آموزش، تنبیه، تشویق

محیط ایده‌آل محیطی است که در آن، طفل در دبستان از امکانات آموزشی بسیار عالی برخوردار است و در منزل هم گذشته از کمک والدین با سواد، از انواع و اقسام سرگرمی‌های آموزنده برخوردار است.
منظور ما محیطی است که در آن طفل معصوم بعد از صرف ۴ یا ۵ ساعت از بهترین ساعات عمر خود در مدرسه، ساعات بیکاری را با بازی فوتبال در کوچه‌ها و درگیری با پسر همسایه پر می‌کند. روشهای آموزشی که در گذشته با تنبیه بدنی همراه بود ، کاملا نکوهیده و در خور ملامت است.
در بعضی مدارس دانش آموزان می‌بایست کتکهای روز جمعه را پنجشنبه نوش جان می‌کردند و یا سیاه کردن انگشتان به وسیله مداد که در اکثر مواقع توانایی انجام تکالیف را از دانش آموزان به کلی سلب می‌کرد. در این دوره متاسفانه، بعضی از مواقع دانش آموزان با مساله کتک کاری نوعی زندگی مسالمت آمیز را در پیش می گرفتند؛به این صورت که تنبیه شدن از بخشهای لاینفک آموزشگاهی آنان شده بود هدف این گونه تنبیهات جز خشونت و رفع عقده نبوده است.
این اعمال کاملا غیرانسانی و با اصول انسانی سازگار نیستند و نخواهند بود. بتدریج با گذشت زمان ، از شدت این گونه تنبیهات کاسته و تهدید جایگزین آن شد. تهدیدی جدی و البته گاهی موارد، در قالب تشویق ! همان سیاست تنبیه و تشویق یا چماق و شیرینی.
در این نوع از محیطهای آموزشی که چند سالی به طول انجامید دانش آموز می دانست که تنها با ارائه درست درس می‌تواند از زیر ضربات طاقت فرسای اولیای آموزشگاه جان سالم به در برده و تشویق‌های آنان یا اولیای خانه و حتی دوست و آشنا را به قیمت صرف وقت گرانبهایش با خواندن اجباری چند کتاب با جملات قلنبه سلنبه ، متوجه خود سازد. در چنین محیطهایی، از یکسو از بیم تنبیه ها و از سوی دیگر در مواجهه با تشویق‌های کذایی، عمر دانش آموز تلف می‌شد طی این دوره ، دانش آموز لحظه‌ای درس را برای درس نخواندند. هدفشان از درس خواندن یا اصولا فرار از تنبیه بود ، یا وصال به تشویق ! نتیجه این که میل باطنی نقشی نداشت.
امکانات آموزشی برای دانش آموزان محرکی مثبت است ، اگر این عنصر نباشد، رکود خودنمایی می‌کند و در نتیجه استعدادها از بین می روند. باید به نحوی محرکی را به وجود آورد تا این استعدادها پژمرده نشوند. امروزه عنصر تشویق ، به تنهایی نقش بازی می کند و با کمی دقت می‌توان دریافت که چقدر نتیجه این بازی مایه تاسف است ؛ چرا که هدف دانش آموز، کسب تشویق خواهد شد نه کسب دانش. جالب این که، خارج از چارچوب درس و مدرسه ، مطالعه کتب ساده و یا مشکل ، همراه با لذتی وصف نشدنی است چون نه تشویقی در کار است و نه تنبیه.
میل باطنی فعال شده و نقشش را بخوبی ایفاء می‌کند اما این زمان برای خیلی‌ها زیاد به طول نمی‌انجامد؛ چرا که وحشت از آینده که خود معلول عواملی از جمله بیکاری ، فقر مادی ، نابسامانی‌های اقتصادی ، اجتماعی است ، مسیر مطالعه را تغییر می‌دهد. قصور در امر مطالعه ویران کننده سعادت آینده است درس را باید در آرامش فکری خواند. هیچ یک از موارد به تنهایی موثر نخواهند بود ، اگر امکانات آموزشی کافی در دسترس نباشد.

تشويق

تشويق در جلسهٔ مشاوره، مجموعه فعاليت‌هائى است که مراجع را به ادامه کارش ترغيب مى‌کند و او را در مسير پيشرفت و بهبود قرار مى‌دهد. تشويق نوعى پاداش است که براى تقويت رفتار مطلوب و ادامهٔ آن به مراجع ارائه مى‌شود. به‌عنوان مثال، مشاور با گفتن جملاتى نظير ”مرد توانائى هستي، مى‌توانى معقول باشي، و مى‌توانى اين مشکل را حل کني“ مراجع را به خودکاوى بيشتر تشويق مى‌کند و باعث مى‌شود که او عقايد و افکار خويش را دقيق‌تر، عميق‌تر مورد بررسى قرار دهد. از جانب ديگر، تشويق بيش از حد موجب مى‌گردد که مراجع به مشاور وابستگى پيدا کند و استقلال خود را از دست بدهد. هم‌چنين تشويق صحيح و مناسب از نگرانى و ناامنى مراجع مى‌کاهد.

روشهاى تشويق

به نظر برامر و شوستروم (۱۹۶۸) در جلسهٔ مشاوره کاربرد روش‌هاى تشويق را مى‌توان به‌شرح زير بيان کرد:

۱. استفاده از کلمات تائيد‌کننده نظير ”بلى درست است، توانائى انجام آنرا داري“. در اينجا هدف آن‌ است که با استفاده از کلمات تائيدکننده، در مراجع احساس امنيت و اعتماد نسبت به مشاور و جلسه مشاوره به‌وجود آيد.

۲. پيش‌بينى نتايج احتمالى مشاوره، روش ديگرى براى تشويق مراجع است. مشاور در جلسهٔ مشاوره، دربارهٔ نتايج احتمالى و تغييراتى که در مراجع به‌وجود خواهد آمد با او به صحبت مى‌نشيند. به‌عنوان مثال، مشاور به مراجع مى‌گويد که بر اثر مشاوره، رفتارش در جهت مقبول و مناسبى تغيير خواهد کرد، و يا آنکه در زمينهٔ تحصيلات به موفقيت‌هائى دست خواهد يافت، و يا نمرات بهترى در رياضى و فيزيک خواهد گرفت.

۳. ايجاد شرايط و امکانات مناسب در جلسهٔ مشاوره، براى مراجع تشويق‌کننده است به‌عنوان نمونه، برقرارى رابطهٔ حسنه مشاوره‌اى و پذيرش مراجع، شوق و رغبتى در او براى ادامه بحث به‌وجود مى‌آورد.

