مقايسه ي بهداشت رواني دانشجويان سيگاري و غير سيگاري (بخش4)
بنابراين بايد نگرش و باورهاي بيمار به سيگار عوض شده و از نظر رواني، تنفر و انزجار جايگزين عشق و علاقه به سيگار گردد.
در حال حاضر درمان انتخابي و مطمئن روان درماني فردي، گروه درماني، کلاسهاي آموزشي، جانشين سازي، فعاليتهاي مناسب و تکنيکهاي آرام سازي جسمي – رواني است.
ايجاد انگيزه در خانواده و همراهان بيمار و اين که خانواده چه نقش مهمي در درمان بيمار معتاد دارد، يکي از اهداف مهم درمان اعتياد است. پس از سم زدايي جسمي، بيماران احتياج به حمايتهاي بسيار مناسب و همه جانبه خانواده دارند که اين حمايت شامل حمايت رواني و برخورد صحيح و مناسب با بيمار است. اغلب خانوادهها و مردم، بيمار معتاد را يک مجرم ميدانند و متأسفانه در مسير تلاش در جهت بهبود بيمار خيلي سريع مأيوس ميشوند و به اصطلاح، بيمار را غير قابل اصلاح ميدانند که اين نااميد شدن يکي از بزرگترين علل شکست در سير درمان است. درحقيقت اعتياد فقط يک بيماري عصبي – رواني ميباشد که احتياج به درماني طولاني مدت شامل حمايتهاي رواني بسيار دقيق از بيماران معتاد دارد که بعد از مرحله سم زدايي، خانواده بايد اغلب رفتار و برخوردهاي لازم با بيمار را با توصيههاي متخصصين روان پزشک و روان شناس انجام دهند. زيرا کوچکترين حرکت اشتباه در مسير درمان ميتواند باعث شکست و بازگشت مجدد بيماري شود.
هم اکنون اعتياد به سيگار يا ساير مواد روان گردان صرفاً به عنوان يک بيماري مزمن عصبي-رواني شناخته ميشود که با يک درمان سم زدايي، مرحله درمان شروع ميشود و با روان درماني براي مدت حداقل شش ماه؛ شامل شرکت در کلاسهاي گروه درماني ومشاوره فردي، و حمايت بسيار دقيق و کامل خانواده و اطرافيان، ادامه مييابد. بايد توجه داشت زماني بيمار ترک کامل رواني را انجام ميدهد که بعد از سير درمان، به طور کامل از سيگار ، به معناي واقعي متنفر شده باشد، اگر بدين صورت مراحل درمان ادامه يابد به طوري که کليه فعاليتهاي درماني بيمار تحت نظارت گروه پزشکي و متخصص و در مراکز ترک اعتياد معتبر و مجّرب صورت پذيرد، بدون شک اعتياد درمان ميشود و خطر ابتلا و برگشت مجدد بيمار به اعتياد به حداقل ميرسد. جهت درمان بيمار مهمترين مرحله، تحقيق خانواده و بيمار در جهت يافتن بهترين و موفقترين مراکز درماني ميباشد که مسلماً براي اين منظور بايد به مراکز مختلف مراجعه شود و با سيستم درماني، آشنايي حاصل، و اطمينان کامل ايجاد شود به طوري که با تماس مستقيم با بيماران درمان شده، نظارت بر فعاليتهاي درماني مرکز ترک اعتياد و ميزان حمايت از بيماران ميتوان تا حدود زيادي نسبت به ميزان موفقيت، اعتماد حاصل نمود.
در درمان اعتياد بايد توجه داشت که آن را فقط يک بيماري مزمن دانست و بيمار بايد با حمايت هاي کامل خانواده ، مرکز ترک اعتياد و اطرافيان و با اميد به روزي که اين بيماري در جهان ريشه کن شود و با کمترين فشارهاي رواني درمان شود.
معتاد:
معتاد به کسي ميگويند که در نتيجهي استعمال متمادي دارو دربدن وي حالت مقاومت اکتسابي ايجاد شده به شيوهاي که استعمال مکرر آن موجب کاسته شدن تدريجي اثرات آن ميگردد. از اين رو پس از مدتي شخص مقادير بيشتري از دارو را ميتواند بدون بروز ناراحتي تحمل کند و در صورتي که دارو به بدن وي برسد اختلالات رواني و فيزيکي موسوم به سندرم محروميت (عوارض و تظاهرات جسماني و رواني در موقع نرسيدن به سيگار به بدن) در او ايجاد ميشود(ستوده، 1380).
غير معتاد(سالم):
فرد غير معتاد کسي است که داراي شخصيت سالم ميباشد. يعني بيماريهاي رواني و ناهنجاريهاي اجتماعي بطور بارز و يا فراواني زياد در او ديده نشود. فرد غير معتاد که داراي روان سالم ميباشد مستقل از ديگران، متکي به خود ميباشد او واقع سنج و جوينده است به همين دليل در زندگي داراي هدف ميباشد.
بنابر تعريف آلپورت که معتقد است شخصيت آدمي مقاصد سنجيدهي آگاه يعني اميدها و آرزوهاي اوست اين هدفها انگيزهي شخصيت سالم قرار ميگيرد او ميگويد داشتن هدفهاي دراز مدت کانون وجود آدمي را تشکيل ميدهد و بشر از حيوان، سالمند از کودک، و بسياري از موارد شخصيتي سالم را از شخصيت بيمار متمايز ميسازد. ماهيت ارادي شخصيت سالم يعني تلاش براي آينده، به کل شخصيت آدمي يگانگي و يکپارچگي ميبخشد(مشفقي،گلوي،1385).
بهداشت روانی چیست؟
بهداشت رواني چيزي بيش از فقدان بيماري رواني است. اغلب افراد جامعه از سلامت روان خود غافل بوده و نسبت به آن بي اعتناء ميباشند. ويژگيها و معيارهاي بهداشت روان را ميتوان اينگونه برشمرد:
1- كيفيت انديشيدن توام با آرامش با رويكردي خنثي و يا مثبت است. در مقابل انديشه پر تنش، آزار دهنده و منفي.
