( كروگر، 1996 )

2-1-3-4 نظريه اريكسون

اريكسون معتقداست درسنين نوجواني ، فردنسبت به هويت خود، آگاهي به دست مي آوردوخودباوحدت بزرگتري ازگذشته درارتباط باگروه ، شغل ، جنس ، فرهنگ ومذهب درنوجواني شكل مي گيرد. تعارض رواني اين دوره مربوط به شكل گيري احساس هويت وپراگندگي اجزاي مختلف آن است . وظيفه حياتي دوره نوجواني آن است كه اين تعارض راحل كندويك هويت واحد ومنسجم رابراي خويشتن ايجادنمايدواين كاروقتي مقدوراست كه اوبرجوانب منفي اين تعارض وبحران غالب شودوهماهنگي دروني ومداوم درايفاي وظايف مختلف خودبدست آورد- رشدهويت جوانب مختلفي دارد- جنبه رواني آن خوددروني نوجوان راشكل مي دهد. اوبايدبتواندزندگي گذشته وهويت دوره هاي قبلي زندگي خويش راباوضع حال جديدش پيوندمناسبي بزند.

نوجوان دراين تلاشهاي خود،  همچنين بايدبتواندبه پرسشهاي مهم ( جاي من درهستي كجاست ؟ ! اززندگي خودچه مي خواهم ؟ ! ) پاسخ گويد- برخلاف دوره هاي قبلي كه كودك اين پرسش راازبزرگترهاداشت اينك اوازخودمي پرسدوخوداونيزبايدپاسخ مناسبي براي پرسش هاي خويش پيداكند- دراين سالهاي نوجواني . شكل گيري خودرواني وخود- امري جالب توجه وشوق آفرين است . اوخودراانساني مخصوص خويش مي يابدوطبيعي است كه ازاين بابت نوعي احساس تنهايي نيزدرخودداشته باشدوهمين امرموجب مي شودكه اوباخودبگويدهيچكس فكرواحساس مرانداردونتيجه چنين احساسي ازخود راضي بودن نوجوان است درابتداي نبوغ ، نوجوان به درستي نمي داندكه كيست ؟ واززندگي چه مي خواهد؟

براي اينكه اوبتواندبه وحدت هويت خويش برسد، زمان لازم است . اين زمان ، فاصله اي ميان آغازنبوغ تاشروع زندگي شخصي وپايان تحصيلات ويازمان ازدواج وآغاززندگي خانوادگي است .

اين زمان درگروههاي مختلف اجتماعي وفرهنگ هاي مختلف ، كم وزيادمي شود. دراين دوره نسبتا طولاني است كه نوجوان ، خودرامتعلق به سرزمين هاي بي نام ونشان مي داند- گاه حالت كودكان وگاه حالت بزرگسالان رابه خودمي گيرد. درهمين زمان است كه اوخودوزندگي ووظايف مختلف راتجربه مي كند- درجريان اين تجربه هاست كه اوخودراباقهرمانمان مختلفي همانندمي كند. گاهي همانندباقهرمانان افسانه هاست ، گاهي ورزشكاران بزرگ راالگوقرارمي دهدوگاهي ممكن است دوست يامعلم خودرانمونه مطلوب بداند- اين همانندسازي هاديگرجنبه سمبوليك ندارد، يعني برخلاف بازيهاي نمايشي دوره كودكي ، تجارب نوجواني وكارهاي اوحالت جدي دارد.

اوديگرنقش هاي مختلف رابابازي ايفانمي كندبلكه عملاً نقشهاي مختلف رابه تجربه شخصي درمي آورد،  بيشتراين نقشهاحالت افراطي دارد دراجراي همين نقشهاي مختلف نوجوان به تدريج هويت فعلي خودراباگذشته هايش پيوندمي زند- درجريان تشكيل هويت ، ، بويژه درآغازآن ،نوجوان به نفي ارزشهاي والدين نيزمي پردازد، اگروالدين صبروتحمل خودراازكف بدهندواورازيرفشارشديدنظرهاومعتقدات خودبگذرانند- ممكن است مشكلات بيشتري بروزكند.اين اختلاف بين نوجوان ووالدين رابرخي ازنويسندگان به تعارض نسلها( شكاف نسل ها) نيزتعبير كرده اند- اماواقعيت اين است كه چنين دشمني موهومي ، بين نسلهاوجودنداردواين تعارض هادرصورتي كه واكنش عاقلانه وصبورانه درمقابل آنهانتشان داده شودبه سودرشدنوجوان وشكل گيري درست هويت است .

( كروگر، 1378 )

2-1-3-5 نظريه گلاسر

درواقعيت درماني گلاسر، واژه شخصيت وواژه هويت راتقريبامترادف به حساب آورده اند- واقعيت درماني ، هويت راجزء لازم واساسي تمام انسانهادرهمه فرهنگهامي داندكه ازلحظه تولدتامرگ ادامه مي يابلد. درواقعيت درمالني ، هويت ازديدگاه درمالني موردبررسي قرارمي گيردوبه دوجزء هويت توفيق وهويت شكست تقسيم مي شود.

گلاسرمعتقداست كه هرفردي يك هويت مقصورداردكه بدان وسيله احساس موفقيت ياعدم موفقيت نسبي مي كند- اوهويت راآن تصوري مي داندكه فردازخودش داردواين تصورممكن است باتصوراتي كه ديگران ازاودارند- هماهنگ ويكسان ويااين كه باآنهاكاملامتفاوت باشد.

گلاسرمعتقداست ، افرادي كه هويت يكساني دارند، يكديگرراجذب مي كنندوآنهايي كه هويت ناهمگني دارند- يكديگررادفع مي كنند- درواقعيت درماني ، اعتقادبرآن است كه انسان فقط داراي يك نيازاساسي اجتماعي به هويت است واين نيازراكه ازنسلي به نسل ديگرمنتقل مي شود، دروني مي داند.اين نياز، همان نيازبه هويت فردي است كه به هويت اجتماعي فردارتباط نزديك دارد.( شفيع آبادي ، 1377 )

2-1-4-نظريه هاي عزت نفس

ازميان نظرياتي كه به بحث درباره ((خود )) ، (( تحقيق خود )) ، (( خودپنداره  )) و مي پردازندوهمگي مربوط به جنبه اي مهمي ازرشدشخصيت محسوب مي شودنظريات بعضي ازروان شناسان ونظريه پردازان انسان گرادراين موردمهمتروقابل بحث است .

به همين دليل ابتدابه جندين نظريه ازروان شناسان مكاتب مختلف مي پردازيم وبعدبه تفصيل به بحث درمورداين امرازديدگاه انسان گرايي مي پردازيم .

2-1-4-1-نظرفردم

  (( فروم  )) ازمكتب روان كاوي ، عزت نفس ازيك نوع (( تحقيق مثبت )) يا(( فعليت يافتن نفس )) مي داندكه فردرانفي مي سازد. به عقيده غروم ، شخصي كه قادرباشدواقعاخودش رادوست بدارد، درنتيجه به ديگران نيز بيشترمي تواندعلاقمندباشد. همچنان فردي كه قادربه دوست داشتن ديگران نيست ، خودش رانيزنمي توانددوست بدارد. به نظرفروم (( خودشيفتگي نخستين )) صفت علاقه به خودرادارد. درصورتي كه (( خودشيفتگي ثانوي )) نوعي دفاع است عليه آگاهي به ازدست دادن عزت نفس . خودشيفتگي ثانوي آنچنان كه درخودستايي ودرموردتوجه شديدبه بدن خودودرخودمركزي ديده مي شود، ديگرعشق به خودنيست بلكه نفرت ازخويشتن است كه ازاحساس شكست وتصورموردمحبوبيت نبودن توليدمي شود

( بلوم ، 1352 )

2-1-4-2-نظريه اريكسون

(( اريكسون 5 )) معتقداست بحرانهايي كه درهرمرحله ازرشدبه وجودمي آيداساس سلامت ياناسلامتي هاي بعدي شخصيت فردراپايه ريزي مي كنند. اگردرهريك ازاين مراحل ، بااين بحرانهاكه جنبه هاي مثبت ومنفي دارندوقسمتي ازجنبه هاي طبيعي رشدمحسوب مي شوندبرخوردرضايت بخش شود، جنبه هاي مثبت شخصيت ماننداعتمادبه نفس ، اعتمادبه ديگران ، خودكفايي وعزت نفس به ميزان بالايي جذب خودمي شوندوبدين ترتيب شخصيت به رشدسالم خودادامه مي دهد. برعكس اگرتعارض استمراريابدويادراصل به نحورضايت بخشي حل نشود(( خود)) درحال رشدصدمه مي بيندوعناصرمنفي شخصيت مانند(( بي اعتمادي ، شكست وترديدواحساس حقارت جذب خودمي شودودرنتيجه شخصيت به شكل ناسالمي رشدمي يابد.