 

۴. آشنا ساختن مراجع به اين حقيقت که مشکلش منحصر به‌فرد نيست و ديگران نيز کم و بيش با مشکلاتى همانند او مشکل او مواجه هستند، مى‌تواند تشويق‌کننده باشد.

تشويق رفتارهاى خوب

نگرانى دربارهٔ تأثيرات احتمالى تلويزيون، از ديرزمان، بر توجهاتى که به ديگر عرصه‌هاى مربوط به تماشاى تلويزيون، در کودکان مى‌شده، اولويت داشته است. چه مدت است که مفهوم جعبهٔ گوشه‌خانه به مثابهٔ هيولايى يک چشم موجه شمرده مى‌شود؟ اين مکان که رفتارهاى بد به‌نمايش درآمده در تلويزيون، مى‌تواند الگوهايى در اختيار بينندگان جوان مستعد بگذارد تا از آن کپى‌بردارى کنند را نمى‌توان ساده گرفت. اما اين فرضيه - که عموماً غالب به‌نظر - مبنى بر اينکه آشکارا ثابت شده است که تلويزيون تأثير بدى دارد، ساده‌سازى بيش از حد هر دو، يعنى هم آنچه جعبه به منازل مى‌آورد، و هم نحوهٔ برخورد کودکان با آن، است.

برنامه‌هاى تلويزيون شامل نمونه‌هاى بسيارى از رفتارهاى خوب است. برنامه‌هايى که در آن مردم با مهرباني، جوانمردى و سخاوت رفتار مى‌کنند. به‌همان اندازه، منطقى به‌نظر مى‌رسد که فرض کنيم اين تصوير نيز نمونه‌هايى در اختيار کودکان قرار مى‌دهند تا از آن کپى‌بردارى کنند. بنابراين، در اين فصل اين پرسش را مطرح خواهيم کرد که آيا تلويزيون رفتارهاى خوب را در ميان کودکان ترويج مى‌کند؟ اگرچه کارى در اين زمينه صورت گرفته است به‌وسعت کار انجام شده در زمينه تأثير خشونت تلويزيون بر کودکان نيست، اما تحقيقات مهمى وجود دارد که روش‌هاى مختلفى را نشان مى‌دهد که تلويزيون مى‌تواند يا بايد، در شرايط خاص، تأثيرات بسيار مفيد و مطلوبى بر کودکان بگذارد.


آموزش رفتار خوب

مدارک روزافزون بسيارى نشان مى‌دهد که نمونه رفتارى خوبى که درتلويزيون به نمايش در مى‌آيد، مى‌تواند کودکان راتشويق کند تا رفتار بهترى در پيش گيرند. پژوهش نشان داده است که بينندگان جوان مى‌توانند ياد بگيرند که چگونه به شيوهٔ مطلوب‌تر يا پذيرفته شده‌تر اجتماعى رفتار کنند. آنها اين رفتارها را نه تنها از طريق تماشاى برنامه‌هاى مخصوص آموزشى کسب مى‌کنند، بلکه با تماشاى نمونه برنامه‌هايى که در آن رفتار خوب به تصوير کشيده و براى مخاطبان عمومى تهيه مى‌شوند، نيز به‌دست مى‌آورند. مدارک موجود براى تأثيرات جامعه‌گرايانه تلويزيون را مى‌توان به‌چهار نوع دسته‌بندى کرد:

- مطالعات آزمايشگاهى انجام شده بر روى برنامه‌هاى از پيش آماده شده تلويزيون يا موضوعات فيلم.

- مطالعات آزمايشگاهى بر روى موضوعات برنامه‌هايى که به‌منظور آموزش مهارت‌هاى اجتماعى تهيه شده‌اند.

- مطالعات آزمايشگاهى بر روى موضوع برنامه‌هاى انتخاب شده از ميان مجموعه برنامه‌هاى مردمى تلويزيون.

- مطالعات ميدانى که ميزان تماشاى برنامه‌هاى داراى محتواى جامعه‌گرايانه را با ميزان تمايلات رفتارى جامعه‌گرايانه مرتبط مى‌سازد.

پژوهشگران بااستفاده از اين روش‌هاى مختلف، دربارهٔ قابليت تلويزيون براى تأثير بر کودکان در جهت نشان دادن سخاوت و ابراز نکردن خودخواهي، نشان داد رفتار دوستانه و انديشيدن به خرسندى نهايى و نه طلب سريع پاداش براى انجام هر کارى تحقيق کرده‌اند.


تلويزيون وداورىهاى اخلاقى

بيشتر تحقيقات انجام شده بر روى تأثيرات بالقوه خوب تلويزيون، بر انواع مختلف رفتارهاى اجتماعى مرتبط با شخصيت متمرکز هيچ‌گونه تأثير مستقيمى بر قضاوت و استدلال اخلاقى بينندگان دارد؟ انتقادهاى اوليه به‌طور اخص، نگران ديدگاه‌هاى اخلاقى و معنويى بود که از طريق تلويزيون آموزش داده مى‌شد. ديدگاه منتقدان اين بود که اين رسانه تأثير مخربى القا مى‌کند. نگرش برخى از منتقدان اين است که تلويزيون اغلب نشان مى‌دهد که اعمال غير مشروع يا غير اخلاقى مؤثر واقع مى‌شوند. حتى مجريان قانون در تلويزيون به‌گونه‌اى نشان داده مى‌شوند که قواعد را ناديده مى‌گيرند، کدهاى اخلاقى را زير پا مى‌گذارند و به‌شکل پرسش برانگيزى اغماض وافراط مى‌کنند، پيام نهفته در اين محتوا اين است که بد بودن، اغلب بهتر از خوب بودن مؤثر واقع مى‌شود.