2- افكار بدون هيچ مقاومتي ميآيند و ميروند، بدون آنكه تنش قابل توجهي ايجاد كنند. در مقابل تفكر وسواسي و تكرار شونده.
3- فرد در زمان حال زندگي ميكند و تمام حواسش معطوف كاري است كه در حال انجامش است. در مقابل فردي كه غالب اوقات در خشم از گذشته و ترس از آينده بسر ميبرد.
4-احساس آرامش، امنيت، شفقت، شوخ طبعي، قدر شناسي، رضايت و كنجكاوي. در مقابل احساس تنش، خشم، نا امني و نفرت.
5- زندگي كنترل پذير مينمايد. در مقابل احساسي كه زندگي از كنترل شما خارج است.
6- مشكلات قابل حل بنظر ميرسند و فرد خوشبينانه به مشكلات خود مينگرد. در مقابل مشكلات حل ناپذير بنظر رسيده و فرد بدبينانه به مشكلات خود نگاه ميكند.
7- عزت نفس و اعتماد بنفس بالا. در مقابل اعتماد بنفس پايين و احساس اضطراب و نااميدي.
8- فرد احساس خوبي نسبت به خود دارد. فرد نقاط ضعف و قوت خود را بخوبي ميشناسد.
9- فرد اجازه نميدهد احساساتي مانند ترس، خشم، عشق، حسادت، گناه و اضطراب تمام وجودش را در برگيرند.
10-توان برقراري روابط اجتماعي و بين فردي رضايت بخش و پايدار.
11-توانايي خنديدن به خود و با ديگران.
12- فرد با وجود اختلاف عقايد، تفاوتها و كاستيها براي خود و ديگران احترام قائل است.
13-توانايي پذيرش مشكلات و ناكاميهاي زندگي.
14- استقلال در تصميم گيري. عدم هراس از مشكلات و توانايي در حل بهنگام آنها.
15-توانايي سازگاري با محيط پيرامون و تغييرات.
16- داشتن روحيه شاد و با نشاط.
17-توانايي تامين نيازهاي شخصي.
18-توانايي لذت بردن از زندگي.
19- توانايي برقراري تعادل و توازن: ميان كار و تفريح، خواب و بيداري، استراحت و فعاليت بدني، تنهايي و معاشرت با ديگران، داخل خانه ماندن و از منزل خارج شدن.
20- انعطاف پذيري: افرادي كه داراي عقايد خشك بوده و در هيچ شرايطي حاضر به تغيير عقايد خود نيستند (حتي با استدلالهاي روشن و متقاعد كننده) در واقع خود را معرض استرس زيادي قرار ميدهند. انعطاف پذيري در انتظارات و احساسات نيز ضرروي است. افرادي كه برخي احساسات و هيجانات خود را سركوب كرده و از ابراز آنها نگراني دارند خود را در معرض بيماريهاي رواني قرار ميدهند. فرد ميبايست توانايي تغيير كردن، رشد كردن و تجربه كردن طيف وسيعي از احساسات را همگام با تغيير شرايط زندگي دارا باشد.
21- (قابليت ارتجاعي) تاب آوري: در فيزيك به توانايي بازگشت به شكل اوليه پس از خم شدن، كشيده شدن و يا فشرده شدن ميباشد. اما در روانشناسي به مفهوم بازگشت به وضعيت عادي و طبيعي پس از مواجهه با ناملايمات روزگار، تغييرات و استرسها با حداقل درد و رنج است. يعني همان تاب آوردن زير فشار رواني و حفظ ثبات احساسي و سلامت رواني. توانايي كنار آمدن با ناملايمات و سازگاري با تغييرات. بيرون آمدن از شرايط سخت. ميزان مقاومت و تحمل شما.
22-توانايي دوست داشتن و عشق ورزيدن و همچنين دوست داشته شدن.
23-خلاق و بهره ور بودن.
24- توانايي بهرهگيري از قوه تخيل. خيالپردازي نيز براي سلامتي روان ضروري است. اما تا حدي كه فرد قادر باشد ميان تخيل و واقعيت تفاوت قائل شود و آن دو را از هم تميز دهد.
25-فرد احساسات خود را ميشناسد.
چند نكته براي حفظ سلامت رواني
1- مهارتهاي حل مسائل و اختلافات را فرا گيريد.
2-اعتماد بنفس و عزت نفس خود را افزايش دهيد.
3-هرگز خود را قرباني قلمداد نكنيد.
4- روشهاي مديريت زمان را بياموزيد.
5- اجازه ندهيد احساسات شما در درونتان انباشته گردند. احساسات خود را با ديگران در ميان گذاريد.
6-از بحثها و نزاعهاي غير ضروري اجتناب ورزيد.
7-عواملي كه در شما ايجاد استرس ميكنند را شناسايي كرده و مواجهه با آنها را به حداقل برسانيد.
8-تكنيكهاي تمدد اعصاب و آرامش يافتن را فرا گيريد.
9-به اطرافيان خود بي توجه نبوده و در صورت لزوم ياري دهندهي آنان باشيد و در حد توانايي خود بكوشيد مشكلاتشان را رفع كنيد.
10- از زندگي خود لذت ببريد. كاري را انجام دهيد كه به آن علاقمند هستيد. جايي برويد كه دوست داريد آنجا باشيد. براي خودتان زندگي كنيد و نه براي ديگران.
11- تنها با افراد شاد و هم عقيده با خود معاشرت كنيد. جدا از افرادي كه اعتماد بنفس شما را كاهش ميدهند دوري كنيد. (افرادي كه ناعادلانه از شما انتقاد كرده و يا تحقيرتان ميكنند)
12-از كمال گرايي بپرهيزيد.هيچ كس كامل نيست.
