13آبان، روز مبارزه با استكبار جهاني

در تاريخ انقلاب اسلامي برگي زرين و مقطعي حساس و مناسبتي پرخاطره است، بخصوص آنكه چهارده سال بعداز تبعيد حضرت امام (ره) در همين روز (13 آبان 1357) فرزندان امام و صدها دانش آموز و دانشجو در مقابل دانشگاه تهران و خيابان هاي اطراف با شعار "درود بر خميني" و "مرگ بر شاه" پايه هاي حكومت را به لرزه در آوردند و با گلوله هاي مأموران شاه به خاك و خون غلتيدند

دانش آموزان همچون ساير گروه هاي ملت در اطاعت از فرمان حضرت امام (ره) كه همه را دعوت به مبارزه بي امان با رژيم امريكايي شاه مي نمود، سر از پا نمي شناختند و نجات اسلام را در پيروي كامل از امام (ره) سازش ناپذير مي دانستند. اين طبقه جوان و فعال جامعه بحق يكي از اركان و پايه هاي مهم انقلاب پيروزمند اسلامي بودند.

صبح روز 13 آبان 1357 ه.ش دانش آموزان در حالي كه مدارس را تعطيل كرده بودند روبه سوي دانشگاه نهادند تا بار ديگر پيوندشان را با رهبر بت شكن خويش به جهان اعلام نمايند. اين جوانان پرشور خداجو گروه گروه داخل دانشگاه شدند و به همراه دانشجويان و گروههاي ديگري از مردم در زمين چمن دانشگاه اجتماع كردند. مأموران شاه، دانشگاه را به محاصره خود درآورده بودند تا چنانچه فرياد حق طلبانه از گلويي برخاست آن را با گلوله پاسخ دهند. دانش آموزان در كناره نرده ها و زمين چمن اجتماع كرده بودند و فرياد مقدس "الله اكبر" آنان فضا را مي شكافت و تا فاصله هاي دور طنين مي انداخت.

ساعت يازده صبح مأموران ابتدا چند گلوله گاز اشك آور در ميان دانش آموزان و دانشجويان پرتاب كردند. اجتماع كنندگان در حالي كه به سختي نفس مي كشيدند، صداي خود را رساتر كردند و با فرياد دشمن شكن "الله اكبر" لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افكندند. در اين هنگام تيراندازي آغاز شد و لاله هاي انقلاب يكي پس از ديگري در خون غلتيدند جوانان با  فرياد الله اكبر و با شعارهاي مرگ بر امريكا و مرگ بر شاه به شهادت رسيدند و انقلاب خونين اسلاميشان را تداوم بخشيدند و دشمنان اسلام را بيش از پيش به رسوايي و شكست كشاندند. در اين واقعه 56 تن شهيد و صدها نفر مجروح شدند. يكي از شاهدان عيني مي گويد:

"شنبه 13 آبان سال 1357 ساعت 11 صبح، بيش از هفت هزار دانش آموز و دانشجو و ديگر طبقات مردم در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده و عده اي سرگرم تماشاي نمايشگاه عكس بودند و گروهي به سخنراني گوش مي كردند كه ناگهان يك كپسول گاز اشك آور در هوا چرخيد و روي زمين دانشگاه فرود آمد. عده اي سراسيمه به سوي در ورودي دانشگاه دويدند، ولي در همين موقع صداي تيراندازي بلند شد. سربازان از  پشت ميله هاي دانشگاه به سوي مردم شليك كردند. هنوز فريادهاي "نترسيد تيراندازي هوايي است" بلند بود كه دانشجويي به زمين غلتيد، از اين لحظه به بعد دانشگاه و خيابان هاي اطراف آن مبدل به صحنه جنگ و گريز شد. دانشجويان و دانش آموزان قصد داشتند آن روز به سوي منزل مرحوم آيت الله طالقاني راه پيمايي كنند. درست هنگاميكه عزم خروج از دانشگاه كردند با تيراندازي نيروها مواجه شدند و به دنبال آن دانشگاه صحنه برخوردهاي خونين شد. مجروحان توسط دانشجويان به بيمارستان منتقل شدند."

در همان ساعات اوليه نيروهاي ضربت وارد دانشگاه شدند و دانشجويان و دانش آموزان براي مقابله با اين حمله آتش افروختند و به دنبال آن مأموران پس از چند متر پيشروي در دانشگاه آنجا را ترك كردند.