برعکس، مدافعان برنامه‌هاى تلويزيونى استدلال کرده‌اند که تأثير تلويزيون بر نگرش اخلاقى جوان‌ترين بينندگانش، در درجهٔ نخست، تأثرى مثبت است. برنامه‌هاى تلويزيون به‌طور مرتب، مسئله‌اى اخلاقى را به شکل جذابى مطرح مى‌کنند که توجه مخاطبان را به‌خود، جلب و جذب مى‌کند. مردم با مجموعه‌اى از مسائل و بحران‌هاى اخلاقى مواجه مى‌شوند که در نمايش‌ها مطرح يا در برنامه‌هاى سرگرم ‌کننده بازى مى‌شوند، و نيز در برنامه‌هاى مستند و آموزشى نشان داده مى‌شوند. نمايش‌هاى سريالي، شخصيت‌ها را به‌گونه‌اى نشان مى‌دهد که آن‌قدر ظولانى با مشکلات اخلاقى دست و پنجه نرم مى‌کنند، که مخاطب را بر آن مى‌دارند تا با رخدادها و موقعيت‌ها آشنا شوند. برنامه‌ها گفت و گوى تلويزيوني، اعضاى عادى جامعه را به‌تصوير مى‌کشد که سفرهٔ دل خود را جلو ميليون‌ها بيننده مى‌گشايند، و اغلب بر ژرف‌ترين نبه‌هاى زندگى خصوصى خود متمرکز مى‌کنند. تلويزيون از طريق اين نوع تجربيات مى‌تواند به مثابهٔ نوعى معلم اخلاق يا مشاوى ايفاى نقش کند، و بينندگان را، از پير و جوان، تشويق کند که مشکلات مهم اخلاقى را منعکس سازند. با اين وجود تا اين زمان تحقيقات کمى چه در رد و چه در اثبات هر نوع تأثير تلويزيون برر ارزش‌ها و استدلال اخلاقى کودکان صورت گرفته است.

تحقيقات دربارهٔ پرورش داورى‌هاى اخلاقى با کار گلبرک (Kholberg) تحت کنترل درآمده است. در اين چارچوب، تصور مى‌شود که استدلال اخلاقى در کودکان، طى مجموعه‌اى از مراحل پرورش مى‌يابد، و هر مرحلهٔ موفقيت‌آميز، نشانگر سطح موفقيت‌آميزترى از درک نظم اخلاقى دنيايى اجتماعى است. در اين مسير، کودک در هر مرحله، مرتبه‌اى از جنبه‌هاى اخلاقى را در ارتباط با ايجاد تمايز بين خوب و بد مى‌آموزد. در چنين نظامي، يک نتيجهٔ مقدماتى اين است که اگر عملى مجازات نشود، در آن‌صورت طبق تعريف مى‌بايست از نظر اخلاقى پذيرفته شده باشد و بنابراين از نظر معنوى درست باشد. يک پرسش کليدى اين است که آيا تلويزيون به اين شيوه استدلال مى‌کند؟

تلاش براى يافتن اين پرسش شامل مطالعه‌اى است که روى پسرها و دخترهاى ۴-۵ ساله، ۷-۸ ساله و ۱۰-۱۱ ساله انجام شده است. نخست از اين کودکان مصاحبه‌اى به‌عمل آمد تا قابليت‌هاى استدلال اخلاقى آنها بيشتر شناسايى شود. به‌علاوه، مادر هر يک از کودکان با ثبت خاطرات روزانه مربوط به تماشاى تلويزيون کودکان به‌مدت دو هفته، و نيز تهيه اطلاعات وسيعى دربارهٔ عادت خانوادگى تماشاى تلويزيون در زمان گذشته، پژوهشگران را يارى کردند. پژوهشگران سپس از فنون آمارى استفاده کردند تا روابط موجود بين گزارش به‌دست آمده از اظهارات بينندگان مبنى بر عادات تماشا در کودکان و خانواده‌هايشان و نيز نگرش و ارزش‌هاى اخلاقى کودک را بيازمايند.

در ميان کودکان کم‌سن وسال‌تر، تماشاى مستمرتر تلويزيون، بالنسبه با استدلال اخلاقى به‌دست آمده بود، همبستگى داشت. اين نتيجه درمورد دو گروه سنى بزرگ‌تر به‌دست نيامد. درميان کودکان ۴-۵ سال، کل ميزان تماشاى تلويزيون با ماهيت ارزش‌هاى اخلاقى مرتبط بود و نه ترجيحات کودک براى تماشاى انواع خاصى از برنامه‌ها. بنابراين، هيچ‌گونه نمودگارى وجود نداشت که نشان دهد تمايل براى تماشاى انواع خاصى از برنامه‌ها. بنابراين، هيچ‌گونه نمودگارى وجود نداشت که نشان دهد تمايل براى تماشاى نوع خاصى از برنامه اين احتمال را به‌وجود آورد که پرورش اخلاقى کودکان را ضايع سازد. اگرچه، در ميان کودکان ۷ تا ۸ سال، آنهايى که تماشاى کمدى‌هاى خانوادگى را ترجيح مى‌دادند، درک پرورش يافته‌ترى نسبت به اهميت کمک به مردم نيازمند، داشتند. اين يافته جالب بود، به‌ان دليل که موضوعات بسيارى از اين نمايش‌ها را منعکس مى‌کرد. يافته‌اى که در ارتباط با تشويق کم اين ارزش‌ها و نگرش‌ها به‌وسيله تلويزيون بيان شده، گزارشى است که اين نوع درک را در ميان بالاترين گروه سنى کودکان نسبتاً ضعيف يافت؛ لازم به‌ذکر است که اين کودکان، علاقهٔ خاصى به نمايش‌هاى پر جنب و جوش و ماجراجويانه‌اى داشتند که مخاطب اصلى آنها بزرگسالان بودند. کمبود تحقيقات انجام شده دربارهٔ تلويزيون و استدلال اخلاقى بدان معنى است که درک ما از ماهيت و اهميت هر نوع نقشى که اين رسانه در اموزش کودکان در جهت تشخيص درست از نادرست ايفا مى‌کند، ناقص و ناهمگون باقى مى‌ماند.

تشويق غير مادى

همچنين از نکات مهم در تشويق اين است ک بکوشيم تا حدود امکان تشويق‌ها کمتر صورت مادى پيدا کند. تکيه اساسى روى جنبه‌هاى غيرمادى باشد. اين‌امر بدان خاطر است که اگر بنا شود ما براى هر کار خوبى از کودک سرمايه‌گذارى مادى کنيم:

۱. پول و ثروت ما قد نمى‌دهد از آن بابت که براى مؤثر واقع شدن تشويق ناگزيريم در هر مرحله تشويق مادى خود بيش از دفعات قبلى باشد. مثلاً اگر دفعه اول معادل ۲۰ ريال سرمايه‌گذارى کنيم دفعات بعد بايد بترتيب ۲۵-۳۰-۴۰ و ... ريال باشد. و گرنه تشويق ما از نوع تکرار مکرر خواهد بود که اثرش را از دست مى‌دهد.

۲. کودک تدريجاً فردى مادى مسلک و مال دوست و در آن افراطى بعمل مى‌آيد و در برابر هر کارى که انجام مى‌دهد انتظار مادى خواهد داشت در حاليکه ما در حال و آينده نياز داريم به افرادى که در مواردى لازم براى حفظ و سلامت حيات اجتماعى از جان و مال خود سرمايه‌گذارى کرده، توقعى هم از کسى نداشته باشند.