اريكسون بااصطلاح (( من كيستم ؟ )) سعي داردنوعي تقابل خلاق ، ميان تجسمي كه شخص ازخودداردوتجسمي كه ديگران ازاودارند، رابيان كند، (( من كه هستم ؟ )) يعني اينكه فرداحساس كندبه گروه خودتعلق داردوگذشته اوبه اعتبارآينده اش داراي معناي خاص است ، ودراين (( كيستي )) عوامل خودآگاهانه وناخودآگاه نقش دارند. امافرايند(( كيستي )) راازفرايند(( عزت نفس )) ناخوداگاه ترمي داند( بلوم ، 1353 )

2-1-4-3- نظريه بندورا

(( بندورا1 )) معتقداست كه ايجادخودباوري درشخص ، ياتقويت پندارهاي هرفرددرموردخودش ويابرداشتهاي اودرباره تواناييهاي خاص خودش دريك زمينه ، پس ازعبورازيك سلسله فرايندهاي روان شناختي باعث تغييررفتارهاوفعاليتهاي اومي گردد. خودباوري برنوع فعاليتهايي كه شخص انتخاب مي كند، تلاشي كه صرف آن مي كند، اشتياقي كه براي انجام آن داردودرنتيجه اي كه ارايه مي دهدتاثيرمي گذارد.

( بندورا ، 1989 )

ازنظرپپ وهمكاران رشدكنترل خوددركودكان ازسه مرحله عمده مي گذرد- 1-كنترل توسط مراقبان 2-كنترل كلامي آشكارتوسط كودك و3-كنترل ناآشكاربه وسيله كودك

( پپ ، 1989 )

به عبارتي كنترل خودبه دوصورت مستقيم وغيرمستقيم باعزت نفس مرتبط است

( هارتر، 1983 )

بعضي مطالعات نشان مي دهندذكه كودكان برخوردارازعزت نفس بالا، هم احساس سودمندي فردي بهتروهم احساس كنترل بيشترمي كنند( هارتر، 1983 ) . علاوه براين والديني كه تمايل دارندكنترل (( خود)) پايداري ومحدوديت هاي متناسب باسن كودكان رابه بهترين وجه اعمال كنندوكودكان باعزت نفس بالاپرورش مي دهند

( مارتين ، 1983 )

2-1-4-4- نظريه كلي

كلي درروان شناسي شناختي به گسترش اين عقيده يعني توجه به خودپرداخت وتاكيدرابراهميت واكنشهاي افرادديگردرشكل دادن به عزت نفس قرارداد.

نظريه شناختي مثبتي براين است كه بالاترين منبع رشدوپيشرفت افراد، توان تفكرمنطقي وواقع گرايانه وبرخوردصحيح آنان درموردخويش ودرموردجهان اطراف است .( احمدي ، 1363 )

فردي كه عزت نفس پاييني داردخودراآدم نالايق وبي ارزشي مي داندواغلب واكنشهاي منفي ناشي ازفقدان عزت نفس است . اومعتقداست كه تصويرذهني مخدوش ، به ذره بيني مي ماندكه كوچكترين اشتباه وجزيي ترين عيب راچندبرابربزرگ تر كرده وآن رابه حساب عيب شخصي مي گذارد. درنتيجه خودرادست كم مي گيردوازخودانتقادميكند

( كلي ، 1902 )

ديدگاه (( انسان گرايي ))

انسان گرايي درروان شناسي معاصرجايگاه مهمي احرازكرده است ، به گونه اي كه گاهع دربرابررفتالرگرايي ، وروان كاوي ارآن به عنوان ديدگاه سوم يادمي شود. اين ديدگاه دركل روان شناسي وبويژه درحوضه روان شناسي رشدوبه طورخاصي درروان شناسي رشدشخصيت ، تاثيربسزايي داشته است ( پترسون ، 1988 )

نقش عمده انسان گرايان دربحث رشدشخصيت ، موضع گيري دربرابرديدگاههاي رفتارگرايي است . رفتارگراهاانسان رامنفعل وساخته محيط مي دانند. درحالي كه انسان گراهاتاكيدمي كنندكه انسان تحت تاثيرانتخاب فعال خويش قراردارد. دربين انسان گراهادوچهره برجسته وجوددارد. (( كارل راجرز 2 ))) و(( ابرام مزلو3 ))

ابتدارشدشخصيت وعزت نفس راازديدگاه مزلومطرح مي كنيم وبعدنظرراجرزرابيان مي كنيم .

2-1-4-5- نظريه مزلو

مزلومعتقداست همه افرادجامعه مابه يك ارزشيابي ثابت واستوارومعمولاعالي ازخودشان وبه احترام به خودياعزت نفس ويابه احترام به ديگران ، تمايل يانيازدارند

( مزلو، 1954 )

اونيازبه احترام رادونوع مي داندكه عبارتنداز: احترامي كه ديگران به مامي گذارندواحترامي كه خودبه خودمي گذاريم . وقتي احساس احترام دروني مي كنيم كه به خوداحترام بگذاريم . يعني احساس ايمني دروني واعتمادبه خودپيداكنيم وخودراارزشمندوشايسته احساس كنيم زماني كه فاقداحترام به خودباشيم درمقابله بازندگي احساس حقارت دلسردي وناتواني ميكنيم ، اين احساسات خودبه وجودآورنده دلسردي وياس اساسي وياگرايش هاي روان نزندانه ياجبراني خواهدشد.

( شولتز، 1977 )

به نظرمزلودرهمه انسانهاتلاش ياگرايش فطري براي تحقق خودهست . تحقق خودرامي توان كمال عالي وكاربردهمه تواناييهاومتحقق ساختن تمامي خصايص وقابليتهادانست

( شولتر، 1977 )

مزلودرمطالعات خود، دريافت كه نوعي اطمينان دروني وياحس غلبه درانسانهاوجودداردوآن را، جزء ارزش دادن به خودواطمينان ازشخصيت خويشتن ، چيزديگري تصورنمي كرد.

اوخودشكوفايي رادربه كارگيري وپرورش كامل استعدادهاي بالقوه )) يعني به فعليت درآوردن (( خود )) واطمينان ازخودمي دانست يعني انگونه شودكه مي تواندبشود.- اين بيان مزلو- اندرز(( نيچه )) رابه يادمي آوردكه مي گفت بر(( آن چيزي شوكه هستي )) ( شكركن ، 1372 )

2-1-4-6- نظريه ي راجرز:

مفهوم خويشتن مهمترين پديده وعنصراساسي درنظريه راجرز است .

به نظراجرز، انسان عوامل محيط خودرادرك مي كندودرذهن خودبه آن معني مي دهد- مجموعه اين سيستم ادراكي ومعنايي ، ميدان پديداري رواني فردرامي سازد.

به مروركه آگاهي ازخودظاهرمي شوداوفردنيازي شكل مي گيردكه نيازبه توجه مثبت واحترام ناميده مي شود.