با شدت گرفتن تظاهرات، مأموران حكومت نظامي خيابان هاي اطراف دانشگاه و قسمتي از خيابان انقلاب را بستند و دانشجويان و دانش آموزان در خيابانهاي اطراف پراكنده شدند. تظاهر كنندگان در چند نقطه  خيابانهاي جمهوري اسلامي و ولي عصر (عج) و خيابان هاي منشعب از آن آتش افروختند و با دادن شعار الله اكبر و لا اله الا الله خود را از حملات ددمنشانه مأموران نجات مي دادند.

ساعت دو بعداز ظهر مجدداً سربازان حكومت نظامي بر روي دانشجويان و دانش آموزان كه در داخل دانشگاه بودند، تيراندازي كردند كه در همان لحظات اول عده اي از دانشجويان به زمين افتادند و در خون غلتيدند. دانشجويان و دانش آموزان با پلاكاردهايي كه در آن شمار كشته شدگان دانشگاه را نوشته بودند با دادن  شعار الله اكبر خميني رهبر به راه پيمايي پرداختند. جنگ و گريز مأموران نظامي با دانشجويان و دانش آموزان تا پاسي از شب ادامه داشت "

امام خميني (ره) در پيامي كه به همين مناسبت از پاريس براي امت قهرمان ايران فرستادند، فرمودند:

"عزيزان من صبور باشيد كه پيروزي نهايي نزديك است و خدا با صابران است. ايران امروز جايگاه آزادگان است من از اين راه دور چشم اميد به شما دوخته ام صداي آزاديخواهي و استقلال طلبي شما را به گوش جهانيان مي رسانم".

از آن تاريخ به بعد، سيزدهم آبان ماه با عنوان روز دانش آموز، به عنوان حماسه خونين لاله هاي انقلاب در جريان نهضت اسلامي گرامي داشته ميشود.

شكوه سيزدهم آبان را پاس مي داريم زيرا مردانگي و فتوت ايثار و از خود گذشتگي و دشمن ستيزي با سران كفر را مقدس مي دانيم. ياد همه شهيدان اين روزهاي بزرگ گرامي باد و خاطره سيزده آبان هميشه در جانها جاودان باد.

سيزدهم آبان روزي است كه جوانه هاي سبز ايمان روييد و دانش آموزان مسلمان به نشانه اعتراض به حكومت، در دانشگاه تهران اجتماع كردند و تاريخ، شاهد خون به ناحق ريخته آنان شد. دانش آموزان انقلابي برخاستند تا نورگوهر دانش و دانش آموزي را در آيينه حماسه ودليري بتابانند و غبار خودباختگي را از سيماي مدرسه بروبند. آنان برخاستند تا انقلاب ننشيند و فرياد كردند تا جهان، پيام انقلاب را بشنود.

 

اينك ما مانده ايم با خاطرات آن روزها و مي دانيم كه امروز اگر به سايه راحت نشسته ايم، مديون استقامت شهيداني هستيم كه در آشوب ظلمت چيره، به مصاف شب رفتند تا ايمان خفته انسان را به سامان صبح برسانند.

ياد همه شهيدان دانش آموز، گرامي و خاطره سيزدهم آبان در جانها جاودانه باد!

قطعنامه پایانی راهپیمایی 13 آبان

راهپیمایی پرشور 13 آبان تهران که امروز با حضور هزاران نفر از دانشجویان، دانش آموزان و مردم تهران در مقابل لانه جاسوسی برگزار شده بود، با صدور قطعنامه ای پایان یافت.

  در قطعنامه پایانی راهپیمایی 13 آبان سال 82 آمده است:
سیزدهم آبان فرا می رسد با طنین فریادهای عدالتخواهانه بت شکن زمان امام راحل که در13 آبان 1343، پرخروش و پرتوان، سلطه شیطان بزرگ بر این سرزمین را به مبارزه برخواست و نهضت نوپای اسلامی را توش و توان دیگری بخشید.
سیزدهم آبان فرامی رسد با شمیم عطرخونهای پاک دانش آموزانی که در13 آبان 1357، درمقابل دانشگاه تهران و به دست نظامیان رژیم سرسپرده و ستمگرپهلوی به شهادت رسیدند تا نسل جوان و نوجوان این سرزمین همواره بیدارو عدالتخواه و ظلم ستیز، در صحنه مقابله با شیطان و شیطان صفتان حضوری موثرداشته باشد.
و 13 آبان فرا می رسد با طنین فریادهای مرگ برآمریکای دانشجویان مسلمانی که درسیزدهم آبان1358، به پیروی ازامامشان پرچم مبارزه با ام الفساد قرن را بر فراز لانه جاسوسی شیطان بزرگ به اهتزاز درآوردند و به فرموده رهبرکبیرانقلاب، انقلابی بزرگتر از انقلاب اول برپا کردند.