۳. در سايه چنين تشويقى عادت غلطى در کودک پديد مى‌آيد که بعدها قابل تداوم و ادامه نيست. زيرا او دير يا زود وارد اجتماع مى‌شود و همان توقعات را از اجتماع دارد و طبيعى است که اجتماع آن را برآورده نکند. و اين خود مايه ترک وظيفه بخاطر يأس و سرخوردگى است. مى‌دانيم که اجتماع حتى در تشويق کلامى مفت و بى‌مايه سهل‌انگار است تا چه رسد به آن چيزهائى که بار مالى به همراه دارد.

تشویق کودکان خجالتی

کودکان خجالتی خود را به برخوردهای اجتماعی و همزیستی با دیگران تشویق نمایید. برای اینکار راههای زیادی وجود دارد ، به عنوان مثال ، اگر کودک خجالتی در هنگام سلام یا خداحافظی ، نخواهد به شخص چیزی بگوید ، سعی کنید او را وادار به دست دادن برای سلام یا خداحافظی نمایید.
دست دادن قدمی است در مسیر درست. راه دیگر این است که با کودک دیگری وارد یک بحث هیجان انگیز بشوید و هنگامی که بحث داغ شد ، از کودکتان سؤال کنید که نظر وی در مورد موضوع مورد بحث چیست و البته مراقب باشید که وی را زیاد تحت فشار قرار ندهید زیرا ممکن است مقاومت بیشتری ایجاد کند. به یاد داشته باشید که کودک در بعضی روزها بهبودی نشان خواهد داد و بعضی روزها خیر.
برای کودکان خجالتی یک هدف معقول و دشوار این است که هر روز حداقل یک کلمه به یک فرد جدید بگوید. سایر موارد مناسب ، می تواند صحبت کردن در مقابل همه افراد کلاس ، شرکت کردن در بازی های تیمی یا پرسیدن یک سؤال از معلم باشد.

صورتهاى عملى تشويق

مسأله تشويق کودک را چگونه به مرحله اجرا و عمل درآوريم؟ چه کنيم که کودک در درون خود احساس شوقى کند و در باطن خويش خشنود باشد که فلان عمل را انجام داده است؟ راه‌هاى شادمان کردن کودک بخاطر عمل موردنظر ما کدامند؟


ذکر کلمات محبتآميز

غرض ذکر عبارات و کلماتى است که جنبه مهر و علاقمندى فرد و هم ديدگاه احترامى مربى را به کودک نشان دهد. طفل بر اثر آن دريابد که عملش مورد رضاى والدين يا مربى بوده و آنها او را بر اين اساس بيش از پيش مورد محبت قرار داده‌اند.

کلماتى مثل عزير من، پسرجان من، آقا، خانم، شاگردخوب، الفاظى چون بفرمائيد، تشريف بياوريد، آفرين برتو پسرم، دخترمن، و ... مى‌تواند حاکى از اين محبت باشد و البته سعى داريم که اين کلمات سرسرى و تصنعى نباشد که طفل از آن سر در مى‌آورد.

معرفى عمل آن در حضور جمع

در خانه يا مدرسه، نزد خواهر و برادر و يا نزد دانش‌آموزان کلاس سعى دارى فردى را که عمل خوبى انجام داده معرفى کنيم و عمل او را مورد ستايش قرار دهيم. اين روش براى همه دانش‌آموزان در همه سنين و مخصوصاً براى نوجوانان و بالغان بسيار مؤثر است.

شک نيست که براى ديگران بايد توضيح داد که چرا عمل او مورد تقدير است . البته جمع کلاس را وا مى‌داريم که به افتخار عملکرد خويش ابراز شادمانى کنند، صلواتى بفرستند، تکبيرى بگويند و بالاخره علاقه و رضامندى خود را اعلام دارند.

معرفى و ارائه آثار

ممکن است طفلى عمل پسنديده‌اى چون نوشتن مشق با خط زيبا را انجام داده، نقاشى‌ زيبائى کرده، وسيله خوب و زيبايى ساخته، هنرى را در خطاطى به کار برده و ... از راه‌هاى تشويق او آن است که آن را مورد تأييد قرار داده و به بچه ها عرضه کنيم.

ممکن است طفلى عمل پسنديده‌اى چون نوشتن مشق با خط زيبا را انجام داده، نقاشى‌ زيبائى کرده، وسيله خوب و زيبايى ساخته، هنرى را در خطاطى به کار برده و ... از راه‌هاى تشويق او آن است که آن را مورد تأييد قرار داده و به بچه ها عرضه کنيم.

نصب عکس او

گاهى مى‌توان عکس او را به تنهائى در تابلوى مدرسه نصب کرده و يا آن در کنار خط زيبايش و يا نقاشى قشنگش قرار داد. و يا در سطحى وسيع‌تر و بهتر عمل کرد، بدينگونه که عکس او را با زرق و برق تزيين کرده و در تابلو نصب کنند.

اين اقدام نيز براى همه کودکان و مخصوصاً نوجوانان روش سازنده و مؤثرى است. کودک را به اين نتيجه مى‌رساند که براى کار و فعاليت او حسابى بازکرده‌ايم و برا عملش اعتبارى قائليم. طبيعى است که در چنان صورتى پاى‌بند ملاحظاتى گردد و براى خود ارزش و اعتبار بيشترى از لحاظ حسن عمل قائل شود.

دادن جايزه

در مواردى مى‌توان براى کودک جايزه و پاداشى در نظر گرفت که به تناسب سن، جنس و ديگر شرايط در اختيارش قرار گيرد. بهاى جايزه مهم نيست، مهم نفس جايزه است و نشان اين امر که از اين راه مى‌خواهيم رضايت خود را نسبت به او اعلام کنيم.

جايزه گاهى مى‌تواند يک مداد باشد، زمانى يک توپ پينگ‌پونگ، زمانى يک گل‌‌سر يا گل‌يقه، گاهى يک شيرينى و شکلات و ... در همه حال براى کودک اين مسأله مهم است که از شما چيزى را بعنوان جايزه دريافت مى‌دارد.


نزديک کردن به خود

گاهى تشويق مى‌تواند بصورت نزديک کردن کودک بخود باشد . بدين‌معنى که بخاطر عملکرد خويش او را مقرّب کنيم، مورد توجه بيشترى قرار دهيم، خواسته‌هاى او را بيشتر مورد رسيدگى قرار دهيم و بالاخره به او بفهمانيم که تا حالا او را دوست داشته‌ايم ولى اينک او را بيشتر دوست داريم.