نيازبه دريافت توجه مثبت ، آنقدرقوي است كه فردممكن است آنرابه تجارت مثبتي كه درجريان تحقيق نفس احساس مي كند، ترجيح دهد. ازطريق نگرش هاي مثبت واحترام آميزي كه توسط ديگران نسبت به فردبروزداده مي شوداحترام وتوجه مثبت نسبت به خود، به وجودمي آيد. پس ازتشكيل نگرش مثبت نسبت به خود، درفردبه جاي آن كه اوتوجه مثبت واحترام راازديگران بگيرد، ازخودش مي گيرد. به وجودآمدن نگرش مثبت واحترام آميزنسبت به خوددرفرد، گام ديگري درجهت ايجاديك شخصيت خودمختاروسالم است .

( شفيع آبادي ، 1371 ) . هنگامي كه خودرشدمي كند، انسان نسبت به دوستي وقبول ديگران احساس علاقه ونيازمي كندوتوجه مثبت نامشروط ديگران راطلب مي كند.- راجرزاين نيازراذاتي انسان مي داند.( فريك ، 1971 ).

توجه مثبت كه انسان يك نيازعمومي وبسيارجدي وشايع است . درصورتيكه ناكام بما ند- دركودك حالتي مي كندكه راجرز(( توجه مثبت مشروط )) مي خواند يعني عشق ومحبتي كه كودك دريافت مي كند، مشروط به رفتاردرست اونسبت باپرورش توجه مثبت مشروط كودك شيرخوارانتظارات مادررادروني مي سازدوبااين عمل گرايبش هاي مادرمي گيردودرموردخودبكارمي برد.

حاصل اين وضع كه كودك نخست توجه مثبت مشروط راازمادروسپس ازخوددريافت مي كندپيرايش شرايط ارزشمندي است يعني كودك براي ارزشمندبودن خودشرط هايي قايل مي شودوتنهادرشرايط خاصي خودراارزشمندمييابد ( شواتز1977)

خلاصه اين كه راجرزمعتقداست كه اگراولياازهمان اول زندگي به طفل محبت بدون قيدوشرط دهندبعدهاازچنان عزت نفسي برخوردارمي شوندكه لزومي درطردكردن تجارب واقعي نمي بينندودرهرشرايطي خودراانديشمند مي دانند چنين شخصي آزادورهاست ومي تواندبه تحقيق خودبپردازدوسهم استعدادهاي بالقوه اش رابپروراند. ليكن اگراولياء به طفل به طورمشروط مهرومحبت كنندويانظرمثبت دهندكودك تجربه هايي راكه باخودپنداريش هماهنگ نباشدطردوانكارمي كند ( شاملو1370 )

2-2-يافته هاي پژوهشي درخصوص موضوع

1-مظلوم بنهنگيفاروقي ،( 1379) درتحقيق خودباعنوان بررسي رابطه عزت نفس باپايگاههاي هويت دردانشجويان دانشگاه فردوسي مشهدبه هين نتيجه رسيده اندكه بين عزت نفس وپايگاه هويت دستيابي رابطه مثبت ومعناداري وجودداردوبين عزت نفس وپايگاه هويت تعليق وپراكندگي رابطه منفي ومعناداري وجودداشت بنابراين اين بدين معني است كه افرادپايگاه هويت دستبابي ازعزت نفس بالايي برخوردارندوافرادپايگاههاي هويت پراكندگي وتعليق ازعزت نفس پاييني برخوردارنددراين پژوهش بدست آمده است كه بيشرين فراواني درپايگاه دستيابي قرارداردكه اين يك نكته مثبت ونقطه قوت است .

چون دستيابي پيشرفته ترين پايگاه    ويك پايگاه هويت بالغ است وباموقعيتهاي شناختي وشخصي بسياربالاتري همراه است .

درتوزيع پايگاه هويت دراين پژوهش نكته قابل ذكرديگرپايين بودن نسبت افرادممانعت است . بين قرارداشتن افراددرپايگاه ممانعت باپيوستگي زيادبين اعضاء گروه اجتماعي كه فردعضوان است . ابرازعواطف مثبت دراين گروه ودرخانواده پايين بودن سطح تعارض درخانواده ونيزسازش پذيريي افراد  رابطه مستقيم وجوددازرديعني پيوستگي زيادبين اعضاگروه وموادفوق احتمال ماندن فرددرپايگاه ممانعت راافزايش مي دهد، بنابراين پايين بودن نسبت افرادواقع درپ1ايگاه ممانعت نشان دهنده وجودتعارضاتي است كه درگروههاي اجتماعي وخانواده هاوجودداردواين نشانه اين است كه خانواده وگروههاي اجتماعي نمي تواننداعضاء خودرابامعيارهاوارزشهاوايدئولوژي خودهمراه سازند.

2-دربان  زراعتي  زيرك( 73 1372) درتحقيق خودبا عنوان بررسي ارتباط بين عزت نفس ورشته تحصيلي دردانش آموزان دبيرستان به اين نتيجه رسيده اندكه درعزت نفس دردانش آموزان پيش دانشگاهي رشته رياضي فيزيك ازعزت نفس دانش آموزان مقطع پيش دانشگاهي رشته علوم انساني بيشتراست .

ازجمله عواملي كه درپديدآمدن عزت نفس بالادردانش آموزان رياضي فيزيك دخيل مي باشندعبارتنداز: پذيرش اجتماعي موفقيت درآينده ، ارزشيابي فردازتواناييهاي خود،‌توانايي هاي شناختي ، محيط خانواده ، ومحتوي درسي مي باشد.

نتيجه گيري

يكي ازمسايلي كه ازگذشته هاي دورموردتوجه روان شناسان بوده وهنوز هم كانون توجه بسياري ازروان شناسان درحال حاضرمي باشدشخصيت 1است اكثرمكاتب روان شناسي بخصوص روان تحليل گري درحيطه روان درماني بيش ازهرچيزي به چگونگي رشدشخصيت افرادتوجه دارندچراكه چگونگي رشدشخصيت مولفه مهمي درتعيين وتشريح مسايل واختلالات روان شناختي است وازاين جاست كه نظريه هاي رشدشخصيت سهم قابل توجهي درمشخص كردن مسيربهنجارومطلوب رشددارندچراكه اوبسياري ازناهنجاريها رواني ريشه درگذشته داشته وبه چگونگي رشدشخصيت مربوط مي شودوثانياسطح رشديافتگي كنوني خودمي توانندراهنماي براي درمان باشد.

دومولفه مهم كه دراكثرنظريه هاي رشدشخصيت به چشم مي خوردهويت 2 وعزت نفس 3 است چگونگي رشدوشكل گيري هويت وعزت نفس هردومي توانندنقش تعيين كننده اي درچگونگي رشدانسان درمراحل مختلف زندگي وبخصوص دوره نوجواني داشته باشندازاينروبيشترنظريات روان شناسي وبخصوص روان درماني همواره ايندوعنصررادرشخصيت كانون توجه خويش قرارداده اند. ضمن اين كه طبق تحقيقات انجام شده اين دورابطه نزديكي باهم دارندوهردوازمسايل اساسي درزيربناي رشدوشكل گيري شخصيت محسوب مي شوند.

براي تشكيل ساختاركلي زندگي ، گرچه همه دوران عمرمهم است برخي ازآنهامهمترازبرخي ديگراست نوجواني4 كه باتغييرات گوناگون درابعادمتعددهمراه است يكي ازبحراني ترين ادوارزندگي انسان محسوب مي شود

پس باتوجه به اهميت هويت وعزت نفس بخصوص دردوره نوجواني اين پژوهش تحقيقي دردانش آموزان مقطع پيش دانشگاهي وسوم متوسطه ناحيه 1 شهرستان مشهدبه عمل آورده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل سوم :  روش پژوهش

 

 

3-1- روش تحقيق

3-2- جامعه و نمونه آماري

3-3- روش جمع آوري اطلاعات

3-4- ابزار اندازه گيري هويت

3-4- ابزاراندازه گيري عزت نفس

3-5- روش تجزيه و تحليل اطلاعات

 

 

 

 

 

3-1- روش تحقيق

    در اين پژوهش ازدو روش علي مقايسه اي وهمبستگي استفاده شده است . اين دو روش ،‌ روشهاي جستجوي رابطه متغيرها مي باشند . (‌ بورگ و همكار ،‌ 1989 )‌

    - تحقيق علي مقايسهاي يا پس رويدادي به تحقيقاتي اطلاق ميشود كه در آنها پژوهشگر با توجه به متغير وابسته  به بررسي علل احتمالي وقوع آن مي پردازد . به عبارت ديگر تحقيق علي مقايسه اي گذشته نگر بوده و سعي دارد از معلول  پي به علل احتمالي ببرد و به اين دليل آن را پس رويدادي مي دانند كه علت و معلول (‌ متغيرمستقل و وابسته )  پس از وقوع مورد بررسي قرار مي گيرد .