و اینک ما، دانشجویان، دانش آموزان و دیگر گروههای مردم ایران، در سالگرد یوم الله 13 آبان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی با عزمی برگرفته از فریادهای بیدارکننده امام راحل و با اراده و استقامتی برگرفته از شجاعت و ایستادگی رهبر معظم انقلاب و جانشین شایسته بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، بار دیگرآرمانها، خواستها و اهداف اصولی ملت عظیم الشان ایران را مورد تاکید قرارمی دهیم و اعلام می کنیم:
1. عهد و پیمان این ملت با اسلام و انقلاب و امام، با روح و جان مردم مومن و هوشیار این سرزمین عجین شده است و هیچ قدرتی و هیچ فتنه و توطئه و ترفندی نمی تواند در عزم بی بدیل ملت در ادامه راه امام راحل عظیم الشان، وفاداری به آرمانهای اسلام و انقلاب و پیروی از رهبر حکیم و فرزانه انقلاب، خلل و تردیدی ایجاد کند.
2. سلطه طلبی، زیاده خواهی و سیاستهای سرکوب و کشتار و ارعاب که بوش و نومحافظه کاران آمریکایی در منطقه و جهان در پیش گرفته اند هر روز مفهوم این سخن امام راحل را بیش از پیش آشکارمی سازد که آمریکا را شیطان بزرگ و ام الفساد قرن نامیده بود. ما ضمن محکوم کردن اشغال عراق و کشتار مردم این کشور به دست نظامیان آمریکایی و انگلیسی، تاکید می کنیم که آمریکا همچون گذشته دشمن شماره یک جهان اسلام و ملت ایران است و مردم این سرزمین پهناور اسلامی، با تکیه بر ایمان الهی و با هوشیاری و بصیرت، همچنان به پایداری در مقابل زیاده خواهی های کاخ سفید ادامه می دهند و به فرموده رهبر عزیزشان در مقابل آمریکا حتی یک قدم عقب نشینی نمی کنند.
3. ما اعلام آمادگی ایران برای پیوستن به پروتکل الحاقی را تدبیری برای حفظ فناوری صلح آمیز هسته ای کشور و حرکتی برای افشای توطئه آمریکایی ها و صهیونیستها می دانیم و درعین پایداری برمبانی و اصول انقلاب، هشدارمی دهیم اگرطرفهای گفتگو با ایران یا مراکز قدرت جهانی درصدد سوءاستفاده ازتوافق اخیربرآیند و تلاش کنند که منافع ملی ومصالح کشورواصول و ارزشهای ما را مورد خدشه قراردهنداین توافق به کلی بی اثر خواهد شد.
4. وحدت ازعوامل اصلی پیروزی و ادامه قدرتمندانه انقلاب بوده است. ما همه مسئولان، گروهها و جریان های سیاسی را به همدلی و وحدت در دفاع از آرمانهای عدالتخواهانه انقلاب و استقلال و آزادی کشور دعوت می کنیم و هرگونه حرکت همسو و هم جهت با مواضع دشمنان نظام را، تحت هر نام و عنوانی به شدت محکوم می نماییم.
5. ما براین باوریم که انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی، در بیست و پنجمین سال عمر پربرکت انقلاب اسلامی با حضور گسترده مردم به انتخاباتی پرشور تبدیل خواهد شد. ما به همه گروهها و جریان ها و مسئولان دستگاههای مختلف خاطرنشان می کنیم که خدمت به مردم و حل مشکلات آنان، عامل اصلی حضور بیشتر ملت در پای صندوقهای رای خواهد بود. ما در سالی که رهبر معظم انقلاب، آن را سال نهضت خدمت رسانی به مردم نامیده اند، قوای سه گانه و همه دستگاهها را به خدمت بیشتر به مردم فرا می خوانیم و تاکید می کنیم که درسایه همدلی مسئولان و خدمت رسانی گسترده به مردم، انتخابات مجلس هفتم به یکی از پرشورترین انتخابات نظام اسلامی تبدیل می شود وآثارمثبت مردمسالاری دینی را باردیگردرمعرض قضاوت جهانیان قرار خواهد داد.
6. ما استمرارانتفاضه ملت فلسطین را تنها راه اصولی تحقق حقوق مشروع این ملت مظلوم می دانیم و باردیگر حمایت خود را از قیام جوانان و نوجوانان فلسطینی در مقابله با صهیونیستهای غاصب و حامیان آمریکایی آنها اعلام می کنیم