13- براي خود اهداف معقول، واقع گرايانه و در حد توانايي تان تعيين كنيد.
14- چيزهايي كه قادر نميباشيد در خود و ديگران تغيير دهيد را بپذيريد. ديگران را همانگونه كه هستند بپذيريد.
15-خشم خود را كنترل كنيد.
16-اشتباهات خود و ديگران را مورد بخشش قرار دهيد.
17-به قدر توانايي خود كار كنيد.
18- در زمان حال زندگي كنيد. از گذشته درس بگيريد و براي آينده برنامه ريزي كنيد.
19- رژيم غذايي متعادل لازمه بهداشت روان است. از مصرف الكل وكافئين بپرهيزيد. سيگار نكشيد و فعاليت بدني را ترك نكنيد. خواب كافي داشته باشيد.
20- تاب آوري، انعطاف پذيري و ايجاد توازن را فراموش نكنيد.
21- مسئوليت زندگي خود را بپذيريد. از ديگران انتظار نداشته باشيد تمام نيازهاي شما را تامين كنند. خودتان اين كار را مي بايست انجام دهيد.
اضطراب:
کري گوپر[1] و گامينگز[2] روند اضطراب را اينگونه توضيح ميدهند:
1- مردم غالباً کوشش ميکنند که افکار، هيجانات و روابطشان را با دنيا در حالت ثبات نگه دارند
2- عوامل نامطبوع و هيجان انگيز هر کس داراي ميداني از ثبات است که در آن ميدان شخص احساس آرامش مينمايد. از طرف ديگر موقعي که نيروهايي يکي از اين عوامل را از حوزهي ميدان ثبات خارج نمايد انسان براي باز گردانيدن احساس آرامش خود بايد فعاليت يا مقاومت نمايد. به عبارت ديگر هر نوع نيرويي که ثبات رواني يا جسماني را از ميدان خويش به خارج سوق دهد و در فرد ايجاد فشار نمايد اضطراب ناميده ميشود. يا ميتوان گفت اضطراب وقتي روي ميدهد که تهديدي نسبت به فرد وجود داشته باشد. يک تهديد بر حسب اينکه چه مفهومي براي فرد دارد، ميتواند ايجاد فشار نمايد(کوپر،1370).
اضطراب هستي:
اضطراب، دلشوره، تشويش، نگراني، دلهره، دلواپسي، بيقراري، دل آشوب، نابساماني؛ حالاتي هستند که هر انسان خواه و ناخواه تلخي آنها را چشيده است. ميتوان با اطمينان گفت که امکان ندارد انساني در اين کرهي زمين زيسته باشد و مزهي دل شوره و اضطراب را نچشيده باشد(معاني، 1370).
نگراني و اضطراب از جمله حالات رواني هستند که در عصر پرشتاب کنوني بيآنکه خود متوجه باشيم بر غالب اعمال و رفتار ما سايه افکندهاند و چه بسا بارها پس از انجام کاري خود از نحوهي واکنشها و برداشتهاي خويش منفعل ميشويم و خويشتن را به باد انتقاد ميگيريم(لوگال، 1371- 1372).
نظريه پردازان هستينگر معتقدند که هراس و اختلالهاي اضطرابي تعميم يافته ناشي از اضطراب هستي يعني ترس همگاني دربارهي محدوديتها و مسئوليتهاي زندگي فرد است. آنها ميگويند که ما اضطراب هستي را تجربه ميکنيم چون ميدانيم که زندگي محدود است و از مرگي که انتظار ما را ميکشد ميهراسيم(دادستان، 1376).
فصل سوم
روش انجام پژوهش:
پیشینهی پژوهش:
در بارهی معضل اعتیاد به سیگار و سيگار تا کنون تحقیقات زیادی صورت گرفته است ؛ چه در زمینهی علت یابی و چه در زمینهی پیشگیری از آن که به مواردی از آنها در ادامه اشاره میشود.
پژوهشهای انجام شده در ایران:
اثرات سيگار بر حافظه كوتاه مدت :
در پژوهشي كه توسط آقازاده به منظور بررسي مقايسهاي بين ميانگينهاي بهره حافظه (MQ ) افراد سيگاري و غير سيگاري بر روي 100 دانشجو كه 50 نفر سيگاري و 50 نفر غير سيگاري بودند انجام گرفت با استفاده از آزمون حافظه وكسلر ميزان بهرهي حافظهي هر دو گروه ارزيابي شد و بعد از تجزيه و تحليل آماري فرض صفر رد و فرضيه تحقيقي مورد تأييد قرار گرفت. بدين معني كه ميانگين بهرهي حافظهي كوتاه مدت در افراد غيرسيگاري بيشتر از افراد سيگاري است. اين پژوهش نشانگر اين مسله است كه حافظه افراد سيگاري به مرور زمان مختل ميگردد. (آقازاده، 1378).
پژوهش شایسته(1375) در مورد مقایسهی شخصیت معتادان به سيگار و جوانان عادی صورت گرفته است، در اين تحقيق تعداد هرگروه 83 نفر بود و از لحظ سن و تحصيلات هر دو گروه همتا بودند، به روش تصادفي افراد انتخاب شدند، به اين نتيجه رسيدندکه ميزان روان رنجوري و افسردگي در جوانان معتاد بيشتر از سالم بود و به علاوه خصوصيات خود بيمار پنداري و هيستري با اطمينان 99% در گروه معتادان تأييد شد، همچنين خستگي رواني معتادان هم بيشتر بود، ابزار تحقيق در اين پژوهش تست MMPI و پرشسنامهي محقق ساخته بود.
