داروهايي كه مصرف پزشكي دارند:

برخي از داروهايي كه براي درمان بيماري‌ها تجويز مي‌گردند در صورت مصرف نابجا مي‌توانند اعتيادآور باشند. عمده‌ترين اين داروها عبارتند از:

داروهاي مسكن ـ خواب‌آور مانند بنزوديازپين‌ها (ديازپام، كلرديازپوكسايد، اكسازپام و.) و باربيتوراتها (فنوباريتال، سكوباريتال، آموباريتال، پنتوباريتال و.)قرص‌هاي ضد درد مانند استامينافن كدئين،‌ آسپيرين كدئين و شربت‌هاي ضد سرفه و خلط آور حاوي كدئين.

 اكثر داروهايي كه خطر اعتياد و سوءمصرف را به دنبال دارند تنها به وسيله نسخه پزشك ارائه مي­شوند تا از اين معضل جلوگيری شود. اما داروهايي وجود دارند همچون داروهاي ضد درد، ضدسرفه، مسهل و غيره  كه بدون نياز به نسخه پزشك به مراجعان داروخانه­ها داده مي­شود و اين داروها نيز امكان سوء مصرف دارند. از آن جمله به موارد زير مي توان اشاره نمود:

داروهاي ضددرد و تب بر: داروهايي هستند كه باعث كم شدن درد، كاهش التهاب درمفاصل و كاهش تب مي­شوند. از مهمترين آن­ها ميتوان به استامينوفن و آسپيرين اشاره كرد. عوارض جانبي آن­ها عبارتست از مشكلات معده، سوزش سردل، خونريزي دستگاه گوارش، واكنش­هاي آلرژيك، كاهش قند خون، مشكلات كبدي و كليوي.

كافئين : يكي از شايعترين مواد محرك است كه در بسياري از داروها، شكلات­ها و نوشابه­ها به كار برده مي­شود. عوارض جانبي آن عبارتست از اضطراب، بيخوابي، تحريك پذيري و سردرد.

آنتي هيستامين­ها: در بسياري از داروها و آرام بخش­ها آنتي هيستامين وجود دارد كه موجب خواب آلودگي و رخوت شده و رانندگي و كار با ماشين آلات پس از مصرف آن­ها خطرناك است.

داروهاي ضدسرفه: بسياري از اين داروها حاوي كدئين و ساير مواد با اثرات شبيه به مواد افيوني هستند. امكان گيجي و خواب آلودگي به دنبال مصرف آن­ها وجود دارد.

داروهاي سرماخوردگي: اين داروها معمولا مخلوطي از داروهاي آنتي هيستامين، ضد احتقان (مانند سودوافدرين) هستند كه گاه به عنوان ماده محرك مورد سوءمصرف قرار مي­گيرند. عوارض جانبي آن­ها عبارتست از اضطراب، تپش قلب، بيخوابي، سردرد، افزايش فشارخون و افزايش قند خون.

داروهاي مسهل: بسياري از مردم تصور مي­كنند كه اگر به اصطلاح شکمشان هر روز کار نکند نياز به مسهل دارند، حال انكه مصرف طولاني مدت مسهل برروي فعاليت طبيعي روده اثر سوء دارد. بعضي اوقات مسهل­ها به جهت كاهش وزن مورد سوء مصرف واقع مي­شوند. اين داروها چنانچه طولاني مدت مصرف شوند عوارض خطرناكي بر تعادل آب و املاح بدن فرد بر جای مي­گذارند.

آنتي اسيد­ها: چنانچه بدون نظارت پزشك و در طولاني مدت مصرف شوند عوارض جسماني زيادي به بار خواهند آورد.

داروهاي گياهي: بسياري براين باورند كه داروهاي گياهي سالمتر بوده و نسبت به داروهاي شيميايي و تجويز شده توسط پزشك كم خطرتر هستند ولي چنانچه بي­اندازه و بي­مورد به كار روند خطر بروز شيدايي (حالت خلقی شادی و يا تحريک پذيری شديد و غيرقابل کنترل) و توهم (حس کردن بدون وجود محرک واقعی) را به دنبال خواهند داشت.

چگونه كمك كنيم؟

 بايد اين آگاهي را به افراد داد كه داروهاي غير تجويزي لزوماً غير سمي و بي خطر نيستند. هر گونه مصرف داروها نياز به نظارت پزشك دارد. چنانچه افراد قبلاً تحت درمان­هاي ديگر دارويي باشند نيز مصرف داروهاي غير تجويزي ممكن است با آثار مداخله كننده موجب بروز عوارض ناخواسته اي شود.

ساير اطلاعات:

       مصرف داروهاي غير تجويزي  در زن حامله ممكن است موجب بروز عوارض و خطراتي براي جنين شود، مشاوره با پزشك از بروز عوارض بعدي جلوگيري خواهد كرد.

آمفتامين‌ها:

آمفتامين­ها چه موادی هستند؟

آمفتامين­ها  گروهي‌ از داروها هستند كه از نظر ساختماني با ناقل‌هاي عصبي نوراپي نفرين، اپي نفرين،و دوپامين مربوطند و به نام داروهاي مقلد سمپاتيك يا محرك سيستم عصبي مركزي نيز معروفند. اين تركيبات شامل متيل فنيديت، دكستروآمفتامين، و مت آمفتامين هستند.

آمفتامين اغلب براي بهبود كارآيي، كاهش خواب و ايجاد سرخوشي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. معمولاً ورزشكاران، دانشجويان و رانندگان مسافتهاي طولاني، از اين مواد استفاده مي­كنند. مصارف طبي آمفتامين‌ها شامل پرتحركي كودكان، ناركولپسي، چاقي و برخي موارد افسردگي مقاوم به درمان است.

آمفتامين­ها گروهي از مواد محرك مغزي هستند كه معمولاً به شكل پودر سفيد رنگ و گاهی سفيد متمايل به قهوه­اي روشن (يا سفيد چرك) مشاهده مي­گردند. برخي انواع آمفتامين­ها داراي مصارف طبي هستند و تحت نظارت كامل پزشك در مواردي چون افسردگي­ها، اختلالات پرتحركي ـ كم توجهي كودكان و حمله­هاي خواب مورد استفاده قرار مي­گيرند. آمفتامين­ها اغلب براي بهبود كارآيي و ايجاد حالت سرخوشي توسط دانش آموزان، دانشجويان و رانندگان مورد سوءمصرف قرار مي­گيرند.

قرص‌هاي دي فنوكسيلات

قرص هاي بيپريدين‌ (آرتان)

نامهاي رايج :

آيس(ICE)  / اسپيد(SPEED )  / ميستي بوشي(Mitsibushi) و تركيبي از آمفتامين­هاي جايگزين بنام MDMA تحت نام Ecstasy

راه­هاي مصرف:

معمولاً به صورت خوراكي و گاهی همراه مشروبات استفاده مي­شود. انفيه كردن، تزريق يا تدخين با سيگار نيز از ساير راه­هاي مصرفي است. شكل تزريقي آن نسبت به ساير انواع آن اعتياد بيشتري ايجاد مي­كند.

آثار مصرف :

همه آمفتامين­ها به سرعت از راه دهان جذب شده درعرض يك ساعت علايم آن­ها شروع مي­شود. آثار مصرف آمفتامين­ها 2-1 روز طول مي­كشد.

عوارض جسماني: افزايش ضربان قلب و فشارخون، خشكي دهان، تعريق، افزايش انرژي، كاهش اشتها، تهوع و استفراغ، بي خوابي.

عوارض رواني: احساس سرخوشي، احساس قدرت، افزايش توانايي تمركز، نوسانات خلقي، برآشفتگي، تحريك پذيري.

مصرف مداوم آمفتامين­ها منجر به ايجاد تحمل و وابستگي مي­شود. به نحوي كه با قطع ناگهاني آن­ها علائمي همچون تحريك پذيري، گرسنگي شديد، اختلال خواب و افسردگي حاد بروز خواهد كرد. در مصارف طولاني مدت، ‌امكان بروز حالات جنون  شبيه به اسكيزوفرني وجود دارد.

 علائم مسموميت :

خونريزي مغزي در اثر افزايش شديد فشارخون، شوك ناشي از افت شديد فشارخون، افزايش شديد درجه حرارت بدن، بي نظمي در ضربان قلب، اختلال هوشياري، تشنج، اغماء و مرگ.

چگونه كمك كنيم ؟

آمفتامين­ها به شدت وابستگي ايجاد مي­كنند. بيماراني كه علايم جنون (مثل اسكيزوفرني) را نشان مي­دهند بايد بلافاصله به روانپزشك معرفي شوند. بيماراني كه علايم افسردگي حاد را نشان مي­دهند به خاطر امكان خودكشي بايد به شدت تحت نظارت باشند. بايد به مصرف كنندگان اطمينان خاطر داد كه علائم ترك آمفتامين مشتمل بر خستگي، اضطراب، اختلال خواب و افسردگي حداكثر تا روز چهارم پس از ترك زياد بوده و در عرض يك هفته فروكش خواهد كرد. معمولاً داروي خاصي براي ترك لازم نمي­شود. در هنگام ترك بايد بيماران را تشويق كرد تا آب كافي بنوشند، روزانه سه وعده غذا مصرف كنند، ورزش­هاي آرامش بخش انجام دهند و در هواي آزاد راه بروند.

ساير اطلاعات

   ¨ معمولاً الكل در همراهي با آمفتامين به دليل خواص خواب آلودگي­اش استفاده مي­شود .