معلم نمى‌تواند او را بدينگونه به خود نزديک کند که مثلاً اجازه‌اش دهد ناهار را در مدرسه و در دفتر در نزد او صرف کنند. به او دست دهد از او احوال بپرسد ، براى او احترامى بيشتر قائل گردد، ياد‌آوريش کند که دوستش دارد و ...

سپردن مسؤوليت

گاهى در مدرسه معلم و مربى در خانه والدين براى تشويق کودک مى‌توانند مسؤوليت مورد علاقه‌اى را به او بسپرند، به او تفهيم کنند که بخاطر احترام به او، ديدن عرضه و لياقت او، حاضر شده‌اند چنان مسؤوليتى را به او واگذار کنند.

در اعطاى اين مسؤوليت سعى داريم راه‌هاى اداى آن را هم به او ياد دهيم تا در سايه انجامش احساس لياقت و شادمانى کند و يا درک کند که او را بحساب آورده‌اند، براى او شخصيتى قائل شده‌اند، او را داخل در جمع و گروه خود کرده‌اند.

ذکر قصه و داستان

بعنوان تشويق کودکان خردسال مى‌توانند به آنها وعده داد که قصه و داستانى براى او بگويند. مى‌دانيم که کودکان و حتى بزرگتران قصه‌گوئى والدين و مربيان را دوست مى‌دارند و حاضرند بسيارى از کارهاى خود را رها کنند تا قصه‌اى بشنوند.

شک نيست که به تناسب سن و جنس، و با در نظر داشتن شرايط گوناگون و لازم سعى داريم داستان‌هاى سرگرم‌کننده، اخلاقى و ارزنده‌اى براى کودکان بگوئيم و از اين طريق نيز به امر سازندگى و اصلاح کودکان بپردازيم.

دادن گواهى

در مواردى مدرسه مى‌تواند گواهينامه‌اى به کودک بدهد که در آن حکايت از رضايت از کودک باشد. البته سعى داريم که اين سند به صورت امرى نباشد که مورد سوءاستفاده قرار گيرد. در آن قيد مى‌کنيم که تا امروز و اين ساعت او کودکى فعال، باادب و اخلاق و... بوده است. در اين مورد نيز از قبل سخنانى را عرضه کرده‌ايم. در کل مى‌خواهيم بگوئيم رضايت‌نامه مطلق نباشد.

شيوههاى ديگر

شيوه‌هاى ديگرى هم براى تشويق کودکان وجود دارد که هر مربّى به تناسبى مى‌تواند يکى از آنها را انتخاب کرده و مورد عمل قرار دهد مثل:

- لبخند رضايت‌آميزى که والدين و مربيان به روى کودک مى‌زنند.

- بردن کودک به گردش و تفريح و مسافرت بخاطر نقش خوبى را که در زمينه‌اى ايفا کرده.

- دادن عکس او به روزنامه مدرسه و يا روزنامه‌هاى صبح و عصر يک شهر تا از ديدن آن احساس غرور کند.

- دادن فرصت اظهارنظر به او از طريق واردکردن او در شورائى که در مدرسه است.

- وارد کردن او در صف بزرگترها بعنوان احترام به او و بحساب آوردنش...

- کشيدن دست نوازش به سر و صورت او و يا بوسيدن و در آغوش گرفتنش.

- بازى کردن مربى و معلم با کودک و بحساب آوردن او و ...

و در کل استفاده از هر راه و ضابطه مشروعى که کودک را بحرکت اندازد و به پيش برد. ما در اين راه از ابتدائى‌ترين و ساده‌ترين راه مى‌توانيم استفاده کنيم تا پيچيده‌ترين و دشوارترين آن، هرکدام در جاى خود و به تناسب شرايط خاص.

تنبیه

همیشه دقت داشته باشید که تنبیه فرزندتان با کار خلافی که او انجام داده همخوانی داشته باشد و از نظر او عادلانه باشد. شما فرزندان خویش را برای ورود به اجتماع و ایجاد یک زندگی مستقل آماده می کنید و بنابراین تنبیه نیز باید نتیجه کار خلاف باشد. این روش هر نوع رنجشی را نیز در بچه ها از بین می برد زیرا تنبیه نتیجه کار خلاف آنها بوده است . البته به خاطر داشته باشید که هیچگاه از تنبیه بدنی استفاده نکنید.

فوايد تنبيه

تنبيه به همه صور و اشکالش در تربيت مى‌تواند جارى باشد و البته فوايدى دارد که ذکر همه آنها در اين بررسى ممکن نيست.

اصلاح رفتار

تنبيه اين فايده را بهمراه دارد که کودک را سر عقل مى‌آورد و او در مى‌يابد که عمل خطائى را مرتکب شده و از تکرار آن بايد خوددارى کند. اين امر براى کودکان خردسال حتى به صورت شرطى‌شدن مى‌تواند مطرح باشد.

طفلى که بخاطر خطائي، حتى بدون آگاهى‌داشتن به خطاى عملى تنبيه مى‌شود، براساس اصل شرطى شدن که توسط پاولوف عرضه شده است رابطه‌اى بين عمل و کيفر مى‌يابد. مى‌فهمد هربارى که عمل ناروائى را انجام دهد بايد زجر و رنج آن را تحمل نمايد و به اين نتيجه مى‌رسد که سودش در ترک آن عمل است.

يافتن راه صواب

گاهى تنبيه مى‌تواند وسيله‌اى باشد براى يافتن راه صواب. بدينگونه که کودکى عملى را انجام مى‌دهد، راهى را طى مى‌کند، شيوه‌اى را مورد عمل قرار مى‌دهد و بدان خاطر تنبيه مى‌شود. خودبخود به اين نتيجه مى‌رسد که آن اه قابل ادامه و تکرار نيست و براى مصون ماندن از تنبيه ناگزير بايد شيوه ديگري، و يا راه ضدّى را در پيش گيرد.

اثر بخشى فورى

از فوايد تنبيه اثر فورى آن برروى فرد است. کودکى را در نظر آوريد که در خانه يا مدرسه شرارت مى‌کند، مزاحم ديگران است، سروصدا به راه انداخته و براى ديگران صدمه آفريده است با لجبازى‌هاى خود در خانه آتش‌افروز کرده و براى ديگران رنج مى‌آفريند.