    - در روش  همبستگي رابطه ميان متغيرها بر اساس هدف تحقيق تحليل مي شود.  اين روش ميزان هماهنگي بين تغييرات  دو متغيررا  تعيين مي كند و روش علي مقايسه اي  براي جستجوي علل احتمالي مورداستفاده قرار مي گيرد .

    هدف تحقيق همبستگي عبارت است از الگوهاي پيچيده رفتاري ازطريق مطالعه همبستگي بين اين الگوها و متغيرهايي كه فرض مي شود بين آنها رابطه وجود دارد . (دولار ،‌1378 ) 

    ازآنجا كه متغير مستقل (‌ پايگاه هويت عزت نفس )  در اين تحقيق تا حدود زيادي ازكنترل محقق خارج است لذا براي بررسي رابطه متغيرها تنها مي توان ازاين دو روش غير آزمايشي و توصيفي اند استفاده نمود .

   

 

 

 

3-2- جامعه و نمونه آماري

    جامعه مورد تحقيق كه اين نمونه ازآن انتخاب شده است ازبين دانش آموزان دختر سال سوم ومقطع پيش دانشگاهي دررشته هاي مختلف مقطع متوسطه (‌ رياضي تجربي و انساني )  ناحيه يك آموزش و پرورش شهرستان مشهد بودند .

    ابتدا حجم نمونه را 200 نفر در نظر گرفتيم كه هنگام نمره گذاري آزمونها ،  تعداد آزمودني ها به 160 نفر كاهش پيدا كرد ،‌ براي يافتن آزمودني ها آمار كل دبيرستانهاي  دخترانه و مراكزپيش دانشگاهي  ناحيه يك شهرستان مشهد دريافت شد ،  آنگاه از بين اين مراكز  5 دبيرستان انتخاب شدند و ازهر دبيرستان سه كلاس در رشته هاي رياضي فيزيك ،  رشته علوم انساني و علوم تجربي  انتخاب شدند .  آزمودني ها همگي دختر،  ايراني و مسلمان بودند و مطابق با تحقيق در اين زمينه در محدوده سني 16 تا 20 سال انتخاب شدند.  چرا كه بحران هويت در برابر پراكندگي  نقش در ديدگاه اريكسون مربوط به دوره نوجواني است و زمان تحكيم  هويت باز مي گردد به اواخر نوجواني و اوايل بزرگسالي (‌ سيلورستاين ،  1378 ) 

    آزمون عيني پايگاه هويت كه مورد كاربرد ماست بر اساس نظرسازندگانش قابل كاربرد از13 تا 56 سالگي است با اين حال آنها بهترين سنين كاربرد اين آزمون را از14 تا 30 سالگي مي دانند . (‌ آدامز،‌ 1378 )‌

   

 

 

 

 

3-3- روش جمع آوري اطلاعات

    به منظور گرد آوري اطلاعات لازم ،  پاسخنامه هاي هر دو آزمون مورد استفاده (‌ آزمون عيني گسترش يافته پايگاه هويت من و آزمون عزت نفس كوپر اسميت )‌  به همراه پرسشنامه اطلاعات فردي  در اختيار تمامي آزمودنيها قرار گرفت .

    براي پرسشنامه 58 سوالي كوپر اسميت كه جهت سنجش عزت نفس تهيه شده بود مدت زمان پاسخگويي 15 دقيقه در نظرگرفته شد و براي  آزمون گسترش يافته پايگاه هويت من  كه داراي 64 آيتم بود مدت زمان  20 تا 25 دقيقه در نظرگرفته شد .

    هر دو آزمون به تمامي آزمودنيها ارائه  شد و از آنان خواسته شد اطلاعات پرسشنامه اي  شخصي شان را تا حد امكان پاسخ دهند . دراين بين به سوالات مهم و مشكل كه ازسوي آزمودنيها پرسيده مي شد جواب داده مي شد  ولي از بيان اين نكته كه اين آزمون يك تست عزت نفس يا هويت سنج است خودداري مي شد .

    آزمون توسط انحصار گروه تحقيق و به صورت گروهي در محل دبيرستان ها اجرا شد و نمره گذاري آن مطابق نمونه انجام شد و براي بررسي و تحليل علمي مورد استفاده قرار گرفت .

 

 

 

 

 

 

 

3-4-  ابزار اندازه گيري هويت

در اين تحقيق از آزمون گسترش يافته عيني پايگاه هويت من استفاده شده است و به انضمام اين آزمون پرسشنامه براي جمع آوري اطلاعاتي در مورد مشخصات آزمودني ها تهيه شده اسن .  پرسشنامه اطلاعاتي در مورد مشخصات فردي ازمودني ها ازقبيل  سن ،  وضعيت خانوادگي و تاهل ،‌ رشته تحصيلي ،  ترتيب تولد و تحصيلات پدر و مادر به دست مي دهد .

 

3-4-1- پرسشنامه گسترش يافته عيني پايگاه هويت من

نسخه اصلي اين آزمون به زبان انگليسي و داراي دو مقياس يا بعد هويت ايدئولوژيك و هويت بين فردي است كه هر مقياس و بعد داراي 4 خرده مقياس ،‌ پراكندگي ،  ممانعت ،  تعليق ،‌ ودستيابي چهار حيطه مخصوص به خود است . هويت ايدئولوژيك شامل حيطه هاي نقش جنسي ،‌ روابط دوستانه ،  رابطه با جنس مخالف و فعاليتهاي تفريحي است .

كل ازمون داراي 64 آيتم است كه 32 آيتم آن مربوط به  بعد ايدئولوژيك و 32 آيتم مربوط به بعد بين فردي است و سهم هر يك ازحيطه ها و خرده مقياسها در هر بعد 8 آيتم است .

پاسخنامه اين آزمون به صورت يك مقياس كيلرت 6 درجه اي است كه ازكاملا موافق تا كاملا مخالف درجه بندي شده است .

 

 

 

3-4-2- نحوه اجراي پرسشنامه گسترش يافته عيني پايگاه هويت من

ابتدا به هريك ازآزمودنيها يك برگه ازاين پرسشنامه به انضمام  پاسخنامه آن كه داراي شش گزينه (  ازموافقت كامل تا مخالفت كامل )  و اطلاعاتي در خصوص سن ، جنس ،  ميزان تحصيلات ،  تحصيلات والدين ،‌ ترتيب تولد و … مي باشد داده مي شود و سپس به آزمودني ها گفته مي شود كه عبارتهاي داخل پرسشنامه را به دقت بخوانند و مشخص كنند كه هر كدام به چه ميزاني  منعكس كننده افكار و احساسات آنهاست  واينكه آيا با عبارات بيان شده موافق هستند يا مخالفند و آيا آن عبارات در مورد آنها صدق مي كند ياخير و پس از مشخص كردن موافقت و يا مخالفت به صورت كلي تصميم بگيرند كه اين مخالفت در چه حد و درجه اي است (  كامل ،‌ متوسط و يا كم )‌ و پاسخ خود را در پاسخنامه با علامت (‌×‌)  مشخص كنند .

 

2-4-3- نحوه نمره گذاري پرسشنامه گسترش يافته عيني پايگاه هويت من

آزمون گسترش يافته عيني پايگاه هويت من داراي 64 سوال است كه هر كدام از سوالات داراي 6 گزينه است كه هر گزينه نمره مخصوص به خود دارد شيوه نمره گذاري آن به اين صورت است :‌

-         كاملا مخالفم  (‌1 نمره )‌

-          تقريبا مخالفم (2 نمره )

-          مخالفم  (3 نمره )

-          موافقم  (4 نمره )

-          تقريبا موافقم ( 5 نمره ) 

-          كاملا موافقم (‌ 6 نمره ) 

سپس پاسخنامه آزمودني را در هر 8 بعد ذكر شده (  با توجه به نمرات كسب شده در هر بعد )  قرار داده و نمره هاي آنان را محاسبه مي كنيم . يعني هر بعد داراي نمره اي مي شود كه بعدا اين نمره هاي در تحليل ما مورد نياز خواهد بود .