پژوهش ديگري به منظور بررسي و مقايسهي طيف اعتياد به سيگار در 6008 معتاد زن و مرد، توسط زاغي و همکارانش(1373) صورت گرفت، به اين نتيجه رسيدند که شايعترين گروه سني معتادان به مردها در فاصلهي سني 31-35 و در زنها در 26-30 ساله بودند و حداقل سن شروع اعتياد در جنس مؤنث 10 سال و در مذکر 12 سال بود. حداکثر سن مؤنث 95 سال و مذکر 75 سال بود، در مجموع اعتياد به هروئين در زنان 3 برابر مردان محاسبه شد.
پژوهش ديگري توسط آزاد(1375) در زمينهي تشخيص مسموميت با ترياک و هروئين صورت گرفت که منجر به شناخت مطمئنتري در شناسايي معتادين شد. در اين روش هم خطا کمتر است و هم سادهتر است. که در آن مورفين و مشتقات آن را باT.L.C تشخيص ميدهند و حدود 2 ساعت طول ميکشد.
در پژوهش ديگري توسط تحصيلي و همکارانش(1372) در زمينهي شخصيت معتادان به سيگار در ايران صورت گرفت. اين تحقيق در مرکز بازپروري شورآباد تهران صورت گرفت و با استفاده از تست 16 عاملي کتل آزمون شدند. نتيجه چنين شد که الگوي شخصيتي ويژهاي در معتادان نيستو به طور آشکار دچار عدم تعادل رواني نيستند. و در معتادان مورد بررسي خستگي عصبي، نا آرامي و کمبود، اغماض در برابر ناکامي، علاقه به هنر و رغبتهاي زيبا شناختي قابل توجه است معتادان داراي تخيل حساس بوده و در عامل I انحراف قابل توجهي با هنجارها ايراني و خارجي داشتند که نشان دهندهي زمختي و رشد نايافتگي شخصيت است.
بررسيهاي آماري حاکي از آن است که خسارتهاي اقتصادي ناشي از سوء مصرف سيگار در ايران حداقل 1500ميليارد تومان در سال است. غيبت در کار ، ناپايداري اشتغال و مشکلات خانوادگي از مواردي است که ميتوان به عوارض اجتماعي اعتياد مرتبط دانست. در تحقيق صورت گرفته از سوي سازمان زندانهاي کشور با عنوان رابطه سيگار با ساير جرايم نتايج بدست آمده ارتباط معني داري بين اعتياد و قتلهاي غير عمد، جرايم مالي و قاچاق سيگار مشاهده شده است(شوراي آموزش زندانهاي کشور).
افراد سوء مصرف کنندهي مواد براي مقابله با هيجانات منفي، مشکلات جاري و مقابله با موقعيتهاي خطرزا نسبت به مصرف مواد، مهارتهاي مناسب و مؤثري ندارند(سموعي و همکاران، 1379).
پژوهشهای انجام شده در خارج:
تحقيقي كه درآمريكا در سال(1998 ) درموردارتباط استعمال دخانيات بانقش ذهني افراد سيگاري صورت گرفته نشان داده كه مصرف سيگار در مردان و زنان باعث كاهش درك ذهني ميشود(ادل استين –سيلور 1998 ).
اگرچه زنان کمتر از مردان سیگار میکشند اما براساس گزارش مرکز تحقیقات ملی ایتالیا، ترک سیگار در آنها مشکل تر بوده و احتمال روی آوردن مجدد به سیگار در آنها بیشتر است.
این دانشمندان با 4 سال تحقیق روی 450 زن و مرد 25 تا 65 ساله دریافتند، اگرچه 67 درصد مردان و 52 درصد از زنان سیگار میکشند، اما میزان ترک سیگار در زنان کمتر است و زنان بعداز ترک سیگار بسیار اذیت میشوند و تمایل بیشتری دارند تا مجددا به سیگارروی آورند.
دکتر ولپ سرپرست این تحقیق میگوید: 30 درصد از مردان سیگار کشیدن را ترک میکنند در حالیکه 17 درصد از زنان سیگاری آن را ترک میکنند. زنان معمولا بعد از غذا با دوستانشان سیگار میکشند و هنگامی که سیگار را شروع میکنند بسیار لذت میبرند. در این صورت ترک آن برایشان مشکل است.
تنها 10 درصد از مردانی که سیگار کشیدن را ترک میکنند، به سیگار کشیدن مجدد تمایل دارند درحالی که تمایل به سیگار کشیدن مجدد در زنان بعد از ترک آن، 30 درصد است.
دشواري ترك سيگار پس از فارغ التحصيلي
تحقيق جدیدی نشان داد 90 درصد دانشجويان دانشگاههاي امريكا كه در ايام تحصيل سيگار مصرف ميكردند، پس از فارغ التحصيلي نتوانستهاند آن را ترك كنند.
به نوشته پايگاه اينترنتي البوابه، اغلب فارغ التحصيلان برخلاف آنچه اغلب دانشجويان ميگويند، معتقدند ترك سيگار پس از فارغ التحصيلي از دانشگاه بسيار سخت است.
دانشجويان در دوره تحصيل برخي عادات ناپسند مثل استعمال دخانيات را براي رهايي از شرايط سخت آن دوران، از هم دوره هاي خود كسب مي كنند.
براساس اين تحقيق، 14 درصد از دانشجوياني كه گهگاهي و تفنني سيگار ميكشيدند، در حال حاضر روزانه سيگار ميكشند. 11 درصد از شركت كنندگان در اين تحقيق نيز گفتند پس از رفتن به دانشگاه سيگاري شدند. و مردان در مقايسه با زنان، در دوره دانشجويي بیشترگرفتار اين عادت ميشوند.
پژوهشی توسط ملانی مکاین در سال 1996 در مورد رویکرد روان درمانی در مورد اعتیاد صورت گرفت. در مورد اثرات روان درمانی و درمان اعتیاد به نتایج مثبتی دست یافتند، در اين روش درماني به افراد توسط خودشان کمک ميشود و اين به صورت يک برنامهي 12 مرحلهاي قابل اجراست. يافتههاي اين پژوهش نشان ميدهد که معتادان نسبت به شخصيت خودشيفته، اسکيزوئيد، و اعتيادهاي جنسي، مستعدتر و از سابقهي تربيتي بالاتري برخوردارند و اين در حالي است که هنوز هم علل اعتياد در زندگي آنها جستجو ميشود و اغلب هم در فرايند درمان اشکالات پنهاني وجود دارد.