شايد شور و آشوبى که او به پا کرده اجازه نمى‌دهد که کودک بخود آيد و دست از عمل ناروايش بردارد. در چنين صورتى يک سيلى يا يک ضربه مى‌تواند محيطى را ساکت و آرام کند. جلوى آشوب و آتش‌ افروزى‌هاى او را بگيرد. و مجالى براى مربى پديدآورد که بتواند اوضاع را سروسامان دهد و يا حرف خود را بزند. ( البته بايد ديد آيا چنين شيوه‌اى درست و بمورد است يا نه).

تضعيف رفتار

تنبيه در مواردى مى‌تواند نقش ضعيف‌ کننده‌اى را براى رفتار کودک ايفا کند. چه بسيارند تمنياتى که در افراد وجود دارند و ترس از تنبيه و مجازات نمى‌گذارد که کودک آن عمل را انجام دهد و يا چنين ترسى سبب مى‌شود که او آن خواسته را به عقب اندازد و يا در اجراى آن کمى سست و سهل‌تر عمل کند.

رعايت اين امر سبب مى‌شود که کودک تدريجاً نسبت به آن رفتار بى‌اعتنا شده و آن چنان نباشد که خواسته دل را آزادانه و بى‌پروا برآورده سازد. براين اساس تنبيه گاهى مى‌تواند رفتار را تعديل کرده و زمانى حتى ريشه رفتار ناروائى را در درون بخشکاند.

ايجاد بيدارى

تنبيه گاهى آدمى را بخود آورده و بيدار مى‌کند، به عبارت ديگر عامل هشداردهنده و بيدارى آفرين است. ممکن است کودک در لحظه تنبيه عمل مربيه را غيرعادلانه و ناروا بداند ولى پس از آن، مخصوصاً بهنگامى که لحظاتى تنها باشد بخود ايد و دريابد که عملش مطبوع و مناسب نبوده و هشيار گردد.

اين امر بويژه در موقعى رخ خواهد داد که والدين و مربيان در حين تنبيه عمل ناروايش را به رخ او کشيده و تفهيمش کنند که چرا او را تنبيه مى‌کنند. و يا عواقب سوء و ناميمون عمل او را گوشزد کرده و به او تفهيم نمايند که در صورت تداوم ارتکاب چه عوارض سوئى متوجه او مى‌شود.

تشديد رفتار

اين هم فايده ديگر تنبيه است که مى‌تواند عامل تحريک کودک براى انجام رفتارى با شدّت و رغبت بيشترى باشد. بعنوان مثال مى‌گوئيم:

کودکى در حد معينى وقت‌گذارى کرده و به درس و مشق و مطالعه‌اش مى‌پردازد. نمره مطلوب را نمى‌آورد. تذکّرات والدين و مربيان د اصلاحش مؤثر واقع نشده و سرانجام تنبيه مى‌شود. اين تنبيه در حقيقت او را به اين انديشه وامى‌دارد که کار و تلاش او براى دستيابى به چنان مقصد کافى نبوده و بايد فعاليت بيشترى را از خود بروز دهد. براين اساس تنبيه براى او نقش محرکى را ايفا کرده که او عمل و کار خود را بيشتر و فعاليت خود را تشديد کند.

پرهيزها در تنبيه

در تنبيه کودک از تن دادن به امور و جرياناتى بايد خوددارى کنيد. مواردى که ذيلاً ذکر مى‌شود همان‌هائى هستند که روانشناسان مجرب و مربيان بنام ما را از ارتکاب آن هشدار داده‌اند و رعايت آنها در امر سازندگى و هدايت نسل شديداً مؤثر است.

عقده گشائىها

اين خطاست که شخصى با تنبيه کودکى ناتوان عقده‌هاى خود را بيرون بريزد و محروميت‌هاى ناشى از درگيرى و نابسامانى روانى و يا زندگى شخصى خود را از اين طريق فرو نشاند. برخى از افراد در زندگى روزمره نابسامانى و مشکلاتى دارند، از کار خود ناراضى هستند، توان اينکه با همه مشکلات مقابله کنند در آن‌ها نيست، فرصتى را مى‌طلبند که در آن به عقده‌تکانى بپردازند. و يا دائماً درصدد يافتن مقصرى هستند که او را تنبيه کنند. اين چنين افرادى در تنبيه کودک خطاکارند. اگر شما ناراحتيد فرزند شما تقصيرى ندارد.

منع انتقام

از تنبيه انتقامى بايد پرهيز کرد که کارى است توأم با غضب و غضب شعله آتشى است که در مواردى بسيار خرمن‌ها را آتش مى‌زند. تنبيه ناشى از انتقام مربى را از هدف دور مى‌سازد. حساب‌ها بايد از هم جدا شوند و براى هر حسابى دفترى جداگانه بايد گشوده شود. احساس کودک از تنبيه انتقامى و درک او از اين‌امر که مربى دارد بحساب ديگرى او را مورد آزار قرار مى‌دهد رابطه‌ها را تيره‌ مى‌سازد و زمينه را براى عدم‌ نفوذ مربى در شاگرد فراهم مى‌کند.

تنبيه مضاعف

ازنظر تربيت تنبيه مضاعف نارواست و آن تنبيهى است که خود مرکب از چند تنبيه ديگر باشد. مثل کتک زدن بهمراه ناسزا گفتن و توبيخ و ملامت.

اگر کودک را کتک مى‌زنيد ديگر به او فحش ندهيد، اگر او را سرزنش مى‌کنيد ديگر از غذا و بازى محرومش نسازيد که اين شيوه‌اى غيرعادلانه و خلاف نظر اسلام است. در اسلام حتى فردى را که محکوم به اعدام است و براى کشتن او را مى‌برند حق نداريم فحش بدهيم و يا او را ملامت کنيم.

خشونت

تنبيه بکنيد امّا خشونت بخرج ندهيد. دست و شلاقتان را زياد بالا نگيريد بيرحمى خود را در اين راه نشان ندهيد. همانگونه که گفتيم غرض اساسى در تنبيه نشان‌دادن شکسته شدن سد حرمت است نه چيز ديگر. والّا اگر بنا شود با کودک از طريق بدردآوردن او معامله کنيد هرگز در اين راه موفق نخواهيد شد.

اين از عدالت مربى بدور است که با استفاده از زور و قدرت خود بجان کودکى بى‌پناه افتد و او را زير مشت و لگد خودگير و يا بدنش را سرخ و سياه کند. خدا چه شد؟ مگر مى‌توان از انتقام خدا در امان ماند.