              ¨   آمفتامين­ها در ادرار تا 4-2 روز پس از مصرف قابل تشخيص است.

 

 

اكستاسي:

 

 

 

متيل نيديوكسي مت آمفتامين كه معمولاً به اختصار MDMA  يا اكتساسي خوانده مي‌شود (يك داروي غير قانوني است) كه هم ويژگي محرك زاها را دارد و هم توهم‌زاها. از مشتقات آمفتامين است در ابتدا در آلمان به عنوان ضد اشتها وسپس  تنظيم كننده خلق و خوي معرفي گرديد ولي تا كنون هيچ گونه كاربردي براي آن به عنوان دارو مورد پذيرش مجامع علمي قرار نگرفته است. در ساخت اکستازی موادی همچون استون، نیترواتان، کلورفورم و یا حتی فورمامید به عنوان مواد پایه به کار می روند. موادی که همگی در صنعت شیمیایی و دارو سازی  کاربرد داشته و می­توان به طور کاملا قانونی آن­ها را تهیه و بعضی از این مواد را بدون هیچ منعی استفاده کرد. اکستاسي اغلب به شكل قرص  كپسول پودر و گاهي تزريقي مورد استفاده قرار ميگيرد. پزشكان معتقدند كه يكي از علل اشتياق به مصرف اين قرص تاثير آن بر حافظه حسي است. واقعيت اين است كه با تقويت حافظه يك حس ارتباط برقرار مي­شود و بدون وجود عوامل بيروني تحريك مي­گردد. از قرار معلوم مصرف آن توسط جوانان موجب تخليه انرژي فراوان ميشود و مصرف كنندگان مدعي بدست آوردن احساسات مثبت از قبيل احساس داشتن انرژي فراوان همدلي و همدردي با ديگران كاهش اضطراب ودر عوض كسب آرامش و عالي به نظر رسيدن همه چيز هايي كه در اطراف مي گذرد هستند. نياز به خوردن و خوابيدن نيز كاهش پيدا مي­كند. اثر آن 20 دقيقه تا يك ساعت پس از مصرف آغاز م­ شودو4 تا 6 ساعت طول مي­كشد.

تاثير عمده اکستاسي افزايش آزادسازي سروتونين از پايانه عصبي پيش سيناپسي و ممانعت از بازجذب آن - تخليه سروتونين مغز -مهار آنزيم مونو آمين اكسيداز و در نتيجه ممانعت از كاتابوليسم سروتونين و در نهايت كاهش غير مستقيم اثر دوپامين  است

اکستاسي در اولين بار مصرف عوارض ماندگار و دراز مدت بر جاي مي­گذارد. ابتدا حالت سرخوشي  موقت به مصرف كننده دست مي­دهد و شخص راغب مي­شود براي حفظ اين حالت مقدار مصرف را افزايش دهد.

مسموميت ناشي از اکستاسي به صورت كوتاه مدت و بلند مدت و عمدتاً در ارتباط با اختلالات رواني ظاهر مي­شود. حقيقت اين است كه اثرات سمي اين دارو بسيار پيچيده است .

علايم مشخص مسموميت عبارتند از:

1.                    گشاد شدن مردمك چشم

2.                    آشفتگي

3.                    بيقراري

4.                    تهييج

5.                    توهم

6.                    بي اختياري

7.                    تپش قلب

8.                    پرفشاري خون

9.                    افسردگي

10.   مرگ در اثر نارساريي قلبي يا گرمازدگي شديد و ناراحتي­هاي تنفسي .

اکستاسي سبب از بين رفتن سلول­هاي توليد كننده سروتونين كه در تنظيم خواب و قعاليت جنسي وحساسيت به درد  نقش مستقيمي ايفا مي­كنند در مغز مي­شود. گاهي آسيب سلول­هاي توليد كننده دوپامين نيز ديده شده است.

 اين قرص به نام قرص شادي‌آور نيز نام برده مي­شود وجوانان در كلوپ­ها و باشگاه­ها از آن استفاده مي­كنند. با اينكه MDMA توهمات آشكاري ايجاد نمي‌كند بسياري از افراد، دچار تحريف زماني و ادراكي مي­شوند. افرادي كه به صورت تنفني از آن مصرف مي­كنند نيز همانند مصرف كنندگان دايمي در معرض آسيب­هاي پايدار مغزي قرار دارند و گفته مي­شود عوارض آن در زنان بيشتر است. اين ماده در انسان و حيوان، بيش فعالي شبيه به آمفتامين را ايجاد مي‌كنند و مانند ساير محرك‌ها به نظر مي‌رسد:

1.             وابستگي زيادي را ايجاد مي‌كنند.

2.             اين ماده ضربان قلب را افزايش مي‌دهد.

3.             فشار خون را بالا مي‌برد.

4.             تنظيم حرارت بدن را دچار اختلال مي‌كند.

5.             حرارت بدن را افزايش مي‌دهد.

6.             باعث نارسايي قلبي و كليوي درباره افراد مي‌شود.

MDMA يك داروي صناعي است. نوعاً به شكل كپسول يا قرص است. معمولاً از راه دهان مصرف مي­شود. بعضاً گزارش شده به شيوه‌هاي ديگري چون تزريقي و استنشاق نيز مصرف مي‌شود.

اثرات حاد MDMA بسته به ميزان مصرف بين سه تا شش ساعت معمولاً طول مي‌كشد MDMA به خوبي از راه معده‌اي ـ روده‌اي جذب مي‌شود و پس از يك ساعت از زمان مصرف به بالاترين سطح خود مي‌رسد.

نحوه اثر در مغز

 

آمين­هاي مغز به ويژه نوراپي نفرين و سرتونين نوروترانسيمترهاي مسيرهايي هستند كه كارشان بروز خلق است. با توجه به فرضيه آميني، كاهش عملكرد اين آمين­ها باعث افسردگي خواهد شد و افزايش فعاليت آن­ها باعث بالا رفتن خلق مي­شود.

 MDMA  از طرقي كه ذكر خواهد شد باعث افزايش خلق و احساس نشاط مي­شود.

فرضيه تأثير MDMA (اكستاسي) بر مغز:

1- افزايش آزادسازي سروتونين در سيناپس­هاي مغزي

2- بلوك باز جذب سروتونين

3- افت ميزان سروتونين مغز

4- اثرات غيرمستقيم بر ميزان دوپامين مغز

آيا اكستاسي اعتياد آور است؟

اكستاسي وابستگي جسماني به همراه ندارد، اگر چه آثار بسيار سوئي بر روي بدن دارد. ولي مصرف اين ماده، مصرف كننده را به تدريج يا به سرعت به سمت يك نوع اجبار در مصرف مي­كشاند و از لحاظ رواني وابسته مي سازد.

تأثيرات آني مصرف اكستاسي

در مورد تأثير آني اكستاسي دو نوع گزارش از سوي مصرف كنندگان اعلام شده است.

برخي از مصرف كنندگان اكستاسي گزارش مي­دهند:

1- مصرف اكستاسي باعث آرامش آن­ها شده و احساسات منفي را در آن­ها كنترل مي­كند.

2- احساس نشاط و لذت را در آن­ها افزايش مي­دهد و به آن­ها انرژي مي­بخشد.

3- احساس اعتماد به نفس و سرخوشي را در آن­ها افزايش مي­دهد.

دسته­اي ديگر از مصرف كنندگان اكستاسي گزارش مي­دهند:

1- پس از مصرف دچار سردرد، خشكي دهان، انقباض چشم، پرحرفي، تاري ديد و حالت تهوع شديد شده­اند.

2- پس از مصرف دچار خشكي آب بدن و سيروز كبدي شده­اند.

3- به اتاق­هاي اورژانس كشيده شده و با مرگ دست و پنجه نرم كرده­اند.

 عوارض ناشي از مصرف اكستاسي

به طور كلي مصرف اكستاسي چه در افرادي كه در آغاز  مصرف، گزارش مثبت داده­اند و چه در افرادي كه گزارش منفي داده­اند، اثرات سوء جبران ناپذيري را به دنبال دارد. برخي از اين عوارض شامل موارد  ذيل مي­باشد.

1- يكي از قسمت­هايي كه به طور خاص تحت تأثير اكستاسي ياMDMA قرار مي­گيرد لوب  (لُب) فرونتال سربرال كورتكس است، يعني بخشي در قسمت پيشين مغز كه براي تفكر به كار گرفته مي­شود. بنابراين مصرف اكستاسي، بر تفكر تأثير سوء دارد.

2- قسمت ديگري كه به شدت مورد حمله و آسيب اكستاسي قرار مي­گيرد هيپوكامپوس است. يعني قسمت عميقي در مغز كه به "حافظه" كمك مي­كند.

3- مصرف اكستاسي موجب پراكنده شدن سروتونين م­ شود. سروتونين يكي از ناقلان شيميايي مهم مغز بوده و باعث تعديل و تنظيم خلق، فعاليت­هاي جنسي، خواب و حساسيت نسبت به درد مي­شود، بنابراين پراكنده شدن آن اختلالاتي را در موارد فوق به وجود مي­آورد.

4- مصرف اكستاسي باعث از بين رفتن نرون يا نرون­هايي مي­شود كه سروتونين را توليد مي­كنند و در نتيجه، مصرف آن كاهش شديد سروتونين مغز را سبب مي­شود.