منابع :

سایت اطلاع رسانی دانشنامه  رشد :

www.daneshnameh.roshd.ir

سایت اطلاع رسانی آفتاب :

www.aftab.ir

سایت اطلاع رسانی تبیان

www.tebyan.net


 

درباره 13 آبان


از هنگامي كه سايت آينده فعال شد به مناسبت يا بي‌مناسبت برخي از دوستان با طرح نظراتي پرسش‌هايي يا قضاوت‌هايي را نسبت به تصرف سفارت آمريكا در سال 1358 مطرح مي‌كردند، و من نيز تصميم گرفتم كه بجاي پرداختن به تك‌تك موارد، به توضيحي كامل‌تر در سال روز آن واقعه بپردازم. اين نوشته بيشتر در قالب بندهاي مختلف است و احتمالاً انسجام موردنظر را براي برخي از خوانندگان نداشته باشد، اما پيشنهادي در آن است كه در صورت اجرا علي‌القاعده مي‌تواند تحليل سیاسی جامعی نسبت به موضوع را به دست دهد.

1ـ من تاكنون مصاحبه‌ها و مطالب متعددي را درباره اين واقعه داشته و نوشته‌ام ولي متأسفانه چون فايل اين مطالب در اختيار من نيست و عموماً به قبل از سال 1381 مربوط مي‌شود نمی توانم آنها را در سایت قرار دهم، شايد اگر امكان تايپ مجدد آنها فراهم باشد تا در سايت قرار گيرد بخشي از وجوه موضوع براي دوستان جوانتر روشن شود.
2ـ يكي از مشكلاتي كه در تحليل و ارزيابي آن واقعه براي من وجود دارد اين است كه اظهارات من به دليل حضور در آن واقعه ممكن است ايدئولوژيك تعبير شود، در حالي كه مثلاً اگر من درباره واقعه‌اي مثل مشروطيت يا ملي شدن صنعت نفت تحليل كنم، احتمالا دفاع يا حمله من ايدئولوژيك تعبير نشود، به همين دليل ترجيح مي‌دادم كه درباره آن رويداد وقتي صحبت كنم كه شنونده ذهنيتي نسبت به اين حضور نداشته باشد. البته اصل حضور داشتن يا نداشتن هم مي‌تواند موضوع بحث و تحليل قرار گيرد، به جاي خود لازم هم هست، بويژه هنگامي كه قصد ارزيابي عملكرد شخصي يا گروهي مدنظر باشد، اما هنگام تحليل واقعه و فارغ از ارزيابي عملكرد اشخاص لازم است اين مسأله از ذهنيت بحث‌كنندگان خارج شود.
3ـ مشكل ديگري كه متأسفانه در مورد نگرش‌هاي موجود نسبت به تصرف سفارت آمريكا مشهود است، خروج از منطق و حتي قلب و ناديده گرفتن واقعيت‌هاست. اين امر ناشي از واقعيتي روان‌شناسي است كه برخي در صددند واقعيتي را در گذشته پيدا كنند و همه مشكلات خود را به آن حواله دهند. من در دادگاهي كه در سال 1372 داشتم، گفتم بازداشت و زندان كردن من مشكلي را حل نمي‌كند. انقلاب به زمين سخت برخورد كرده، و ما نبايد مثل گاوهايي كه خيش را بر گردن خويش حمل مي‌كنند باشيم و وقتي كه به زمين سخت برخورديم با شاخ زدن به يكديگر، آن ديگري را مقصر جلوه دهيم. امروز هم بسياري از افراد در دستيابي به جامعه مطلوب و موردنظر خويش با شكست و سختي مواجه شده‌اند و طبعاً دنبال محملی و يا چيزي در گذشته اند تا زنگوله تقصير را بر گردن آن انداخت و مرهمي بر دردها و توجيهي بر ناكارآيي و ناتواني امروزي ما باشد. در ميان وقايع گذشته، به انقلاب و جنگ نمي‌توان پرداخت، چرا كه متولي رسمي و غير‌رسمي دارد و پرداختن به آنها هزينه‌هايي هم مي‌تواند به همراه داشته باشد. و لذا تنها مي‌توان از ديوار كوتاه! اين واقعه بالا رفت، چرا كه اقتدارطلبان مخالف مردم‌سالاري هم علي‌رغم آنچه كه در ظاهر بعضاً اين واقعه را تجليل مي‌كنند، اما بسيار خوشحال مي‌شوند كه عناصر دخيل در آن واقعه با هر شدتي محكوم شوند چون قريب به اتفاق آنان هم در گذشته و