طرد و اخراج

برخى از والدين و مربيان بهنگامى که از رفتار کودکى به ستوه آمده‌اند سعى دارند او را از خانه يا کلاس اخراج کنند، در حاليکه اين اقدام اثر تربيتى نامطلوبى بر روى کودک دارد بويژه کودکانى که سن و سال زيادى نداشته باشند. شما با اين اقدام به احساس بى‌پناهى کودک کمک مى‌کنيد و يا بر او از نظر درسى لطمه‌اى وارد مى‌آوريد که قابل جبران نيست. کودک بمحض اخراج از خانه به جستجوى پناه برمى‌آيد و اى چه بسا که اين‌امر موجب وارد آمدن صدمه و زيانى روانى بر او باشد. و در اخراج از کلاس حتى اين خطر وجود دارد که طفل خود را از شر تنبيه و امر و نهى شما راحت کند و دست خود را از دامان تربيت شما جدا نمايد

تکرار تنبيه

در مواردى ممکن است شما کودکى را تنبيه کرده‌ايد و ظاهراً عمل ناروائى از او ترک شده و مجدداً همان عمل را تکرار کرده است. در چنين صورتى ضرورى است تنبيه متوقف و تعطيل و علت يا علل آن جستجو شود. معلوم مى‌شود که تنبيه شما نتوانسته است ريشه نابسامانى و بدرفتارى کودک را بخشکاند و يا او را از آن امر باز دارد. ممکن است طفلى که تنبيه مى‌شود و شما او را تنبل مى‌دانسته‌ايد و براى رفع تنبلى او اقدام به تنبيه مى‌کرده‌ايد به واقع عقب‌مانده ذهنى بوده باشد.

تنبيه دسته جمعى

گاهى ممکن است همه کودکانه خانه و يا همه دانش‌آموزان کلاس يکباره فرياد و شيوه بدرفتارى از خود بروز داده و يا دعوا و سروصدا به راه انداخته باشند. همچنين ممکن است همه افراد کلاس از دستورات شما تخلف کرده و تکليف انجام نداده باشند.

در چنين صورتى به مصلحت نيست که يکباره همه کودکان را مورد تنبيه قرار دهيم بويژه که در مواردى هم ممکن است عده‌اى بيگناه باشند و يا احتمال مقاومت و تمرد شديد باشد. در آن ساعت تغيير موضع دهيد و با شيوه‌هائى بکوشيد دل آنان را بدست آوريد. بعدها که سکوت و سکون برقرار شد مى‌توانيد تدريجاً عوامل عصيان و طغيان را شناسائى کرده و به اصلاح آنها بپردازيد.

منعهاى ديگر

چه بسيارند تذکرات و هشدارهائى که در اين رابطه قابل‌ذکرند و ما براى پرهيز از اطاله کلام از ذکر تفصيلى آنها خوددارى مى‌کنيم مثل:

- منع از صدمه‌زدن و با خشم عمل‌کردن که گاهى نقصى را در کودک پديد مى‌آورد که مادام‌العمر غيرقابل جبران است.

- منع از تکليف اضافى و مخصوصاً رونويسى مشق و يا افزودن مسؤوليت که درد بداخلاقى را دوا نمى‌کند.

- منع از حبس در جاهاى ترسناک که ممکن است زمينه ناامنى و ترس و اختلال روانى گردد.

- منع از تمسخر، تحقير، اهانت، ناسزاگوئى‌ها، و ....

تربیت ، تنبیه نیست

به زبان آوردن كلمه «انضباط»، در بسیاری از افراد حالت انقباض ایجاد می كند زیرا برای بسیاری، انضباط یعنی كتك خوردن، در اتاق حبس شدن و مورد ناسزا قرارگرفتن.