5- اكستاسي به طور غيرمستقيم باعث كاهش مقدار زيادي دوپامين مي­شود. دوپامين يكي از ناقلان شيميايي مهم مغز است و كاهش آن آمادگي ابتلا به پاركينسون را زياد مي­كند.

6- اكستاسي مغز را آلوده به سموم شيميايي مي­كند.

7- اكستاسي، مرگ­هاي نابهنگام را به همراه دارد. طبق گزارش دانشگاه كرنر، در سال 1998، مرگ و ميرهاي بسياري در اثر مصرف اكستاسي اتفاق افتاده است.

8- مصرف اكستاسي ناهماهنگي حركتي و لرزش شديد در اعضا بدن و در نهايت چشم را ايجاد مي­نمايد.

9- مصرف اكستاسي پريشاني، افسردگي، اضطراب فراگير، گمگشتگي، رفتارهاي پرخاشگرانه سوء ظن، در طي دوران مصرف و يا حتي هفته­ها پس از مصرف را باعث مي­شود.

10- مصرف اكتساسي موجب گرفتگي عضلات، تهوع، تاري ديد، حركات سريع چشم و تغييرات شديد حرارتي در بدن مي شود.

11- مصرف اكستاسي، باعث افزايش ضربان قلب و فشار خون مي شود. بخصوص در افرادي كه مشكلات قلبي وعروقي دارند.

12- مصرف اكستاسي باعث ظهور جوش هايي مثل آكنه در برخي افراد مي گردد. لازم به ذكر است افرادي كه چنين علامتي را از خود نشان مي دهند آمادگي شديدي براي ابتلاء به مشكلات كبدي دارند.

 درمان

براي درمان اعتياد به اين ماده، به روان درماني و كار سخت گروهي نياز است. هيچ پادزهري (آنتي دوزي) براي مسموميت با اكستاسي وجود ندارد. در صورت بروز علائمي مثل تب شديد، تشنج و تغييرات ضربان قبل (تاكي آريتمي)، درمان علامتي است. از تركيبات ضد افسردگي و آنتي سايكوتيك براي درمان عوارض در روزهاي پس از مصرف استفاده مي شود.

اثرات MDMA

1ـ مشكلات حافظه

2ـ آسيب مغزي

3ـ‌ افسردگي

4ـ‌ گمگشتگي

5ـ مشكلات خواب

6ـ اضطراب

7ـ رفتارهاي پرخاشگرانه؛ پژوهش­هايي نشان مي­دهند كه مصرف قرص شادي‌آور درميان دانش‌اموزان دبيرستاني هر ساله رو به افزايش است. مطالعات همه‌گير شناسي نشان مي‌دهد كه مصرف اين قرص از موقعيت‌هايي چون ميهماني‌ها و كلوپ ها به دبيرستان‌ها و دانشگاه­ها و ديگر محيط­هاي اجتماعي كشيده شده است.

 بنظر مي‌رسد كه دانشجويان اين قرص را به خاطر اثرات نشاط‌آور آن مصرف مي‌كنند تا بتوانند از خستگي ناشي از كار روزانه رهايي پيدا كنند. به نظر مي‌رسد كه توصيه دوستان، فراواني اين قرص را در جمعيت دانشجويي بيشتر كرده است. از جهتي ممكن است انگي كه بواسطه مواد افيوني مثل ترياك يا هروئين به افراد زده مي‌شود با مصرف اين قرص برداشته شود.

  الكل:

الكل يكي از شايعترين مواد مورد سوء مصرف در در دنياست. وابستگي (اعتياد) به الكل اغلب با عنوان الكليسم ناميده مي­شود. الكل موجود در مشروبات الكلي اتانول نام دارد و از تخمير ميوه، سبزي و دانه­هاي گياهي به دست مي­آيد. مشروبات الكلي ميزان متفاوتي از الكل را دارند. (برای مثال آبجو 5% ، شراب 10-15% و ويسکی و عرق حدود 40% الکل دارد.). مشروبات الکلی به صورت بی رنگ يا به رنگ­های متفاوتی توليد می­شوند. بعضي از افراد نيز الكل طبي راكه مايعي بي­رنگ است ومصارف پزشكي دارد را با  نوشابه­هاي مختلف مخلوط مي­كنند. نوع ديگري از الكل كه از چوب بدست مي­آيد متانول است كه الكل صنعتي ناميده مي­شود. با توجه به سهولت دسترسي به اين ماده و ارزان بودن به كرات مورد سوءمصرف واقع مي­شود كه ممکن است به كوري، ‌اغماء و حتي مرگ منجرگردد.

آثار مصرف :

عوارض جسماني: كاهش فشارخون، احساس گرما، تلو تلو خوردن هنگام راه رفتن.

عوارض رواني: رفتار نامناسب، پرحرفي يا كم حرفي، حرف زدن نامربوط،‌ معاشرتي شدن يا گوشه­گيري و پرخاشگري، اختلال تعادل و ناتواني انجام حركات ظريف، اشكال در به خاطر سپاري وقايع واختلال در توجه و حافظه.

عوارض مصرف طولاني الكل

·   توهمات شنوايي،

·   اختلال خواب

·   بيماري‌‌هاي معده (مثل زخم معده)، مري، كبد، لوزالمعده

·   سوء تغذيه

·   افزايش فشار خون و خطر سكته‌هاي قلبي و مغزي

·   ضعف عضلاني

·   ناتواني جنسي و تأخير در انزال

·   افزايش خطر سرطانهاي سر و گردن و دستگاه گوارش

·   ابتلا به فراموشي پايدار

براي جلوگيري از ايجاد فراموشي ناشي از مصرف طولاني الكل،‌هر فرد الكلي بايد روزانه 100 ميلي‌گرم ويتامين (ويتامين B1) دريافت كند.

علائم ترك:

چنانچه فردي پس از مصرف طولاني و زياد الكل ناگهان آن را قطع كند يا مقدار آن را ناگهاني كاهش دهد، به طور متوسط پس از 8-6 ساعت علائم زير بروز خواهد كرد:

·    تعريق

·    افزايش ضربان قلب

·    لرزش شديد دستها

·    بي‌خوابي

·    تهوع و استفراغ

· توهمات شنوايي و بينايي (شنيدن صداها يا ديدن چيزهايي كه وجود ندارد)

·    هيجانات شديد

·    اضطراب

·    تشنج

بيماراني كه دچار علايم ترك الكل مي‌شوند بايد سريعاً تحت نظر پزشك قرار گرفته و مداوا شوند در غير اين صورت خطر مرگ بيمار را تهديد مي‌كند.

چگونه كمك كنيم؟

بمنظور پيشگيري از ايجاد فراموشي ناشي از مصرف طولاني مدت الكل، هر فرد الكلي بايد روزانه 100ميلي گرم ويتامين 1B (تيامين) مصرف كند و بايد به مصرف كننده توصيه كرد كه ميزان مصرف روزانه يا هفتگي خود را ثبت كند. حداقل دو روز در هفته استفاده نكند، از مشروبات الكلي با درصد الكل كمتر استفاده كند يا به صورت رقيق شده مصرف كند. چنانچه فرد دچار مسموميت شديد با الكل شده باشد به منظور حمايت تنفسي و توجه به آب و املاح و حرارت بدن نظارت پزشکی ضروري است. چنانچه قصد ترك الكل را داشته باشند، نظارت روانپزشك براي شروع داروهاي مسكن و جلوگيري از بروز هذيان ضروري است.

ساير اطلاعات:

72 ساعت تا يك هفته پس از قطع مصرف ناگهاني امكان بروز تشنج و حالت­هاي هذياني شديدي كه ممکن است منجر به مرگ شود، وجود دارد كه نظارت تخصصي را در اين دوران الزامی مي­كند.

استروئيدها

استروئيدها آنابوليك مواد شيميائي هستند كه با تستسترون ياهورمون جنسي مردانه مشابه و از سوي تعداد زيادي نوجوان براي افزايش حجم عضلات مورد استفاده قرار مي‌گيرند. با اينكه استروئيدهاي آنابوليك در ساختن عضلات كاملاً موثر واقع مي‌شوند اما مي‌توانند به بسياري از اندام‌هاي بدن آسيب وارد كنند. از جمله:

 كبد، كليده‌ها و قلب. آنها همچنين مصرف كنندگان را به وابستگي مي‌كشانند به ويژه وقتي در دوزهاي بالا مصرف مي‌شوند كه اين مسأله در بسياري از بدنسازان ورزشكاران متداول است.

مواد استنشاقي :

شامل انواع حلال­ها، چسب­ها، رنگ­هاي اسپري، تينر، مواد پاك كننده، لاك غلط گيري، بنزين و...مي‌باشند.

 به دليل سهولت دسترسي، مصرف اين مواد توسط نوجوانان نادر نيست. استنشاق اين مواد از  طريق بطري، قوطي، كيسه‌هاي پلاستيك، پارچه آغشته به مواد يا اسپري صورت مي‌گيرد. اين مواد مضعف سيستم عصبي مركزي هستند. نسبت به آثار اين مواد تحمل ايجاد مي­شوند. اما علايم ترك آن­ها خفيف است.

آثار مصرف مواد استنشاقي:

مواد استنشاقي به سرعت از ريه‌ها جذب شده و به مغز مي‌رسند. اثرات آن­ها چند دقيقه پس از مصرف ظاهر شده و بسته به نوع و مقدار ماده مصرفي 30 دقيقه تا چند ساعت باقي مي‌ماند. آثار مصرف اين مواد عبارتند از:

· تغييرات رفتاري يا رواني (سرخوشي و احساس خوشايند غوطه‌وري، خطاهاي حسي و توهم شنوايي و بينايي، اختلال قضاوت، رفتارهاي پرخاشگرانه و تكانه‌اي)

·    تهوع و استفراغ

· بثورات پوستي اطراف دهان و بيني، بوي غير معمول تنفس، بقاياي ماده مصرفي روي صورت و لباسها و تحريك گلو وبيني.

