رسانه ها است گردآوری شود. این تجربیات می توان شامل تجربیات زبانی و گفتاری کودکان تحت عنوان مسائلی مثل سخنی با کودکان بازگو شود.

رسانه های گروهی و به ویژه تلویزیون باید به نیازهای زبانی کودکانی که به گروه اقلیت تعلق دارد یا بومی است توجه ویژه ای داشته باشد. در حال حاضر تلویزیون در برنامه های خود بیشتر بر لهجه معیار تأکید دارد و کمتر به لهجه های بومی در نقاط مختلف کشور توجه نموده است. پژوهش انجام شده نشان می دهد که اغلب کودکان و نوجوانان، اگرچه دارای لهجه بومی و حتی زبان خاصی می باشند ولی در گفتارشان کمتر تمایل دارند به آن لهجه بومی صحبت کنند و بیشتر از لهجه معیار استفاده می کنند. اگرچه استفاده از لهجه معیار سبب یک همگونی در جامعه می شود ولی به مرور زمان بسیاری از این لهجه ها که از لحاظ زبان شناسی دارای اهمیت است هویت خود را از دست داده و شاید به صورت لهجه هایی مرده درآیند که روزی دارای گویشوران اندک و زبانهای اقوام گوناگون تأثیرگذار باشد.

مجریان تلویزیونی می توانند نقش مهمی در انتقال لهجه به کودکان ایفا نمایند. نوع اصطلاحات، تکیه کلامها و لهجه ای که توسط مجریان به ویژه در برنامه های کودکان و نوجوانان استفاده می شود، تأثیر چشم گیری بر لهجه کودکان و استفاده کردن آنها از آن گونه زبانی خاص دارد. لذا باید مجریان این برنامه ها در گفتارشان به سمتی حرکت کنند که کودکان و نوجوانان را از لحاظ لهجه تحت تأثیر ثبت قرار دهند. این گروه از دست اندرکاران برنامه های تلویزیونی با به کارگیری اصطلاحات زبانی اصیل زبان فارسی، واژه های مثبت اخلاقی، به کارگیری جملات صحیح، ساده و روان، عدم استفاده از واژه های بیگانه در هنگام صحبت کردن و جز اینها می توانند نقش اساسی در رفتار زبانی کودکان و نوجوانان بازی کنند.

مسئولان امر در هنگام نمایش فیلمها و کارتونهای خارجی و در برگرداندن زبان این فیلمها به ربان فارسی باید به اصل فرهنگی، تفاوت زبانی و انتقال صحیح زبان  به کودکان و نوجوانان نهایت دقت را به خرج دهند.

در پایان، تلویزیون می تواندمسیر بسیار مهمی در راه زنده و پویانگهداشتن زبان فارسی باشد. کودکان و نوجوانان به عنوان زنان و مردان آینده کشوران به عنوان وارثان اصلی این زبان و این فرهنگ اصیل می باشند. مسئولان صدا و سیماباید نگاهی عمیق نسبت به زبان داشته باشد و در این انتقال فرهنگی و جلوگیری از لطمه خوردن به زبان فارسی مؤثر واقع شود. تلویزیون اگرچه گاهی می تواند بر زبان تأثیر منفی داشته باشد ولی با نگاهی موشکافانه می توانیم از این رسانه جمعی با مخطبان فراوان به عنوان ابزاری در راه پویایی زبان فارسی و زنده نگهداشتن لهجه های بومی کشورمان استفاده نماییم.