 

3-3-4- اعتبار و روايي پرسشنامه گسترش يافته عيني پايگاه هويت من

اين آزمون تا كنون در 30 كشور مورد استفاده قرار گرفته است و از جمله تعدادي ازمطالعات بين فرهنگي در زمينه پايگاه هويت با استفاده ازاين آزمون انجام شده است . البته هنجاريابي آن درايران هنوز به طور كامل صورت نگرفته است .

 

3-5- ابزار اندازه گيري عزت نفس

دراين تحقيق از ازمون عزت نفس  كوپر اسميت به انضمام پرسشنامه اي براي جمع آوري اطلاعاتي در مورد مشخصات آزمودني ها تهيه شده است استفاده شده .  پرسشنامه اطلاعاتي در مورد مشخصات فردي ازمودني ها از قبيل ،‌ سن ،‌ وضعيت خانوادگي ،  و تاهل رشته تحصيلي ،  ترتيب تولد و تحصيلات پدر و مادر به دست مي دهد .

 

3-5-1- پرسشنامه عزت نفس كوپر اسميت

    آزمون عزت نفس كوپراسميت ،  نگرش فرد را نسبت به خودش  در چند حيطه به ويژه در رابطه با گروه همسالان و والدين و محيط مدرسه مي سنجد ،‌ اين آزمون مشتمل بر 58 سوال است كه هركدام ازسوالات داراي 2 گزينه است . جواب ها تحت عنوان بلي و خير مشخص شده است .  كسي كه پرسشنامه را پرمي كند بايد توجه داشته باشد كه كدام گزينه دقيقا گوياي احوال دروني اش است .

 

    3-5-2- نحوه اجراي پرسشنامه  عزت نفس كوپر اسميت

    ابتدا به هريك ازآزمودنيها يك برگه ازاين پرسشنامه به انضمام پاسخنامه آن داده ميشود . مدت زمان پاسخگويي به  سوالات 15 دقيقه مي باشد . اين آزمون داراي 58 سوال است كه هر كدام ازسوالات داراي دو گزينه است ،  آزمودني يكي ازدو گزينه  «بلي يا خير »  را مشخص مي كند . نمره هر فرد در هر سوال بسته به اين است كه آزمودني كدام گزينه را انتخاب كرده است .

 

    3-5-3- نحوه نمره گذاري پرسشنامه عزت نفس كوپر اسميت

    شيوه نمره گذاري اين آزمون به صورت يك و صفر است .  به اين معنا كه ماده هاي شماره 2-4-5-10-11-14-18-19-21-23-24-28-29-30-32-36-45-47-57  پاسخ بله (‌يك نمره )  و پاسخ خير (  صفر )  مي گيردو بقيه سوالات به صورت معكوس است يعني پاسخ بلي (‌صفر )  و پاسخ خير ( يك ) مي گيرد .

    بديهي است كه حداقل نمره اي كه يك فرد مي تواند بگيرد صفر و حداكثر 50 خواهد بود.

 

    3-5-4- اعتبار و روايي پرسشنامه عزت نفس كوپراسميت

    در پژوهشهايي كه در مورد اين آزمون صورت گرفته چندين پژوهش به اعتبار يابي و فرم يابي تست عزت نفس كوپر اسميت  پرداخته اند . دراين پژوهشها روايي و اعتبار لازم ، تعيين گرديده  و جدولهاي فرمي  هم براي آنان ساخته شده است و ضرايب همبستگي هاي  متغيرهاي اين پژوهشها نيز حاكي از رضايت بخش بودن اعتبار آن بوده است .

    - ناظم شيرازي ،‌ مسعود ،‌ 1376  ساخت و اعتبار يابي مقياسي براي بخش عزت نفس و بررسي رابطه آن با پرخاشگري رفتاري ضد اجتماعي ،‌ وضعيت اجتماعي – اقتصادي و عملكردتحصيلي در دانش آموزان  پسر پايه هاي اول تا سوم متوسطه . به راهنمايي :  بهمن نجاريان – دانشگاه شهيدچمران اهواز

    - ثابت ،  مهرداد ،  (1375 )  بررسي عملي بودن اعتبار روايي يا نرم يا بي تست عزت نفس كوپراسميت در مناطق 19 گانه تهران به راهنمايي :  حيدر علي هومن ،  دانشگاه علامه طباطبائي .

 

3-5-  روش تجزيه و تحليل اطلاعات

براي تحليل اطلاعات ازنرم افزار SPSS  استفاده گرديده . نرم افزار SPSS  به دليل نزديكي به زبان رياضي ، قادر است نتايج را به خوبي توصيف و مورد آزمونهاي مناسب قرار دهد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل چهارم :  تجزيه و تحليل يافته هاي پژوهش

 

1-4- بررسي جمعيت شناختي

2-4-  بررسي توصيفي و استنباطي فرضيه ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4-1- بررسي جمعيت شناختي

همانگونه كه در فصل سوم تحقيق ( بخش مربوط به نمونه آماري ) عنوان شد ، آزمودنيهاي تحقيق حاضر دانش آموزان شاغل  به تحصيل در مقطع پيش دانشگاهي  و سوم دبيرستان در رشته هاي  رياضي – انساني و تجربي ناحيه يك آموزشو پرورش مشهد مي باشند .  اين تعداد پس ازانجام و اجراي مراحل نمونه گيري خوشه اي ، استفاده ازپرسشنامه محقق ساخته مورد آزمون قرار گرفتند . تعداد آزمودني ها كه براي پژوهش انتخاب شدند 200 نفر بود كه هنگام نمره گذاري و اجراي آزمون اين تعداد به 160 نفر كاهش پيدا كرد  . آزمودني ها همگي مونث هستندو ازاين ميان 151 نفر مجرد و 9 نفر متاهل هستند .  در پرسشنامه مورد استفاده دراين تحقيق همانند غالب آزمونها و مقياسهاسوالاتي عنوان شده است كه محقق با استناد به جوابهايي كه آزمودني ها به سوالات فوق داده اند به توصيف جمعيت شناختي  آزمودنيها مي پردازد .

 

جدول 4-1- توزيع فراواني آزمودنيها بر حسب سن

سن

فراواني

درصد

درصد تجمعي

16

17

18

19

20

6

80

59

10

5

8/3

50

9/36

3/6

1/3

8/3

8/53

6/90

9/96

100

 

     در حالي كه توزيع سني گرده نمونه 16 تا 20 سال بوده است بيشترين فراواني در گرده 17 سال و كمترين فراواني در گرده سني 20 سال بوده است . ضمنا ميانگين سني گرده آزمودني ها 54/17 سال و انحراف معيار آن 79/0 بوده است .


جدول4-2- توزيع فراواني ازمودنيها برحسب وضعيت تاهل

وضعيت تاهل

فراواني

درصد

متاهل

9

6/5

مجرد

151

4/94

 

     گرده نمونه 9 نفر متاهل و 151 نفر مجرد بوده اند .

 

جدول 4-3- توزيع فراواني آزمودنيها بر حسب تحصيلات پدر

وضعيت تحصيلات پدر

فراواني

درصد

بي سواد

5

1/3

تا ديپلم

130

3/81

تا ليسانس

19

9/11

بالاتر

2

3/1

خوروي

4

5/2

 

     در گرده نمونه بيشترين ميزان تحصيلات  پدر در وضعيت تا ديپلم با فراواني 130 بوده و كمترين ميزان آن وضعيت بالاتر ازليسانس با فراواني 2 بوده است .