·    اختلال تكلم، ضعف رفلكسها و آتاكسي

·    استوپور و اغما و مرگ (در اثر مصرف مقادير زياد)

عوارض مصرف طولاني مواد استنشاقي

·    آسيبهاي برگشت ناپذير كبدي و كليوي

·    آسيب عضلاني پايدار

·    التهاب و خونريزي گوارشي

·    عوارض مغزي (كاهش ضريب هوشي، صرع لوب تمپورال، آتروفي مغزي)

·    عوارض قلبي و ريوي (درد سينه و اسپاسم برونش)

·    آسيب جنيني در زنان باردار

آشنايي با ابزار مصرف مواد

هدف از آشنايي با ابزار مصرف مواد،‌ افزايش توانايي در شناسايي مبتلايان احتمالي به اعتياد در محيط زندگي و منطقة تحت پوشش شماست. همچنين آموزش اين موارد به والدين، براي هشياري بيشتر آنان و تشخيص زود هنگام مصرف مواد توسط فرزندانشان اهميت دارد. روش­هاي مصرف مواد كاملاً تابع فرد و شرايط محيطي است. اين روش­ها متعدد هستند و معمولاً از وسايل بسيار ساده و در دسترس كه به طور طبيعي در همه جا وجود دارد استفاده مي‌شوند.

ابزارهايي كه وجود آن­ها حاكي از مصرف مواد مي‌باشند كه عبارتند از:

وافور، قليان، چپق، پيپ، ابر كوچك؛ سيخ، ميله، سنجاق باز شده و سوزن­هايي كه سر آن سياه شده باشد؛ قوطي كنسرو يا شيشة مربا كه در آن سوراخ باشد و يا قوطي روغن يك ليتري كه بالاي آن تنگ شده باشد؛  سرنگ‌هاي مستعمل، قطره چكان؛ زرورق پاكت سيگار كه باز و پهن شده باشد،‌ اسكناسهاي لوله شده؛ لوله‌هائي بطور حدود 20 سانتيمتر از جنس‌هاي مختلف به ويژه كاغذ، مقوا، چوب، ني، لوله‌هاي حصيري و لولة خودكار؛ قاشق غذاخوري و چايخوري سياه شده؛  تكه‌هاي پلاستيك و كاغذ در اندازه‌هاي حدود 15 15 سانتي‌متر؛ تكه‌هاي دستال كاغذي‌، پنبه، اسفنج، ‌فيلتر سيگار كه گوشه‌هاي آن سوخته باشد؛ وجود آب ليمو، جوهر ليمو، ليموترش در اطاق يا محل­هاي غير معمول؛ پوكه‌هاي آمپول و ...

    سيگار تنها به فرد مصرف‌كنده آسيب نمي‌رساند بلكه به هركس كه با آن در تماس باشد آسيب مي‌رساند؛ و زماني كه تعداد معتادان فراتر از حد قابل جبران باشد، جامعه صدمه مي‌بيند.

اعتياد خسارات و هزينه‌هاي بسياري را به جامعه تحميل مي‌كند. بنابراين، عوارض ناشي از اعتياد شامل عوارض فردي، خانوادگي، شغلي، اجتماعي و اقتصادي مي‌باشد.

1) عوارض اعتياد بر سلامت جسمي و رواني فرد

آسيب‌هاي عضلاني

اختلالات كبدي و كليوي

عفونت‌هاي خطرناك (ايدز، هپاتين، كزاز)

بيماريهاي مزمن تنفسي

اختلالات قلبي ـ عروقي

سكته‌هاي قلبي و مغزي

آتروفي مغزي

ناتواني جنسي و عقيمي

اختلالت خواب

افسردگي

اختلالات رواني شديد و پايدار

2) عوارض خانوادگي

خشونت در خانواده شامل كودك‌آزاري و همسر آزاري

عفلت از فرزندان

مشكلات تحصيلي،‌ اختلالات رواني و خودكشي فرزندان

نابساماني و آشفتگي خانواده

محدوديت در روابط سالم خارج از خانواده

افت سطح اقتصادي و اجتماعي خانواده

بي كفايتي در سرپرستي خانواده

طلاق

3) عوارض شغلي

افت اعتبار فردي و موقعيت شغلي

سوانح و حوادث حين كار

غيبت از كار

كاهش كارايي

اخراج و بيكاري

4) عوارض اقتصادي

خسارات ناشي از كاهش نيروي مولد و افزايش نيروي مصرف كنندة جامعه

هزينه‌هاي تحمل شده به نيروهاي انتظامي و جمع‌آوري امكانات لازم براي مبارزه با جرايم مستقيم و غير مستقيم ناشي از سيگار

صرف وقت دادگاه‌ها و نيروهاي قضايي

هزينة نگهداري مجرمين سيگار و معتادان در زندان‌ها

هزينة مراكز بازپروري و درمانگا‌ه‌هاي ترك اعتياد

هزينه‌ و خسارات ناشي از مراقبت‌هاي بهداشتي ثانيه شامل بيمارستان‌ها و درمانگاه‌ها

5) عوارض اجتماعي

ضعف پاي‌بند به اصول اخلاقي و مذهبي

انواع جرايم مثل سرقت، فحشا، خشونت، تجاوز و قتل

افزايش مشاغل كاذب و بيكاري

بي خانماني و فقر

عوامل خطر ساز و محافظت كننده در سوء مصرف و وابستگي به مواد

        تبيين سوء مصرف و وابستگي به مواد از ديدگاه عوامل خطر‌ساز و محافظت‌كننده از اين جهت سودمند است كه افقي نو در برنامه‌هاي پيشگيري اوليه باز‌مي‌گشايد و هزينه‌هاي سرسام‌آور درمان اختلالات مربوط به سوء مصرف و وابستگي را به ميزان زيادي كاهش مي‌دهد.

عوامل خطرساز ويژگي­ها يا اتفاقاتي هستند كه اگر در شخصي وجود داشته باشند،‌ كمتر احتمال دارد كه او به اختلال يا بيماري معيني مبتلا شود. عامل خطرساز محافظت‌كننده در دو قطب يك پيوستار قرار دارند.

 داشتن عوامل خطرساز به اين معني نيست كه حتماً فرد به يك اختلال مبتلا مي‌شود، بلكه احتمال خطر در اين فرد افزايش مي‌يابد. همينطور وجود عوامل محافظت‌كننده به اين معني نيست كه حتماً فرد به يك اختلال مبتلا نمي‌شود بلكه احتمال مصونيت در مقابل بيماري براي فرد افزايش مي‌يابد. عوامل خطرساز و محافظت‌كننده­ی بيشماري براي سوء مصرف و وابستگي به مواد وجود دارد قبل از برشمردن اين عوامل، ويژگي­هاي آن­ها در زير آمده است:

1ـ افزايشي عمل مي‌كنند. به اين معني كه عوامل مي‌توانند با همديگر جمع شدن آن­ها احتمال خطر يا مصونيت افزايش مي‌يابد. مثلاً وجود افسردگي و اضطراب و دسترس‌پذيري به مواد در يك شخص احتمال خطر سوء مصرف را در او افزايش مي‌دهد.

2ـ از نظر كميت و كيفيت متفاوتند. به اين معني كه هريك از عوامل خطر‌ساز و محافظت‌كننده به لحاظ كيفيت و كميت با همديگر فرق دارند مثلاً كيفيت و چگونگي اضطراب از افسردگي متفاوت است.

3ـ اهميت آن­ها در اشخاص يا گروه­ها متفاوت است. در اشخاص يا گروه­هاي نژادي ممكن است اين عوامل به شكل متفاوتي عمل‌ كنند. مثلاً در گروهي دسترس‌پذيري به مواد اهميت بيشتر داشته باشد. در حالي كه در گروه ديگري نداشتن نگرش­هاي مذهبي به عنوان عامل خطرساز عمده عمل مي‌كند.

4ـ تأثير‌شان در زمان­هاي مختلف در چرخه­ی زندگي متفاوت است. اين عوامل بسته به اينكه فرد در چه سني به سر مي‌برد و چه دوراني را پشت سر مي‌گذارد به لحاظ تأثير و خطرزايي يا محافظت‌كنندگي متفاوت هستند.

5ـ اهميت آن­ها در ظاهر ساختن مراحل مصرف دارو و پيامدهاي مرتبط با آن متفاوت است. هريك از عوامل خطرساز و محافظت كننده مي‌توانند در ظاهر ساختن مراحل مصرف دارو  متفاوت عمل كنند و پيامدهاي متفاوتي داشته باشند. مثلاً افسردگي به عنوان يك عامل خطرسازي مي­تواند شروع مصرف مواد را در فرد به نحو خاصي ايجاد كند و پيامدهاي متفاوتي براي فرد باعث شود.

6ـ اين عوامل مي‌توانند در معرض تغيير قرار گيرند. به اين معني كه با مداخلات پيشگيرانه مي‌توان افسردگي یا اضطراب را در افراد يا جمعيتي خاص كاهش داد و از اين طريق احتمال خطر را كاهش داد. همينطور در افراد مي‌توان عوامل محافظت كننده مثل نگرش­هاي مذهبي،‌ مهارت­هاي مقابله‌اي را افزايش داد و احتمال مصونيت را بيشتر كرد. در زير به عوامل خطرساز و محافظت كننده در سوء‌مصرف و وابستگي به مواد اشاره مي‌شود.