هم در حال حاضر از نيروهاي طرفدار مردم‌سالاري و مخالف استبداد و خودكامگي بوده‌اند و هستند. البته اين امر بدان معنا نيست كه آن واقعه در جريانات بعدي موثر نبوده، اما همچنان كه آن واقعه در مسايل بعدي موثر بود، خود نيز موثر از وقايع قبلي بود، و اگر بخواهيم چنين استدلالي را بپذيريم، و مثلاً جنگ را محصول تصرف سفارت بدانيم، اين واقعه نيز محصول انقلاب بوده و انقلاب نيز ناشي از رژيم شاه و آن نيز ناشي از كودتاي 28 مرداد و الخ... در اين مورد به تناسب صحبت خواهم كرد كه ارتباط وقايع با يكديگر چگونه است.
4ـ مشكل ديگري كه در تحليل اين رويداد وجود دارد،به تاريخ نپيوستن آن است. به قول بسياري از افراد براي تحليل بي‌طرفانه و علمي هر واقعه‌اي لازم است حداقل 40 سال از آن رويداد بگذرد تا از يك طرف حداكثر مسايل مربوط به واقعه روشن شود و از سوي ديگر آن واقعه تا حدی از متن جاري زندگي سياسي مردم كنار رود، و قضاوت‌هاي ارزشي نسبت به آن كمرنگ شود. البته به اين معنا هيچ رويداد مهمي در زندگي آن قدر خنثي و بي‌اثر نمي‌شود كه نسبت به آن حب و بغض وجود نداشته باشد، حتي مشروطيت، كودتاي سوم اسفند، 28 مرداد و... هم كه بيش از صد تا 50 سال از آنها گذشته، هنوز هم به لحاظ مسايلي در ايران زنده هستند و از همين رو امسال دو سمينار با دو جهت‌گيري مختلف سياسي در مورد مشروطيت برگزار شد، اما در هر حال مي‌توان اميدوار بود كه از غلظت سياسي بودن آن مسأله كاسته شود تا متخصصين تاريخ و جامعه‌شناسي سياسي براي ارزيابي آن وارد ميدان شوند.
از این رو به دليل تنش‌هاي موجود ميان ايران و آمریكا و اهميت اين تنش‌ها در تمامي ابعاد زندگي سياسي ما، قضيه تصرف سفارت آمريكا به موضوعي تاريخي تبديل نشد، تا مورد ارزيابي و قضاوتي بي‌طرفانه قرار گيرد.اين مسأله كماكان سياسي است، چارچوب تحليلي امر سياسي هم متفاوت از چارچوب تحليلي پديده تاريخي است.
من اگر بخواهم سياسي صحبت كنم، در اين صورت به عنوان فردي كه در جريان واقعه بوده وارد گفتگو خواهم شد، و طرف مقابل من هم بايد فرد يا گروهي مخالف قرار داشته باشد، و طبعاً استدلال‌ها هم تا حدود زيادي سياسي خواهد شد. مجادله سياسي را نمي‌توان با افراد شناخته نشده در حوزه سياست انجام داد، چون چنين مباحثه‌اي بي‌فايده است، نفر اول را هم قانع كني، نفر بعدي همان حرف‌ها را تكرار خواهد كرد، و لذا در صورتي كه علاقه‌اي به مباحثه سياسي قضيه باشد، من اعلام آمادگي مي‌كنم كه از خلال همين سايت آن را انجام دهم، مشروط بر اين كه طرف مقابل نيز فرد ذي‌ربط با موضوع باشد، مثلاً اگر آقاي دكتر يزدي (يا افراد ديگري) علاقه‌مند باشد كه خود را در اين جايگاه بداند، من آمادگي دارم كه به لحاظ سياسي وارد بحث شوم، بحث شفاهي كه متن آن پياده و منتشر شود يا بحث كتبي كه به صورت متناوب تا رسيدن به نقطه مطلوب و جايي كه كشش داشته باشد، ادامه يابد.
5ـ بنابراين در اينجا صرفاً تحليلي و غيرسياسي وارد قضيه مي‌شوم و ابتدا چند نكته محوري را براي تحليل اين واقعه مطرح مي‌كنم.
الف‌ـ براي تحليل هر رويدادي قبل از هر چيز لازم است كه آن رويداد را در متن جامعه مذكور تجزيه و تحليل كرد، جدا كردن يك رويداد از متن اجتماعي و سياسي جامعه معين و قرار دادن آن در متن ديگر و سپس تجزيه و تحليل نمودن آن در متن جديد، يك خطاي روش‌شناختي مسلم است. كساني كه آن واقعه را در متن امروزي جامعه ايران تحليل مي‌كنند، دقيقاً همان خطايي را مرتكب مي‌شوند كه عده‌اي ديگر رفتارهاي امروزي را در متن 27 سال پيش قرار مي‌دهند و نسبت به آن قضاوت مي‌كنند.