پژوهش ديگري در سال 1993 توسط اريک اسکليمدت در مورد روش درماني بازگشت معقولانه بر روي معتادان صورت گرفته. اساس اين روش بر درمان عقلاني- عاطفي اليس ميباشد، در اين روش به بيمار کمک ميشود تا خودش به صورت فعالانه اعتياد را ترک کند وي به اين نتيجه ميرسد که اين روش درماني، مدت زمان بيشتري طول ميکشد ولي در عوض به علت نقش فعال خود شخص پايدارتر خواهد بود. نتايج تحقيقات وي بر اساس مقايسهي يک گروه که بر اين اساس درمان شده بودند انجام گرفت (اعلمي، تاتاري،1380).
نوليس[3] اين سئوال را مطرح کرد که چرا دانشآموزان و دانشجويان به سوي سيگار کشيده ميشوند و دريافت که يکي از دلايل اين مسئله، اشتياق براي يافتن معني در زندگي است. تحقيق در مورد 405 دانشجو در منطقهي سنديهگو که توسط جود[4] و همکارانش براي کميسيون ملي سوءاستفاده از ماريجوانا و سيگار انجام شده نشان داد که استفاده کنندگان از ماريجوانا و سيگار بيش از ديگران از فقدان معني در زندگي رنج ميبرند.
در تحقيقات ديگري که توسط ميرين[5] و دستيارانش صورت گرفت، نشان داد که مصرف زياد سيگار با دستيابي به يک تجربه با معني و از بين رفتن فعاليتهاي هدفگرا رابطهي مستقيم دارد.
بتيلئوپدلفورد[6] مقالهاي را به تأثير سوابق قومي، جسمي و تصوير از پدر در ارتباط با استفاده از سيگار هدف در زندگي اختصاص داده است اطلاعاتي که وي از مطالعهي 416 دانشجو جمع آوري کرده است بين شيوع استفاده از سيگار در ميان دانشجوياني که تصويري ضعيف از پدر دارند و آنهايي که تصوير قوي از پدر دارند تفاوت معني داري را مشخص نميکنند، اما بدون هيچ ترديدي رابطهي مهم و معنيداري بين استفاده از سيگار و هدف در زندگي مشاهده ميشود. شاخص استفاده از سيگار دانشجوياني که هدفهاي متعالي در زندگي نداشتند (90/8) بطور قابل توجهي با شاخص کساني که هدفهاي متعالي داشتند، تفاوت داشت(مشفقي، گلوي ، 1385).
مونيک پليته که به تحقيقات وسيعي در خصوص شخصيت معتاد پرداخته است عنوان ميکند رفتار معتادانه معمولاً ارتباط مستقيمي با حالت افسردگي و اندوه فرد دارد. از آنجا که شخصيت معتاد ظاهراً از توانايي تحليل ناچيزي برخوردار است تأثير اين افسردگي و کسالت بر او بيشتر ميشود. اغلب اوقات فرد معتاد براي تقويت و تشديد قوهي تخيل و احساس حالات تازه به مخدري پناه ميبرد که فکر ميکند مؤثرتر است. اما نتيجهاي که ميگيرد خلاف آن چيزي است که اميد داشته است. يعني به نوعي حالت انفعالي تدريجي همنوايي دروغي و ناشي از بيتفاوتي با جامعه و سرانجام به افسردگي شديد دچار ميشود. معتادان داراي خصوصيات شخصيتي هستند که با در نظر گرفتن اين خصوصيات به دو دسته تقسيم ميشوند. معتادان پسيکوتيک و نوروتيک.
گروه اول اکثر معتادات را تشکيل ميدهند و در نزد آنان ميتوان برخي خصوصيات نامتعادل رواني مثل بيثباتي خاق و خوي، تغيير، برانگيختگي و خودآزار پسندي را مشاهده کرد و در گروه دوم اعتياد جنبهي اجبار دارد و بروز اضطراب فوراً سبب برانگيخته شدن و فرار شخص بسوي مادهي مخدر نميشود بلکه فرد تا حدودي اين اضطراب را تحمل کرده و با تمايل با رفتار اعتياد خود مبارزه ميکند(سجاديه،1365).
ژيلبرت و له باردي در سال 1967 تحقيقي دربارهي شخصيت معتادان انجام دادهاند که عبارت بود از مقايسهي 45 نفر معتاد و غير معتاد. آنها دريافتند که خصوصيات برجستهي معتادان عبارت است از خصيصههاي سايکوپاتيک، افسردگي، تنش، ناامني،احساس بي کفايتي و اشکال در برقراري و تشکيل روابط گرم و طولاني(آقا بخشي، 1378).
براساس تحقيقات انجام شده توسط (واندرز) عدم رشد عاطفي، پايين بودن آستانهي تحمل در برابر مشکلات، آسيب شديد در قئرت منطق، قضاوت، ارزيابي واقعيتها و نتيجتاً عدم توانايي در انتخاب شيوههاي عقلي و عملي به منظور رفع مشکلات از جمله عواملي هستند که درايجاد زمينههاي ابتلا به اعتياد مؤثرند.
با توجه به آثار زيانبار فردي و اجتماعي سوء مصرف مواد، پژوهشگران آنرا به عنوان نوعي اختلال در نظرگرفتهاند.(گيلدرو همکاران،1376).
پژوهشهاي مختلف نشان داده است که افراد معتاد از استعمال مواد افيوني به عنوان يک روش مقابله در مقابل چالشهاي روزمرهي زندگي و فشارهاي ناشي از آن استفاده ميکنند(کوپر و راسل 1988).