علائم اعتياد

1-همنشيني با افراد مشکوک

2-کم شدن اشتها

3-تغيير در ساعات خواب

4-تغيير در حالت خلق و خوي

5-تغيير در رنگ چهره ها

6-کاهش وزن

7-بي توجهي نسبت به بهداشت

8-چرت زدن

9-پرحرفي

10-تمايل به گوشه گيري

 اعتياد داراي چهار مرحله مي باشد :

1-مرحله ورود به قلمرو اعتياد يا دوره يادگيري :

ويژگيهاي اين دوره عبارتند از : همنشيني با افراد معتاد. اعتياد ممکن است با سيگار شروع شود و دوستان، سيگار را به صورت رايگان در اختيار فرد قرار مي دهند و او به دليل بي تجربگي ممکن است يکي يا دو بار استفاده بکند.

 2-در اين مرحله اگر يک يا چند بار از مواد استفاده کرده باشد : خودش جهت تهيه مواد اقدام مي کند و تغييراتي در رفتار وي ديده مي شود، خصوصاً رفتار با خانواده. گاهي دچار شکست تحصيلي مي شود و انگيزه براي انجام تکاليف درسي را از دست مي دهد و تنها به نياز جسمي به مواد پاسخ مي دهد. در اين مرحله چنانچه فرد امکان تهيه مواد را داشته باشد به سوي معتاد شدن کشيده مي شود.

 3-در مرحله سوم به مصرف روزانه عادت مي کند و مصرف مي کند: در رفتارهاي وي تغييرات بسياري ديده مي شود، با افراد معتاد رفت و آمد مي کند، کارها و عادات روزمره قبلي اش را ترک مي کند، ترک تحصيل مي کند و خلق و خويش کاملاً تغيير مي کند و به تدريج علائم در او نمايان مي گردد.

4-در مرحله چهارم فرد به يک معتاد کامل تبديل مي شود که در اين مرحله علائم اعتياد از قبيل خلق و خوي متغير در او ديده مي شود: انگيزه ها و اهداف زندگي را کنار مي گذارد و دست به يکسري ناسازگاريها مي زند.

تفاوت مرحله سوم و چهارم در اين است که در مرحله سوم هنوز عادت نکرده و با در دسترس بودن مواد به تدريج به صورت روزمره مصرف مي شود و هر روز تعداد دفعات را بيشتر مي کند ولي در مرحله چهارم رفتارش مثل رفتار شخص معتاد است.

مهمترين مرحله اعتياد، مرحله يادگيري است که در زمينه درمان اهميت زياد دارد.

در مرحله دوم و سوم رشد نوجوانان، اعتياد بروز مي کند. مرحله اي که نوجوان مقداري استقلال بدست آورده است.

در مرحله سوم نوجوان وارد اجتماع مي شود و چون اينجا استقلال بيشتري بدست آورده مي تواند امکانات بيشتري داشته باشد تا جداگانه دست به اقدامات مستقلي بزند و با دوستان ارتباط برقرار کند.

اعتياد به سيگار داراي دو جنبه جسمي و رواني مي باشد.منظور ازاعتياد جسمي آن است که علايمي چون : درد عضلاني ، پرش عضلات ، آب ريزش بيني  ، عطسه ، اسهال و استفراغ، اختلال خواب و... بعد از قطع مصرف سيگار در بيمار بروز مي کند که اين علائم با گذشت زمان( 7-21 روز ، بسته به نوع ماده مخدر مصرفي) برطرف مي­شود. در پايان اين دوره است که بيمار سم زدايي شده و ترک بدني انجام داده است.

اعتياد رواني همان تمايل بيمار به استفاده از سيگار مي­باشد که در دوره سم زدايي و تا مدت طولاني بعد از ترک، شايد سال­ها طول بکشد. بيمار وسوسه استفاده از سيگار را دارد، زيرا متأسفانه تجربه رفع موقت مشکلاتي نظير فشارهاي رواني ، افسردگي ، اضطراب  ، مشکلات جنسي و ... را با استفاده از سيگار داشته است.

امَا سيگار، سیگار و الكل موادي هستند كه خود منجر به تغييرات اساسي در تفكر، رفتار و عواطف افراد مي­شوند، که از آن جمله می­توان موارد زیر را بر شمرد:

پرخاشگري : تحقيقات مربوط به پرخاشگري نشان داده­اند كه مصرف سيگار تنها به دليل تركيبات سمي خود شاخص خطر در خانواده نيستند، بلكه به اين علت خطرناك هستند كه عوامل خطر ساز ديگر را تشديد مي­كنند­. در حالي كه احتمال خشونت و بدرفتاري با كودكان به خودي خود نيز بالا است، مصرف سيگار مي­تواند با تقليل قدرت كنترل، كاهش بازداري­هاي فردي و اجتماعي و اختلال در قضاوت اين خطر را به چند برابر افزايش دهد.

تخريب حافظه و توجه: اغلب حافظه و توجه معتادان به شدت مختل مي­شود و بي توجهي آنان نسبت به كودكان افزايش مي­يابد. در اين خانواده­ها، هم نيازهاي جسمي و هم نيازهاي عاطفي و شناختي كودكان به شدت مورد غفلت قرار مي­گيرد. تحقيقات مختلف نشان داده­اند كه كودكان والدين معتاد، نسبت به كودكان ديگر تأخير شناختي قابل ملاحظه­اي نشان مي­دهند.

 روابط جنسي: روابط جنسي معتادان نيز دچار اختلال و دگرگوني مي­گردد. كاهش عملكرد جنسي و از دست رفتن موقتي بازداري­هاي متعارف اجتماعي در لحظه مصرف مواد و الكل، احتمال تجاوز به عنف را افزايش مي­دهد. اين در حالي است كه معتادان تمايل دارند اعمال خلاف عنف خود را به اين دليل كه تحت تأثير سيگار يا الكل بوده­اند، تبرئه نمايند.

خلق: سيگار خلق افراد را تغيير مي­دهد و منجر به افزايش افسردگي، اضطراب و پارانويا مي­گردد. اين مشكلات خلقي تمام اعضا خانواده را در بر مي­گيرد. در خانواده­اي كه يك عضو، معتاد به سيگار است، افراد ديگر در معرض بيشترين خطر ابتلاء به اختلالات رواني قرار دارند.

 بنابراين فردي که اعتياد را ترک  کرده است در برخورد با هر يک از اين مشکلات ممکن است که مجدداً به سيگار روي آورد.

چه افرادي مستعد اعتياد به سيگار هستند؟

مطالعات مشخص نموده اکثر افرادي که به مصرف سيگار وابستگي جسمي و رواني پيدا مي­کنند از نظر ژنتيکي مستعد اعتياد به سيگار هستند و غالباً در نزديکان­شان اعتياد به سيگار شايع است. البته اين مطلب دليل آن نيست که هر شخصي که در بين نزديکانش اعتياد به سيگار وجود ندارد ، از نظر ژنتيکي مستعد ابتلا به بيماري اعتياد نيست ؛ زيرا اولاً ممکن است نزديکان شخص از نظر ژنتيک مستعد اين مشکل باشند ولي تاکنون اين استعداد به ظهور نرسيده و استفاده سيگار را تجربه نکرده باشند ؛ ثانياً اعتياد به سيگار فقط در زمينه ژنتيکي نيست و تيپ شخصيتي افراد نيز نقش تعيين کننده دارد.

افرادي که شخصيت هاي خودشيفته ، پرخاشگر و ضد اجتماعي دارند ، مستعد اعتياد به سيگار هستند ؛ زيرا مصرف سيگار نيازهاي رواني ايشان را کاملاً برطرف مي کند. از سوي ديگر افرادي با شخصيت هاي افسرده و اصطلاحاً افراد با شخصيت هاي زود رنج و احساساتي نيز کاملاً مستعد اعتياد به سيگار هستند. زيرا در اين افراد نيز مصرف سيگار نيازهاي دروني و رواني را برطرف مي کند.

به طور خلاصه مي توان گفت هر شخصي مي تواند مستعد اعتياد به سيگار باشد. فرد با استفاده از سيگار در مرتبه اول احساس سرخوشي مي کند به گونه اي که احساس مي کند نيازهاي رواني يا ژنتيکي او را برطرف نموده است . بدين ترتيب از نظر رواني معتاد به سيگار مي شود و به مرور با استفاده هاي مکرر از مواد به آنها وابسته مي شود . در اين مرحله اين شخص ، بيماري است که به سيگار معتاد شده است.

عوامل موثر بر اعتياد

خانواده: اولين جايي که کودک در آن قرار مي­گيرد خانواده است. خانواده­هاي از هم گسيخته و نابسامان، خانواده­هايي که يکي از والدين معتاد هستند ممکن است تأثير بسياري بر اعتياد داشته باشد، محل زندگي و محله در يک قسمتي از شهر باشد که افراد معتاد زياد هستند، مدرسه، رفت و آمد با دوستان و همسالان معتاد، خلق و خوي شخص و در دسترس بودن مواد نيز از عوامل مهم هستند. بعضي از نوجوانان حساس هستند و ممکن است خيلي زود دچار نااميدي بشود و براي فرار از يأس دست به اين عمل بزنند .