ب‌ـ هر رويداد اجتماعي و سياسي واجد تأثير يا ذات مشخص و غيرقابل تغييري نيست، بلكه مي‌توان آن را برحسب احتمالات مختلفي كه براي نحوه ادامه يا پايان يافتن آنها وجود دارد، ارزيابي كرد، همان طور كه برخي فيلم‌هايي كه اخيراً ساخته شده (البته شنيده‌ام و نديده‌ام) كه از برخی سکانسها داراي چند سناريوي مختلف است و برحسب اين كه چه اتفاقي بيافتد يا بيننده آن را انتخاب كند، ادامه و پايان فيلم متفاوت خواهد بود. مثلاً در جنگ اگر پس از فتح خرمشهر سياست آتش‌بس اتخاذ مي‌شد، امروز تصور ما از آثار جنگ و حتي از آن تصميم كاملاً متفاوت بود، فرض كنيم كه پس از فتح خرمشهر آتش‌بس پذيرفته مي‌شد و عراق هم عقب‌نشيني مي‌كرد، آنگاه صدام مدتي بعد كه مجدداً خود را بازسازي مي‌كرد اقدام به مشكلات جديدي مي‌كرد، همچنان كه اين كار را در مورد كويت كرد، در اين صورت ممكن بود كه امروز به پذيرش آتش‌بس و صلح پس از خرمشهر معترض مي‌شديم كه اگر آن وقت چنين كاري پذيرفته نمي‌شد، امكان داشت كه عراق را در وضع بسيار ضعيف‌تري محكوم به پذيرش صلح كنيم.
اين مشكل از آنجا ناشي مي‌شود كه رويدادهاي اجتماعي و سياسي، تكرارناپذير هستند، و با قطعيت نمي‌توان درباره تاثیرات قطعی آنها قضاوت كرد.
ج‌ـ درك عقلانيت خاص آن زمان بويژه نزد قشر جوان و دانشگاهيان براي فهم آن واقعه ضروري است. اين عقلانيت آني و لحظه‌اي شكل نمي‌گيرد، محصول عوامل مختلفي است كه در طول زمان به شكل‌گيري اين عقلانيت كمك مي‌كند، و نمي‌توان فارغ از اين عقلانيت نسبت به موضوعي قضاوت كرد.
6ـ درباره تصرف سفارت آمريكا چند پرسش كليدي مطرح است:
ـ اخلاقي يا قانوني بودن اقدام.
ـ آثار و تبعات آن در كوتاه‌مدت، ميان‌مدت وبلندمدت چيست؟
ـ آيا بروز جنگ ناشي از اين اقدام بود؟
ـ آيا بحران روابط ايران و آمريكا محصول این رویداداست؟
ـ آيا بحران فعلي نيز ناشي از اين امر است؟
ـ آيا راديكاليسم محصول اين اتفاق است؟
ـ آيا روند بعدي در جريان اين واقعه اجتناب‌ناپذير بود؟
ـ آيا اصل بروز اين پديده يا پديده مشابه آن اجتناب‌ناپذير بود؟ به عبارت ديگر آيا ممكن بود كه چنين واقعه‌اي يا چيزي مشابه آن رخ ندهد؟
ـ آیا نحوه پایان آن رویداد به ضرر ما بود؟
اکنون و با توضحيات فوق مي‌توانم بگويم كه چگونه وارد اين بحث خواهم شد. از يك سو بحث سياسي نخواهم كرد، صرفاً تحليلي و تاريخي است. براي بحث سياسي مشكلي نيست، اما لازم است كه طرف مقابل كه يك نفر اهل سياست باشد، حضور داشته باشد تا خوانندگان نتيجه مباحثه را مورد قضاوت قرار دهند.البته قبلا هم چنین مباحثه های بوده و مصاحبه ای هم سال گذشته با تلویزیون هما داشتم. پرسش‌هايي كه مطرح مي‌شود نيز موارد مذكور در بند 6 يا پرسش‌هاي ديگري از اين نوع است كه خوانندگان سايت می توانندمطرح كنند. اگر در مورد كليت و چارچوب پيشنهادي بحث و نظري داريد و يا در مورد بند 6 سوال‌هاي جديدي داريد، مطرح نماييد، من پس از اين به يك‌يك اين سوال‌ها خواهم پرداخت و سعي مي‌كنم به نحوي تحليل و ارزيابي كنم كه خواننده احساس نكند كه يكي از مشاركت‌كنندگان در اين واقعه بوده‌ام.