اسکافر و براون[7] (1991) با بررسي که بر روي افراد مصرف کنندهي مواد انجام دادند به اين نتيجه رسيدند که انتظارات افراد از پيامدهاي مواد نقش بسزايي در تداوم سوء مصرف آنها دارد. انتظاراتي از قبيل رها کردن از افکار و رفتارهاي رنجآور، آرامش، کاهش تنش، تسهيل روابط اجتماعي- جنسي، ارتقاءکيفيت ادراکي- شناختي تداوم زمان لذت و خوش بودن در بين افراد مشاهده شده است. طبق تحقيقات موجود کمبود مهارتهاي مقابلهاي انطباقي و انتظارات مثبت دربارهي مواد، بطور مستقل و اشتراکي مصرف مواد را به عنوان يک شيوهي مقابله تشويق ميکنند(کوپر، راسل و جرج ، 1988).
مطالعات تجربي متعدد مدارک فزايندهاي ارائه ميکنند، دال بر اين که افراد، آگاهند يا ناآگاهند براي مقابله با حالات دروني منفي به مصرف مواد ميپردازند.(مورگن استرن و همکاران، 1997).
مصرف مواد يک مکانيسم مقابلهاي کلي است که در موقعيتهايي که روش مقابلهاي مناسبي وجود ندارد يا مورد استفاده قرار نميگيرد بکار گرفته ميشود(ولمن،1991).
بر اساس تحقيقات موجود ميتوان نتيجه گرفت که افراد معتاد نسبت به افراد عادي، هيجانات منفي، بيحوصلگي، خستگي، تنهايي، شرم، اضطراب، نگراني، جر و بحث، فشار رواني، فشار شغلي، مشکلات خانوادگي و عزت نفس پايين بيشتري را گزارش ميکنند(ال گيو بالي و همکاران، 1992).
هدفهای پژوهش:
اغلب جوانان با گذر از دوران بلوغ و نوجوانی دچار تغييرات جسمی - روانی گوناگونی میشوند كه تاثيرات زيادی بر رفتارها و عكس العمل های هيجانی آنها نسبت به اطرافيان می گذارد. احساس نارضايتی، عصبانيت، بی حوصلگی، مخالفت، مبارزه جويی، عدم همكاری، بی اعتنايی و عيب جويی از جمله بدخلقیهايی است كه زندگی نوجوانان را دشوارتر از پيش می كند. در
مواردی اين ويژگی های رفتاری - اخلاقی ِ نوجوانان به گونه ای است كه آنان را شديداً مستعد آلوده شدن به انواع كجروی ها و آسيب های اجتماعی می كند. اين نوجوانان ارزش ها و معيارهای اخلاقی والدين شان را كمتر میپذيرند و بيشتر درصدد يافتن استقلال و اثبات خويشتن اند.
اعتياد به سیگار و مواد يكي از معضلات بهداشتي، رواني و اجتماعي جهان امروز است. اعتياد به داروهاي مجاز و غيرمجاز در چند دهة گذشتة بسيار فراگير شده است و حاكي از بروز يك مشكل جدي درسلامت جسمي، رواني واجتماعي است.
مبارزه با اعتياد درجهان بر سه روش كلي مبارزه باعرضه، درمان معتادان وفعاليتهاي پيشگيري در جهت كاهش تقاضا استوار ميباشد. اگرچه مبارزه باعرضة موادبسيار ضروري است و بدون آنها مشكل مواد بسيار بدتر از امروز ميبود، ليكن اين تلاش مشكل سوء مصرف واعتياد را از بين نبرده است.
در يك بازار بزرگ باتقاضاي زياد نميتوان حتي به ميزان كم مواد راكمياب نمود يا قيمت آن را اضافه كرد. درچنين بازاري توزيع كنندگان و دلالان به قدري افزايش مييابند تا قيمتها نسبتاً پائين باقي بمانند. در آمريكا از سال 1986 تا 1989 هزينه اي كه صرف اجراي قوانين شد دو برابر گرديده اما در همان زمان قيمت كوكائين دربازار از 100 دلار به ازاي هركدام به 75 دلار تقليل پيدا كرد. مطالعات مختلف نشان داده اند كه تا وقتي تقاضا براي مواد زياد است عرضه را نميتوان خيلي پائين آورد.
از طرف ديگر رويكرد درماني نيز با مشكلات بسياري مواجه است. بسياري از افرادي كه براي درمان مراجعه ميكنند دچار عوارض جسمي، رواني واجتماعي جدي شده اند كه برطرف كردن آن هزينه و وقت و انرژي زيادي صرف ميكنند و ميزان موفقيت نيز نامعلوم است. به دليل پيچيدگي مشكلات اعتياد، ساختار درماني پيچيده اي مورد نياز است تا همة ابعاد زندگي و الگوي رفتار مختلف معتادان رادربرگيرد، ساختارهائي مانند درمانگاههاي ويژه معتادان، مراكز سم زدائي و بازپروري، كارگاههاي حرفه اي و جوامع درماني.
رويكرد پيشگيري در جهان عمر كوتاه تري دارد واز سي سال پيش به تلاش و مبارزه عليه اعتياد اضافه شده است. بررسيها نشان ميدهند كه رويكرد پيشگيري نيز ميبايست در كنار مبارزه با عرضه و رويكرد درماني مورد توجه قرار گيرد. از سال 1980 ميزان شيوع اعتياد دركشورهائي كه فعاليتهاي پيشگيري از اعتياد را از طريق كاهش تقاضا با جديت پيگيري مينمايند،كاهش قابل
ملاحظهاي يافته است. به عنوان مثال، تعداد مصرف كنندگان سيگار در امريكا در سال 1990، نسبت به سال 1985 به نصف تقليل يافته است، كه اين تغيير مديون فعاليتهاي پيشگيري از اعتياد بوده است.