خانواده نقش بسيار مهمي در اين امر دارد، توجه به جوانان و نوجوانان، مسائل مربوط به تحصيل، روابط سرد عاطفي والدين با نوجوانان، دوستان، بيکاري، تعادضات فرهنگي بين والدين و نوجوانان، ويژگي­هاي شخصيتي خصوصاً افرادي که توانايي کافي براي فکر کردن و آگاهي نسبت به مسائل ندارند، مي­تواند اثرات زيادي بر اعتياد داشته باشد زيرا افراد جهت فراموشي سختي­ها ، آلام و نگراني­ها به اعتياد روي مي­آورند.

هدف خانواده به عنوان يك جامعه كوچك  تربيت و انطباق اجتماعي فرزندان است و اين عمل در خانواده­هايي با افراد معتاد، دچار ضعف مي­باشد. يافته­هاي پژوهشی نشان مي­دهد كه خانواده يك واحد اجتماعي كوچك ولي حساس است. والدين اولين كساني هستند كه شخصيت فرزندان را شكل مي­دهند. محيط خوب باعث رشد افكار فرزندان مي­شود و محيط بد نيز مي­تواند عميق­ترين تباهي­ها را در فرزندان شكل دهد. در چنين حالتي در صورتي كه والدين دچار آلودگي (به خصوص سيگار)‌ باشند، فرزندان آن­ها نيز از هر لحاظ آسيب پذير مي­شوند. خانواده داراي فرد معتاد محصولي همانند كسالت و بيماريهاي روحي– رواني براي فرزندان به بار مي­آورد؛ روان رنجوري و پريشانحالي فرزندان در اين خانواده­ها بيشتر است؛ هم چنانكه آن­ها نسبتاً اضطراب و نااميدي بيشتري را احساس مي­كنند. اين افراد براي ابتلا به بزهكاري مستعدتر هستند و آينده مناسبي براي خود نمي­بينند. بنابراين نسبت به آينده نا اميد هستند و يأس و سرخوردگي در آن­ها نمايان است. پس بايد نسبت به اين خانواده­ها مسوولانه­تر برخورد شود و تدابير مخصوصي اتخاذ گردد.

عوامل ژنتيکي که ناشناخته است و ممکن است موروثي باشد. خانواده­هايي که يکي از والدين دچار اعتياد هستند ممکن است فرزندانشان هم معتاد شوند، يا اگر يکي از والدين معتاد باشند ممکن است روي سيستم ژنتيکي فرزند اثر بگذارد و در نوجواني گرايش خاصي به سيگار پيدا کنند که اين عوامل کاملاً شناخته شده نيستند.

 طبقه اجتماعي – فرهنگي

يعني شخص از چه سطح اجتماعي و فرهنگي است و در چه قسمت از شهر يا روستا يا منطقه از کشور قرار دارد؟ معمولاً در مناطقي که دچار فقر فرهنگي هستند به دليل نداشتن امکانات تفريحي و سرگرمي اوقات فراغت نوجوانان بيهوده تلف مي­شود و ممکن است اعتياد را به عنوان يک سرگرمي انتخاب بکنند.

 البته در طبقات مرفه نيز سرگرمي­ها زياد است و ممکن است اين را نيز به عنوان سرگرمي در نظر بگيرند .

 عوامل گرايش به سيگار

1- روابط عاطفي

 2- اعتياد دوستان و همسالان

 3- فقر و اعتقادات مذهبي   

  4- تعارضات فرهنگي بين خانواده­ها و نوجوانان. دوگانگي ارزشي عامل ديگر است زيرا شخص دچار تعارض است و اگر با ارزش­هاي والدين و جامعه نيز در تعارض باشد اين سردرگمي باعث روي آوردن به اعتياد خواهدشد.                

5- ظرفيت فکري پايين و نداشتن آگاهي براي حل مشکلات زندگي.

 6- عوامل رواني: برخي از افراد مستعد استفاده از سيگار هستند. افرادي که دچار اختلالات رواني هستند، دچار کم توجهي هستند، اختلال سلوکي مثل دزدي، فرار از خانه يا دروغگويي، بي رحمي و رفتارهاي خشونت آميز، اختلالات جنسي و پيشقدمي در منازعات، رفتارهاي فردي و عوامل رواني هستند که تأثير بسزايي در اعتياد دارند.

معمولاً افراد درونگرا تمايل به استفاده از سيگار دارند. يکي از عواملي که باعث معتاد شدن مي شود بزهکاري است. افراد بزهکار تمايل بيشتري به اعتياد دارند زيرا همسالانشان معمولاً معتاد هستند.

نوجواناني که نتوانسته اند از خود عمومي خانواده فاصله گرفته و خود اختصاصي را به دست بياورند قصد دارند با سيگار به بزرگترها بفهمانند که مي­توانند کارهايي را انجام بدهند و براي خودشان شخصيت کاذب مي­سازند. براي نمايش بزرگ شدن خود و ورود به دنياي بزرگسالان از سيگار يا مواد الکلي استفاده مي­کنند و کمبودهاي رفتاري و شخصيتي خود را با مواد پر مي­کنند.

7-عوامل خانوادگي (نااميدي در روابط خانوادگي، مشکل با خانواده به دليل عدم توفيق در انجام تکاليف درسي ، کمبود محبت)

 8-عوامل اقتصادي

 9- طبقه اجتماعي – برخي از نظام­هاي ارزشي نامطلوب بزرگسالان در محيط نوجوانان مي­تواند تأثير نامطلوبي بر فرد داشته باشد.

 کمبود مهارت­هاي اجتماعي و کم تجربگي از عوامل ديگر اعتياد است. فرد قادر به تطبيق خود با محيط اجتماعي نيست و اين امر موجب شکست در کارها مي­شود.

 معمولاً مطالعات نشان مي­دهد که سيگار منشاً اعتياد است و به تدريج مي­تواند به سيگار قويتري تبديل گردد.

 بايستي توجه داشته باشيم که نوجوان با چه افرادي رابطه دارد و مراقب باشيم تا با افراد مشکوک در ارتباط نباشد.

 به طور کلي افراد براي فراموشي مشکلات زندگي به اعتياد روي مي­آورند. رسانه­هاي گروهي و والدين، اطلاعات کمي در اين زمينه به جوانان مي­دهند و مي­خواهند که جوانان اجتناب بکنند و هنوز اين فرهنگ در کشور جا نيافتاده که اطلاعات لازم را در زمينه اعتياد به جوانان ارائه داده و اثرات سوء آن را به آن­ها گوشزد کنيم.

 

استراتژي‌هاي پيشگيري از اعتياد 

پيشگيري يعني جلوگيري از وقوع يك اتفاق.

از نظر بهداشتي پيشگيري عبارتست از مداخله‌اي مثبت وانديشمندانه براي مقابله با شرايط مضر. پيشگيري در سه سطح قابل انجام ميباشد:

پيشگيري اوليه: انجام مداخله‌اي قبل از اينكه اختلال يا ناتواني ايجاد شود.

پيشگيري ثانويه: پس از وقوع بيماري انجام اقداماتي به منظور شناسايي و درمان هر چه سريعتر

پيشگيري ثالثيه يا توانبخشي: هدف كاستن ناتواني­ها و عوارض ناشي از بيماريست.

نقش پيشگيري اوليه به عنوان اقدامي موثر در آموزش بهداشت و در زمينة اعتياد بسيار شناخته شده است. در كنار ساير عوامل مؤثر در پيشگيري اوليه از اعتياد نقش والدين و فعاليت­هاي متمركز بر نوجوانان (به عنوان قشردرگير در اعتياد) قابل بررسي مي­باشد.

فعاليتهاي پيشگيري متمركز بر آگاه­سازي و آموزش والدين

كودكان بيش از همه از والدين خود تأثير مي­پذيرند. آگاه­سازي والدين يكي از مهمترين بخش‌هاي مؤثر در هر برنامه­ی پيشگيري از اعتياد است.

1-    آموزش اطلاعات لازم در مورد سيگار: والدين بايد از سيگار شايع، نحوة مصرف و صفات شخصيتي فرزندشان اطلاع كافي داشته باشند. چگونگي پاسخدهي به سؤالات نوجوان يكي از نكات بسيار مهم است.

2-    افزايش مهارت لازم براي ايجاد پيوندهاي خانوادگي قوي از طريق برقراري ارتباط صميمانه با كودكان، بالا بردن اعتماد به نفس در آن­ها، اجتناب از تحقير و دادن مسئوليت مناسب با توانايي به آنان و ايجاد سيستم­هاي ارزشي قوي مي­تواند به امر پيشگيری كمك كند.

3-    وضع مقررات واضح در خانواده: نوجوان در بحران بلوغ براي سازماندهي به تحوّلي كه در او درحال وقوع است نياز به مرزها و محدوديت­هايي دارد. اعمال اين قوانين به شكل‌دهي بهتر او مي­انجامد.

4-    آموزش الگوي خوب بودن: والدين بايد از تاثير رفتارها و پيامهايي كه به طور مستقيم يا غير مستقيم به فرزندانشان مي‌دهند، آگاه باشند. مصرف دارو يا احياناً سيگار و سيگار توسط والدين به بهانه­ی آرامش، جشن و ساير دلايل بر نگرش و رفتار نوجوان تاثير بسزايي خواهد داشت. نوجوان مقاومت در مقابل خواسته‌هاي ناشايست ديگران را از والدينش ياد مي­گيرد.