 

جدول 4-4- توزيع فراواني آزمودنيها بر حسب تحصيلات مادر

وضعيت تحصيلات مادر

فراواني

درصد

بي سواد

10

3/6

تا ديپلم

144

90

تا ليسانس

6

8/3

 

درگرده نمونه بيشترين ميزان تحصيلات مادر در وضعيت تا ديپلم و با فراواني 144 بوده و كمترين ميزان آن در وضعيت بالاتر ازليسانس و حوزوي با فراواني صفرميباشد .

 

جدول 4-5- توزيع فراواني ازمودنيها بر حسب رشته تحصيلي

رشته تحصيلي

فراواني

درصد

رياضي

79

6/49

تجربي

46

8/28

انساني

35

9/21

 

     در گرده نمونه بيشترين ميزان  رشته تحصيلي در رشته رياضي  با فراواني 79 بوده و كمترين ميزان آن رشته انساني با فراواني 35 مي باشد .

 

جدول 6-4- توزيع فراواني بر حسب ترتيب تولد

ترتيب تولد

فراواني

درصد

اول

51

9/31

آخر

20

5/12

غيره

89

6/55

 

     در گرده نمونه بيشترين ميزان نوع تولد در گروه غيره با فراواني 89 و كمترين آن درترتيب تولد در نوع آخر با فراواني 20 مي باشد .

 

   


4-2- بررسي توصيفي و استنباطي فرضيه ها

    در اين بخش ابتدا فرضيه موردنظر عنوان و سپس جدول طبقات مربوطبه آن فرضيه رسم شده است و سپس با توجه به داده هاي حاصل ازجدول طبقات ميانگين و واريانس  آنها عنوان شده و در آخر نيز نمره همبستگي هر متغير (  هويتهاي دستيابي،‌ تعليق ،  ممانعت و پراكندگي ) با متغير عزت نفس نيز مقايسه شده است .

 

1-  بين ميزان عزت نفس و پايگاه هويت دستيابي رابطه معناداري وجود دارد.

 

جدول 4-7- توزيع فراواني هويت دستيابي و عزت نفس

هويت دستيابي

عزت نفس

گروه هاي دستيابي

فراواني

گروه هاي عزت نفس

فراواني

26-21

32-27

38-33

44-39

50-45

56-51

62-57

68-63

74-69

80-75

86-81

92-87

1

2

1

2

4

21

22

41

35

21

5

5

12-9

16-13

20-17

24-21

28-25

32-29

36-33

40-37

44-41

48-45

4

10

12

16

22

27

16

21

16

12

 

تعداد 160

 

تعداد 160

 

    با توجه به داده هاي حاصله ازجدول 4-7- اين چنين ميتوان اظهار داشت كه بيشترين نمره كسب شده در هويت دستيابي در طبقه 68-63 با فراواني41 و كمترين نمره كسب شده در طبقه هاي 26-21 و 38-33  با فراواني 1 بوده است . همچنين بيشترين نمره ثبت شده در عزت نفس در طبقه 32-29 با فراواني 27 و كمترين نمره كسب شده در طبقه  12-9 با فراواني 4 بوده است .

    با توجه به نتايج به دست آمده ميانگين و واريانس پايگاه هويت دستيابي به ترتيب ميانگين = 21/65  و واريانس = 59/132  و ميانگين و واريانس عزت نفس  ميانگين = 55/30  و واريانس = 36/91  مي باشد.

    در بررسي استنباطي رابطه بين عزت نفس و پايگاه هويت دستيابي با استفاده از روش همبستگي پيرسون ،  نمره همبستگي بين عزت نفس  و پايگاه هويت دستيابي 22/0 عنوان شد .

 

جدول 4-8- همبستگي بين عزت نفس و پايگاه هويت دستيابي

 

عزت نفس

پايگاه هويت دستيابي

عزت نفس    همبستگي پيرسون

تعداد

1

160

22/0

160

پايگاه هويت دستيابي  همبستگي پيرسون

تعداد

22/0

160

1

160

 

    با توجه به نمره حاصله از همبستگي بين عزت نفس و پايگاه هويت دستيابي مي توان اظهار داشت كه بين عزت نفس و پايگاه هويت دستيابي رابطه مثبت و معنا داري وجود دارد.

 


بين ميزان عزت نفس و پايگاه هويت تعليق رابطه معنا داري وجود دارد .

 

جدول 4-9 توزيع فراواني هويت تعليق و عزت نفس

هويت تعليق 

عزت نفس

گروه هاي تعليق 

فراواني

گروه هاي عزت نفس

فراواني

35-28

42-36

49-43

56-50

63-57

70-64

77-71

84-78

91-85

 

1

1

4

18

42

57

26

9

2

 

12-9

16-13

20-17

24-21

28-25

32-29

36-33

40-37

44-41

48-45

4

10

12

16

26

27

16

21

16

12

 

تعداد 160

 

تعداد 160

 

    با توجه به داده هاي حاصله از جدول 4-9 چنين مي توان اظهار داشت كه بيشترين  نمره كسب شده در پايگاه هويت تعليق در طبقه 70-64  با فراواني 57 و كمترين نمره كسب شده در طبقه هاي 35-28 و 42-36  با فراواني 1 مي باشدو همچنين بيشترين نمره كسب شده در عزت نفس در طبقه 32-29  با فراواني 27 و كمترين نمره كسب شده در طبقه 12-9  با فراواني 4 قراردارد .

    با توجه به نتايج به دست آمده ميانگين و واريانس پايگاه هويت  تعليق به ترتيب ميانگين = 85/64 و واريانس = 39/79  مي باشد و ميانگين و واريانس عزت نفس نيز ميانگين 55/30 و واريانس = 36/91 ميباشد .

    در بررسي استنباطي رابطه بين  عزت نفس و پايگاه هويت تعليق 012/0 عنوان شد .

4-10- همبستگي بين عزت نفس و پايگاه هويت تعليق

 

عزت نفس

پايگاه هويت تعليق 

عزت نفس    همبستگي پيرسون

تعداد

1

160

012/0

160

پايگاه هويت تعليق    همبستگي پيرسون

تعداد

012/0

160

1

160

 

    با توجه به نمره حاصله از همبستگي  بين عزت نفس و پايگاه هويت تعليق ميتوان  اظهار داشت كه بين عزت نفس و پايگاه هويت تعليق  هيچ رابطه معنا داري وجود ندارد .

 

2-  بين ميزان عزت نفس و پايگاه هويت ممانعت رابطه معناداري وجود دارد.

 

جدول 4-11 توزيع فراواني هويت ممانعت و عزت نفس

هويت ممانعت  

عزت نفس

گروه هاي ممانعت 

فراواني

گروه هاي عزت نفس

فراواني

22-17

27-23

32-28

37-32

42-38

47-43

52-48

57-53

62-58

67-63

72-68

77-73

82-78

 

3

13

16

17

26

25

17

20

13

5

2

0

3

 

12-9

16-13

20-17

24-21

28-25

32-29

36-33

40-37

44-41

48-45

4

10

12

16

26

27

16

21

16

12

 

تعداد 160

 

تعداد 160

 

     با توجه به داده هاي حاصله از جدول 4-11 چنين مي توان اظهار داشت كه بيشترين نمره كسب شده در هويت ممانعت  در طبقه 42-38 با فراواني 26 و كمترين نمره كسب شده در طبقه 77-73  با فراواني 0 بوده است و همچنين بيشترين نمره كسب شده در عزت نفس  در طبقه 32-29 با فراواني 27 و كمترين نمره كسب شده در طبقه 12-9 با فراواني4 قراردارد .

    با توجه به نتايج به دست آمده ميانگين و واريانس پايگاه هويت ممانعت به ترتيب ميانگين  = 95/43 و واريانس = 07/159 و ميانگين و واريانس عزت نفس = 55/30 و واريانس = 36/91 مي باشد .

    در بررسي استنباطي رابطه بين عزت نفس و پايگاه هويت ممانعت با استفاده از روش همبستگي پيرسون نمره همبستگي بين عزت نفس و پايگاه هويت ممانعت 028/0 عنوان شد .