به زبان آوردن كلمه «انضباط»، در بسیاری از افراد حالت انقباض ایجاد می كند زیرا برای بسیاری، انضباط یعنی كتك خوردن، در اتاق حبس شدن و مورد ناسزا قرارگرفتن.
متأسفانه اغلب ما انضباط را با تنبیه اشتباه می گیریم؛ با وجود اینكه این كلمات، معانی كاملاً متفاوتی دارند. اگر چه یك روش كامل و معین برای منضبط كردن بچه ها وجود ندارد و فقط آنچه ما می توانیم انجام دهیم این است كه خودمان را به رویكرد مثبتی در ارتباط با انضباط متعهد سازیم؛ رویكردی كه دربرگیرنده احترام، انتظارات روشن، محدودیت ها و پیام های منطقی و اختیار باشد.
نكته حائز اهمیت در این ارتباط آن است كه ما نباید اعتماد به نفس بچه ها را خدشه دار كنیم بلكه باید با رفتاری جدی توأم با عشق و محبت، انضباط شخصی را پرورش دهیم.
بعضی مواقع موقعیت هایی پیش می آید كه آن را پیش بینی نكرده ایم. به طور مثال، با فرزندمان به خرید می رویم و در راه خرید، دختر یا پسرمان شروع به غرزدن می كنند كه ما فلان چیز را می خواهیم و این موضوع باعث می شود كه او در تمام طول مسیر، قیل و قال و گریه و زاری كند و شما هم مجبور شوید دست او را بكشید تا یك قدم بردارد ولی اگر قبل از خروج از منزل می توانستید این موقعیت را پیش بینی كنید، این مشكل هرگز پیش نمی آمد. مثلاً به فرزندتان بگویید كه ما الان می خواهیم برای خرید بیرون برویم و من می دانم كه ما هر وقت خرید می رویم، تو دوست داری یك خوراكی برایت بخرم ولی امروز از شكلات خبری نیست. در عوض در راه بازگشت، می توانی یك كتاب برای خودت بخری و با این روش می توانیم از وخامت وضعیتی كه ممكن است رخ دهد، از قبل بكاهیم و برای این كار كافی است كه به آنها بگوییم چه انتظاری از ما می توانند داشته باشند و برای ما مقدور است چه كاری را انجام دهیم و چه كاری را انجام ندهیم.
هر مسأله ای نیاز به دخالت ندارد. بسیاری از موارد را می توان نادیده گرفت، چون بچه ها به محض آنكه شما توجه تان را از روی آن موضوع بردارید، خودبه خود آن را رها می كنند. فرض كنید فرزندتان وارد می شود و یك مشت شیرینی برمی دارد و شما می گویید: «می توانی دو تا برداری» و پسرتان می گوید: «من سه تا می خواهم». باید تصمیم بگیرید آیا ارزش دارد برای یك شیرینی انرژی مصرف كنید یا نه. با این راهكار می توانیم ۹۵درصد موارد جزئی كه ناراحتمان می كند را نادیده بگیریم. به همین دلیل است كه گاهی ارزش دارد رفتاری را كه ضرری به شما نمی رساند، نادیده بگیرید و انرژی تان را صرف مسائل مهم تر كنید.
بچه ها همیشه توقع دارند كه وقتی سوألی می كنند، فوراً به آن پاسخی داده شود. در نتیجه ما همیشه خود را تحت فشار قرار می دهیم تا به بچه ها فوراً پاسخ دهیم ولی هنگامی كه ما فوری و تحت فشار وارده جوابی می دهیم، اغلب چیزهایی می گوییم كه بعداً پشیمان خواهیم شد. به عنوان مثال چند بار تاكنون به طور خودبه خود به بچه ها «نه» گفته اید و بعد از چند لحظه متوجه شده اید اگر یك لحظه فكر كرده بودید، شاید جواب دیگری می دادید.
پس كمی به خودتان فرصت دهید و كمتر واكنش فوری نشان دهید. در این رابطه لازم است هر روز بهترین انگیزه را در بچه هایمان بیدار سازیم تا آنها بدانند كه می توانند از خود، بهترین ها را بسازند. شما همیشه می توانید چیزی برای ستایش بچه هایتان در رابطه با نقاط قوت و استعدادهای آنها بیابید؛ «آفرین! چقدر وقت و انرژی برای تست زبان صرف می كنی!»، «آفرین به تو كه خواهرت را هم در بازی شركت دادی!»، «با چه دقت و نظمی اسباب بازی هایت را سر جایشان گذاشتی!» این گونه كیفیت ها را در بچه هایتان تقویت كنید؛ خواهید دید آنها چگونه رشد می كنند و با شما میل به همكاری نشان می دهند.
چند دقیقه فكر كنید و ببینید چه دیدی نسبت به بچه های خود دارید؛ مسئول، تنبل، اهل همكاری یا... ؟
بچه های ما نسبت به نگرشی كه ما به آنها داریم، بسیار حساس هستند. آیا تاكنون متوجه شده اید مادر و پدرهایی كه بچه های خود را مسئول می بینند، ظاهراً بچه های مسئولی هم دارند؟ اگر شما بچه خود را فرد مسئول و مددكاری ببینید-بدون آنكه خودتان آگاه باشید- به او فرصت بیشتری می دهید تا كفایت و شایستگی اش را نشان دهد و حس مسئولیت خود را بالا ببرد. هر چه شما بیشتر به فرزند خود اعتماد و اطمینان كنید، او بیشتر یاد می گیرد كه قابلیت اعتمادكردن را دارد و در نتیجه، بیشتر قابل اعتماد و امین بار می آید.
●آیا تا به حال مثل نواری كه گیر كرده باشد، شده اید؟
«این بازار سمساری را جمع كن! می گم این بازار سمساری را جمع كن!» و هیچ وقت هم نتیجه ای عایدتان نمی شود. یك والد معمولی، بچه پنج،شش ساله خود را روزی پنجاه وپنج بار سرزنش می كند و این موضوع، شوخی نیست، بلكه یك آمار واقعی است و هیچ فكر كرده اید این نق زدن ها چقدر انرژی می برد؟ و بدتر از همه، نق زدن هیچ فایده ای هم ندارد.
بچه ها یاد می گیرند كه ما را از رو ببرند. آیا تا به حال اتفاق افتاده وقتی فرزندتان مشغول تماشای تلویزیون است با او حرف بزنید؟ آیا از اینكه سرش را بالا نمی كند تا جواب شما را بدهد تعجب نمی كنید؟ یا تا به حال اتفاق افتاده بدون هیچ نتیجه ای خود را مشغول تكرار جمله ای ببینید؟ اینها همه نشانه های گفت وگوی غیرموثر است.
وقتی به بچه هایمان اجازه انتخاب می دهیم، به آنها می آموزیم به گونه ای صریح فكر كنند. ما قدرت و ضمناً انعطاف پذیری خود را در رعایت كردن نیازها و نگرانی هایشان نشان می دهیم. با دادن اجازه انتخاب به بچه ها ما به آنها كمك می كنیم درباره مسئولیت پذیری، چیزهایی بیاموزند و آنها را برای استقلال بیشتر آماده می كنیم ولی باید توجه داشت كه انتخاب بچه را باید با دقت، انرژی و بودجه خودتان محدود كنید.
ما باید مطئمن، جدی و بااطمینان صحبت كنیم. وقتی ضعیف النفس هستیم یا چون عرصه را تنگ می بینیم، فریاد می كشیم، برای بچه هایمان مشكل است باور كنند كه ما پدر و مادر صمیمی و مهربانی هستیم. هر چه بیشتر و بلندتر فریاد بكشیم، تاثیر خود را بیشتر از دست می دهیم. ما نیاز داریم مطمئن و آرام باشیم و اجازه دهیم نگرش ما این را برساند كه از آنها انتظار داریم به ما گوش دهند زیرا وقتی ما پیامی را به طور مستقیم و قاطعانه ابلاغ می كنیم، شكی در ذهن بچه ها در مورد آنچه از آنها می خواهیم انجام دهند، باقی نمی گذاریم؛ «همین الان اسباب بازی هایت را جمع كن! وقت آن رسیده كه تكالیف شبت را انجام دهی».
بسیاری از بچه ها در پاسخ به این سوال كه چرا به والدین خود گوش نمی دهند، بدون مكث پاسخ می دهند: «چون آنها به آنچه می گویند، پایبند نیستند. آنها چیزی می گویند و بعد، یا فراموش می كنند یا مرا وادار به انجام آن كار نمی كنند؛ بنابراین چه دلیلی دارد كه آنها را جدی بگیرم؟»
وقتی می خواهید رفتار فرزندان خود را تغییر دهید، باید آن را جزو اولویت ها قرار دهید. وقتی به دخترتان می گویید اگر به ناله و زاری ادامه دهد، رستوران را ترك می كنید، نمی توانید معطل شوید غذایتان تمام شود و بعد به قول تان عمل كنید بلكه باید همان موقع رستوران را ترك كنید.
در گرماگرم دعوا، وقت آموختن به بچه ها نیست. اگر بچه شما لیوانی را شكست، الان وقت پند و اندرز نیست. در آن لحظه او حال بدی دارد و اگر شما سرش فریاد بكشید، فقط، احساس تحقیر بیشتری می كند. او در آن لحظه نمی تواند چیزی بیاموزد، چون صرفاً مشغول دفاع از خود است. با بچه هنگام خواب یا زمانی كه زمان كافی از قضیه گذشته و او از احساساتی بودن درآمده، صحبت كنید. در آن هنگام، هر دو شما دید بهتری نسبت به قضیه پیدا كرده اید و بچه در وضعیت بهتری برای تلقین پذیری قرار دارد.