5-     تشويق فعاليت­هاي سالم و خلاق: كودكان و نوجوانان از تفريح در كنار و همراه با والدين خود لذت بيشتري مي­برند و اين همراهي موجب استحكام ارتباط مطلوب والدين و فرزندان مي­شود.

فعاليت­هاي پيشگيري متمركز بر آگاه­سازي و آموزش نوجوانان

1ـ آموزش مقاومت در برابر گروه همسن: بيش از 60% موارد اعتياد با تعارف دوستان شروع مي­شود. گروه همسن در دوران نوجواني نقش عمده‌اي را در بسياري از رفتارهاي وي ايفا مي­كند. چرا كه اين گروه جاي پدر يا مادر را مي­گيرد و قواعد و رسومي را به نوجوان ديكته مي­كند و ديگر اينكه در مقابل پدر و مادر از نوجوان حمايت مي­كند. تأثير اين گروه به حدي است كه گاهي رفتار، نحوة تكلم و حتي شيوه­ی لباس پوشيدن افراد را نيز تحت تاثير قرار مي­دهد. فشار گروه همسن در شروع اعتياد بسيار شناخته شده­است.

2-ازجمله روش­هاي پيشگيري از اعتياد در نوجوانان دادن اطلاعات در مورد مضرات سيگار است. البته نبايد هدف انتقال دانش جديد و وسوسه كننده باشد بلكه بيشتر بايد موجب بروز تغييرات رفتارهايي كه سلامت رواني نوجوان را تأمين مي نمايد، گردد. 

3-ايجاد نگرشي منفي نسبت به مصرف مواد با دادن اولويت به ارزش­هاي اجتماعي، ارزش دادن به سلامت فردي، ارتقاء حس مسئوليت فردي و ذكر نكاتي چون "هر مصرفي ممكن است موجب اعتياد شود"، "هيچ نوع مصرف سيگار عادي نيست"، توجه به ظاهر نوجوان و امكان عدم پذيرش از سوي ديگران و قابل اعتماد نبودن فرد معتاد، امكان پذير است.

4-آموزش مهارت­هاي اجتماعي و انطباق با استرس: به واسط­ی پاداش يا جزايي كه به دنبال هر كاري كسب مي­شود، تكرار يك رفتار تقويت يا تضعيف مي­شود. بر اين اساس چنانچه نوجوان بتواند در حين استرس از مهارت­هاي انطباقي مثبت براي حل مشكلات استفاده كند كمتر احتمال دارد كه مصرف مواد را به عنوان يك راه انطباقي انتخاب نمايد.

5-آموزش از طريق همسالان: الگوسازي يا مدل‌برداري يكي از راه­هاي تغيير يا آموزش رفتار است. در گروه سني نوجوان چنانچه از افراد همسن و به نحوي با  ويژگي‌هاي جذب كننده استفاده شود امكان پذيرش را بالاتر مي­برد. اين ويژگي‌هاي جذاب در جوامع مختلف متفاوت است و براي انتخاب الگو به منظور اطلاع‌رساني در هر جامعه‌اي بايد بررسي و تفحص صورت گيرد. آموزش همسالان و انتقال اطلاعات واقعي در مورد سيگار الگوي مناسبي براي تغيير رفتار و آموزش مهارت­هاي اجتماعي است.

براي برنامه ريزي راه­هاي موثر در پيشگيري از اعتياد، ابتدا بايد علل و عوامل موثر در شروع مصرف و اعتياد به مواد را در نوجوانان و جوانان شناخت.

 عوامل ژنتيكي، شخصيتي، پسيكوپاتولوژيك،فارماكولوژيك، خانوادگي، محيطي و اجتماعي همگي دراتيولوژي سوء مصرف و اعتياد موثر هستند و عوامل متعدد درمقابل بايكديگر به سوء مصرف و سپس اعتياد منجر مي‌گردند.

براي انتخاب و به كارگيري مناسب استراتژي‌ها، دانستن نيازها و مشكلات و پتانسيل‌ها و توانائي‌هاي اجتماعي ضروري است. اجراي هربرنامه­ی پيشگيري به شناخت دقيق منطقه، ‌بررسي كامل وضعيت بهداشتي و روان شناختي و بررسي‌هاي همه گيرشناسي بستگي دارد تا به اين وسيله عوامل موثر بر مصرف مواد آشكار شود. به عنوان مثال، بايد شايع ترين نوع مادة مصرف و گروه سني افراد در معرض خطر، موقعيت‌ها و محل‌هاي مصرف، باورهاي نادرست وعوامل مخاطره آميز، امكانات و منابع موجود را شناخت و براساس آن مدل فعاليت‌هاي پيشگيري را تعيين نمود. تحقيقات نشان داده­اند كه نمي‌توان يك روش واحد را به عنوان بهترين روش براي همه افراد و گروه‌ها انتخاب نمود. بهره­گيري از استراتژي‌هاي مختلف براي تاثير برشيوع اعتياد ضروري است زيرا عوامل متفاوتي در ايجاد اعتياد موثرند.

 مهمترين استراتژهاي پيشگيري از اعتياد كه درجهان از آن­ها استفاده مي‌شود عبارتند از :

1- آگاه سازي افراد در مورد خطرات و مضرات مواد

2- افزايش مهارت‌هاي زندگي مانند مهارت تصميم گيري، حل مسئله، ارتباطات اجتماعي

3- تقويت فعاليت‌هاي جايگزين به جاي مواد براي ارضاي نيازهاي رواني اجتماعي نوجوانان وجوانان

4- مشاوره و مداخلة حين بحران، دربحران‌هاي مختلف در طول زندگي

5- ارتقاء فرهنگي و مذهبي

6- تقويت قوانين و مقررات مبارزه با مواد

7- درمان معتادان براي جلوگيري از سرايت اعتياد

از جمله راهكارهای موثری كه والدين می­توانند به منظور پيشگيری از اعتياد جوانان و نوجوانان به مصرف سيگار به كار بندند، عبارتند از:

۱ _ معيارهای «خوب بودن» و «بد بودن» را به فرزندان شان ياد بدهند. ارزش­های پسنديده اخلاقی، رفتارهای مناسب اجتماعی، انتظارات جامعه از يك نوجوان مسئول، اهميت رشد و بالندگی نوجوان برای پيشرفت اجتماعی كه در آن زندگی می كند و... را به آن­ها بياموزند.

۲ _ در برابر اجرای مقررات و قوانين حاكم بر خانه، محیط آموزشی و اجتماع جدی، مسئول و هوشيار باشند. رعايت آئين نامه­های انضباطی و ضوابط و قوانين مدونی كه در محیط­های آموزشی اجرا می­شوند، می­تواند مانعی بر بسياری از كج روی­های اجتماعی شوند. اهميت به نظم و انضباط، داشتن رفتارهای موجه، شيوه تفكر سالم و... از نكات ارزشمندی است كه می­توان به نوجوانان و جوانان ياد داد. آن­ها بايد بدانند كه هر گونه دسترسی به سيگار چه جرايمی به دنبال دارد و چه مجازات­هايی را بايد متحمل شوند.

۳ _ سعی كنند الگوی رفتاری خوبی برای فرزندان نوجوان خود باشند. آن­ها همواره نظاره­گر اعمال و رفتارهای شما هستند. والدينی كه خود، سيگار می­كشند و يا در مصرف داروهای مسكن و خواب­آور افراط می­كنند و يا نگرش و ديدگاه شفاف و مشخصی در برابر مصرف سيگار به فرزندان­شان ارائه نمی­كنند، راه را برای انحراف و تصميم­گيری­های نامناسب جوانان هموار می­سازند. والدین باید به اختلاف بين حرف و عمل خود آگاه باشند. نوجوانان به اين تناقضات بسيار حساس هستند و به راحتی ارزش­ها و عقايدشان را زير پا خواهند گذاشت.

۴ _ عزت نفس، خويشتن­داری و اعتماد به نفس فرزندان را تقويت كنيد. فرصت­ها و موقعيت­هايی برای فرزندان نوجوان پيش آوريد تا آن­ها بتواند پيروزمندانه به اهدافشان برسند.آن­ها را به دليل توانايی­ها و استعدادهاي­شان تشويق و حمايت كنيد. اين كار به آن­ها كمك می­كند تا احساس خوبی نسبت به خودشان پيدا كنند. برداشت­های جوان نسبت به توانايی ها و استعدادهاي­شان مهمترين تاثير را بر عزت نفس آن­ها می­گذارد. هنگامی كه والدين درمی يابند تجربه های دشوار زندگی، اعتماد به نفس و خويشتن داری نوجوانان را تحت تاثير قرار داده است، بايد به آن­ها كمك كنند تا با انتخاب راه و مسير درست زندگی، خودشان را از انحطاط، تسليم و بی ارزشی نجات دهند.

۵ _ ارتباط موثر و صميمانه ای با نوجوان (و يا جوان) برقرار كنيد. گوش دادن به صحبت های او، حمايت از رفتارهای مثبت، پسنديده و سالم، توجه كردن به احساسات و عواطف او و پذيرش بی قيد و شرط جوانان و نوجوانان به آن­ها كمك می­كند تا با ايجاد رابطه­ای نزديك و صميمانه با والدين خود درصدد مقابله با بحران­های زندگی برآيند. ديدگاه­ها و اعتقادتان را با صبوری و انعطاف پذيری به جوانان بياموزيد. اجازه دهيد تا با بحث و گفت وگو احساس مسئوليت، ارزشمندی و خودكارآمدی در آن­ها رشد يابد. در دوران نوجوانی، فرزندان ما دست به شناخت، ماجراجويی، كنجكاوی و خطر كردن می­زنند، در اين جا وظيفه والدين و مربيان است كه سعی كنند با گزينش روش­های معقول و سنجيده راه رسيدن به استقلال فردی و رشد اجتماعی را برای آن­ها روشن سازند.