 

جدول 4-12 همبستگي بين عزت نفس و پايگاه هويت ممانعت

 

عزت نفس

پايگاه هويت ممانعت 

عزت نفس    همبستگي پيرسون

تعداد

1

160

028/0

160

پايگاه هويت ممانعت  همبستگي پيرسون

تعداد

028/0

160

1

160

 

    با توجه به نمره حاصله ازهمبستگي بين عزت نفس و پايگاه هويت ممانعت مي توان اظهار داشت كه بين عزت نفس و پايگاه هويت ممانعت رابطه معنا داري وجود دارد .

 

    4- بين ميزان عزت نفس و پايگاه هويت پراكندگي  رابطه معنا داري وجود دارد .

4-13    توزيع فراواني هويت پراكندگي و عزت نفس

هويت پراكندگي   

عزت نفس

گروه هاي پراكندگي 

فراواني

گروه هاي عزت نفس

فراواني

20-18

23-21

26-24

29-27

32-30

35-33

38-36

41-39

44-42

47-45

50-48

53-51

56-54

59-57

62-60

65-63

68-66

71-69

74-72

 

1

0

1

0

10

12

14

16

14

13

20

14

12

17

4

2

7

0

3

 

12-9

16-13

20-17

24-21

28-25

32-29

36-33

40-37

44-41

48-45

4

10

12

16

26

27

16

21

16

12

 

تعداد 160

 

تعداد 160

 

     با توجه به داده هاي حاصله از جدول 4-13 اين چنين مي توان اظهار داشت كه بيشترين نمره كسب شده در هويت پراكندگي  در طبقه 59-57 با فراواني 17 و كمترين نمره كسب شده در طبقه هاي 23-21،  29-27 و 71-69  با فراواني صفر بوده است  و همچنين بيشترين نمره كسب شده در عزت نفس در طبقه 32-29 با فراواني 27 وكمترين نمره كسب شده در طبقه 12-9 با فراواني 4 قراردارد .

    با توجه به نتايج به دست آمده ميانگين و واريانس پايگاه هويت پراكندگي به ترتيب ميانگين = 05/47 و واريانس = 02/112  و ميانگين و واريانس عزت نفس  نيزميانگين 55/30  و واريانس =36/91 مي باشد .

    در بررسي استنباطي رابطه بين عزت نفس و پايگاه هويت پراكندگي  با استفاده از روش همبستگي  پيرسون نمره همبستگي  بين عزت نفس و پايگاه هويت پراكندگي  328/0- عنوان شد .

 

جدول 4-14 همبستگي بين عزت نفس و پايگاه هويت پراكندگي

 

عزت نفس

پايگاه هويت پراكندگي  

عزت نفس    همبستگي پيرسون

تعداد

1

160

328/0-

160

پايگاه هويت پراكندگي    همبستگي پيرسون

تعداد

328/0-

160

1

160

 

    با توجه به نمره حاصله از همبستگي بين عزت نفس و پايگاه هويت پراكندگي  مي توان بيان داشت كه بين عزت نفس و پايگاه هويت پراكندگي  رابطه منفي و معناداري وجود دارد .

 

 

 

 

 

جدول 4-15 نمرات ميانگين واريانس عزت نفس و پايگاهاي هويت دستيابي ،  تعليق ،‌ ممانعت و پراكندگي

 

عزت نفس

هويت دستيابي

هويت تعليق

هويت ممانعت

هويت پراكندگي

ميانگين

55/30

21/65

85/64

95/43

05/47

واريانس

36/91

59/132

34/79

07/159

02/112

تعداد

160

160

160

160

160

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
فصل پنجم :  بحث و نتيجه گيري

 

5-1- بحث و نتيجه گيري

5-2- نتيجه گيري نهايي

-         محدوديتها

-          پيشنهادات

-          منابع

-          ضمائم

 

 

 

 

 

 

 

 

5-1- بحث ونتيجه گيري

به نظربسياري ازروان شناسان براي تشكيل ساختاركلي زندگي ، گرچه همه دوران عمرمهم است برخي ازآنهامهمترازبرخي ديگراست . نوجواني كه باتغييرات گوناگون درابعادمتعددهمراه است يكي ازبحراني ترين ادوارزندگي انسان محسوب مي شود. انسان درزندگي به دنبال معنايي مي گرددكه به خاطرآن زندگي مي كندوبارشدعقلاني فرددردوره نوجواني توجه اوبه ارزشهاواعتقادات ، مفاهيم حقيقت ، زيبايي ومرگ ونيستي كه دركل معناي زندگي است جلب مي شودونوجوان تمام روابط وباورهايي كه دردوران كودكي بدون چون وچراپذيرفته است راموردپرسش وترديدقرارمي دهدوسعي مي كندباتوجه به شخصيت شكل پذيرواستقلال جوي خودنظامي ازارزشهابدست آورد.

باتوجه به اهميت يادشده دوران نوجواني وضرورت شكل گيري يك هويت يكپارچه ومنسجم تاثيري كه عزت نفس مي توانددرهويت خودداشته باشداين تحقيق رابرآن داشت تادرخصوص رابطه بين عزت نفس وهريك ازپايگاههاي هويت ( دستيابي – تعليق – ممانعت – پرآكندگي ) پژوهش به عمل آورد.

فصل اول شامل مباحثي ازجمله مقدمه ، موضوع تحقيق ، اهميت موضوع ، دلايل انتخاب موضوع ، سئوالات تحقيق وتعاريف عملياتي است مي باشد. اين پژوهش دربخشهاي يادشده به يك سري مباحث كلي درخصوص هويت وانواع آن ، عزت نفس وچگونگي شكل گيري هويت ونيزمباحث ذكرشده بالانيزپرداخته است .

درفصل دوم كه تحت عنوان موضع گيريهاي نظري دريافته هاي پژوهشي درخصوص موضوع مي باشداين پژوهش به بررسي وتعريف مفهوم هويت وعزت نفس وانواع موضع گيري هاي نظري دراين خصوص پرداخته ودرآخرنيزانواع يافته هاي پژوهشي راكه بااين پژوهش هم راستااست رانيزمطرح وموردبررسي قرارداده است .

درفصل سوم باعنوان روش پژوهش به بررسي روش تحقيق وجامعه ونمونه آماري ، روش جمع آوري اطلاعات ، ابزاراندازه گيري وروش تجزيه وتحليل اطلاعات نيزپرداخته است .

درفصل چهارم باعنوان تجزيه وتحليل يافته هاي پژوهشي كه دربخش اول به بررسي جمعيت شناختي ازحيث سن ، وضعيت تاهل ، وضعيت تحصيلات پدر، وضعيت تحصيلات مادر، رشته تحصيلي وترتيب تولدنيزتوجه داشته ونتايج ذيل نيزحاصل شده است كه درگروه بيشترين فراواني درگروه سني 17 سال وكمترين فراواني درگروه سني 20 سال بوده ودرخصوص وضعيت تاهل درگروه نمونه اين پژوهش 9 نفرمتاهل و151 نفرمجردبودند. ازنظرتحصيلات پدرومادربيشترين تحصيلات پدردروضعيت تاديپلم بافراواني 130 وكمترين ميزان آن دروضعيت بالاترازليسانس بافراواني 2 بوده وبيشترين ميزان تحصيلات مادرنيزدروضعيت تاديپلم بافراواني 144 وكمترين ميزان آن دروضعيت بالاترازليسانس وحوزوي بافراواني 0 مي باشد. دربررسي توزيع فراواني آزمودنيهابرحسب رشته تحصيلي بيشترين ميزان رشته تحصيلي دررشته رياضي بافراواني 79 وكمترين ميزان آن رشته انساني بافراواني 35 نفرمي شودودرتوزيع فراواني آزمودنيهابرحسب ترتيب تولدبيشترين ميزان نوع تولددرگروه غيره بافراواني 89 وكمترين آن درنوع ترتيب تولدآخربافراواني 20 مي باشد.