بر اساس تحقيقات صورت گرفته بين دانشجويان تهراني و شهرستاني دانشگاههاي تهران، 16 درصد دانشجويان سيگاري هستند. بر پايه آمار بدست آمده 25 درصد از جمعيت پسران و 15 درصد از جمعيت دختران سيگار مصرف ميكنند. که تعداد دانشجويان سيگاري رشتههاي پزشكي و غير پزشكي تفاوتي ندارد و در تمام رشتههاي علوم، مهندسيها و حقوق تفاوت معنيداري بين سيگاريان وجود نداشت. نكته ديگر اينكه تفاوتي بين دانشجويان ساكن تهران و شهرستانيها، نيز براي استعمال دخانيات ديده نشده و تقريبا عدد دانشجويان سيگاری تهراني و شهرستاني يكسان بود. شايعترين علل سيگار كشيدن دانشجويان ،تفنن و سرگرمي، همنشيني با دوستان سيگاري و والدين سيگاري عنوان شده است. استعمال دخانيات بين دانشجويان دختر از سال اول به سال آخر 3 برابر افزايش مييابد.
جامعهی آماری و حجم نمونه:
جامعهی آماری پژوهش حاضر، کلیهی دانشجویان خوابگاههای دانشگاه فردوسی(محوطهی پردیس) در سال 1385 میباشد، که نمونهای به حجم 60 نفر به صورت تصادفی از دو گروه مورد پژوهش انتخاب شدند که پژوهش بر روی آنها اجرا گردید.
هر گروه دارای 30 نفر میباشد که یک گروه دانشجویان سیگاری و یک گروه دانشجویان غیر سیگاری میباشد.
برای آنکه بتوان خصوصیات یک گروه مبین نمونه را به گروه بزرگتر جامعه تعمیم داد، باید به روش تصادفی تعدادی از افراد جامعه را انتخاب نمود و آنها را مورد آزمایش قرار داد. زیرا زمانی میتوان از روی خصوصیات بدست آمده از نمونه، صفات جامعهی بزرگتر را استنباط نمود که گروه نمونه با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شوند. لذا نمونهی این پژوهش به روش تصادفی انتخاب شده تا تمامی افراد جامعه از شانس مساوی جهت انتخاب شدن برخوردار باشند.
روش تحقيق: تحقيق زمينهيابي يا به عبارتي پيمايشي(علي/مقايسهاي) ميباشد.
روش جمعآوری اطلاعات:
شیوهی گردآوری اطلاعات در این پژوهش به 3 طریق انجام شده است.
1. ONLINE: در این روش پژوهشگران با مراجعه به شبکهی جهانی وب و جستجو در بارهی موضوع مورد پژوهش به مطالعه و بررسی پژوهشهای انجام گرفته و ارائه شده در شبکهی جهانی وب و نیز مقالات و ... مرتبط با موضوع مورد پژوهش پرداختهاند.
2. روش کتابخانهای: که در این روش پژوهشگران با مراجعه به کتابخانههای مختلف و از طریق بررسی کتب و پایاننامهها و مجلات گوناگون اطلاعاتی در خصوص پژوهش خود بدست آوردند.
3. روش میدانی: که در این روش از طریق اجرای پرسشنامه بر روی افراد دو گروه نمونه در خوابگاههای دانشگاه فردوسی(محوطهی پردیس)، قسمت عمدهی اطلاعات در زمینهی موضوع مورد پژوهش بدست آمد.
ابزار تحقیق:
پرسشنامهی علل سیگار کشیدن و همچنين پرسشنامهي بهداشت رواني Dass ميباشد
تجزیه و تحلیل دادهها:
در این پژوهش پس از جمعآوری دادهها از طریق پرسشنامه، برای رد یا تأیید فرضهای آماری با استفاده از آزمون T استودنت دادهها مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند.
منابع و مآخذ:
1. شبکهی جهانی وب
2. براتوند، محمود،(1378). كودكان خياباني، مطرودين اجتماع، شوراي تحقيقات زندانهاي خوزستان
3. تقوي، نعمت ا. . .،( 1377). بررسي عوامل جامعه شناختي اعتياد، سمينار اعتياد در تبريز
4. زرگر، يداله،(1378). بررسي وضعيت معتادين خودمعرف اهواز، ستاد مبارزه با سيگار رياست جمهوري
5. زرگر، يداله،(1378). طرح همياران جوان، ستاد مبارزه با سيگار
6. سراج، ناصر،(1375). بررسي الگوي رفتاري معتادين، پايان نامة دكتري
7. عدالتي، غلامحسين،(1377). نقش همسالان در گرايش به اعتياد، سمينار اعتياد جوانان – تبريز
8. فرجاد، محمدحسين و همكاران،(1374). اعتياد، راهنماي كاربردي، انتشارات بدر
9. فرخاك، داريوش،(1378). خلاصة طرح ارزيابي ميزان سوءمصرف مواد UNDCP وبهزيستي، ناگفتهها، شمارة 1، آبانماه
10. قنبر ، افسانه،(1374). رشد نامتناسب جمعيت، فصلنامة پژوهش ، شمارة 13
11. كرباسي ، منيژه، (1377). خانواده و اعتياد، سمينار اعتياد جوانان - تبريز
12. لياقت ، غلامعلي، (1374). سيگار و خانواده، بهداشت جهاني شمارة 3
13. مجموعه مقالات علمي و كاربردي، (1378). ادارة كل زندانهاي خوزستان
14. مهريار ، امير هوشنگ و جزايري ، مجتبي، (1377). اعتياد ، پيشگيري و درمان، روان پويا
15. سيف، علياكبر، (1381). نظريههاي ياد گيري، انتشارات ارس باران
16. فرجاد، محمدحسين، فرجاد، هُما، وجدي، زهره،(74). شناخت علل وعوارض ودرمان اعتياد، انتشارات : وجد.
17. جزوه راهنماي پيشگيري و درمان اعتياد،گروه مؤلفين ،1376،سازمان بهزيستي كشور معاونت امور فرهنگي وپيشگيري.