۶ – فرصت­هايی برای آن­ها ايجاد كنيد تا مسئولانه درباره كارهای روزانه خود تصميم گيری كنند. به آن­ها ياد بدهيد كه چگونه با افراد ديگر اجتماع ارتباط برقرار كنند. برای مثال، زمانی كه تنها در جمعی حضور دارند، چه بايد بگويند، چه كاری بايد بكنند و... در نظر داشته باشيد اگر آن­ها افراد شلخته و بی بندوباری نباشند، در مقابل تعارف دوستان­شان برای سيگار كشيدن و... مطيع نخواهند شد. هر اندازه كه تاثير دوستان و هم­سالان جوانان بر آن­ها زياد شود، نقش والدين و راهنمايان­شان برای هدايت آن­ها كم رنگ­تر خواهد شد. هر اندازه والدين، جوانان را به حال خود واگذارند، آن­ها را در برابر محيط و اجتماع آسيب پذيرتر ساخته­اند و بعدها برای اين تسليم بايد بهای سنگين­تری بپردازند. والدين بايد با درك تاثير هم سالان بر فرزندشان آنان را برای مقابله با فشارها و تحريكات موجود آماده كنند. توان «نه گفتن» و داشتن رفتاری مستقلانه و صحيح را در آنان بايد تشويق و تمجيد كنند. بايد به جوانان ياد داد كه «نه گفتن» آن­ها دليل بر احترام آن­ها به خودشان است. از آن­ها بخواهيد كه به هنگام احساس خطر، قدرت ترك محل را داشته باشند.

۷ _ نسبت به احساس افسردگی، بی حوصلگی و انزواطلبی فرزند نوجوان­تان حساس و هوشيار باشيد. نوجوانانی كه دچار افكار پريشان و مايوس كننده می­شوند، قابل تامل و بررسی هستند، زيرا كه آن­ها اساساً پيامدهای رفتاری خودشان را نمی­دانند. افسردگی برای اين گروه از نوجوانان ممكن است زمينه­ساز بسياری از آسيب­های اجتماعی مثل روی آوردن به سيگار، سيگار، اعتياد، فحشا، بزهكاری و... شود. والدين بايد رفتارها و عادات فرزندان نوجوان شان را كه احتمال می دهند به دلايلی منجر به افسردگی در آنان شود، مد نظر داشته باشند.

۸ _ واقعيت­های اجتماع را به فرزند نوجوان (و يا جوان تان) گوشزد كنيد. گروهی از والدين تصور می­كنند با مطرح نكردن مشكلات گوناگون جامعه و سرپوش گذاشتن بر حقايق تلخ زندگی، روش مناسبی برای حمايت از فرزندشان انتخاب می­كنند. در حالی كه آنان نياز دارند تا اطلاعات صحيحی درباره مسائل جامعه­ای كه در آن زندگی می­كنند، بدانند و در اين زمينه و بهترين راهكار آن است كه پدر و مادر سعی كنند با يافتن منابع و مدارك علمی و موثق، اطلاعات و دانسته­های خانواده­ی­شان را ارتقا دهند و راهنمای معتمدی برای فرزندان­شان باشند. هدايت سالم والدين و مربيان دلسوز بسيار ارزشمندتر از دوستی­های بحران زا و دشوار است.

راههاي پيشگيري از اعتياد عبارتند از :

1- خانواده

 2- مدرسه: اولياي مدرسه که رفتارها و موارد مشکوک را در نوجوان کنترل مي­کنند 

 3- عوامل اجتماعي: اجتماع و دولت بايد امکاناتي را فراهم کنند که سيگار به راحتي در دسترس نوجوانان قرار نگيرد و عواقب ناخوشايند آن را براي مردم توضيح بدهند.

معمولاً اعتياد در پسران بيشتر است و اين به موقعيت اجتماعي آن­ها مربوط است، زيرا پسران در اجتماع رفت و آمد بيشتري دارند اگر هم دچار مشکل شوند راحت­تر مي­توانند به مواد دست پيدا کنند. پسران آسيب پذيرتر از دختران هستند و معمولاً دختران راحت­تر مي­توانند اعتياد را ترک کنند.

  مشکلات جلوگيري از اعتياد

1- تشخيص اعتياد : بعضي مواقع پنهان کاري مي­کنند، در جمع دوستان بوده­اند و ادعاي درس خواندن مي­کنند. ولي ممکن است که کارهاي ديگري را انجام بدهند.

 2- انکار اعتياد : وقتي جوانان انکار بکنند و رفتارهاي حق به جانب به خودشان مي­گيرند. براي تشخيص افرادي که پنهان کاري مي­کنند بايد مصاحبه تخصصي و بررسي روابط اجتماعي و مشکلات خانوادگي صورت داد. وقتي مشکلات پديد آيند و حل نشوند دچار سردرگمي مي­شود و فرد به اعتياد گرايش پيدا مي­کند.

  مراحل درمان

بيماري اعتياد به سيگار، تقريباً يک بيماري مهلک است که به درمان طولاني نياز دارد و درمان آن با سم زدايي شروع شده و با ادامه درمان و ايجاد محيطي امن و عاري از فشارهاي رواني ، قدم­هاي بعدي درمان برداشته مي­شود. اين اعتقاد که اعتياد درمان ندارد کاملاً بي اساس و دور از ذهن است. ممکن است درمانِ اعتياد طولاني مدت و سخت باشد؛ اما اميد به درمان و بهبودي ، بسيار بالاست.

از زماني که انسان با ماده مخدر آشنا شد و مصرف آن باعث بروز پديده اعتياد گرديد، درمان­هاي گوناگوني نيز براي برطرف کردن آن به کار گرفته شد که خوشبختانه هر روز نيز اين روش­هاي درمان پيشرفته­تر و کامل­تر مي­شود. از درمان و ترک کردن در اردوهاي معتادان گمنام و درمان با داروي متادون گرفته تا جديدترين شيوه درماني که  U.R.O.D ( سم زدايي فوق سريع ) است.

1-مرحله اول با ترک کامل مواد شروع مي­شود زيرا شخص معتاد کنترلي بر رفتارش ندارد و ديگران بايد مواد را از دسترس وي دور بکنند.

 2-فرد مشکل خود را بپذيرد و در اين زمينه به درمانگر کمک مي شود تا بتواند با متقاعد کردن فرد او را به ترک اعتياد سوق دهد.

 3-تغيير سبک زندگي فرد معتاد : برداشتن مشکلات از سر راه او و در مسيري قرار نگيرد که دوباره او را به سمت اعتياد سوق دهد.

 4-از نظر شناختي روي اختلالات خاص کار کنيم. سعي بکنيم اختلالات شخصيت او را ( در صورت وجود ) برطرف کنيم، روابطش را با خانواده اش محکم کنيم و در زمينه تشکيل هويت به او کمک کنيم تا هويت مشخصي براي خود بدست بياورد. بهتر است که درمان دو يا سه چهار جلسه در هفته باشد و چندين ماه طول بکشد.

در اين زمينه بايد از خانواده ها کمک بگيريم زيرا ممکن است يکي از والدين معتاد باشند و اين امر زمينه ساز براي اعتياد مجدد او بشود.

اگر اعتقادات مذهبي افراد را تقويت کنيم خيلي موثر مي شود. مثلاً اعتياد به الکل چون در اسلام حرام است اين امر کمک بسياري به افراد کرده تا به اين مسئله روي نياورند.

بيماران ، ترک جسمي را شروع مي­کنند و همانطور که قبلاً اشاره شد مرحله دوم درمان و يا به عبارتي مرحله تکميلي آن آغاز مي­شود که درمانِ قسمت رواني آن است.

بيماري اعتياد علاوه بر اين که از نظر جسمي، فرد را ناتوان و وابسته مي­کند، يک نوع وابستگي رواني نيز در او ايجاد مي­کند که حتي در مواقعي که از نظر جسمي هيچ گونه مشکلي ندارد و نياز جسماني ندارد هوس و ميل به مصرف سيگار در او مي­تواند دليلي بر شروع مجدد مصرف شود و اينجاست که نياز بيمار به درمان­هاي رواني کاملاً احساس مي­شود.

بنابراين بايد نگرش و باورهاي بيمار به سيگار عوض شده و از نظر رواني، تنفر و انزجار جايگزين عشق و علاقه به سيگار گردد.

در حال حاضر درمان انتخابي و مطمئن روان درماني فردي، گروه درماني ، کلاس­هاي آموزشي، جانشين سازي، فعاليت­هاي مناسب و تکنيک­هاي آرام سازي جسمي رواني است. بيماري اعتياد علاوه بر اين که از نظر جسمي، فرد را ناتوان و وابسته مي­کند، يک نوع وابستگي رواني نيز در او ايجاد مي­کند که حتي در مواقعي که از نظر جسمي هيچ گونه مشکلي ندارد و نياز جسماني ندارد هوس و ميل به مصرف سيگار در او مي­تواند دليلي بر شروع مجدد مصرف شود و اينجاست که نياز بيمار به درمان­هاي رواني کاملاً احساس مي­شود.