 

13 آبان روز دانشجو نیست!

 

 

در ایام ۱۳ آبان که می شود آمریکا ستیزی و نه استکبار ستیزی در سرتاسر اتاق های تبلیغات تکرار می شود و پارچه نویسی های نهادهای فرهنگی هم با شعار های تکراری دوباره قلمی می شود بیچاره خطاط ها! تلویزیون هم سرود هزار بار تکرار «آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو ...» را پخش می کند.

 

در تاریخ نگاری انقلاب و اولویت دهی به مفاهیم و ارزشهای انقلاب تحریف ها و خیانت های بزرگی صورت گرفته است . یک از بزرگترین هایش در مورد فتح لانه جاسوسی است و دیگری اش که باید در همین روزها به سراغش رفت (البته نه بر اساس تقویم های ظاهری) پذیرش قطع نامه ۵۹۸ و پایان جنگ نظامی ظاهری از سوی امام خمینی است.

 

در این باز نگری باید دقت کرد که کجای این حرکت «انقلاب دوم» بود و چه چیز آن را تا این درجه ی اهمیت رسانید. شاید این دو دلیل از همه مهمتر باشد و دومی مهمتر از اولی :

 

۱- انقلاب هایی که در تاریخ معاصر این مملکت رخ داده است از قبیل انقلاب مشروطیت( اگر انقلاب بودن آن را بپذیریم) جنبش ملی شدن نفت و بسیاری از قیام های مردمی چون جنبش میرزای جنگلی و قیام محمد تقی خان پسیان و قیام دلاوران تنگستانی و ... همگی این انقلاب ها در قیچی منافقین داخلی و استعمار خارجی از مسیر منحرف و یا از پا درآمدند. قصه هر یک از این انقلاب ها را می توان شکافت و به دقیق جزییات مصادیق این تحلیل اشاره کرد.

در قضیه مشروطیت و قضیه نفت این مسئله نمایش بیشتری داشت که روشنفکران به معنی منافقین فکری و اندیشه ای و در زیر پوشش اصطلاحات و عناوین اسلامی خود را ملی و یا ضد استبدادی نشان دادند و با رخنه و فساد در صفوف انقلابیون این انقلاب ها را به شکست کامل و بلکه به وضعی بدتر از قبل کشاندند. باز هم تفصیل آن بماند...

 

در انقلاب اسلامی لیبرال ها و جبهه ملی به قول امام «با اصرار برخی دوستان» (که باید روزی مشخص شود این دوستان چه کسانی هستند) کار را به دست گرفتند و در مسیری غیر از مسیر انقلاب در حرکت بودند که معلوم نبود اگر کار در دست آنها باقی می ماند چه به روز این مملکت می آمد. از تمامیت مرزی آن که با سر انگشت خیانت هیئت های حسن نیتی که به کردستان و گنبد و خوزستان می فرستاد در معرض جدایی بخش هایی از این سرزمین بود، تا ترور و کودتا هایی که با همکاری آمریکایی ها در شرف انجام علیه انقلاب بود.

 و این فتح لانه جاسوسی بود که توانست سیل بنیان کنی پدیدآورد و روشنفکران غربزده و شرق زده و بسیاری از خائنین داخلی را در مسیل خود از سر راه انقلاب بردارد و این آب حیاتی که به پای درخت انقلاب ریخته شد، ابتدا دولت موقت و نهضت آزادی را کنار زد و بعد دریادار مدنی ها استاندار خائن خوزستان را به رسوایی و فرار از کشور کشاند. از سوی دیگر مارکسیست های آمریکایی را رسوا کرد و داغ امپریالیسم ستیزی را با به اوج رساندن استکبار ستیزی اسلامی بر دل آنها گذاشت.