18. مورسل، البرت، ميرز،(؟). حافظه، ترجمه هوشيار رزم ازما
19. مجله اطلاعات علمي شماره 47
20. لوريا، السكاندر رومايويچ، (1372). ذهن يك يادسپار– ترجمه دكتر حبيب الله قاسم زاده
21. آقازاده، حسين،(1378). (بررسي حافظه كوتاه مدت در افراد سيگاري و غير سيگاري)پايانامه كارشناسي
22. عباسپور تميجاني، زهرا، (1 آبان 1385). سوء مصرف مواد توهم زا، روزنامه شرق
23. اعلمي،مهدي. تاتاري، داوود. (1380)، بررسي منبع کنترل در افراد معتاد به سيگار و غير معتاد، پايان نامه کارشناسي، دانشکدهي علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه فردوسي
24. مشفقي، ليلا. گلوي، منصوره. (1385)، بررسي و مقايسهي اضطراب هستي (معناي زندگي) در مردان معتاد و غير معتاد، پايان نامه کارشناسي، دانشکده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه فردوسي
25. ستوده، هدايت ا... . (1380)، آسيب شناسي اجتماعي و جامعه شناسي انحرافات، ناشر آواي نور ، تهران.
26. معاني، ايرج. (1370)، اضطراب، ناشر چابخش، تهران.
27. لوگال، آندره. (1371- 1372)، نگراني و اضطراب، ناشر آستان قدس رضوي مؤسسهي فرهنگي راه بين.
28. کوپر، کري. (1370)، زندگاني با اضطراب، ناشر ياد آوران
29. دادستان، پريرخ. (1376)، روانشناسي مرضي( از کودکي تا بزرگسالي)، سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني (سمت).
30. آقا بخشي، حبيب. (1378)، اعتياد و آسيب شناسي خانواده(رويکرد مددکاري)، ناشر دانشگاه علوم بهزيستي.
31. سجاديه، محمد علي، و همکاران. (1365)، شناخت و پيشگيري و درمان اعتياد، ناشر تشر تايماز تهران.
32. شوراي آموزش زندانهاي کشور. (؟؟ 13)، مجموعهي مقالات و همايش جوان و اعتياد.
33. گيلدر، ام.، گات، د.، مايو، آ.، و کوون، او. (1376). درسنامهي روانپزشکي آکسفورد (نصرت ا... پورافکاري، مترجم)، تبريز: معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي تبريز.
34. سموعي، راحله.،ابراهيمي، امرا... .، موسوي، غفور.، حسن زاده، اکبر.، و رفيعي، سعيد(1379). الگوي مقابله با استرس در معتادين خود معرف: مرکز اعتياد اصفهان. فصلنامهي انديشه و رفتار. 22،23،63،69.
35. کاپلان، اچ.، و گرب، ج. (1375). خلاصهي روانپزشکي: علوم رفتاري، و روانپزشکي باليني. (نصرت ا... پورافکاري، مترجم). تهران:شهراب
منابع انگليسي
1. Dejong W.Rosati,M.&Zweig K. (1998) Emvironmental Management .http://www.edc.org /be
2. Aastin, B (1997). A College case study A. supplement, to understanding Evalauation: The way to brttery prevention program.
3. http:/www.eds.org/hect/
4. Carothers, R.L etal. (1997).Be Vocal, be visionary. A publication of the Higher Education Center, VS. Department of Education.
5. Rvain, B. E., Dejong w. (1998). Marking the link Facully and prevention. Apubliction.
6. Dejong w. (1997). Setting and improving policies for reducing A publication.
7. Jahannessen, K., etal. (1999). A Campus case study in implementing social norms and A publication.
8. Finn, P. (1997). Preventing Alcohol Retalted problems on campus substance.free. A publication
9. Dejong, W. &wechsheler, H. (1997). Methods for Assessing student use alcohol and other deugs. A publication
10. Ryon, B. (1998) .Alcohol and other drug prevention challenges at community college. A publication
11. Muraskin, L.D. (1993). Understanding valuation the way to better prenention program. A publication.
12. Aronson, Eliot, (1991). Age of propaganda, Pergamon
13. www.salamat.ir
14. http://www.salamatiran.com/salamatiran/index2.asp?t=1&d=7
15. http://asp.irteb.com/news/completenews.aspx?id=6163
16. http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=117812&t=hlt
17. http://www.iranhealers.com/modules.php?name=News&file=article&sid=968&mode=&order=0&thold=0
18. http://asp.irteb.com/news/completenews.aspx?id=6134
19. Cooper, L.M R., Russell, M., George, H.W. (1988). Coping expentancies and alcohol abuse: A Test of social learning formulation. Journal of abnormal psychology, 97,218-230.
20. Morgenstern, J., Labovie, E., Mccrady, S.B., Kahler, W.C., and freg, M.R. (1997). Affiliation with alcoholics anonymous after treatment: A study of its therapeutic effects and mechanism of action. Journal of consulting and clinical psychology, 65,768-777.
21. Velman, R. (1991). Alcohol and drug problems. In W-Dryden and R.Rentoul. (Eds).Adult clinical problems: A cognitive- behavioural approach (138-170). London: Routledge.
22. El-Guebaly, N., Staley, D., and Koensgen, S. (`1992). Adult children of alcohols in treatment programs for anxiety doserders and substance abuse. Canadian Journal of psychology, 37,544-548.
23. Bandura, A. (1997). Self- efficacy: the exercise of self-control. NewYork: W.H.Freeman and Company.
24. Dwison, C.G., and Neale, M.J. (2001). Abnormal psychology. NewYork; Jhon Wiley & sons. Ind.
راحت ،آسان ،ارزان و بی دردسر کارای آماری و تجزیه وتحلیل داده های مقالها و پایان نامه هایتان را به ما بسپارید