در بخش دوم فصل چهارم باعنوان بررسي توصيفي واستنباطي فرضيه هابه بررسي وطبقه انواع پايگاههاي هويت وهمچنين عزت نفس و مــحاسبه ميانگين درپايگاههاي هويت وعزت نفس ودرآخربه بررسي ومقايسه همبستگي بين پايگاههاي هويت وعزت نفس نيزپرداخته شده است ونتايج حاصل ازاين همبستگي هابدين صورت مي باشدكه بانمره همبستگي معادل 22/0 بين پايگاه هويت دستيابي وعزت نفس مي توان اظهارداشت كه بين پايگاه هويت دستيابي وعزت نفس رابطه مثبت ومعناداري وجودداردوهمچنين بانمره همبستگي 328/0 بين پايگاه پراكندگي وعزت نفس نيزمي توان بيان داشت كه بين پايگاه هويت پراكندگي وعزت نفس رابطه منفي ومعناداري وجوددارد. امادربررسي نمره همبستگي پايگاه هويت تعليق وعزت نفس كه داراي نمره اي معادل 012/0 ونمره همبستگي پايگاه هويت ممانعت وعزت نفس بانمره همبستگي 028/0 هيچ گونه رابطه معناداري مشاهده نشد.

      5-2- نتيجه گيري نهايي

درفصل چهارم اين نتيجه حاصل شدكه بين عزت نفس وپايگاه هويت دستيابي رابطه مثبت ومعناداري وجودداردوبين عزت نفس وپايگاههاي هويت پراكندگي رابطه منفي ومعناداري وجوددارد. بدين معني كه افرادداراي پايگاههاي هويت دستيابي ازعزت نفس بالايي برخوردارندوافرادپايگاههاي هويت پراكندگي ازعزت نفس پائيني برخوردارند.

درموردارتباط بين عزت نفس وپايگاههاي ممانعت وتعليق ، هيچگونه رابطه معناداري بدست نيامد. ازسويي طبق پژوهش انجام شده ، مشاهده شدكه عزت نفس دانش آموزان علوم تجربي بيشترازدانش آموزان علوم رياضي – فيزيك وعلوم انساني است .

باتوجه به نتايج بدست آمده مي توان گفت عزت نفس پايگاههاي هويت رابطه معناداري باهم دارند.

تحقيقات  نشان مي دهدكه درجامعه موردمطالعه بيشترين فراواني درپايگاههاي دستيابي وتعليق قرارداردكه اين نكته مثبت وقوتي است ، پائين بودن نسبت افرادواقع درپايگاه ممانعت ، نشان دهنده وجودتعارضاتي است كه درگروههاي اجتماعي وخانواده ها وجودداردونشان مي دهدكه اين گروههانمي تواننداعضاي خودرابامعيارهاوارزشهاوايدئولوژي خودهمراه سازند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محدوديتها

1-نمونه موردنظرتنهاازميان دانش آموزان دخترانتخاب شده بود.

2-نمونه انتخابي محدودبه 160 آزمودني بود.

3-محدوده سني آنان 20 – 16 سال بوده است .

 

پيشنهادات

1-پژوهش موردنظردرمقاطع مختلف تحصيلي وبانمونه اي بزرگترموردبررسي قرارگيرد.

2-جنسيت دخالت داده شودونتايج تحقيق درنمونه دختران وپسران موردمقايسه قرارگيرد.

3-بررسي عزت نفس ورشته تحصيلي درپايه ي ( اول – دوم ) دبيرستان .

4-بررسي عزت نفس وپايگاههاي هويت درميان دوگروه مجردومتاهل .

 

 

 
 
 
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 الف )‌ منابع فارسي

-  الن ، ا راس (1373)‌ روان شناس شخصيت ، ترجمه سياوش جمال فر ،  انتشارات بعثت .

 اكبر زاده ،‌ نسرين (1376)‌ ، گذار از نوجواني به پيري ،  انتشارات دانشگاه الزهرا .

 احدي ،  حسن ،‌ جمهري ،‌ فرهاد (1378)  ،  روان شناسي رشد نوجواني ، انتشارات پرديس .

 احمدي ،  احمد . (‌ 1373)  ،  بحران هوست در نوجواني و ارزيابي آن ، انتشارات عروج .

 اسماعيلي ، پور حامي (1377)‌ رابطه بينوالد و فرزند و نقش آن در شكل گيري هويت . مجله تربيت . سال سيزدهم ،‌ شماره هشتم .

 ايان ، وات ، زمان و مكان در رمان ،  ترجمه حسين پاينده ،‌ نشريه ادبيات انگليسي ،  شماره 14 و 15 .

 بيريا ، ناصر .(1375)‌ . روان شناسي رشد (2)  با نگرشبه منابع اسلامي . انتشارات تهران .

 پوپ ؤ اليس (1374)‌ افزايش احترام به خود در كودكان  و نوجوانان ، ترجمه پريسا تجلي . انتشارات رشد .

 پور شيرازي ، ف . تبيين هويت فردي نوجوانان . دانشگاه پيام نور .

 ثابت ،  مهرداد (1375) بررسي عملي بودن اعتبار روايي و نرم يابي عزت نفس كوپر اسميت در مناطق نه گانه تهران . دانشگاه علامه طباطبا ئي .

 سرمد ، ز . بازرگان ،‌ع . حجازي ،‌1 . (1379) . روشهاي تحقيق در علوم رفتاري (  چاپ چهارم )  . تهران :  انتشارات آگاه .

 سلطاني ،‌ م (1381)‌ هويت فرديو عزت نفس اجتماعي ،  دانشگاه آزاد اسلامي رودهن .

 شاملو ،  سعيد  . (1363)  مكاتب و نظريه ها در روان شناسي . انتشارات چهر .

-          شرخي ،  محمد رضا . (1379 )  . جوان وبحران هويت .

 شفيع  آبادي ، ع ، ناصري ،  غ . (1377) . نظريه هاي مشاوره و روان درماني . مركز نشردانشگاهي .

 شولتز ، دوان . ش.لتز ،‌ سيدني الن . (1998)  . نظريه هاي شخصيت ،‌ ترجمه يحيي سيدمحمدي .

 طالبيان شريف . گرزين ،  ز درگاهي ،  م . ( 1381 ) . بررسي رابطه بين هوش و پايگاه هويت درد انشآموزان دختر دبيرستان و پيشدانشگاهي هاي ناحيه 5 و 6 مشهد.

 ظالبيان ،  شريف . يعقوبي ،  ن . زحمتكش ،‌ك . (1381) رابطه بين پايگاههاي هويت و علائم روان شناختي در دانش آموزان دختر .

 فاروقي ، ح . (1379)‌  . بررسي رابطه عزت نفس باپايگاههاي هويت در دانشجو.يان دانشگاه فردوسي مشهد .

 كارور ،  چ س . وشي ير ، م ف . (1375) . نظريه هاي شخصيت ترجمه رضواني

 لطف آبادي ،  حسين . (1378) . روان شناسي رشد (2).  انتشارات سمت .

 لطف آبادي حسين . (1380).  عواطف و هويت جوانان و نوجوانان . انتشارات سازمان ملي جوانان .

 محسني ،  نيك چهره .  (1375) . وادراك خود از كودكي تا بزرگسالي . انتشارات بعثت .

 مزلو ،  آبراهام اچ . (1368) انگيزش و شخصيت ، ترجمه احمدرضواني . انتشارات دانشگاه تهران .

 ناظم شيرازي ، مسعود . (1376) . ساخت واعتبار يابي مقياس براي سنجش عزت نفس  و بررسي رابطه آن با پرخاشگري و رفتارهاي ضداجتماعي ،  وضعيت اجتماعي ،‌ اقتصادي و عملكرد تحصيلي در دانش آموزان پسر پايه هاي اول تا سوم دوران متوسطه شهرستان اهواز . دانشگاه شهيد چمران اهواز .

هيكار ارنست . اتكينسون ،  ريتا ال . اتكينسون ،ريچاردسي . (1378)  ، زمينه روان شناسي ،‌ ترجمه گروهي از مترجمان . جلد دوم  ،  تهران :  انتشارات رشد .

 

ب :  منابع خارجي

Kogerg.(1979).Identity in adolesences the balance between self and other . newyork. Routtedage.

Rice,f.ph.(2001).Haman Development.