 

۲- ۱۳ آبان تجلی تولد نسلی از انقلاب است که به قول یکی از دانشجویان خط امام روحش با امام یکی شده بود :

«البته آن زمان جوانان انقلابی کشور مثل خود امام شده بودند. روح همه با روح امام یکی شده بود. یعنی فرد می گفت، امام می خواهد امروز سخنرانی کند. پیش خودش حدس می زد که امام می خواهد چه بگوید. می دیدی هشتاد درصد آن درست است. چرا؟ نه این که ما کسی شده بودیم. همه با هم وحدت روحی پیدا کرده بودند. شرایط عجیبی بود که در تاریخ کمتر تکرار می شود.» مصاحبه دکتر پور یزدان پرست

 

و بالاتر از آن صحبتهای امام را قبل از اینکه امام ایراد بفرمایند تشخیص می داد چه رسد به اینکه در راستای منویات او دست به اقدام بزند.

 

در این حرکت می بینیم که دانشجویانی که هر کدام دارای سابقه ای هستند سابقه تاریخی و سیاسی خود را در پیروی خط امام خلاصه می کنند و تا ضربه به دشمن شماره یک انقلاب بزنند، بدون اینکه تصریحی از جانب رهبر خود را دریافت کرده باشند.

 این بزرگترین پیروزی انقلاب اسلامی بود که نیروها و سربازهای آن منتظر نیستند تا رهبر دستور صریح دهد. بصیرت بالا مبتنی بر اسلام انقلابی و شجاعتی متواضعانه در خدمت اهداف انقلاب و امام خویش به قلب کانون فتنه دشمن می زنند.

 امام خمینی در فرمایشاتشان فتح الفتوح انقلاب و اسلام را در تربیت «آدم » می داند و مهمترین هدف انبیا را نیز همین امر می شمارد. امام خمینی علی رغم اینکه ابتداً از این مطلب اطلاعی ندارند، حمایتی بی نظیر از حرکت تا آخرین روزها می کند. در عظمت همین مطلب یک کلمه امام کافی است که این کار کمتر از انقلاب اول نیست.

 

اما عنوان مطلب: این حرکت کاملا دانشجویی و از سر بصیرت و فعالانه که در بحبوحه انقلاب اسلامی و در ذیل تفکر امام خمینی را مقایسه کنید با حرکتی منفعلانه و اتفاقی که در سالهای بسیار دور اتفاق افتاده است: 16 آذر 1332 که دانشجویان دانشگاه تهران در قبال سفر نیکسون به ایران تظاهرات کرده اند حال چه تفکری این تظاهرات را به راه انداخته است؟ زوایای تاریخی این قضیه چیست؟ شهادت یا کشته شدن چند دانشجو که کمونیست بودن یکی دو تای آنها محرز است. لکه ننگ این جنایت پررنگ تر از آن است که کسی بتواند آن را از لیست بلند جنایات آمریکا پاک کند.

مسئله این مقاله اهمیت این واقعه تاریخی است برای اینکه بتواند برچسب و عنوان روز دانشجو را به دوش بکشد این که کِی و کی این عنوان را بر این روز نام نهاده هم مورد مناقشه نویسنده نیست. بعد از این همه مدت که از انقلاب می گذرد بهتر است در اصلاح عناوین روزهای تاریخ انقلاب خود نیز تجدید نظری بکنیم.

 

درسها و نکته های تسخیر سفارت بسیار بلند است باشد که دوستان و علاقه مندان انقلاب نسبت به زوایای آن ها کنکاشها و کندو کاوهای انقلابی خود را جهت بدهند:

1-بررسی جایگاه دانشجو و امام و رابطه ولی و مولی در مرتبه ای بالاتر از آن

2- بررسی مجددی از اسناد لانه جاسوسی هرچند که تا به امروز جز چاپ اسناد مکشوفه کار تحلیلی و حتی باز نشر از آنها صورت نگرفته است.

3- بررسی جامعه شناختی این حرکت در مسیر انقلاب اسلامی و نقش مردم به علاوه نقش امام در تثبیت این حرکت

4- بررسی علل انحراف و واخوردگی برخی از فعالان این حرکت و لزوم نگاه فرهنگی و اجتماعی و ساختار محور به این حرکت در کنار نگاه سیاسی و کارگزار محور

5- بررسی ابعاد بین المللی شکست ابهت آمریکا در جهان به علاوه افتضاح طبس

6-...

 

و در آخر گوشه ای از فرمایشات امام در قبال این حرکت:

«در هر صورت من از شماها تشكر میكنم كه خودتان بدون اینكه غیر از خدا یك كسی وادارتان بكند خودتان وارد این میدان شدید،این چیزی است كه از مبدأ الهی جوشش پیدا كرده»